شیطونی با شوهرخواهر

    اسمم النازه ۲۶سالمه و هرچی از خوشگلی دخترای تهران بگم کم گفتم براتون.
    قدم کوتاه(۱۶۰) تپل و خوردنی و کردنی(هنوز ندادم ولی خیلی دوست دارم امتحانش کنم)
    دختر آخری هستم.خواهرم عروس شده والان یک گل دختر ناز داره.
    شاید از بعضی از اخلاقای دامادمون خوشم نیاد ولی همیشه دوس داشتم لختش کنم و بلیسمش.اندام خوبی داره و اینو میدونم که خواهرم زیرش سیر میشه.از صدای جیغ ها و آه و اوه هایی که ازشون گاهی میشنوم منم تحریک میشم.
    خیلی دوس داشتم که یه روز حال کردن اونارو ببینم ولی نشده.صبح که میرم دانشگاه شرت و شلوارشون و دستمال کاغذی هاشونو میبینم که افتاده کنارشون و گیج خوابن.دوست دارم بو کنم و خیلی کنجکاوم که بدونم آب کیر چه بو و مزه ای داره.
    نمیگم فیلم سوپر ندیدم.خوبم بلدم چجوری کیر بلیسم و حال بدم.خنده م میگیره که اینارو میگم.چون هنوز اینکارو نکردم و فقط تجسم کردم که میتونم.ولی تاحالا عملی نشده افکار شهوانیم.

    چون من خجالتی و یک مقدار تندخو هستم.زود جبهه میگیرم و نمیدونم میتونم با کسی ازدواج کنم یا باید همین دامادمون رو برای خودم هم نگهدارم.
    میدونم اونم بدش نمیاد کیرشو بذاره لای سینه های سفیدتپل نازم.کلا من خیلی ناز و خوش فرمم.از اسمم هم پیداست.
    میرم تو حموم و دوش آبگرم رو میگیرم رو چوچولم تا ارضا بشم ولی بازم دلم کیر میخواد.
    ازاین میترسم که باکسی باشم.چون ممکنه بخواد الکی برام دردسر درست کنه.جیبمو تیغ بزنه.آبرومو ببره یا ازم عکس و فیلم بگیره و جریان خیلی پیچیده میشه.ممکنه بزنه پردمو بزور پاره کنه و بدبخت بشم.ممکنه چند نفری بریزن سرم و همه سولاخامو پر کنن و جرم بدن و حتی شاید روی کار کلانتری سر برسه و کارمون بکشه به دادگاه و زندان.
    پس بجای انتخاب دوس پسر و امتحان کردن کیر یک غریبه که ممکنه ایدز داشته باشه رفتم تو نخ داماد خوش کیرمون.
    الان حشرم زده بالا.یاد اونروز که میفتم دلم تند میزنه.چون الان منو امیر داریم کیف میکنیم بدون اینکه نگران باشیم که همدیگر رو لو میدیم.نه برای اون خوبه و نه برای من که بخوایم از هم دل بکنیم.کاش میشد شبها هم کیرش تو کونم بمونه تا صبح...
    گفتم من خجالتی ام.ولی جریان از اونجا شروع میشه که خواهرم بخاطر یک شکستگی مجبور شد یک شب بیمارستان بخوابه.مادرم هم بعنوان مراقب وهمراهش موند.
    عصر از دانشگاه زودتر رسیدم خونه.آخرسال بود و استاد نیومد وکلاس کنسل شد.دیدم کفشای دامادمون توراه پله پشت دره.یواش کلید انداختم که اگه خوابه بیدارو اذیت نشه.آخه شب کاره و شیفت شب اورژانس.
    رفتم تو پذیرایی که دیدم لای در اتاق خواب بازه.خواهر اولم که طلاق گرفته هم بامازندگی میکنه.نور کم سوی چراغ خواب روشن بود و صدای قیژقیژ تخت میومد.نفسم بند اومده بود.
    از لای در و آینه اتاق چشمم به اون دوتا افتاد که خیس عرق بودن.پاهایی که قفل شده بود پشت کمر دامادمون و صدای تلمبه و برخورد بدن هاشون.


    الان حسرت میخورم که کاش گوشیمو دراورده بودم و فیلم میگرفتم تا همیشه خاطره بمونه و باهاش خودارضایی کنم.ولی خوشحال هم هستم که اونقدر غرق مالوندن خودم بودم که چندبار ارضا شدم.موندم  اگه منو میکرد چه حالی میشدم.وای که الان خیس خیس شدم و داره ازم آب میچکه.

    همچین میزد تو کسش که فکرمیکردم الان پاره میشه.ولی فقط جیغ خوشحالی بود و صدای تشکر و قربون صدقه خواهر اولم.خوش بحالش.از پشت هم داد.میدونین داگ استایل چیه دیگه.

    خلاصه بعد ارضاشدن رفتم تو اتاقم و خودمو زدم بخواب.اصلا نیومدن جایی رو چک کنند و هردوشون رفتن باهم حموم.من بیرون بودم و  تاریک بود و از پشت شیشه حمام کامل دیده میشدن.چقدر سینه های خواهرمو خورد.منم دهنم آب افتاد.کاش یا یکی پیدا میشد که منم ممه هاشو بخورم یا اون ممه های منو بخوره.لای سینه هاش گذاشت و همه رقمه باهم حال کردن.واااای منم میخوام.

    اونروز دیوونه شدم.بخودم قول دادم که منم شریک بشم با کیر دامادمون.

    زدم بیرون و نیم ساعت بعد که برگشتم خواهرم مثلا تازه از بیرون اومده بود و هنوز لباسشو در نیاورده بود و دامادمون هم مثلا خواب بود.

    اونروز گذشت و من هر جا و هر لحظه که میتونستم جلوی دامادمون مثلا به بهانه برداشتن چیزی قمبل میکردم یا موقعی که میخواست از پشت سرم رد بشه خودمو خم میکردم که کونم بزنه بیرون وتحریک بشه.گاهی وقتی خانوادگی میرفتیم بیرون ناخودآگاه توشلوغی خودمو بهش میمالیدم و دستمو میزدم به کیرش .

    میدونم اونم بدش نمیومد.بار اول گذاشت به حساب اتفاق.بار دوم فهمید ولی جرات نکرد.بار سوم به بعد چشماش تیز شده بود و سریع میفهمید که باید چیکار کنه.

    بار چهارم به بعد رو میذارم واسه قسمت بعد که چندروز دیگه براتون مینویسم.

    امیدوارم بهتون خوش بگذره.من بهترین راهو انتخاب کردم.امن و آروم تو خونه خودمون و کیر دامادمون به هممون میرسه و همه راضی و خوشحالند.بدن اینکه بدونن واقعا چه خبره.

    نمیشه جلوی میل جنسی رو بزور گرفت.خودتونو اذیت نکنین.زندگی همین دو روزه.محبت کنین بهم ولذت ببرین


    نوشته: ال ناز

  • 7

  • 42




  • نظرات:
    •   mmandanaa
    • 3 ماه
      • 5

    • تو لختش کنی و بلیسیش ؟!
      جقیه خل و چل !!
      ازونجایی که نوشتی میخوای لختش کنی و بلیسیش نهوندم دیگه !!
      فاک یو


    •   m_f1379
    • 3 ماه
      • 2

    • اول شدم


    •   HEXAGRAM.
    • 3 ماه
      • 3

    • حالا چرا داماد؟ خب میخایی بدی چیزی کا زیاده پسر اگه برا بکارتت دوست نمیشی از کون بده یا لاپایی اما خیانت نکن به خواهرت


    •   As-pikc
    • 3 ماه
      • 9

    • تپلی و اندامت رو فرمه
      اینو برام توضیح بده


      سن خر پیررو داری دانشگاه میری هنوز


      والا من ندیدم دختر بگه پردمو پاره کنه پرده رو میزنن
      دختر نمیگه سولاخام میگه سوراخام
      والا دختر نمیگه جیبمو تیغ بزنه


      همه ی اینا به کنار
      دومادتون خاهرتو میاره تو خونه ی شما میکنه همیشه?


    •   Soroush_Khi
    • 3 ماه
      • 3

    • عزیزم 80 میلیون نفر تو این جامعه دارن همو میکنن اینقد استرس نداشتن که تو واسه سکس با غریبه داشتی!
      تازه اگه خارجیایی رو حساب نکنیم!
      "میدونین داگی استایل چیه دیگه؟"
      خودت کسخلی مارو هم کسخل فرض کردی؟!
      تو را ب ناموس نداشتت دیگه ننویس!


    •   kirtup
    • 3 ماه
      • 3

    • خخخخخ یه داماد برا مادرت بسه کل دختراشو سیخ میزنه اگه تو تخیل جلق زدن ارضا شدی حداقل تا فردا الناز نباش


    •   ملكه_قلابي٢
    • 3 ماه
      • 5

    • خوش بحال دامادتون
      چ دعايي خونده بوده ك يه زن گرفته!!ولي دونفر مفتكي دارن بهش ميدن و تو هم بزودي ميدي


      بعد اينهمه پسر بدبخت تو جامعه دارن با صابون سر خودشون رو گرم ميكنن!!!عايا اين است عدالت خداوندي!!؟؟!


    •   Nirvana.Arian
    • 3 ماه
      • 4

    • ایدز که داریم بعد پردتو میزنیم پولتم میتیغیم بعدش عکس ها و فیلم هایی که ازت داریم رو پخش میکنیم ازت اخاذی میکنیم ابروتو می‌بریم و بعد با هواپیما میکوبیمت به برج های دو قلوی آمریکا و اگه نکردی میبرمت مرحله بعد که احتمالا میدیمت دست داعش ???? (dash)


    •   Zhazha
    • 3 ماه
      • 3

    • دیر رسیدم. علما ترتیبت رو دادن.


    •   bokon_18cm
    • 3 ماه
      • 0

    • انقد طولش دادی اخرش هیچی به هیچی؟؟. دیسلایک


    •   MASIӇA
    • 3 ماه
      • 1

    • انگار یه مسابقه‌ای رو جمهوری اسلامی راه انداخته به اسم عصر جدید که من اتفاقی یه قسمتش رو دیدم. داستانت عین سر تا پای این مسابقه‌ی تخمی، تخمی بود. در واقع میتونه رقابت جالبی بین داستان تو و این مسابقه واسه انتخاب تخمی‌ترین، باشه.


      ضمنا اون روزی رو پیش بینی میکنم که به پنج نفر همزمان سرویس بدی. چون حتی از پشت گوشی و با همین چند خط نوشته‌ت هم مشخصه که چقدر آتیشت تنده و داغ تشریف داری تپل خانوم.


    •   Mehdi_wolf
    • 3 ماه
      • 1

    • حوصله ندارم فحش بدم ... خیلی کس خلی جلقی بدبخت


    •   ممدپالیس
    • 3 ماه
      • 2

    • ننویس که ریدی به علک با این نوشتن عنت. کیر تو اون دهن گشادت با این لاطاعلاتی که سر هم کردی.


    •   intrajectory
    • 3 ماه
      • 2

    • امیدوارم رکورد دیسلایک رو با این داستان کیری بزنی، حداقل توی یه چیزی موفق میشی


    •   hhhhm@
    • 3 ماه
      • 2

    • ی لطفی میکنی. که اگر اینکار بکنی. ثوابش برابر با اینکه به تمام کاربران شهوانی ی حال حسابی دادی. باورکن دورست اجرع ثوابش یکی.
      لطفا بقیه اش ننیویس. بهت لطف میکنم و فحش نمیدم


    •   Hamidarakii
    • 3 ماه
      • 6

    • خوبه... داماده زده به جنده خونه... یه تحقیق بکن ببین مامانتم نمیکنه یه وقت؟


    •   girl+angel
    • 3 ماه
      • 2

    • باخط اول فهمیدم که با نوشتن این داستان دنبال کیر میگردی
      (هی من میخوام چیزی نگم،کصشعرات شما نمیزاره (dash) )


    •   mehrdad1061
    • 3 ماه
      • 1

    • خرج یه کسو میده ولی سه تا ‌کس میکنه . شما باشین عاشق نمیشین؟؟ خخ
      حالا این به کنار . کسکش تخمی جقی واسه یه کون دادن اینقدر تنگ بازی در نیار . هیچ کس از دردسر خوشش نمیاد پس شل کن قشنگ بده اون بدبختم شوهر خواهرته میفهمی یعنی چی؟ ناموستو حفظ کن بدبخت


    •   پسربرازجون
    • 3 ماه
      • 1

    • حیف کیرم که بخوام نثارت کنم


    •   مهران تبریز
    • 3 ماه
      • 0

    • خخخخخ چه خانواده اقتصادی و کم مصرفی هستین . یه داماد پیدا میکنین و کار همتون راه میافته خرج جهیزیه و عروسی هم میمونه تو جیبتون
      اگه داماد خواستین منو خبر کن (rose)


    •   Mmghmmgh4
    • 3 ماه
      • 0

    • چقد لاشی هستی


    •   Mohamad98_7
    • 3 ماه
      • 1

    • بچه ها چیزایی که لازم بود رو گفتن ولی ببین میدونی معنی ناخوآگاه چیه؟؟


      ناخواگاه خودتو میمالیدی بهش؟؟؟؟ (dash) (dash)


    •   ali23972
    • 3 ماه
      • 0

    • کیرمون کردی


    •   LustLove
    • 3 ماه
      • 0

    • خیلی تابلو پسرانه نوشتی داستانتو دخترم


    •   Mddi6242
    • 3 ماه
      • 0

    • جالب بود خوبم نوشته بودی و از فکرتم خوشم اومد امیدوارم موفق بشم داستانای بعدیتو بخونم


    •   A.t1363
    • 3 ماه
      • 0

    • سلطان سكس اومد !!!
      خودت و با دختراي تهران جمع نبند
      تو ته تهش بتوني خودتو با دختراي امين آباد جمع ببندي
      واقعاً مريضي
      خوب كسو تو وقتي آب ميخوري شايد بپره گلوت خفه شي به حق پنش تن !!! پس آبم نخور ...
      از اسمت معلومه !؟ كس خلي چيزي هستي !؟
      داماد كل فاميل و مرده مامانت و نكرده !؟
      تو رو خدا به دومادت نگو الناز !!!!


    •   داریوشم
    • 3 ماه
      • 0

    • باعث انبساط خاطر بود،کلی خندیدم مخصوصا از نظرات بچه ها (biggrin) (dash)


    •   Bahariiiiii
    • 3 ماه
      • 0

    • بمیری الهی که به خواهر خودتم خیانت میکنی . حالم از این جور دخترا به هم میخوره


    •   shahvanii139797
    • 3 ماه
      • 0

    • مغزتو گایدم خیلی مغزت پوکیده یکم کمتر بزن


    •   30parham30
    • 3 ماه
      • 0

    • بیا خودم مستقیم بکنمت جقی


    •   ehsan balae
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • داستانت بد نبود ولی شعورت خیلی پایین بود متاسفم براتون


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو