صدای پای شب

    اون شب تاريك و بارونى رو به پنجره رو زمين نشسته بودم و سيگار ميكشيدم
    از دودش خوشم مياد حس باحالى ميده به آدم!
    -عرفان، هوى بى شرف كجايى؟
    نازنين بود، نامزدم.
    اومد جلو در اتاقمو كلشو كرد تو و گفت: عوضى اينجايى؟
    اومد جلوم رو زمين نشست يكم نگاش كردم، خواستم يه چيزى بگم اما اون زود تر گفت: وقتى سيگار ميكشى چشاتو خمار كن و طورى وانمود كن كه انگار دارى به يه جايه دور دست نگاه ميكنى؛ اينجور بيشتر دوست دارم لعنتى!
    سيگارم تموم شد؛ تو زير سيگاريم خاموشش كردم و رو به نازنين گفتم: تو اين سه سال يه بار هم از غم غربت شكايت نكردى؛ عوضيه آشغال چرا اينقد تو خوبى؟!
    آه راستى يادم رفت بگم من بعد از ترم اول دانشگام از ايران زدم بيرون و رفتم كاليفرنيا با نازى تو كالج آشنا شدم و بعد شيش ماه رابطه با هم نامزد كرديم
    ميخواست برگرده ايران اما به خاطر رابطمون موند اينجا!
    گرفتمش تو بغلم و گفتم: نفسم به نفس تو بسته ست عاشقتم خره!
    دستشو آورد بالا و مو هامو نوازش كرد
    سرمو بردم پايين و يه بوسه ى كوچيك رو لبش زدم
    بلند شديم و رفتيم رو تخت نشستيم اومد رو به من روى پاهام نشست طورى كه سينه هاش رو به روى صورتم بود
    سرمو گذاشتم رو سينه ش ؛ صداى تاپ تاپ قلبشو ميشنيدم! عاشقه اين لحظم ديوونه كنندس
    مثل يه نوزاد شده بودم كه بدون مادرم هيچى نبودم
    با هيكلش هلم داد و افتادم رو تخت
    سينه خيز خودشو بالا كشيد
    ميدونست چجورى ديوونم كنه!
    لبامون رو لب همديگه قفل شد...
    تا چند لحظه ديگه ما دوتا لخت تو بغل هم بوديم
    به هم چسبيده بوديم
    چشماش آتيشم ميزد
    ديوونش بودم
    دستشو آورد رو صورتم كشيد و گفت: ته ريش بهت مياد!
    انگشتشو آورد گذاشت رو لبم منم آروم گازش گرفتم يه آهه قشنگ كشيد كه ديوونم كرد
    ديگه طاقت نياوردم رفتم روش و آروم آروم فرو كردم توش آروم تلمبه ميزدم
    كم كم سرعتمو بيشتر كردم
    تا جايى كه آهش تبديل شد به جيغ
    با يه دست ملافه رو چنگ مينداخت و با اون دست پشت منو
    چشاشو بسته بود
    داشت لذت ميبرد
    سينه هاش بالا پايين ميرفت و بيشتر تحريكم ميكرد
    از لرزشاش فهميدم ارگاسم شده منم ميخواستم بكشم بيرون كه نذاشت و همش رو همون تو خالى كردم
    ميدونستم قرص ميخوره
    همونجور رو هم افتاديم تا صبح كه با صداى گوشيم بلند شدم...


    نوشته:‌ erfan1988

  • 6

  • 0




  • نظرات:
    •   Sina-CR7
    • 7 سال،6 ماه
      • None

    • داداش ما رو چی فرض کردی آخه؟!!
      این چی بود؟!!!!
      اگه تلگرافی هم مینوشتی توضیح و تفسیرش بیش از این بود!!
      کل داستانت رو تو یکی از جملاتت خلاصه کردی: رفتم روش و آروم آروم کردم توش
      قافیه هم داشت تازه :d


    •   ساینا جون4
    • 7 سال،6 ماه
      • None

    • میتونست داستان خوبی باشه نوع نگارشت خوب بود ولی خیلی کوتاه بود و این لحن فحش دادنتونم واقعا مسخره بود


    •   sara sweet
    • 7 سال،6 ماه
      • None

    • می خواستی بنویسی ولی نشد ! اساتید محترم شهوانی فحش بلدن نیازی به آموزش نبود همشون هم شاعرن زحمت کشیدی :d

      این حس عشق و فحش که ترکیب میشه عجب فضا شاعرانه میشه دود سیگار هم که هست دیگه همه چی جوره نه نه ! اون متالیک یادت رفت حیف شد :d


    •   thomasdon
    • 7 سال،6 ماه
      • None

    • دم بچه های ایران گرم هرکی میاد داستان مینویسه خصوصیات زیرو حتما داره:
      1- باباش اینا رفتن شمال
      2- همه ماشین دارن لکسوس، BMW، آئودیTT و... دیگه کمترینشون یه 206
      3- همه کمکم سه بار ارضا میکنن یه بار ارضا میشن
      4- اکثرا پولشون از پارو بالا میره
      5- همه هم خوشکلن و چشاشون عسلیه
      واقعا داستانای قشنگ و واقعی خیلی کمه


    •   mamad and1
    • 7 سال،6 ماه
      • None

    • che ghadr tokhmi takhayolli bood


    •   aval
    • 7 سال،6 ماه
      • None

    • من نميدونم چرا هرچي خوشگل و پولدار هست تو شهواني ريخته :loll:


    •   s@ra
    • 7 سال،6 ماه
      • None

    • اسكول.............!!؟


    •   jojodlbar
    • 7 سال،6 ماه
      • None

    • من با نظردهند شماره چهار موافقم .  ازکی برای نشان دادن علاقه دادن فحش رسم شده که ما نمیدونیم .


    •   کسرا خان
    • 7 سال،6 ماه
      • None

    • من میخوام بدونم اینی که الان خوندم چی بود. واقعیت بود ،داستان بود، خاطره بود،رویابود،کس شعر بود یا....ولی هر چی بود خیلی بی ربط بود.عمو جان هر چیزی رو هر جا ننویس تا مجبور نشیم فحش مامانت بدیم خوب .دودولم تو تپل مامانت.


    •   sepideh58
    • 7 سال،6 ماه
      • None

    • چرا نظر منو اینجا نشون نمیدییی؟؟؟؟؟؟؟؟؟


    •   sepideh58
    • 7 سال،6 ماه
      • None

    • عجبا!!!!!!!!!!!!!!مگه چی نوشتم من که نشون نمیدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟


    •   بچه شهر
    • 7 سال،6 ماه
      • None

    • توهم زدی اسای مطمئنی سیگارت قاطی نداشته 8} 8} 8} 8} 8}


    •   sepideh58
    • 7 سال،6 ماه
      • None

    • خیلی نامردی اینمه ملت فحش میذارن مال من یکی بد بود؟


    •   Arya-a-a
    • 7 سال،6 ماه
      • None

    • میتونستی بهتر بنویسی،
      مثلا چرا تو و همسرت با گفتن فحش و ناسزا به هم عشق تعارف میکردین؟
      توصیف سکست هم اصلا مناسب نبود،
      معلومه حال نوشتن نداشتی...!
      بعدش گفتی <<صبح که با صدای موبایل از خواب پاشدم...>>
      چی؟
      اون <<که>> که وسط جملت گذاشتی یعنی جملت ادامه داره،ولی سه تا نقطه گذاشتی،
      خوب نبود!


    •   amir_marali
    • 7 سال،6 ماه
      • None

    • (|: (|: (|: (|:
      حال ندارم ديگه فحش به كسي بدم هركي فحش داد از طرف من هم بده


    •   nilpar68
    • 7 سال،6 ماه
      • None

    • یادت رفت بگی رفتی کالیفرنیا خب میومدی از اول داستان میگفتی رفتی!
      با پدیده ی جدیدی به نام backspace میتونی راحت نوشتتو اصلاح کنی!!!!!


    •   gheisar
    • 7 سال،6 ماه
      • None

    • :?
      هولی داش کجا؟
      پیاده شو باهم بریم!دی
      انداختمش رو تخت! رفتم روش!کردم توش!وریختم تا اخرشو توش! احیانا گنجشک تشریف ندارین!!! :D
      دفعه بعد رفتی سفر مارم ببر !دی


    •   Arash212
    • 7 سال،6 ماه
      • None

    • نظر دهنده شماره 4 حرف ما رو زد.


    •   sinaoo7
    • 7 سال،6 ماه
      • None

    • می‌دونم هزینۀ تلگراف این روزها زیاد شده! تو هم که داستانت رو از امریکا با تلگراف فرستادی، خواستی کوتاه و کم‌هزینه باشه!!
      فقط چرای «صدای پای شب»؟ چه ربطی به داستانت‌ات داشت؟ احتمالاً «صدای پای شب» اسم یک ترانه‌ای، شعری، فیلمی، چیزیه، تو هم از این اسمت خوشت اومده، خواستی یه داستان با این عنوان بنویسی.
      یاد اون یارویی افتادم که یه دکمه‌ای توی خیابون پیدا کرد، رفت براش یه کت دوخت!!!!!!!


      ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


      ـ رتبۀ چند کامنت‌دهنده‌ای که در داستان‌های اخیر نظر داده‌اند (از 5) براساس سه معیار نزاکت در نظر، جذابیت نقد، و اعتبار نقد


      ـ شمارۀ جدول: 0011
      فریجاب: نزاکت در نظر (5/3) + جذابیت نقد (5/4) + اعتبار نقد (5/4) = میانگین (1/4)
      ام.ام. 6113 ام.ام: نزاکت در نظر (4) + جذابیت نقد (4) + اعتبار نقد (4) = میانگین (4)
      آریا.ا.ا: نزاکت در نظر (5/3) + جذابیت نقد (4) + اعتبار نقد (4) = میانگین (8/3)
      سایناجون4: نزاکت در نظر (4) + جذابیت نقد (3) + اعتبار نقد (4) = میانگین (6/3)
      سینا سی.آر. 7: نزاکت در نظر (5/3) + جذابیت نقد (5/2) + اعتبار نقد (4) = میانگین (3/3)
      سپیده 58: نزاکت در نظر (5/3) + جذابیت نقد (5/3) + اعتبار نقد (3) = میانگین (3/3)
      قیصر: نزاکت در نظر (5/3) + جذابیت نقد (5/2) + اعتبار نقد (5/2) = میانگین (8/2)
      توماس‌دان: نزاکت در نظر (5/3) + جذابیت نقد (5/2) + اعتبار نقد (5/2) = میانگین (8/2)
      بچه شهر: نزاکت در نظر (5/1) + جذابیت نقد (5/3) + اعتبار نقد (3) = میانگین (6/2)
      سارا سوییت: نزاکت در نظر (3) + جذابیت نقد (2) + اعتبار نقد (3) = میانگین (6/2)
      کسراخان: نزاکت در نظر (5/2) + جذابیت نقد (5/2) + اعتبار نقد (2) = میانگین (3/2)
      بچه مشهد: نزاکت در نظر (1) + جذابیت نقد (5/2) + اعتبار نقد (5/3) = میانگین (3/2)
      فری 151: نزاکت در نظر (5/2) + جذابیت نقد (2) + اعتبار نقد (2) = میانگین (1/2)
      کوچول: نزاکت در نظر (2) + جذابیت نقد (2) + اعتبار نقد (2) = میانگین (2)


      جذاب خارج از جدول: ندارد


    •   گنجینه
    • 7 سال،6 ماه
      • None

    • بچه ها کالیفرنیا را با کدوم ک مینویسن .


    •   sinaoo7
    • 7 سال،6 ماه
      • None

    • ـ شمارۀ جدول: 0012
      فریجاب: نزاکت در نظر (5/3) + جذابیت نقد (5/4) + اعتبار نقد (5/4) = میانگین (1/4)
      ام.ام. 6113 ام.ام: نزاکت در نظر (4) + جذابیت نقد (4) + اعتبار نقد (4) = میانگین (4)
      آریا.ا.ا: نزاکت در نظر (5/3) + جذابیت نقد (4) + اعتبار نقد (4) = میانگین (8/3)
      سایناجون4: نزاکت در نظر (4) + جذابیت نقد (3) + اعتبار نقد (4) = میانگین (6/3)
      سینا سی.آر. 7: نزاکت در نظر (5/3) + جذابیت نقد (5/2) + اعتبار نقد (4) = میانگین (3/3)
      سپیده 58: نزاکت در نظر (5/3) + جذابیت نقد (5/3) + اعتبار نقد (3) = میانگین (3/3)
      قیصر: نزاکت در نظر (5/3) + جذابیت نقد (5/2) + اعتبار نقد (5/2) = میانگین (8/2)
      توماس‌دان: نزاکت در نظر (5/3) + جذابیت نقد (5/2) + اعتبار نقد (5/2) = میانگین (8/2)
      بچه شهر: نزاکت در نظر (5/1) + جذابیت نقد (5/3) + اعتبار نقد (3) = میانگین (6/2)
      سارا سوییت: نزاکت در نظر (3) + جذابیت نقد (2) + اعتبار نقد (3) = میانگین (6/2)
      کسراخان: نزاکت در نظر (5/2) + جذابیت نقد (5/2) + اعتبار نقد (2) = میانگین (3/2)
      بچه مشهد: نزاکت در نظر (1) + جذابیت نقد (5/2) + اعتبار نقد (5/3) = میانگین (3/2)
      فری 151: نزاکت در نظر (5/2) + جذابیت نقد (2) + اعتبار نقد (2) = میانگین (1/2)
      گنجینه: نزاکت در نظر (2) + جذابیت نقد (2) + اعتبار نقد (2) = میانگین (2)


    •   khasteh
    • 7 سال،6 ماه
      • None

    • کردن کس ایرونی در کالیفرنیا اسم داستانت این بود بهتر بود اشغال کونی عوضی


    •   kouchoul
    • 7 سال،6 ماه
      • None

    • هركس يه زبوني داره !ك..ك...ج...خ...ب...!اميدوارم از الفاضم مهميده باشي چقدر خوشم اومد!!!به زبون خودت گفتم.ميگم نكنه زبون مردم اونجا اينطوريه؟اونوقت همه ميريم اونجا و پاينده ميشيم.


    •   kouchoul
    • 7 سال،6 ماه
      • None

    • هركس يه زبوني داره !ك..ك...ج...خ...ب...!اميدوارم از الفاضم فهميده باشي چقدر خوشم اومد!!!به زبون خودت گفتم.ميگم نكنه زبون مردم اونجا اينطوريه؟اونوقت همه ميريم اونجا و پاينده ميشيم.


    •   sible
    • 7 سال،6 ماه
      • None

    • خوب که چی؟
      یه سکس نیمه کاره داشتی اونم اومدی گذاشتی رو سایت.
      خجالت بکش.برو سعی کن.


    •   bat
    • 7 سال،6 ماه
      • None

    • چه هدفي داشتي از نوشتن اين داستان؟


    •   t.m.bax-hshr
    • 7 سال،6 ماه
      • None

    • khob kuni in dg che bud?????????
      man k halam be ham khord!!!!!!!!!!!!


    •   senator_ss4
    • 7 سال،6 ماه
      • None

    • آقا میگن داستان تخیلی باشه دیگه نه انقدر


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو