شیک ترین شب با دوست دخترم

    سلام من ساسان ۱۹ سالمه.قدم ۱۸۰ و‌۷۲ کیلو هستم.و سخت ورزشکار هستم و بدن توپی دارم.کیرمم کلفته و حدودا ۲۰ سانت.ما یه خانواده ۴نفری هستیم و من از خواهرم ۳ سال کوچیکترم.وضع مالیمونم خوبه.و ساکن کانادا هستیم.
    دوست دخترم ملیکا هم سن خودم ۱۹ سالشه.
    اونم یه خانواده ۴ نفری ۱ سال از خواهرش (مونا) کوچیک تره و ۲تا خواهر لحبازن و وضع زندگی اوناهم خیلی خوبه.
    ملیکا و مونا جفتشون خیلی خیلی خوشگلن اما مونا انگار ملکه‌ دنیاس و به هیچ کس نگاه‌ نمیندازه حتی پولدار و خوشگل باشه اصلا و خیلی مغرور لجباز.
    ملیکا اروم تره و اولین دوست پسرش من هستم و بدجور خاطر خواه من شده.
    ملیکا یه بدن نرم گوشتی و سبز رنگی داره و موهاشم گندمیه.بگذریم....
    یه روز‌طبق معمول مشغول کارای خودم بودم که ملیکا بهم زنگ‌ گفت:کجایی بیا بریم بگردیم.گفتم باشه نیم ساعت دیگه میام.به خودم حسابی رسیدم ادکلن silver men ice writher زدم که خیلی خوش بو بود. یه تیپ نیمه‌ مجلسی و کت‌اسپورت‌ زدم به تن و‌رفتم.من‌ ماشین اسپورتز مشکی روز تولدم از بابام کادو گرفتم و خیلی دوسش‌ داشتم.تمیزش‌ کرده سریع بردمش کارواش راه افتادم سمت ملیکا.دم در خونشون منتظر بودم که در اومد بیرون ،وواایییی چقدر خوشگل شده بود انگار خواب میدیم.سریع پیاده شدم بغل کردیم ادکلنامون دیوومون میکرد‌ خمار چشماش شدم.یه تیپ سنگین قرمز رنگ هم رنگ لباش و موهاش که بدن خوش فرمش ۵ برابر سکسی تر کرده بود.که تقریبا سلطان ساسان کامل ایستاد .راه افتادیم مک دونالد کافی یخ خوردیم و بعدش رفتیم پارک ملی.تو راه به فکر سکس بودم که برنامه جور کنم انجام بدم.رفتیم پارک دیدیم یه مسابقه برای زوج‌هست هر کی با تفنگ بیشتر به هدف بزنه به همون قدر باید کادو بخره و اون ببوسه تا دیدمش گفتم ای جااااانن. از همون لحظه سلطان کامل ایستاد و اصلا خوابش نبرد.با اجازه همتون از ۵ تا تیر ۵تاشو زدم به هدف و ۵ تا خرس گرفتم و لحظه بوسیدن شد که دیدم هنوز شروع نشده چشماش بسته میخواد لبامو کبود کنه اروم دستم دورش حلقه کردم و یه دست دیگمم مواهشو نوازش کردم و‌گذاشتم اون شروع کنه و منم همراهیش کردم تقریبا ۵دقیقه ایی طول کشید که صاحب اونجا گفت باید واسم یه ice cappبگیرین که دلتون نزدیک کردم یه لبخند زدمو‌ یه انعام گذاشتم.رفتیم سمت ماشین رفتیم و‌نشستیم ملیکا گفت: بریم خونه ی‌ما امروز همه‌رفتن مهمونی من نمیخواستم برم اومدم پیش تو باشم منم گفتم اوکی یه چشمک به سلطان زدمو گفتم خودت برنامه رو جور کردی سلطانن.رفتیم خونشون اون رفت اتاقش‌لباساشو عوض کنه منم رفتم یه کافی درست کنم بشینم پای تلوزیون که دیدم اومد گفت‌:من میرم یه دوش بگیرم توام گرسنه‌ایی چیزی بخورتا‌ من‌بیام.گفتم:باشه و‌ اون رفت.زدم پخش موزیک یه اهنگ کلاسیک و ملایم پلی شد.خودمو‌کمی سبک کردم کت و شال و ساعتو دراوردم و مجله ایی رو میز‌نظرمو جلب کرد.دیدم عکس هایی از فیتنس و بادیبولدینگ ها گذاشته و در مورد پروتین خوراک توضیح میداد که عکس Jeff said دیدم بدن منم کم و بیش مثل اون بود داشتم مجله رو میدیم که دیدم صدای ملیکاس.گفت ساسان میشه حولمو‌ بیاری ؟حولشو بردم چند دقیقه بعد اومد بیرون.
    وواااااایییییی چی دیدم ؟چی میتونم بگم؟؟؟هر چی بگم کم گفتم.یه پرننسسس خوش هیکل و خو‌ش فرم با اون موهای گندمی و بدن ورزشکاری لخت لخت اومده و یه سوتین سفید توری نازک و کرست سفید توری که خط مسیر بهشت نمایان میشد دیدم.سلطان دیدم وحشی شد.بلند شدم بغلش کردم گفتم: عزیزم چقدر ماه شدی برق از کلم پرید.منو محکم تو بغلش گرفت گفت دوست دارم ساسان میخوام امشب یه شب شیک تجربه کنیم.گفتم:چیکار میکنی:گفت: چشماتو ببند.چشمامو بستم دیدم لب های خوش فرم و داغشو گذاشت رو لبم خیلی خوشمزه بود نمیتونستم تکون بخورم که منو نشوند رو مبل و افتاد تو بغلم شروع کرد لبمو خوردن منم همراهیش کردم.وواااییی که چقدر خوشمزه بود شروع کردم نوازش کردن موهاش و از جاش بلندش کردم افتادم روش و بهش گفتم:خیلی ماه شدی دوستت دارم.که‌ کلی ذوق کرد و منم معطل نکردم شروع کردم خوردن گلوش و اهسته و‌اهسته میرفتم پایین.شونه هاش بازوهاش سینه هاش بوسیدم و یواش یواش صدای نالش شنیده میشد.لباسامو در اوردم و خیلی با ارامش سوتینشو در اوردم.😍محشر بود چی بود ؟ سینه هاش.سینه های نورمالی داشت و تقریبا فکر کنم ۶۵-۷۰بود با سینه هاش بازی کردم و میمالوندم اونم شروع کردن منو لخت کردن.از اونجایی که منم خوش هیکل فیتنس کار بودم عاشق عضله هام بود.رفتم پایین تر دیگه صدا‌ش بلند شد.ناله هاش شهوت خالص بود به مثانش رسیدم یه مک زدم و‌ یه ریز دندون گرفتم انگار‌برقش گرفت باز ادامه‌دادم و داشتم به بهشت میرسیدم.شورتشو با‌ دندونم در اوردم اونم‌همکاری میکرد که ناگهان چشمام از حدقه زد بیرون.(ککسسسس)😍😍😍یه هلو تمام عیار بود.خیلی خوشگل و گوشتی بود.گلبرگاش به هم چسبیده بود.باز رفتم بالا ازش سیر لب گرفتم اونم با تمام وجودش سیر‌ گرفت و با‌ بدنم ور میرفت.اومدم پایین روبه رو‌ دروازه بهشت.اروم بوسیدم و لیس زدن شروع کردم و با سر کله‌رفته بودم تو دیگه داد میزد:عشقم زودباش،جرم بده،کیرتو بکن تو‌کسم،از اونجایی ک پرده داشت بهش گفتم اما اهمیت نداد دیگه سلطان اومد بیرون.حسابی کسشو خیش کردم و خوردم با کیرم در کسش ور‌میرفتم هی با‌ سینش ور میفتم باز کسشو میک میزدم تا‌ دیدم ابش اومد.کیرم حسابی خورد با یه فشار کوچیک‌ رفت توی دروازه😍یکم جلو عقب دیدش پاره شد و خونش اومد.بعد از یه مدت تمیز کاری و عشقبازی باز شروع کردن لیسیدن کس ملیکا.
    ملیکا رو خابوندم افتادم روش باز یکم‌لب گرفتم و اومدم پایین
    در کسش به سلطان گفتم کار خودته و با یه فشار رفت تو کسش که خیلی داغ بود.کیر کلفتم دادم تو که یهووو جیغ زد.چند ثانیه توش نگهداشتم خیلی اروم جلوعقب کردیم دیدم خیلی تنگه یکم سرعت بیشتر کردم بازم اه و ناله اش شروع و بلند تر شد کیرم کردم توش زدم زدم زدم زدم تا کمی جا باز کنه.به بغلکی خابوندم منم خوابیدم از لا به لای رون‌پاش‌ از پشت کیرمو کردم تو کسسشش.💦آه چه کیفی داد این مدل.یه دستم سینشو گرفتم یه دستم چوچولشو نوازش میدادم تلمبه‌ نشد بزنم اما بازم زدم‌‌ زدم زدم دیدم ارضا شد و ابش اومد کمی میلرزید گفتم وایسا به پشت خوابیدم و‌ اونم خوابید روم با‌ دستم دورش حلقه کردم کیرمو در کسش هدایت کرد یهوو با تمام زورم فشار دادم تووو کسسشش..🔥جیغش کل خونه رو‌گرفت تلبمه زدن شروع کردم شلق شلق شلق شلق زدم دیدم خیلی داد میزنه اروم تر زدم و کمی وایستادم گفت:وایسا من میشینم روت.نشست روم کیرم گذاشت تو کس داغش.خودش زحمت کشید و‌بالا پایین میپرید و بعد از چند دقیقه ایی گفتم ابم میاد گفت بزار بیاد همینجوری داشت ادامه میداد که ابم ریختم تو کس داغش خودشم عرق کرده بود و هی ناله میکشید و خیلی اروم بازم ادامه داد تا برای بار ۳ ارضا بشه.سنگین شده بود و نای رفتن نداشت منم بغلش کردم رفتیم تو اتاقش تو بغل هم بودیم داشتیم لب میگرفتیم که حسابی ازم تشکر کرد و کلی قربون صدقم رفت که دیدم ملیکا خوابش برده منم تو بغلش خوابیدم و بلند شدم دیدم ملیکا خوابه رفتم یه دوش بگیرم دیدم ملیکا هم‌ اومد تو حموم بازم عشقبازی کردیم و همدیگرو شستیم و رفتیم یه غدا باهم دیگه درست کردیم خوردیم و بار دیگه‌هم سکس کردیم که از این بار خیلی بهتر بود و همون شب کونشو افتتاح کردم اگر خوشتون اومد بگید‌داستان بعدی بنویسم واستون.اگر ایرادی یا کلمه اشتباه بود ببخشید دیگه این داستان واقعی بوده و از شدت هیجان نشوتمش.


    نوشته: ساسان

  • 2

  • 39




  • نظرات:
    •   Mehraaan@
    • 1 ماه
      • 17

    • یه دیسلایکِ ورزشکاری به بزرگی و کلفتی کیر نداشتت توی سه جافه دروازه ی کونت.


    •   Cleverman1358
    • 1 ماه
      • 7

    • آقا یه سوال ؟
      توو کانادا هم واییییی چی میدیدم میگن ؟
      نوشابه کانادا درای را با شیشه تقدیمت میکنم ، باشد که رستگار شوی.
      دیسلایک


    •   شواليه-ايران
    • 1 ماه
      • 3

    • ديس بعدي واس دروغا و از خود گفتن هاي كص شرت،يعني شاشيدم تو داستانت،ارزو هاي قبل جقت رو گفتي معلوم بود


    •   SexyMind
    • 1 ماه
      • 3

    • امشب مثه اینکه قرار نیست یه داستان خوب بیاد بیرون /:


    •   lovely_grl
    • 1 ماه
      • 6

    • قبلنا ک وزنتونو مینوشتید گوشت گرون بود.. الانه داره حبابش میشکنه میخوام بگم‌بابت این‌۷چ‌کیلو پشکلم بت نمیدن


    •   وب.گرد
    • 1 ماه
      • 7

    • نخوندم.
      بیدلیل شیش تا دیس نخورده دیگه.
      کامنتا هم همینو میگن.
      7


    •   shahx-1
    • 1 ماه
      • 18

    • اسم ادکلنت مرد نقره ای نویسنده یخی بود؟ حالا اون هیچی ماشینت اسپورتز!! بود؟ اسپورتز؟؟؟؟ ابله که قرچک هم راهت نمیدن اون اسپورته!! کافی یخی خوردین؟؟ یا باید بگی ایس کافی انگلیسیش یا قهوه سرد که فارسیشه نصف این نصف اون نداریم. در مورد اون غرفه هم احمق بی شعور که یه چیزیتو فیلما دیدی اما مثل خر نفهمیدی!! اونجا پول میدی بهت چند تا تیر میدن بستگی به امتیازت یه جایزه از مسئول غرفه میگیری بابت پنج تا تیر پنج تا جایزه نمیدن وگرنه باید شبا تو همون غرفه کون بدن ورشکسته نشن!! آیس کپ رو من کلاهک یخی میدونستم که تو قطب روی اب شناوره گاهی اوقات به ابهای ازاد هم میان مثل همون که تایتانیکو غرق کرد حالا تو چجوری خریدیش معماست!! درضمن مسابقه تیر اندازی بوسه نداره توش وگرنه همه پسرای ایرونی الان استخدام ارتش بودن!! بادی بولدینگ!!!! به کیرت چشمک زدی؟؟ اون بهشت چشمک میزد؟؟ اثبات مغزهای کوچک جقمرگ شده!!!
      اصل ماجرا: یاردانقلی در بازگشت از شهر برای اینکه زنش غر نزنه چرا وقتایی که میری عملگی دیر به دیر میای یه رسیور دست دوم از شهر میاره وصل میکنن سر زنش گرم شه. کونمراد پسرش هم اینقدر از ماهواره فیلمای رنگ وارنگ خارجیو به خاطر تبلیغات طولانی قاطی هم میبینه (و البته نقش جق در اب شدن مغز رو هم نمیشه انکار کرد!!) میره تو این توهم که گوز اباد هم بخش از کاناداست و دختر کدخدا هم عاشقش شده!! فرداش تراکتور همسایه رو بی اجازه برمیداره میره در خونه کدخدا به دخترش میگه بریم مک دونالد!! دختره که نمی دونسته مکدونالد چیه از باباش میپرسه این چی میگه کدخدا هم با تفنگ میاد پنج تا تیر خالی میکنه تو کون کونمراد!!! چون دکتر ده رفته بوده مرخصی کونمراد بیچاره رو میبرن دامپزشکی جهاد. دامپزشک میگه من فقط دوای گاو دارم میگن اینم زیاد فرقی نداره!! دامپزشک اول چند تا امپول گاو که دم دستش بوده رو میزنه اخرشم میگه نگران سوراخای کونت نباش عوضش در اینده درامدت بیشتر میشه یکیش گشاد شد بازنشسته نمیشی!!!.......پایان! (biggrin)


    •   Mahdi076
    • 1 ماه
      • 4

    • کل داستان کسشعرت یه طرف
      این کلمه نشوتمش و اینکه اولین دوست پسرش بودی اما پرده نداشت یه طرف
      دیس


    •   stone sour
    • 1 ماه
      • 2

    • من تا silver hot dog خوندم


    •   sweet_eyes
    • 1 ماه
      • 2

    • شاه ایکس جان دهنت سرویس ?????
      وااای چقدر خندیدم نصف شبی ، مثانه شو یه ریز دندون گرفتی؟ داداش فقط نوشتی که فحش بخوریا ، فتیش فحش داری؟


    •   MFM_iran
    • 1 ماه
      • 1

    • لطفا یکی بمن بگه موی گندمی یعنی چه رنگی؟
      "پوست گندمی شنیده بودم، موی جو گندمی هم که به سن و سال سوژه جق این طفلی نمیخوره، پس منظورش چیه؟
      من چتم یا این گل خیاری زده فکر کرده الان خدای نویسندگان سایته، چرت مینویسه؟


    •   MFM_iran
    • 1 ماه
      • 1

    • یا حضرت خضر ادکلنامون دیوومون میکرد
      از دد و دیو ملولم انسانم آرزوست.


    •   m...h...a...
    • 1 ماه
      • 2

    • ناموسا چی زدی داداش؟؟جقی های قبلی به ایران راضی بودن و وسط مترو و اتوبوس و ...می مالیدن به هم..آخه کانادا؟؟آخه ملجوق انتظار داری باور کنیم؟؟دیسلایکی به کلفتی کیرم خودم تو کونت..


    •   yassepid
    • 1 ماه
      • 3

    • بدن نرم و گوشتی و سبز رنگ؟؟؟ (sick)
      من دیگه حرفی ندارم


    •   Ariapalang
    • 1 ماه
      • 3

    • بیبین داش اگه دروغ بگی، کیر پلاسیدهء حشمت فردوس تو کونت، افتااااااااد؟?


    •   hamid30gari
    • 1 ماه
      • 6

    • خخخ یعنی واقعا دم خودم گرم تا کانادا خوندم و اومدم پایین دیدم همه دیسلایک دادم.خوشحال شدم که وقتم هدر نشد


    •   DAmirksdk
    • 1 ماه
      • 2

    • کمتر چسی میومدی


    •   Gayaneh
    • 1 ماه
      • 3

    • آقا شما چقدر با کلاسی ،کافی یخ اونم تو مک دونالد؟اسپورتز مارک ماشینته؟خوب اینهمه چیز میز خوردید یه یخ جعبه (ice pack) (biggrin) هم میخوردید دیگه، بعد شما که اینقدر با کلاسی و تو دورغوز آباد کانادا زندگی میکنید چرا هنوز pussy میگید ککسسس؟دیس بیست ودوم تو posterior جنابعالی (biggrin)


    •   abolfazl1367
    • 1 ماه
      • 3

    • مک دونالد از کی تا حالا "کافی یخ" میفروشه؟


      یعنی مسخره تر از این داستان به عمرم ندیدم. داداش داستان سکسی داری مینویسی. من همون اول داستانت رو خوندم دیدم به جای اینکه داستان سکسی بنویسی و زور بزنی داستانت سکسی باشه داری زور میزنی عقده گشایی کنی.


      من اصلا نمیخوام بگم راست میگی یا دروغ میگی، امیدوارم اونقدر که توی داستانت زور زدی دارایی داشته باشی. ولی حتی اگر درست باشه به شدت عقده‌ای هستی. مملکت ما پر شده از آدمایی مثل تو.


    •   doki-kar balad
    • 1 ماه
      • 2

    • اسم داستان اشتباه شده دوستان،
      شیک ترین شب با بابای دوست دخترم!!!
      این درسته!


    •   saberzed
    • 1 ماه
      • 2

    • قد 180 وزشکار سخت کیر 20 سانت زاییده گاییده کانادا
      واقعا گاییدین با دروغاتون
      خدایا بسه دیگه


    •   Dokhtar_balla
    • 1 ماه
      • 4

    • تا اونجایی ک گفتی کانادا زندگی میکنی خوندم...اگه تو کانادا زندگی میکنی و پولدار بودی دوست دختر خوشکل لاکچری داشتی الان تو سایت شهوانی چ غلطی میکنی؟؟؟؟
      آرزو بر کسخلان عیب نیست


    •   Ice_flower
    • 1 ماه
      • 1

    • رنگ پوستش سبز بود!!!
      رنگ موهاش گندمی!!!!
      دوست دختر فیونا زن شرک نیست؟
      حقیقتا تا اونجایی ک نوشتی ماشین اسپورتژ ت رو بردی کارواش خوندم
      دمت گرم ننویس
      دیس


    •   Reza18aa
    • 1 ماه
      • 2

    • اسپورتز ؟ آخه اسپورتز ؟
      ((شرتشو با دندون در آوردم اونم همکاری میکرد که ناگهان چشام از حدقه در اومد (ککسسسسس))) ، نکنه انتظار داشتی یه کیر بیست سانتی از پشتش بیاد بیرون؟ بابا ناموسا بیخیال شو
      اصلا مرزهای آرزو و هنر های تجسمی رو تو جابه جا کردی ، با احترام کیرم تا خایه تو داستانت و لطفا دیگه ننویس


    •   Kamcr7
    • 1 ماه
      • 0

    • داداش سه تا نکته میگم چرب کن بکن توی کونت که حالی شی
      یک کیر تو داستانت
      دو کیر توی عقده ای بودنت با این حرفای کسشریت
      سه تف تو ذهنت با این‌ تخیلاتت


    •   qwee021
    • 1 ماه
      • 0

    • تا اون جایی ک یادمه مثانه توی بدن آدمه جایی ک شاش جم میشه تو کس مغز فقط تو ی حالت میتونی برسی ب مثانش ک گردنت تا دسته تو کسه طرف باشه
      کیرم تو مغزت (wanking)


    •   mamali1995
    • 1 ماه
      • 0

    • recorde kos goftano shekoondi lanati


    •   Alfaalfa
    • 1 ماه
      • 0

    • خوشم اومد كه هيچكس لايك نكرده از بس چرت و پرت بود


    •   glassframe
    • 1 ماه
      • 0

    • میگم چرا انقدر مصرف فلفل زیاد شده ها


    •   badboy2709
    • 1 ماه
      • 0

    • نظر شما چیه؟معلومه بدجور تو کف کسی نه؟ عقده بیرون رفتن از تهران هم خفه ت کرده.در آخر یه دودول ده سانتی بدجور خجالت زده ت کرده .گمشو این کس شعرهارو برای جقی های مثل خودت پراز کمبود تعریف کن .بدو بچه جون اسکلت برقی فیتنس کار هههههههه


    •   darya54
    • 1 ماه
      • 0

    • بگذریم که‌همتون از نواده های راکفلر هستین.
      گرچه من ترجیج میدادم یه داستان از نوه های شکسپیر بخونم تا اینقدر چشم و مغزم بابت غلطای املایی خسته نشه
      از اینهمه خوشبختی و زیباییاتون که بگذریم ،آخه بدن سبززززز؟؟؟؟!!!! اونوقت اونایی که بدنشون سبزه جزو کدوم نژادن؟!
      ضمنا محض اطلاعتون سوتین و کرست یه معنی میده و اونی که برای قسمت پایین استفاده میشه ،تو ایران مابهش میگیم شورت،نمیدونم تو کانادای شما چی بهش میگن
      احتمالا وقتی به کیر میگن سلطان و به کس هم میگن بهشت و به چوچول هم میگن گلبرگ به شورت هم میگن کاسبرگ


    •   mariii_a
    • 4 هفته،1 روز
      • 0

    • عاااااموووووووووووو يكم خودتو تحويل بگير !
      يني الان خيلي شاخي !
      بدن سبز!!!! مگه اژدهاست
      خيلي مزخرف بود كلااااااااا


    •   mariii_a
    • 4 هفته،1 روز
      • 0

    • بعد ي سوال ميشه بگي مثانش دقيقا كجاش بود (dash) كه مكش زدي (dash)


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو