داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

صهبا

1399/05/15

صدای خندش میومد داشت نزدیک تر میشد بهم سرمو انداختم پایین و سعی کردم توجهی نکنم بهش
تازه مدرسه مو عوض کرده بودم و هنوز عادت نکرده بودم به مدرسه جدید
کلن ادم دیر جوشی‌بودم و هستم تنها یه گوشه حیاط نشسته بودم و با کتابی که دستم بود مثلن خودمو مشغول کرده بودم یکی زد رو شونم:«سلام تازه وارد»
یخ کردم ولی تو پنهون کردن احساسات درونیم استاد بودم با یه لبخند عادی برگشتم طرفش : «سلام کهنه وارد»
و از اینجا شروع شد همه چی…تو مدرسه جدیدم لزبین داشتیم و تقریبن همه میدونستن به نحوی عادی شده بود برامون صهبا سال آخر بود و ارشد مدرسه میشد من یه سال کوچیکتر ازش

خودمو کشیدم بالا که بشینم روی میز سفتی یه چیزو زیرکونم حس کردم سرمو برگردوندم ندا رو دیدم دوست صمیمیش بزور میخاست جلوی خندشو بگیره…ولی صهبا اصلن به روی خودش نمیاورد که ماژیکو موقع نشستنم گذاشته زیرم ماژیکو برداشم و منم خودمو زدم به کوچه علی چپ ولی واقعا حشری شده بودم…یواش یواش به بهونه درس زنگ تفریحا میرفتم باهاش حرف میزدم علی رغم شیطنت زیادش درسش خوب بود…رتبه یک کلاسشون بود و منم تو کلاسمون همین جایگاهو داشتم…همینا باعث شده بود نزدیک تر بشیم…وسطای بهمن ماه بود تو حیاط داشتیم میچرخیدیم محکم بغلم کرد و گفت سردشه بوی عطرش باز داشت تحریکم میکرد کاپشنمو دراوردم دادم بهش…زنگ بعد که برگردوند تو جیبش یه گل رز گذاشته بود گلو برداشتم و داشتم بوش میکردم با لبخند که وقتی چشامو باز کردم چشم تو چشم شدیم بهم نزدیک تر شد تو چشای هم خیره بودیم من خیس شده بودم کصم نبض داشت صدای زنگ حس هردومونو پروند…گفت زنگ بعد منتظر باش…نفهمیدم اون زنگ چجوری تموم شد…معلممون نرفته صهبا اومد تو…ردیف اخر بودم یه ردیف که فقط یه صندل داشت…تنها بودم همیشه…اومد یه صندلی گذاش کنارم:«چی داشتین؟»
+زیست!
_یه صفحه جزوه رو میتونم بنویسم برات
کلی خوشحال شدم چون اصن حوصله جزوه نوشتن نداشتم…خودکارامو ریختم رو میز و شروع کردیم به نوشتن…یکم گه گذشت خواستم یه رنگ دیگه بردارم…ولی خودکار رو میز صهبا بود…از عمد دستمو از جلوش رد کردم و دستم به سینه هاش خورد یه آه کوچولو کشید و خیره شد به جلو…یه مدت بعد باز به بهونه غلط گیر خم شدمو خودمو مالیدم بهش محکم واساده بود و کنار نمیکشید که بردارم غلط گیرو…بیشتر خودشو بهم چسبوند و با شونش داشت سینمو میمالید …منم قصد نداشتم بیام عقب…فرداش تربیت بدنی داشتیم…با معلممون صحبت کرد بیاد برا تمرین…والیبالیست بود و قدش بلند بود…من بسکتبال کار میکردم قدم ازش بلند تر‌ بود سوار سرویس شدیم…از عمد ننشستم رو صندلی میدونستم حتمن میاد میچسبه بهم…ماشین حرکت کرد و همینطوری هم شد از پشت خودشو میمالید بهم…نفسام تند تر‌شده بودن…تا رسیدیم نفر اول پیدا شدیم…باشگا یه قسمتی داشت بین دانش آموزا سکرت بود…به بهونه اشکال بهش گفتم بریم اونجا…فورن قبول کرد رفتیم از زیر تور رد شدیم…تورو انداختم که کسی نیاد…علامت بود بینمون تور که پهن بود کسی نمیومد…رفتیم نشستیم یکم الکی حرف زدیم و منم برا اینکه زیاد تابلو نشه یه کتاب‌دراوردم و بهش گفتم توضیح بده…موقع توضیح دادن تمام حواسم به حرکت لباش بود اروم باز میکرد و صدای نازش حشریم میکرد…گفت :«خوب چی گفتم؟»
دستو پامو گم کردم:«عمممم…اینو توضیح میدادی…»الکی یه خط از کتابو نشونش دادم
ابروهاشو کشید توهم:«دو ساعته دارم کص میگم بچه!؟گوش ندی تنبیهت میکنم»
با این حرف دیگه اصن گوش نمیدادم…میخاستم ببینم چجوری تنبیهم میکنه…بازم پرسید اینبار گفتم گوش نمیدادم
بلند شد ترسیدم…فک کردم میخاد بره…دستمو گرفت کشید
برد تو یکی از اتاقایی که زیر باشگا بود کلید اینجارو چجوری داشت…درو قفل کرد بدجوریم حشری بودم…چسبوندم به دیوار:«حواست کجاس زود بگو!» با چشمای خمار زل زدم بهش…دستشو گذاش رو کصم از رو شلوار:«با تو نیستم؟»یه آه عمیق گفتم
دستشو محکم فشار دادم…اروم شروع کرد بع مالیدن…داشتم دیوونه میشدم…خیلی لذت بخش بود…دکمه های مانتو باز کرد درش اورد زیرش‌ یه پیرهن تنم بود…چنتا از دکمه هاشو باز کرد…دستشو از رو کصم برداش اورد بالا…سوتینمو با شدت کشید…سینه هام افتادن بیرون…از رو پیرهن شرو به لیسیدن کرد…منم فقط آه اوه میکردم…زانوشو بلند کرد گذاش‌ وسط پام…میخاستم جیغ بزنم از خوشی…کصمو میمالیدم به زانوش…دکمه شلوارمو باز کرد…شورت شلوارمو باهم کشید پایین
شهوت از چشماش میبارید
زبون داغشو گذاش رو چوچولم دیگه هیچی نمیفهمیدم…سرشو محکم فشار میدادم به کصم…اون خیلی اروم میخورد…ولی پر از شهوت…بلند شد هلم داد سمت میزی که گوشه اتاق بود…پشتم بهش بود خم شد و سوراخ کص کونمو لیس میزد…رفتم رو میز دراز کشیدم…اونم اومد روم خیمه زد…لباساشو سریع کند…با دیدن بدن سکسیش حشرم بیشتر شد…سینه هاشو میمالدم اونم با انگشتاش با چوچولم بازی میکرد…یه مدت که گذشت اونم مثل من داغ داغ شد…کصشو گذاش رو کص من و محکم خودشو میمالید بهم…کصامونم پر از اب شلپ شولوپ میکرد…بدتر داغم میکرد…که صهبا با یه آه عمیق ارضا شد و خابید روم…صورتشو میبوسیدم لباشو میخوردم…صهبا چونه مو لیس میزد…یکم که حالش بهتر شد رفت پایین و نشست رو صندلی …منو کشید سمت خودشو پاهامو باز کرد…خیلی خوب میلیسید…منم سینه هامو میمالیدم و با دست دیگم سرشو فشار میدادم…حرکات زبون نرم و داغش تند تر شد…داشتم ارضا میشدم…محکم سرشو فشار دادمو منم ارضا شدم…خیلی خوب بود…تا نیم ساعت پیش هم دراز کشیدیم و با بدنای هم ور رفتیم…بعد از اون دیگه علنا با هم بودیم و به جمع لزبینا وارد شدیم

نوشته: رسته


👍 18
👎 8
17100 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

905880
2020-08-05 00:48:46 +0430 +0430

صهبا؟؟؟😐
یه راهنمایی کن
اسمه؟
مدیره؟
ناظمه؟
اسم مدرسته؟
دهنت سرویس اسمشو میذاشتی کوکب

3 ❤️

905889
2020-08-05 01:00:54 +0430 +0430

4ساعت رفتین به هم دیگه مالیدی هیچ کسی نگفت که اینا کجا هستن؟

2 ❤️

905900
2020-08-05 01:17:20 +0430 +0430

یه دستی ننویس خو خواهر من. به شما هم سرایت کرده؟ عه گفتم خواهر؟ منظورم امیر بود. یه دستی ننویس امیر جون. با اون یکی دستتم کونتو انگشت کن، بیشتر از زدنت لذت ببری. که کستانم نتونی بنویسی


905902
2020-08-05 01:23:55 +0430 +0430

لذت بردم عالی بود

بازم بنویسی

1 ❤️

905905
2020-08-05 01:29:54 +0430 +0430

صبا شنیده بودم صهبا نه!! ولی این مهم نیستو البته نظر استاد شهریار محترمه اما اگر واقعا دختر هم باشی این به منای لزبین بودنت نیست همونطوری که نصف کسایی که تو مدرسه کون کونک میکنن گی نیستن. جمهوری اسلامی دختر پسرو از هم جدا کرده در نتیجه کنجکاوی جنسیشون رو با هم رفع میکنن دیشب یه دختر از همین سایت برام تعریف کرد که دختر خالش اومده بوده خونشون گفته کرست میخوام بخرم چه مارکی بهتره اینم لباساشو نشون داده بعد اون گفته کسی تاحالا براش نخورده خواهش کرده کسش رو بخوره!! دقت کن هیچ کدوم همجنسگرا نیستن دلش میخواسته تجربه کنه از طرف خانواده هم محدود بوده اومده سراغ دختر خالش!! این فاجعس!!


905911
2020-08-05 01:38:36 +0430 +0430

اسم داستانتو نفهمیدم :/

فقط کامنت گذاشتم اگه میشه توضیحش بدی

2 ❤️

905953
2020-08-05 06:38:37 +0430 +0430

کیرم دهن جفتتون

1 ❤️

905954
2020-08-05 06:40:02 +0430 +0430

همچین میگی به جمع لزبینا وارد شدیم انگار به اردوی تیم ملی والیبال بانوان اضافه شدی ! شاگرد اول کلاس انقدر غلط املایی نداره ! یه سری حرف “ت” رو کردی تو کونت ؟


906001
2020-08-05 09:08:35 +0430 +0430

داستانت خوب بود.
و اینکه شاه ایکس درست می‌فرمان ، جاهای دیگه دنیا که روابط بین دختر و پسرا راحت‌تر هست ، لزبین‌ها، جنس مخالف رو هم تجربه کردن، و وقتی اون نیاز جنسی رو که دلشون میخواد از رابطه‌شون بدست نیوردن، و دیدن که با همجنس‌گرایی بیشتر حال میکنن، اون وقت رابطه با همجنس رو بیشتر میکنن،…
ولی متاسفانه اینجا قبل از رابطه های بین جنس مخالف، همون اول که به حس کنجکاوی جواب مثبت میدن و به طرف این نوع سکس ها میرن، و چون اولین تجربه سکسی هم هست و فکر میکنن، زیاد بهشون حال داده، دیگه بین رابطه با جنس مخالف یا فکر نمیکنن، یا حتی در دوران زناشویی هم به فکر قبل هستن و توی رابطه اصلا به نیازشون توجهی نمیکنن، که متاسفانه بعضی از این رابطه‌ها رو به سردی میره…

و شما هم اگر قصدت داستان نوشتنه، بنویس …
داستانت خوب بود، اسامی که اصلا مهم نیست ، هر چیزی می‌تونه باشه…


906025
2020-08-05 11:32:29 +0430 +0430

اولا صهبا به معنی شراب سفید هستش. پس اگه به گوش شما اشنا نیس معنی اینو نمیده که وجود نداره. نمیدونم شعر معروف یا رب مرا یاری بده رو شنیدین یا نه ولی تو این شعر سیمین با صهبا(تخلص شاعر) مناظره میکنن.

دوما داستانتون روان بود. لطفا بازم بنویسین.

6 ❤️

906037
2020-08-05 14:00:01 +0430 +0430

یعنی با یه ماژیک زیر پا برای یه لحظه حشری میشید؟؟؟!!! شما دیگه کی هستین بابا!!!

تا همینجا خوندم دیسلایک
ننوبس

0 ❤️

906043
2020-08-05 14:35:26 +0430 +0430

صهبا اسم دختر بمعنی دختر سفید و سرخ و شراب هم هست…یه سال بزگتر هم ینی اصولا دانش اموز …متن کاملن گویاس وقتی سوار سرویس میشدیم ینی یه چن کیلومتری رو با یه معلم ورزش خیلی پایه از مدرسه دور میشدیم ضمن اینکه ما یه مکان خیلی خفن هم داشتیم که فقط چن نفر ازش با خبر بودن

2 ❤️

906045
2020-08-05 14:39:15 +0430 +0430

شاه ایکس عزیز متاسفانه محدودیت اسیب میزنه من لزبین هستم ولی صهبا دوجنسگرابود این محدودیت ها برا ما لزبینا خیلی بدتره…چون کسایی بودن که بخاطر محدودیت رابطه با جنس مخالف طرفمون میومدن ولی بعد ایجاد یه رابطه عاطفی عمیق با گفتن این حرف که استریت هستن میرفتن که این آزاردهنده س…ممنون از نظرت

2 ❤️

906048
2020-08-05 14:44:21 +0430 +0430

آرش غلط املایی اصلن نداشتم…وسواس غلط املایی دارم ‌چون…غلط تایپی داشتم یدونه «که»رو« گه» نوشته بودم…یهویی تصمیم به نوشتن گرفتم و درمورد جمله اخر منظورم این بود که به جمع لزبینای مدرسه رفتیم و یه اکیپ شدیم کلن ولی خب این جمله خیلی صدمه زده به متن ممنون از اینکه گفتی…کینگ عزیز من دخترم ولی…صهبا هم اسم پارتنرم بود نیلای عزیزم

2 ❤️

906050
2020-08-05 14:47:56 +0430 +0430

باروین و رنلی ممنون از تعریفتون امیدوارم قابل این محبتتون رو داشته باشم…من از اولم قصدم این بود که به حرف خیلیا گوش نکنم چون این کارو برا خودم و کسایی مثل خودم انجام میدم و نوشتن رو دوست دارم …نظرات هم با توجه به سطح شعور و فهم افراده…که قطعن سعی خاهم کرد اهمیت ندم به انتقادای الکی …ممنون ازتون

2 ❤️

906063
2020-08-05 16:02:35 +0430 +0430

نویسنده گرامی، گفتین غلط املایی نداشتین و فقط یه دونه اشتباه تایپی بوده. نظرتون رو به اینا جلب میکنم:

مثلن (مثلا) - تقریبن (تقریبا) - کص (کس) - اصن (اصلا) - پیدا شدیم (پیاده شدیم) - فورن (فورا) - بع مالیدن (به مالیدن) - پیرهن (پیراهن) - شرو (شروع) - خابید (خوابید). تازه اینا رو من با چشا جقی کور شدم دیدم.

گرچه بعضی جاها محاوره رو اشتباه استعمال کرده بودین، مثلا مدرسه مو (مدرسه ام رو) که حالا زیاد کار نداریم.
فاصله و نیم فاصله هم که کلا افتضاح.

خلاصه یه دور ویرایش به جایی بر نمیخوره.

5 ❤️

906065
2020-08-05 16:22:51 +0430 +0430

کینگ عزیز الان بیشتر بجای الف از خود نون استفاده میشه چون الف گذاشتن مربوط به زبان عربیه…ولی در مورد خابید بله حق با شماس چون زیاد اینجوری استفاده کردیم تو چشم نیس…بقیه موارد یا به حالت محاوره ایه یا عادیه…

1 ❤️

906102
2020-08-05 21:28:11 +0430 +0430

راجب داستان ترجیح میدم نظری ندم…
کاری به اشکالات املایی و انشایی داستان هم ندارم البته خیلی هم غلط نداشتین.
فقط با چند بار خوندن و ویرایش میتونست بهتر باشه
و اسم داستان هم برام ناآشنا نیست خوشبختانه
فقط!!!
لزبین بودن رو توی حشری شدن و رابطه ی جنسی با همجنس خودتون محدود نکنین دوست عزیز احساسات شما گرایشِ ذاتی شما (اگر واقعاااا همجنسگرا باشین).شما رو به سمت همجنس خودتون میکشه نه میل جنسی و هوس!
اینکه یک دختر با دیدن بدن همجنس خودش تحریک شد به هیچ وجه به معنای لزبین بودنش نیست!
موفق باشید. :)

1 ❤️

906136
2020-08-06 00:10:23 +0430 +0430

کلا گرفتار نوسان بودم
میخوندم بلند میشد کیرم
ب صهبا ک میرسیدم میخوابید

1 ❤️

906203
2020-08-06 02:50:55 +0430 +0430

بسیار عالی ادامه بدید لز بفرستید

0 ❤️

906210
2020-08-06 03:09:54 +0430 +0430

فورن؟ 😞
واقعا جای تاسف داره

0 ❤️

906211
2020-08-06 03:13:09 +0430 +0430

صهبا چونه مو لیس میزد…یکم که حالش بهتر شد رفت پایین و نشست رو صندلی
توروخدا یکی بمن توضیح بده یعنی چی.
وجدانا یا من نفهمم یا تو …

0 ❤️

906263
2020-08-06 08:51:43 +0430 +0430

فیلم در استانه هفده سالگی رو ببین ،پیدا نکردی بیا من دارم باهم ببینیم ، فکر کنم برات جالب باشه

1 ❤️

906725
2020-08-08 01:49:21 +0430 +0430

مدرسه نیست جنده خونه لابد مدیر باشگاه و معلم ورزش هم داشتن با دیلدو از میکردن

0 ❤️







Top Bottom