شوهر کیرکلفت

    سلام من ملتم هستم 25سالمه 165قدم 60وزنمه. شوهرمم اسمش مهمته ک خیلی دوسش داشتم منومهمت یه پرنسس داریم(واااااای فداش بشم)اسمش سوگوله وسه سالشه یه روز ک مهمت مرحصی گرفته بودواسع سه روزونرفت سرکارصبح زودبیدارشدم دیدم داره باسوگول بازی میکنه رفتم بالاسرشون واول لبای سوگولموخوردم اوووووف چ حالی میدادتخم سگ باشیرین زبونیاش داشت منوباباشودیووونه میکردمنم تحمل نکردم و افتادم روش وحسابی لباشوخوردم وااااااااااااای عشق من نفس من ارامش من دنیام بود دیدم بلندشد باباشو بوس کرد خواست حرص منو دربیاره منم گفتم این اقا مگه مال من نبود؟گف نه فقط ماله منه و لپ باباشو بوس کرد منم اومدم روی پای مهمتم نشستم و دست انداختم دور گردنش و لپشوبوس کردم بعد سوگول گف مامان جون گرسنمه منم بغلش کردم بردم بهش غدا دادم حین غدا خوردن بوسش میکردم ک گف اووووووف بسه دیگه من خندم گرفت


    بلندشدم اب بخورم بعدلیوان پلاستیکی افتاد خم شدم برش دارم ک مهمت انگم داد مهمت خیلی توکف کونم بودولی من بهش نمیدادم چون دردداشتم وقتی سوگول حواسش نبودلبای مهمتموخوردموگفتم دستت خیلی جاهایی میره ک نبایدبره اونم خندیدوگف سوگول خانوم دخترم امشب نمیری خونه مامان بزرگوبابابزرگ؟من بغلش کردم دخترموگفتم نه نمیره امشبمجقراره بغل مامانش بخوابه دخترم ک مهمت اخم کردوگف بزارسوگول خودش بگه منم دلم واسه مهمت سوخت وگفتم نمیبریمش ولی تواتاق خودشجمیخوایه دخترمون ک سوگول ناراحت شدوگف مااامامااان منم گفتم نمیشه عشقم شب شداومدم بخوابونمش وبرم ک مال عشقم بشم ولی سوگول خوولم نمیکردوهی بوسم میکردتخم سگ دییوونم کرده بودک گفتم درازبکش قصه بگم واست عمرم اون گف نه مامان یکم بوسم کن منم گفتم روجشمم وگردنشوبوسیدم ولیس میزدم ارامش کل وجودموگرفته بودمنم محکم گردنشوگازگرفتم سوگول گف اخخخخخخ مامااان ک گفتم ببخشیدگلم اونم خوسرمامانش رفت ونازکردناش شروع شدوگف اگه میخوای ببخشمت بایدامشب من بشم مامان توتوبشی دخترم منم گفتم باشه(با خنده)دیدیم گردنموبوسیدوگف اووووووف نگاه دخترم چ نازه فداش بشم این دخترخوردن داره منم فقط میخندیدم بعدشروع کردلباموبوسیدن منم گفتم پررونشوولامپوخاموش کردم وگفتم شب بخیررفتم تواتاق دیدم مهمت منتظرنشسته منم ک انگارنه انگارقراره سکس کنیم رفتم درازکشیدم روتخت ک دیدم دست مهمت توکونمه وبردش زیرشلوارم منم برگشتم گفتم دنبال چیزی میگردی(کیرشوزیرشلوارک دیدم دلم رفت)وگف این کون امشب بایدپلمش بازبشه ک خندیدم اونم لباموبوس کردبعدگفتم اووووف چ گرنه وتاپمودراوردم زیرش سوتین نبسته بودم مهمت گف شلوارتودرنمییاری؟گفتم شمادخالت نکن دیدم خودشاومد شلوارمودراوردوپاهاموبازکردوشروع کردکسموبلیسه منم شهوت کل بدنموگرفت وشلوارکشودراوردم وکیربیست سانتیشوخوردم راستش اولش خوب ساک نمیزدم ولی کم کم یادگرفتم داشت دیوونه میشدمهمتم وگف 69بشیم اونم دحین کس لیسی انگشت میکردتوکونم ک اروم گفتم اییی اونم حشری شدمن نمیخواستم کونم برارع اخه کیرش میرفت تومن من سکته میزدم وبرگشتم وگفتم درازبکش ونشستم روکیرش وکیرش رفتم توکسم یه جیغ اروم زدم ک گف اروم عشقم ک گفتم یکی بایدبه خودت بگه اخه چ خبرته بااین سرعت داره کسموجرمیدی ک اون گوش نکردوسرعتشوبالاتربردمنم عادت کرده بودم وروکیرش بالاپایین میپریدم ک پستوناموگرفتوگف جوووون نگاه چ کسی میده خانومم اووووف چقدتنگه منم گفتم ماله خودته جرش بده ک گف داگی استیل شومنم گوش کردم کیرشوگذاشت روسوراخ کونم منم فرارکردم ک گرفتم وگف زندگیم فقط همین یهدبارگفتم مهمت نه عشقم بخداجرمیخورم نمیتونم تادوهفته راه برم اونم گف خوبخاطرمن دردوتحمل کن منم دیدم ناراحت میشه گفتمجباشخ فقط اروم باش زندگیم ولباشوبوسیدم داگی استایل شدم بعدسرکیرشوبه زورکردتوکونم منم آروم یه جیغ کشیدم اونم موهاموگرفتم وکیرشوتااخرکردتوکونم اون لحظه چشکام سیاهی میرفت منم جیغ کشیدم ک جلودهنموگرف وتملبه میزدبعدده دقیقه منم عادت کردم وگفتم جوووون کیرتوبکن توکونم اووووف اخییی کونموجریده اونم گف توعمرمنی ارامشم قلب منی خانومم ولمبه میزدمیخواست ابش بیادک کیرشودراوردوکیرتوکسم وابشوخالی کردوگفت سوکولمون یهدداداش میخواست ک خندیدم ولباشوبوسیدم ولی نتوستم بلندشم راه برم به زورخودمورسوندم بغل مهمت وگفتم اقامون ازمن پسرمیخواد؟اونم گف بله منم گفتم کاش پسرمون سرباباش بره ک بشه تموم زندگی مامانش بعددیدم اخم گردوگف اگه اومدمنوبیشتردوس داری یااونو؟من گفتم بین دوتامردام فرق نمیزارم ک گف نمیشه من بیشترمنم گفتم تومنوبیشتردوس داری یاسوگولو؟گف پرنسسمومنم به حالت قهرنگاش نکردم وگف خو معلمونه مامان پرنسسمو و لبامو بوسید بعدیه ماه فهمیدم باردارم والان یه پسرداریم ک سوگول داداششو ول نمیکنه مهمتم خو فقط دورو سرشه منم تنهاموندم کسی به من توجه نمیکنه


    نوشته: ملتم

  • 7

  • 41




  • نظرات:
    •   .Ambivalence
    • 5 ماه،3 هفته
      • 4

    • اولا بسیار لوس و بی مزه بود
      دوما ننویس
      سوما لااقل با لهجه ننویس


    •   Parniyan.queen
    • 5 ماه،3 هفته
      • 2

    • اسماتونو خوندم و دو خط اول و غلط های املایی و انشایی سوتی وارانه
      پسسسس کلا بیخیال داستان شدم و دیس سوم رو به افتخارت زدم :)


    •   Lasboo
    • 5 ماه،3 هفته
      • 0

    • یاد سریال‌های ترکیه افتادم، مواظب باش مهمت خان خوار مادرتو نگاد ،خخخخ


    •   aminjon625
    • 5 ماه،3 هفته
      • 1

    • با تمام غلط املایی که داشتی با همه داستانها فرق داشت سبک‌ نوشتاری خودتو داشتی


      عالی بود


    •   prestige1986
    • 5 ماه،3 هفته
      • 1

    • منم دولتم


    •   kose_topol
    • 5 ماه،3 هفته
      • 10

    • منم اُمَّتَم✌️
      ریدم به طرز نوشتارت
      ریدم به رویاهات
      کزخل کمتر فیلم ترکی ببین
      رویای بیست سانتی بودن شوهر آیندت تو کونت
      دیگه اَمری ندارم


    •   shahx-1
    • 5 ماه،3 هفته
      • 7

    • بچه رو میزاشتین وسط لیسش میزدین؟ گربه بودین ایا؟؟
      هرگز نداده بودی بعد, همون بار اول بیست سانت فرو رفت داخلت؟ اگر دلت خواست اینجا بگو واقعا پسری یا دختر؟ چون اصولا تو چهارچوب هیچ کدوم جا نمیشی!!! (biggrin)


    •   Kopol.mopol
    • 5 ماه،3 هفته
      • 3

    • چرت میگه ها بچش سه سالشه بعدمیگه اولش بلد نبودم ساک بزنم خو مگه مجبوری داستان بنویسی نصفه شبی آلتتو بکنی تو اعصاب ما با اینهمه اشتباه تایپی :|


    •   mfm1358
    • 5 ماه،3 هفته
      • 0

    • بیسواد بااون نوشتنت


    •   gilase_ghermez
    • 5 ماه،3 هفته
      • 0

    • من خودم بهت توجه میکنم


    •   mostoufi
    • 5 ماه،3 هفته
      • 5

    • تو ملتمی شوهرت مهمته . قاعدتا باید بچتون املت میشد.


    •   PayamSE
    • 5 ماه،3 هفته
      • 3

    • اگه تو خونه هم همینجوری حرف بزنی که اینجا نوشتی معلومه که کسی به حرفت گوش نمیده.
      بعدشم کدوم آدم عاقلی لبهای بچه سه ساله اش رو میبوسه. بجای داستان نوشتن برو تو یوتیوب ویدیوهای دکتر فرهنگ هلاکویی رو در مورد روشهای تربیت کودکان ببین و گوش بده. هنوزم دیر نشده تا هشت سالگی میتونی خیلی کارها بکنی که در آینده مثل مامان خل و چلش نباشه.


    •   sinema
    • 5 ماه،3 هفته
      • 0

    • حالم به هم خورد خدا کنه رحمت بکنت با این نوشتنت


    •   parsa3ek30
    • 5 ماه،3 هفته
      • 0

    • عه چقده غلط املایی ؟؟؟نتونستم بیشتر از چند خط بخونم


    •   Zohre-km
    • 5 ماه،3 هفته
      • 0

    • فقط کیر کلفتش خوب بود بقیش شر بود


    •   sepco11
    • 5 ماه،3 هفته
      • 0

    • سلام فکر کنم لکنت زبون داری همون جور که میگی مینویسی
      واقعا خسته نباشی


    •   لیامین
    • 5 ماه،3 هفته
      • 3

    • این حجم از خزعبلات نوبره :|
      چرا یکم احساس مسئولیت ندارین شما؟
      این روش تربیت و رفتار با یه کودک سه ساله نیست.
      سکس آنال، روش خوبی برای سکس نیست.
      غلط املایی، نگارشی و تایپی هم که تو متنت به وفور دیده میشه.
      ادبیاتی این چنین مضحک رو فقط توی انشای بچه های زیر 10 سال میشه دید. من دوستانی دارم که با چهارده سال سن جزو بهترین نویسنده هایی هستن که توی فضای مجازی فعالیت دارن. بعد شما انقد پررو هستین که به خودتون جرأت میدین بنویسین و حق اونا رو ضایع کنین.
      نمیگم ننویس ولی حداقل اصول اولیه ی نگارش رو یاد بگیر و بعد تلاش کن تا بنویسی.
      میتونی متنو توی ورد یا کیپ توی گوشیت تایپ کنی اول بعد چک کنی اشتباهاتو برطرف کنی.
      از همه اینام بگذریم، این داستان باعث فرهنگ سازی غلط بین جوونای زیر 18 سال میشه که با پروفایل فیک یا آفلاین میان داستانا رو میخونن.
      هوف؛ عصبانیت منو به گزافه گویی انداخت.


    •   r76m
    • 5 ماه،3 هفته
      • 1

    • ۵۰ میگیرم بسته کمک آموزشی کاج تخم دار جهت سواد دار کردن شما رو برات میفرستم


    •   arash_xxxx
    • 5 ماه،3 هفته
      • 0

    • تاحالا همچین اسمایی نشنیده بودم تو تخیلات خزعبلات احمقانت سریالای ترکیه ای چرتوپرت وارد کردی ایکاش واقعا میرفتی ترکیه البته نه بعنوان توریست بلکه چن ماهی زندگی میکردی بعد میفهمیدی کشور جهان سومی شبیه پاکستان بنگلادش حالا بایه رنک لعاب متفاوت. درکل خاک توسرت با اون تخیلاتت درمورد بچه حالا چه واقعی چه تخیلی


    •   baloch900
    • 5 ماه،3 هفته
      • 0

    • نشون میده خانوادگی بی هنرین،نویسندگی و تشریح فضا کار تو و امثال تو نیست
      برو تو آشپزخونه پیاز تو خورد کن


    •   shahx-1
    • 5 ماه،3 هفته
      • 2

    • سیاوشششششش همون همیشگی تو روحت مردم از خنده!! (biggrin) (rolling)


    •   zehijoon
    • 5 ماه،3 هفته
      • 0

    • اون‌بچته لنتی ...


    •   ناصر39
    • 5 ماه،3 هفته
      • 4

    • بهتره برای هر کاری اصول رو رعایت کنی ! متاسفانه نه نگارش درست داستان نویسی رو بلدی ! نه می دونی با یک کودک چگونه باید برخورد کنی! و حتی بلد نیستی درست سکس کنی ! به نظرم بهتره فعلا بخونی ، نه اینکه بنویسی !


    •   T85
    • 5 ماه،3 هفته
      • 0

    • تا اونجایی خوندم که گفتی من اسمم نمیدونم چیچیه و شوهرم هم اسمش مهلک


    •   boyslave
    • 5 ماه،3 هفته
      • 1

    • گردن بچه رو محکم گاز گرفتی؟! خب به مهمت بگو تو رو ببنده خطرناکی در ضمن به جای چرت و پرت نوشتن بسته آموزشی بالا بالا رو بهت پیشنهاد میدم


    •   amir_kordish_6885
    • 5 ماه،3 هفته
      • 1

    • الان دیگه دست دخترت تو کونت جا میشه:)


    •   Abnabatam
    • 5 ماه،3 هفته
      • 4

    • با همون لب و دهنی که برا شوهرت ساک میزنی لبای بجه رو میبوسی؟
      عامل شیوع ایدز در خاورمیانه تویی


      گردن بچه رو گاز میگیری؟مگه سگ آقای پتیولی آخه؟
      واکسن هاری بزنم بهت؟


    •   afshin 21
    • 5 ماه،3 هفته
      • 0

    • خدا وکیلی خودت چند بار بخون ببین چی نوشتا اگه فهمیدی بیا مارو هم روشن کن


    •   پسربدتهرون
    • 5 ماه،3 هفته
      • 0

    • ریدی با این ترجمه


    •   ramtin38
    • 5 ماه،3 هفته
      • 0

    • بله ه ه ه ه . حرفی نیست !!!!


    •   yashar_62y
    • 5 ماه،3 هفته
      • 0

    • کیرم تو کونت با این داستانت...


    •   sib_sorkhe
    • 5 ماه،2 هفته
      • 0

    • آقا صاحب این سایت کجاست .
      مملکت بی در و پیکره ، سایت که بی در و پیکر نیست .
      لطفا نظارت بیشتری داشته باشید .


    •   توت.فرنگی
    • 5 ماه،2 هفته
      • 2

    • پاشو برو یک دمپخت بپز بچت گشنه است تا دیگه فکر چرت و پرت نیاد تو کلت.
      یادت باشه بچت هم که مدرسه رفت اومد خونه ازش بپرس چی یادش دادن تا راه بیفتی غلط ننویسی


    •   Ateist
    • 5 ماه،2 هفته
      • 0

    • فقط میتونم بگم کیر بلال حبشی تو کانون تخمی خانوادتون


    •   Black_Lord211
    • 5 ماه،2 هفته
      • 0

    • اسماتونو‌خوندم‌ فقط کسشررر بود
      بقیشم نمیخونم
      ملتم کیرم دهن مهمت


    •   Black_Lord211
    • 5 ماه،2 هفته
      • 0

    • گردن بچه سه ساله رو بوس کردی میک زدی لیس زدی،حشری نشد ؟؟؟


    •   علوس
    • 5 ماه،1 هفته
      • 0

    • فقط میتونم بگم خداشفاتون بده ،نه بخاطرشما،بلکه بخاطردیگران.
      چونکه اگه فقط دونفردیگه مثل شماپیدابشن دیگه زندگی روی کره زمین ارزش نداره


    •   چیکوو
    • 4 ماه
      • 0

    • اسمت املت بود؟ :|


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو