شوهرعمه متجاوز

    1394/2/7

    من سارا ۲۲ ساله هستم...خاطرم مربوط به سالها پیش که من دوم راهنمایی بودم...شوهرعمم که یه مرد چاق و زشت بود برخلاف سنش که ۵۰ بود چهره جوونتری داشت و همیشه به من یجوری نگاه میکرد.با اینکه لباسای بدی نمیپوشیدم ولی تو مهمونیا چشم ازم برنمیداشت..هنوزم همینه ولی ازش فرار میکنم..یه شب شام خونه مامانبزرگ بودیم... من رفتم تو اتاق خواب لباسامو عوض کنم که شوهرخالم به بهانه صحبت با موبایل به اتاق اومد ولی یهو اومد سمتمو جلو دهنمو گرفت گفت بذار فقط یکم بمالمت جیغ نکش کاریت ندارم...قلبم داشت میومد تو دهنم... دستشو گذاشت رو سینه هامو منو چسبوند به دیوار ...کیرشو چسبوند به کوسمو فشار میداد...منو برگردوندو کیرشو میمالید به کونمو سینه هامو چنگ میزد...بعد خودش ولم کردو سریع از اتاق رفت بیرون....من فقط میلرزیدم...خیلی ترسیده بودم..حتی برای شام بیرون نرفتم.آخرشب عمه اینا رفتن خونه منم که خودمو زدم به خواب بابا اینا هم رفتن.


    نصف شب یه سنگینی رو خودم احساس کردم چشامو با وحشت باز کردم دیدم شوهر عمم روم دراز کشیده و کیرشو از روی شلوارم فشار میده به کوسم.بازم دهنمو گرفت گفت داد نزن..گفتم شما که رفتین گفت من بخاطر تو برگشتم کوس کوچولو.من خیس عرق شدم.با دستای گندش سینه هامو میچلوند منم لبمو گاز میگرفتم که جیغ نکشم.داشتم زیرش له میشدم.منو رو شکم خوابوند خودش شلوارشو دراورد شلوار منم نصفه داد پایین کیرشو از پشت به کونم میمالید.بعد گذاشت لای پامو تلمبه زد.دوباره منو به پشت خوابوند اومد روم..بلوزمو بالا زد سینه هامو مک میزد ..مثل وحشیا..من دیگه به گریه افتادم التماسش میکردم ولم کنه..از جلو کیرشو میذاشت لای پام تلمبه میزد..شکمش اینقد بزرگ بود که نمیتونست کارشو خوب انجام بده ...تند تند تلمبه میزد.چوچولم دیگه درد گرفته بود.بعد مجبورم کرد کیرشو بخورم..خایه هاش مو داشت سرمو گرفت بزور کیرشو کرد دهنم..آبش اومد و خودشو تمیز کرد بدون توجه به من رفت . دوبار دیگه هم دستمالیم کرد ولی دیگه ازش فرار کردم.


    نوشته: سارا

  • 6

  • 1




  • نظرات:
    •   Hadi_Rtm67
    • 4 سال،4 ماه
      • None

    • ما که نفهمیدیم شوهر عمت بود یا شوهر خالت!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


    •   mehdi_2000
    • 4 سال،4 ماه
      • None

    • کسشعر


    •   shadow 1
    • 4 سال،4 ماه
      • None

    • وات د فاز
      ماذا فازا


    •   khanom hana
    • 4 سال،4 ماه
      • 2

    • خندیدیم خوب بود


    •   mahyar_bala
    • 4 سال،4 ماه
      • None

    • خانم حنا چطورهه؟ biggrin


    •   Shampool
    • 4 سال،4 ماه
      • None

    • خانم حنا چه عجب نگفتی چرررررت بود!!!!
      mosking


    •   mehranahmadee
    • 4 سال،4 ماه
      • None

    • شهر عمش با حفظ سمت شوهر خالش هم هست


    •   کامیار0143
    • 4 سال،4 ماه
      • None

    • باباگفتن داستان بنویسیدنه اینکه هرکی انگشتتون کردبیایداینجابزارید


    •   sosksia
    • 4 سال،4 ماه
      • None

    • خانوم حنا باید بهت بگم
      عجب
      ک این بار نگفتی چرت بود
      ایندفعه ک واقعاً چرت بود، ک یه نفر هم شوهر خالست هم شوهر عمه


    •   F16e
    • 4 سال،4 ماه
      • None

    • مجبوری بنویسی. یا دنبالت کرده بودن؟یا یه مجلوق که کونش میخواره. نه بچه ها؟؟؟؟؟؟


    •   ستار66
    • 4 سال،4 ماه
      • None

    • شوهر عمت بود .یا شوهر خالت .
      نکنه با هر دوتا آره.....
      دفعه بعد فرار نکن چون آخرش میکنتت


    •   باتلر-93
    • 4 سال،4 ماه
      • None

    • شوهرخاله بود واسه ردگم کنی گفتی شوهرعمه.


    •   sarsah
    • 4 سال،4 ماه
      • None

    • ارنولد رو میشناسی ؟ اگر میشناسی یا نمیشناسی تو فیلم ترمیناتور کیرش اهنی بود عمود بره اونجا خودت میخواستم بگم شوهر عمت دوگانگی خوردم نمیدونم شاید شوهر خالت


    •   Bardia27esf
    • 4 سال،4 ماه
      • None

    • شوهر عمه یا شوهر خاله؟ تکلیفت با خودت روشن نیست.
      ببخشید ببخشید شما جنده اید؟
      کیر تو دهنت مثل کتابای کمیک تعریف کردی من اون طرفین رو مثل کمیکا دیدم توام ی جنده کوچولو


    •   omid F7
    • 4 سال،4 ماه
      • None

    • این منگو نگا،همون حقته تخم مودار شوهر عمتو بخوری گیجعلی


    •   ali.beyran1370
    • 4 سال،4 ماه
      • None

    • خخخخخخخ
      چیزی نمیشه گفت....مرسی خوب بود...شاد کردن دل مومنی عبادت است...


    •   mb37
    • 4 سال،4 ماه
      • None

    • خخخخخخخخخ


    •   مایکل57
    • 2 سال،1 ماه
      • 0

    • دروغ بود کاملا معلومه. درضمن میتونستی کونشو پاره کنی برای چی ترسیدی .. ترس همیشه باعث بدبختی آدم میشه هیچ وقت از طرف مقابلتون نترسید چون اون نمیدونه قدرت شما چقدره . پس در مقابل هر نامردی از خودتون ترس نشون ندید


    •   سوراخدوست
    • 1 سال،7 ماه
      • 0

    • مجبوری چرتو پرت بنویسی سولاخی


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو