شیطان در جلد فرشته

    داستانی که الان میگم،اتفاقاتی هست که تو زندگیم افتاده و براتون تعریف میکنم.
    اسم من مهم نیست اما تو شیراز زندگی میکنم، داستان از اینجای شروع شد که سال گذشته من وارد دانشگاه شدم تو یکی از شهرای اطراف،تاقبل از این من یه جقی ساده بودم که هر دختری رو یکسان می دیدم و کردنی اما وارد کلاس که شدم از همون روزهای اول بین حدود ۱۵ تا دختر یکیش خیلی چشمم رو گرفت و از اون لحظه دیدم نسبت بهش جور دیگه شد. اسمش فاطمه بود و شیراز زندگی میکرد قد ۱۷۲ پوست گندم گون رو به سبزه بدون کوچکترین لک و جوش،ابروهای طبیعی و قشنگ که با چشمای درشت و موهای قهویی که داشت کنار یه دماغ کوچیک سربالا و لبایی صورتی و برآمده که هوش از سرم می برد،هیچی آرایش نداشت ولی فرشته زیبایی بود با یه لبخند قشنگ و صدای سکسی و نگاهی نافذ و شیطون که سرزبون داشت و پررو و جوری جلوت بستنی لیس میزد که آبت میومد همه اینا رو بزارید رو یه گردن و بدن کشیده با سینه های حدود ۶۵ با نوک بیرون زده و پاهای لاغر و بلند و کونی خیلی خوش فرم با قوس عالی و کسی که از رو شلوارم لبه هاب کوچیک اما متقارنش معلوم بود، دیوانه کننده بود.
    همون شبای اول بیادش زدم و میخاستم برم تو کارش که دیدم یکی دوتا از پسرای کسشعر کلاس باهاش گرم گرفتن تو گروه میگن و میخندن، تا اینکه یه روز همراه همونا باش هم صحبت شدم و فرداش که سلامش کردم یه نگاهی کرد و جوری جواب داد که دیگه مطمعن شدم میخام مال خودم باشه و اونم داره نخ میده.شروع کردم گرم گرفتن و از در دوستی رفتن و پیشرفت کرده بودم،اما تنها مانعی که سر راهم میدیدم یکی تو کلاس بود که انگار زبونش همه رو خر میکرد و محبوب شده بود،تصمیم گرفتم باش رفیق شم و ازش یاد بگیرم اما فایده نداشت اون یادم میداد ولی من طاقت یادگرفتنشو نداشتم، پس تصمیم گرفتم از سر راهم حذف بشه با کلی نقشه و سیاه نمایی،حرف و ترفندهایی که خودش به من یاد داده بود تونستم تو چشم فاطمه و بقیه کلاس منفور و سیاهش کنم،حالا دیگه فاطمه مال من بود،چندتا کسلیس دورش بودن اما قدرتی نداشتن،دیگه اون چشمای خمار و سکسی مال من بود همون شب نشستم و مغزم به اینکه داره کیر سفیدم رو تو دهن کوچیک و قشنگش میکنه فکر کردم به باز کردن کونش به لیسیدن لای کسش در عرض چند دیقه آبم اومد و دوباره شق شد دیگه کاملا مالم بود درست تو روزایی که با فکر و دیدن اندام و قیافش حشری میشدم و لحظه شماری میکردم که بقلش کنم یه پسره دیگه یهو از ناکجا پیداش شدو مخشو زد و شد دوست پسرش،دنیا رو سرم خراب بود و حرفی نمیزدم و داغون شده بودم و سیگاری، شروع کردم فکر کردن دیدم دختری که برای من مجسمه پاکی و نجیبی بود کارش اینه که به همه نخ بده و خر کنه و از هر کدوم از ما یه استفاده ابزاری کنه و بعدم بره بی توجه به احساسی که به جونم انداخته بود و کارایی که براش کرده بودم و برخلاف ظاهر معصومش مثه جنده ها بیست تا پسر داشت که هرکدوم ازما واسش یه کاری یا سرگرمی بودیم بلکه یروزی بهمون نخ اصلی رو بده.اما عشقم به اون صورت تخص و اندام سکسیش باعث شد بمونم و مثه قبل رفتار کنم و به رو خودم نیارم،چند وقت قبل دوست پسرش بهش خیانت کرد و مثه یه تیکه آشغال انداختش دور و یه دختر دیگه رو برد، تو اون مدت معلوم بود ده باری گاییده بودش، قشنگ کون گنده کرده بود و حشرش بالا بود و فکشو ماساژ میداد معلوم بود ساک زدن بلد نبوده و کیر پسره کلفت ولی چه فایده فقط مثه عروسک سکسی ازش استفاده کرد و رفت،حالا دوباره بامن صمیمیه و تنهاست اما این سری دیگه گول نمی خورم تا الان یه دستمالی کوتاهیش کردم و تو اولین فرصتم میکنمش که نزدیکه و داستانش و عکساشم براتون میزارم که یادبگیره دورویی و جنده بازی عاقبت نداره.


    نوشته: فریب خورده

  • 4

  • 24




  • نظرات:
    •   شاه ایکس
    • 5 ماه،1 هفته
      • 18

    • احتمال اینکه بده اون نوزده تای دیگه کونت بزارن عکساشم بزاره رو نت بیشتره!! (biggrin)


    •   lovely_grl
    • 5 ماه،1 هفته
      • 17

    • یعنی واقعا هستن آدمایی که از بستنی خوردن یه دختر آبشون بیاد؟؟ خو ببند فلکه رو لامصب


    •   تخم هایش
    • 5 ماه،1 هفته
      • 15

    • کسکیش الان داری نظراتم که میخونی کیرت میمالی نه؟


    •   مهتی.پاشنه.طلا
    • 5 ماه،1 هفته
      • 18

    • چقدر کودکانه و کودنانه بود


      خوبه خودت هم میدونی یه جقی بدبخت هستی


      دختره چی بهت گفته بود که فاز عشق و عاشقی برداشتی؟؟
      بجز اینکه رفتی تو توالت !! بیادش جقیدی حمّال


      حواست باشه که گولت نزنن دوباره ، هر جا رفتی اول پولو بگیر . انتر


      فقط قد دختره گفتی ۱۷۲ ، اون ۲ رو از کجا آوردی؟؟؟


    •   jerard96
    • 5 ماه،1 هفته
      • 17

    • اسمت ک مهم نیس
      داستانت مثل اسمت اصلا مهم نیست
      همین شما جقی های مملکتید ک دانشگاه رو با جتده خونه اشتباه گرفتید
      حقته
      تا موقعی ک ب جای مغزت کیرت فک میکنه باید هم تو کونت بره
      همچین دقیق قد و وزن و سایز میدن انگار دختره رفته پیشش شورت و سوتین بدوزه براش


    •   kokarostam
    • 5 ماه،1 هفته
      • 11

    • مفعول


      همین که خودت رو فریب‌خورده معرفی کردی کافیه که بدونیم فریب خوردی و کونت گذاشتن. کله کیری تو که هنوز داری در پوزیشن‌های مختلف جق میرنی و محل سگ هم بهت نمیذاره دیگه چرا اومدی قصه میگی؟ هنوز که نکردی، هنوز که ماتحتت دردمیکنه، هنوز که هیچ غلطی نکردی، پس داستانت چیه؟ حد اقل از کون دادن در بچگی برامون بگو تا بخندیم.


      ها کـُ‌کا*


    •   mariii_a
    • 5 ماه،1 هفته
      • 6

    • الان تو كه به يادش از همون روز اول زدي و ميخواستي بكني پاك و معصومي !!!!
      من تا بشه فحش نميدم ولي ريدم تو اون ذهنت


    •   rezahot1981
    • 5 ماه،1 هفته
      • 1

    • جنده خونست یا دانشگاه،ودر مورد خودت، اگه کونی بودی بنظرم قابل احترامتر بودی تا این موجود کس. کش عقده ای که الان هستی، و تجویزی که برات دارم ای جقی اینه که، مادرت. را.. گاییدم، مادر. ج. نده دیگه ننویس، نوشته هات مثل تحریمها میمونه غیر قابل تحمله، پس کس. ک. ش ننویس... با تشکر


    •   Hamidarakii
    • 5 ماه،1 هفته
      • 4

    • به یه روانپزشک مراجعه کن. اینو جددی میگم. غیرازین که خیلی بی عرضه ای خیلی هم مغزت روان پریشه. اولا مال خودشه دوست داره بده دوما عرضه داری برو بکن نداری هم همون جقتو بزن و کونتو بده. همچین گفتی شیطان تو اسم داستانت گفتیم لابد زندگیتو نابود کرده...


    •   Artemisi
    • 5 ماه،1 هفته
      • 4

    • این واسم سواله تو که فقط میخوای یکی و بکنی و بری دیگه واست چه اهمیتی داره طرف با کیه


    •   مهتاب عشق
    • 5 ماه،1 هفته
      • 4

    • در سرزمینی که در آن تفکیک جنسیتی صورت بگیرد دخترانش ، پسران را گرگ تصور می کنند و پسرانش ، دختران را طعمه ....
      پس عشق می میرد و ارتباط نابود می گردد ، مردانش تنوع طلب می شوند و زنانش مرد ستیز ....!
      رنه دکارت


    •   royaei
    • 5 ماه،1 هفته
      • 2

    • شما فقط تو فکر و خیالات خودت باهاش همه کار کردی ولی در اصل هیچ کاری نکردی اومدی از فکر و خیالت یه داستان نوشتی و کلی با آب وتاب تعریف میکنی ؛
      اگه یه کاری بکنی میخوای چیکار کنی ؟
      فکر کنم با بوق و شبپور تو کل دانشگاه جار بزنی ؛
      تقصیر تو نیست فکر کنم کمبود تو این مملکت زیاده ؛
      موفق باشی


    •   aserta
    • 5 ماه،1 هفته
      • 0

    • شما بهتره بری جقت را بزنی


    •   Zhazha
    • 5 ماه،1 هفته
      • 7

    • یعنی یکی از صحنه هایی که تو این سایت باعث میشه ارضا بشم اینه که میبینم یه نفر به خیال خودش داستان نوشته ۴ تا لایک گرفته، بعد یه بابایی نیم خط نظر داده ۱۵ تا لایک گرفته. واقعا کیف میکنم.


    •   king.artoor
    • 5 ماه،1 هفته
      • 3

    • تو یه بیمار به شدت روانی جنسی هستی ک نیاز مبرم ب روانشناس متخصص داری.افکار امثال تو خیلی خیلی خطرناکه ک دلیل اونم اینه ک اونقد دختری آدم حسابتون نکرده عقده ایی شدین.اول از نوع عنوان و اسم داستان گذاشتنت روی همچین ماجرایی نشان از عمق روان پریشیت داره.دوم اونجا ک گفتی پسره ولش کرد و از قیافش معلوم بود ک ده باری گاییده شده و حشرش ده برابر شده!!!میگی سرکلاس فکشو ماساژ میداد و تو توی ذهن بشدت مریضت اینجوری برداشت کردی ک چون کیر پسره بزرگ بوده و دهن این کوچیک فکش درد گرفته؟!!!ببین پس ازین ب بعد تو خونه دیدی خواهرت گردنشو مالش میده اینجوری تصور کن ک اونقد ساک زده گردن درد گرفته!اخه دیوص این چه تفکر کثیف و مریضیه ک تو وجودت هست؟!آدم از ترس همین افکار مریض خایه نمیکنه خواهر مادرشو تنها بزاره...
      یعنی شاشیدم تو افکار تو و آدمای مثل تو ک البته دلیل اصلیشم همونطور ک دوستان گفتن تفکیک جنسیتی این رژیم کسکش از کودکیه چون این بابا هم خودش ک اولش اعتراف کرد تا قبل دانشگاه یه جقی بوده ک همه دخترا رو کردنی میدیده و بعد ورود ب دانشگاه و مواجه شدن با جنس مخالف این افکار بیمارگونه هم اومدن سراغش ک سراغ خیلیا میاد ولی تو بعضیا چون آدمن کمتره و کنترلش میکنن و تو وجود بعضی کسخولا مثل این بیداد میکنه...
      هووووف دیگه نمیدونم چی بگم ولی اینهمه داستان تو شهوانی خوندم اینقدم لج منو در نیاورده بود ک این داستان اعصاب و روانمو ریخت بهم


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو