شوهرم مثل جنده ها كسمو ميكنه

    1395/2/20

    سلام به دوستان عزيز شهواني، اين داستان سكس خشن و مهيجه ديروز عصر با شوهرمه و برخلاف بقيه داستانها نه خالي بنديه نه ذره اي اغراق توشه، ضمنا اين دومين داستانمه و قبلا يك بار ماجراي اولين سكس با شوهرم رو براتون نوشتم كه حدود يك ماه پيش اومد تو سايت، هدفم از نوشتن هم اينه بدونين كه ميشه با همسر جان هم سكس عالي داشت و بي نهايت لذت برد، بدون خيانت و كارهاي عجيب غريب، با اجازه ميرم سر اصل مطلب اميدوارم حال كنيد ، اسمم ياسيه ٣٥ سالهو اسم شوهرم محمده٤٥ ساله،همسرم بسيار سكسي و خواهان سكسه و ما تقريبا هفته اي سه بار سكس داريم مگر بدليلي از هم دور باشيم مثل مسافرت يا بيماری.


    ماجرا از اونجا شروع شد كه من زانو درد بدي شدم و احتياج به فيزيتراپي داشتم و چند روزي كه درگير گرفتن عكس و انجام ام ار اي و فيزيوتراپي بودم نتونستم سكس كنم يعني برخلاف خواسته ي محمد ، همزمان با اين قضيه دو هفته از تاريخ پريودم گذشته بود و پريود نميشدم ، تازه داشتم شك ميكردم نكنه حامله م كه درد هاي زير شكمم شروع شد ولي پريود نشدم ولي لك ميديدم،بيبي چك گذاشتم ديدم خبري نيست ، درد شديدتر شد كه تصميم گرفتم سونو گرافي كنم، تا اينجا حدود يه هفته سكس نداشتيم و محمد از بس غر زد ديوونم كرد، سونوگرافي از ناحيه رحم و تخمدان و رحم خوشبختانه سالم بود بدون مشكل ولي از همون عصر بعد از سونو پريودم شروع شد، من خوشحال و محمد ناراحت كه چرا حامله نيستم ... محمد خيلي دلش بچه ميخواد ولي من بخاطر سنمون و اينكه اون از ازوداج اولش بچه داره اصلا دوست ندارم، اون شب خيلي مختصر مفيد براي محمد ساك زدم ابشو اوردم كه اذيت نشه تا پريودم تموم شه و اونم از ناراحتي حامله نبودنم در بياد، چهار روز گذشت عادتم قطع نشد ٦ روز ، ٨ روز بشدت ادامه داشت، عجيب و سوال بر انگيز بود از دكتر زنانم وقت گرفتم تا بهم نوبت بده منشي با كلي منت گذاشت ٤ روز بعد ، روزي كه نوبتم شد ١٢ روز بود پريود بودم دكتر سونوگرافيمو ديد و گفت احتمالا حاملگي خارج رحمي داري، اشكم داشت در ميومد ، مگه ميشه؟ برام آزمايش سريع نوشت و كلي قرصهاي تقويتي و قرص آهن و از اين چيزا و گفت زود جوابشو بيار، پس فردا پريودم تموم شده بود و نتيجه ازمايش رو بردم كه خوشبختانه حامله نبودم ولي كمي هورمون هام بهم ريخته بود، اين حدودا بيست روز محمد بيچاره م كرده بود انقد غر زد و كلا يه بار واسش خوردم تا ابش اومد، خوشبختانه ديگه خيالم راحت بود كه مشكلي ندارم و حالم سرجاش ميمود كه ديروز ظهر محمد اس داد امشب جنده ميخوام، اين اصطلاح محمد كه ميگه امشب جنده ميخوام يعني تمام كارايي كه من كردم و الان براتون ميگم،رفتم حموم همه جا رو شيو كردم ، حتي يه تار مو نموند، اومدم سشوار كشيدم ارايش غليظ با رژ قرمز جيغ، گوشواره و گردنبند كه مياد تا وسط سينه هام ، شرت و سوتين توريه مشكي با لباس خواب توري مشكي و كفش پاشنه بلند، لاك قرمز و عطري كه محمد رو حشري ميكنه، حقيقتش خودم بيشتر دلم ميخواست، هميشه بعد عادتم اينجوري ميشم ولي اينبار حشري تر بودم چون حدود يه ماه نداده بودم بهش، دوستان عزيزم شما نميدونين واسه يه زن چه لذتي داره بخودش برسه و منتظر بشه شوهرش بياد ، من هر بار شروع ميكنم به خودم رسيدن كه بعدش سكس كنم از همون اولش كه ميرم حموم كسم نبض ميزنه و مرطوب ميشه تا وقتي ابم بياد، ايشالله خدا نصيب همه بكنه تو خونشون با ارامش كنار عشقشون بخوابن و از همخوابي با هم لذت ببرن، محمد اومد ، ميدونستم صبح دوش گرفته و تميزه، رفتم دم در بغلش كردم بوسيدمش گفتم سلام عشقم خوش اومدي، اونم مثل هميشه كه اينجور وقتها با لذت و تحسين نگام ميكنه بوسم كرد گفت قهوه، قهوه ش اماده بود دست و روشو شست نشست رو مبل قهوشو بردم و نشستم كنارش و نوازشش ميكردم، اين ماجراي جنده شدن من هميشه با همين جزييات اتفاق ميافته واسه همين زياد حرف نميزنيم چون من ميدونم چي ميخواد، شروع كردم اروم بوسيدن و نوازش كردن و بعد اهنگ مخصوص لخت شدن رو پلي كردم و شروع كردم براش اهسته رقصيدن و در اوردن لباس خواب تا اشاره كنه بيا، وقتي ميگه بيا يعني بايد ساك بزني، بعد ٥ سال همه چي رو حفظم ، وقتي عصبانيه چجوري بدم وقتي ناراحته ، كي ها وحشي ميشه كي ها سكس اروم ميخواد و وقتي جنده ميخواد چي بگم و با چه حرفهايي حشري ترش كنم، رفتم سمتش و از جوراباش در اوردم دونه دونه انگشت هاي پاشو خوردم و بوسيدم ، بعد كمربندشو باز كردم و شلوار و شرتشو در اوردم ، يكم كيرشو خوردم بعد خايه هاشو، بعد پاهاشو بلند كردم به سمت بالا و شروع كردم به مكيدن سوراخ كونش ، اين كار محمد رو به اوج ميرسونه، صداي ناله هاش كه در اومد پاشدم شرت و سوتينمو در اوردم نشستم رو كيرش و بدون اينكه حركت كنم دكمه هاشو وا كردم و شروع كرديم به خوردن لباي هم، محمد سينهامو ميمالوند و ميگفت جنده ي من چيكار ميكنه ميگفتم به كير اقام حال ميدم ، بعد محمد گفت بريم تو اتاق ميخوام جرت بدم جنده خانوم، ما موقع سكس خيلي از اين حرفها بهم ميزنيم اما در حالت عادي امكان نداره حتي به شوخي بهم جنده يا چيزي مشابه اين حرفو بگه، عاشق اين اخلاقشم ، خلاصه رفتيم تو اتاق، محمد وقتهايي كه خيلي حشريه سكسش خيلي خشن ميشه و دروغ چرا ،منم دوست دارم خيلي لذت ميبرم ، چنان ميافته روم و كسمو ميكنه و خودمو ميزنه و دردم مياره انگار داره بهم تجاوز ميكنه، خلاصه انداختم رو تخت و كيرشو سر داد لاي كسم و شروع كرد به كار مورد علاقه ش يعني گاز گرفتن پشتم ،٢٣ روز جلو چشمش راه رفتم نتونست بكنه، داشت گوشت تنمو ميكند و منم تو بالش جيغ ميزدم و اونم ميگفت خفه شو جنده شوهرت داره از كست استفاده ميكنه ، با پشتم كه حسابي حال كرد كونمو اورد بالا قنبلم كرد گذاشت تو كسم و شروع كرد به تلنبه زدن ، يه چندديقه كه چپ و راست لپهاي كونمو محكم ميزد و تلنبه ميزد دوباره برم گردوند و حمله كرد به سينه هام، درد پشت قابل تحمل تره، خداييش از وقتي زنش شدم اينجوري سينه هامو كبود نكرد ه بود، اشكم در اومد ديگه به التماس افتادم ، اينجوروقتها بايد اقا صداش كنم، ميگفتم تورو خدا آقا بسه دارم از حال ميرم ول ميكرد ميرفت بالا دو تا كشيده ميخوابوند زير گوشم كه براي من فوق العاده حشري كننده س، دوباره سينه هامو گاز ميگرفت و همينجورم تو كسم تلنبه ميزد،به محمد گفته بودم محض احتياط چند وقت ابشو نريزه تو ، وسطهاي تلنبه زدن گفتم اقا ابتو نريزي تو كسم كه يهو گفت نخير جنده خانوم ايندفعه بايد بخوريش!!! من كم پيش مياد ابشو بخورم معمولا ميريزه دور دهنم اخرين شات ابشو ميمكم كه ديگه بالا نيارم ، فكر كردم همونو ميخواد گفتم چشم عشقم هرچي تو بگي، دوباره برم گردوند و بازم از پشت گذاشت تو كسم ، يكي دوبار كيرشو در اورد سرشو گذاشت در كونم فشار داد جيغ زدم نه محمد دوباره كرد توكسم، بعد از روم پا شد گفت بشين روش، محمد ميدونه وقتي ميشينم رو كيرش نهايتا دو ديقه بعد ابم اومده ، منم خوب بالا پايين ميكنم ، وقتي بخواد ابمو بياره نوك سينه هامو ميگيره ، تا نشستم نوك سينه هامو گرفت فهميدم اومدن ابش نزديكه، منم كه انقد حشري بودم انقد كسم داغ بود دوبار رفتم بالا اومدم پايين ارگاسم شدم ، محمد عاشق اينه من موقع ارگاسم جيغ بكشمو و اونم دهنمو بگيره ، مثل هميشه من شروع كردم به جيغ زدن و اونم انگشتشو كرد تو دهنم و منم با نبض كسم شروع كردم به ساك زدن انگشتش تا از حال رفتم، محمدو خيلي دوست دارم خيلي اقاست خيلي مرده ، علي رغم اينكه موقع كردن كسمو جر ميده و نهايت لذتي كه كيخواد از تنم ميبره هيچوقت نميزاره من ارضا نشم و هميشه موقعي كه دارم ارگاسم ميشم منو ميبوسه و بهم ميگه دوست دارم جون حال كن لذت ببر كه تو اون لحظه واقعا بهم احساس عميق عشقو ميده ، اما كارشم بلده ، به محضه اينكه نبض كسم كم ميشه بلندم ميكنه دوباره ميزاره تو كسم سرد نشم، بلافاصله منو خوابوند پاهامو داد هوا شروع كرد ادامه گاييدن، از حالتش فهميدم داره ابش مياد گفتم محمد تورو خدا نريز تو كسم به استرسش نميارزه ، همين جور كه نفس ميزد گفت پس بخورش گفتم باشه كه يهو گفت پاشو دستمو كشيد سرمو از پشت گرفت كيرشو كرد تو دهنم ، خواستم در برم نشد ابش اومد ريخت ، مگه تموم ميشد خواستم تف كنم بيشتر فشار داد تو يعني قورت بده ، تاحالا كل ابشو نخورده بودم ، با عق زدن خوردم و اونم ميگفت جوووون بخور، اب كير شوهرتو بخور، جنده ي خودمي،يكمم دورو بر دهنم ريخت ، محمد كه كيرشو ازتو دهنم دراورد سريع پاشدم رفتم توحموم دوش بگيرم دهنمو بشورم چشمتون روز بد نبينه سينه هام جابجا كبود خون افتاده نوكشون ورم كرده برگشتم به اينه ديدم پشتم بدتره ،دوش گرفتم اومدم بيرون ديدم محمد طبق عادت داره خر و پف ميكنه، يكم سرو صدا كردم بيدار شد بهش كلي غر زدم ببين چيكار كردي همه جام كبوده ، ميخنديد ميگفت زن شدي واسه همين ديگه ادم مال خودشو اينجوري نكنه پس كيو اينجوري بكنه ،باورم نميشه چنان با شهوت و لذت به تن و بدنم كبودم نگاه ميكنه، گفت ياسي امشب دوباره ميكنمت ، زود ابم اومد نتونستم خيلي باهات حال كنم، شونه رو پرت كردم سمتش گفتم ديوونه باشم يبار ديگه به تو وحشي كس بدم، البته ٥ ساعت طول نكشيد كه زير كيرش ناله ميكردمو گفت بگو غلط كردم كه نميخواستم بدم منم ، منم كه مست كير بودم گفتم غلط كردم ..... محكمترم بكن ......
    دوستان ميدونم باز يه عده ميان ميگن دروغه ، نويسنده مرده ، جقي هستي و از اين دست حرفها، اما من با احازه شوهرم براي بار دوم يكي از سكسهاي خودمونو نوشتم ، چون اين سايت پر شده از سكس محارم و خيانت و داستانهايي كه با دروغ سعي ميكنن چيزاي نا متعارف رو عادي جلوه بدن، زن و شوهر اگه با هم دوست باشن وخواسته هاشونو به هم بگن ميتونن انقد با هم حال كنن كه ديگه واقعا با هرهوسي از راه بدر نشن، اميدوارم ازداستان سكسي من همسرم كه ديروز عصر ٦/٢/٩٥ اتفاق افتاد لذت برده باشيد.


    نوشته: ياسي

  • 32

  • 7




  • نظرات:
    •   Spiritual_boy
    • 2 سال،11 ماه
      • 0

    • باریکلا ! داستان هایی از این دست خیلی لازمه واسه این سایت. دمت گرم


    •   Master_Fucker
    • 2 سال،11 ماه
      • 1

    • عالی بود سکستون . شوهرت باس بابت داشتنت بهت افتخار کنه آورین :)


      همه چیش خوب بود جز اون یه تیکه که جوراباشو درآوردی و انگشت پاشو خوردی ....اونم مرد سرکار رفته که جوراباش بوی ماتحت دایناسور میده (biggrin)


    •   MISS RAMESH
    • 2 سال،11 ماه
      • 1

    • اين چه لذتي داره؟
      اصلا نميفهمم، با بدن كبود و زخمي بخوابي تا اقا راضي باشه
      اون قسمت كه گفتي با لذت به بدن كبودم نگا ميكرد حالم به هم خورد
      به هر حال زندگي خودتونه.


    •   Savasava61
    • 2 سال،11 ماه
      • 1

    • عالي بودمرسي، من و شوهرم هم تقريبا همچين رابطه اي داريم و گاهي وسط خوندن داستانت ياد خودمون ميافتادم، تنها چيزي كه دوست نداشتم عنوان داستانت بود كه اگه چيز ديگه اي ميزاشتي بهتر بود ، موفق باشين.


    •   AvaMinoo
    • 2 سال،11 ماه
      • 3

    • واقعا خوشحالم كه خاطره ات رو تعريف كردي. معني كامل شريك زندگي همينه. احسنت


    •   داریوشم
    • 2 سال،11 ماه
      • 1

    • سلام
      اینجور که شما تعریف کردی نگران شدم،الآن سالمی؟ انشاالله؟ :) ... خوبه،زن و شوهر اینجوریش خوبه،خوش باشید همیشه و ... مرسی


    •   kahkashan
    • 2 سال،11 ماه
      • 0

    • خوب به شوهرت میرسی شمسی خانم (clap)


    •   فیلیپه
    • 2 سال،11 ماه
      • 0

    • جالب بود اما کمی طولانی شد


    •   رضا-تند
    • 2 سال،11 ماه
      • 0

    • جووون پس وقتی بگه بیا ، یعنی باید بری و کیرشو ساک بزنی خوبه پس بیییییا ،توهم خودت خیلی خوب کوس میدی و حال میدی کیه که دلش نخواد تو رو بکنه و جرت بده فقط نمیونم چطور طاقت آورده کوستو نخورده من که طاقت نمیارم تا اول خوب کوستو نخورم نمیتونم بکنمت اول باید خوب بخورم و بلیسمش بعد جرت بدمم.


    •   tlgrm_dahe70ii
    • 2 سال،11 ماه
      • 0

    • قشنگ بود ...خوشم اومد (rose)


    •   minoo joon
    • 2 سال،11 ماه
      • 3

    • بهترین داستانی بود که تو سایت خوندم


    •   ms_shahram
    • 2 سال،11 ماه
      • 2

    • دمت گرم بانو - بله میشه ادم با همسرش هم به اوج برسه - تبریک و همیشه تو اوج باشی


    •   Vampire74sex
    • 2 سال،11 ماه
      • 0

    • باریک یه سکس کاملا طبیعی و واقعی خیلی خوب بود نوش جونتون


    •   Khshyr
    • 2 سال،11 ماه
      • 0

    • بد نبود ولی یه سری جاهارو چرت و پرت نوشتیا!


    •   poor_girl
    • 2 سال،11 ماه
      • 2

    • خیلی خوبه که با شوهرتون انقدر نزدیکی اما عاخه :(


      از این جمله خیلی بدم اومد



      يكم كيرشو خوردم بعد خايه هاشو، بعد پاهاشو بلند كردم به سمت بالا و شروع كردم به مكيدن سوراخ كونش



      واقعا حالم بهم خورد یه لحطه تصورش کردم (sick)


    •   negeeeee5
    • 2 سال،11 ماه
      • 3

    • خیلی قشنگ بود خسته نباشی
      دقیقا همون سکس رویایی که من میخوام <img class=" />


    •   kiircombo
    • 2 سال،11 ماه
      • 1

    • بازم سکس محارم؟؟؟؟
      (biggrin) (biggrin) (biggrin)


    •   amir1354
    • 2 سال،11 ماه
      • 0

    • اگه راست باشه دمتون گرم.....


    •   off_boy
    • 2 سال،11 ماه
      • 3

    • از این نا متعارف تر هم مگه داریم؟
      شوهرت تو بچگی خاطرات خوشی داشته که از زبون زدن به سوراخ ک و ن ش لذت میبره!!!آیا این حرکت کار متعارفی محسوب میشه؟
      یا اینکه گازت میگیره،مگه سگه؟!!!
      اینکه حتی در اوج لذت بهت توهین کنه و بگه ج ن د ه خیلی خوبه؟
      شوهرت خیلی مردِ که میذاره تو بیای از شخصی ترین کاراتون اینجا بنویسی!!!
      من همیشه بجای انقاد سوال می پرسم و متاسفانه هیچ جوابی نمیگیرم ولی اگه زندگیه شما اینقدر رو روال بود اینجا نبودی.داستانتم بی نهایت بدآموزی داشت برای افرادی که تازه فهمیدن ک ی ر چیه و میان این داستانا رو میخونن و اگه با این طرز فکر زن بگیرن زندگیشون به سرعت خراب میشه...


    •   off_boy
    • 2 سال،11 ماه
      • 2

    • از این نا متعارف تر هم مگه داریم؟
      شوهرت تو بچگی خاطرات خوشی داشته که از زبون زدن به سوراخ ک و ن ش لذت میبره!!!آیا این حرکت کار متعارفی محسوب میشه؟
      یا اینکه گازت میگیره،مگه سگه؟!!!
      اینکه حتی در اوج لذت بهت توهین کنه و بگه ج ن د ه خیلی خوبه؟
      شوهرت خیلی مردِ که میذاره تو بیای از شخصی ترین کاراتون اینجا بنویسی!!!
      من همیشه بجای انقاد سوال می پرسم و متاسفانه هیچ جوابی نمیگیرم ولی اگه زندگیه شما اینقدر رو روال بود اینجا نبودی.داستانتم بی نهایت بدآموزی داشت برای افرادی که تازه فهمیدن ک ی ر چیه و میان این داستانا رو میخونن و اگه با این طرز فکر زن بگیرن زندگیشون به سرعت خراب میشه...


    •   معین_گرگ
    • 2 سال،11 ماه
      • 0

    • Perfect


    •   hamidrezaperfect
    • 2 سال،11 ماه
      • 0

    • عالی مرسی از این همه شورو انگیزه
      عالی
      بالاخره یه داستان خوب.....


    •   mamalii.k
    • 2 سال،11 ماه
      • 0

    • به نظر من عالی بود افرین هم به شما هم به شوهرتون


    •   rasooolll007
    • 2 سال،11 ماه
      • 0

    • براش ساک زدی ابشواوردی بعدچندروز؟ریدم توشوهربی عرضت
      ازجلونمیشه بذارت پشتت ک هست
      خاک توسرش.من جاشوهرت بودم پرتت میکردم ب شکم میخوابوندمت اونقد ازپشت میکردمت تا دود دربیاد
      اما داستانت.ب شکم خوابیده بودم
      رسیدم ب قسمتی ک گفتی نمیدونیدچه لذتی داره خودتوبراشوهرت...
      ابم اومد.خوشم اومد
      دس خوش.حال کردم
      مرسی.بازم بنویس


    •   ss3
    • 2 سال،11 ماه
      • 0

    • خخخخخخخ


    •   sadra.vy
    • 2 سال،11 ماه
      • 1

    • کاری ندارم دیگران چه میگویند و اصولا چه هدفیدداری و پسری یا دختر فقط می گویم کثافت حالم بهم خورد مگه شما حیوان هستید . باور کن تا جایی که رفتی جورابش و دراوردی انگشتهای پاهاش و یکی یکی لیسیدس خوندم حالم بهم خورد چرا اینکارو کردی . البته قرض اگر راست باشه .... مگه اون نباید حمام کنه خاک بر سر هر جفت شما ... اه کثرافت.


    •   راپانزل74
    • 2 سال،11 ماه
      • 0

    • تو دیوونه ای شوهرتم دیوونس سکس باید لطیف و عاشقانه باشه ن مث حیوونا همو تیکه پاره کنین دفعه بعد ب شوهرت بگو چاقو برداره رو بدنت خط یندازه بیشتر حال کنی


    •   azadsexy
    • 2 سال،11 ماه
      • 0

    • خوش بە حال شوهرت ؛ منم زنم خیلی باحالە


    •   arash.nazz
    • 2 سال،11 ماه
      • 0

    • شوهرت مامان منو هم میکنه ؟


    •   فاکنده
    • 2 سال،11 ماه
      • 0

    • امیدوارم داستانت راست باشه ! یکمی نمکشوزیاد کردی ولی قشنگ بود . از صمیم قلب آرزو میکنم تا ابد از هم لذت ببرید . من ده ساله ازدواج کردم اگه دروغ نگم نه سال و شیش ماه زنم قهربوده باهام . خدا ازش نگذره .


    •   sex.sin
    • 2 سال،10 ماه
      • 0

    • مرد 45 سال از کونش خون میاد بیا بپر رو این تا بفهمی سکس یعنی چی کصخول


    •   shahab asemani
    • 2 سال،8 ماه
      • 0

    • افرین قشنگ زود


    •   amin.dada
    • 2 سال،7 ماه
      • 0

    • خسته نباشید
      بازم خوبه که
      قد و وزن نداشت ;) > ;) ****


    •   p_nafas
    • 2 سال،6 ماه
      • 0

    • من نمیدونم بعضی خانوما چطور تحمل میکنن که شوهرشون بهشون بگه جن ده و از این قبیل حرفا ... :(


    •   Nokhoodi
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • خیلیم خوب...لذت بردم


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو