داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

ضد حال ترین سکس ممکن

1399/04/11

سلام من حسین هستم اول اینکه سری هاتون میگید چرا املا کیری دارین خب اگه املا من خوب بود الان داشتم درس میخوندم نه که بیام اینجا کص بگم شما فحش خار مادر بهم بدین
.
.
.
دوم این داستان من تخیلی نیست و واقعیه بخاطر همین انتظار نداشته باشین عین داستان های فیلم سوپر باشه اصلا حتی که فکر میکنید تخیلی هم هست سعی کنید ازش لذت ببرید
.
.
.
این داستانی که تعریف میکنم از اینجا میگم خیلی سکسی نیس طنز هم زیاد نیست بگذریم
این مربوط میشه به چند سال پیش اون موقع فک نکنم اینستا بود اگر هم بوده مردم زیاد توش نبودن بیشتر فیسبوک و تلگرام بود منم اون موقع ۱۵،۱۶ سالم بود گوشیم هم اون موقع یه s3 بود اون موقع گوشی نسبتا خوبی بود بگذریم من و ابو دوتا دوست بسیار صمیمی بودیم من برادر نداشتم و اونم نداشت فقط اون یه خواهر خیلی بزرگ تر از خودش داشت که ازدواج کرده بود بخاطر همین ما عین برادر با هم بودیم شاید نزدیک تر هم به حدی که کون هم میدادیم به هم میگفتیم خلاصه…
ما یکی از ارزو هامون اون موقع فقط یه دوست دختر واقعی بود حالا الان با خودتون میگید منظورت از واقعی چیه اون موقع توی تلگرام همه اکانت های دختر فیک داشتن و شارژ تیغ میزدن کسایی که اون موقع بودن میفهمن بخاطر همین بزرگ ترین فانتزیمون این بود که یه سکس کنیم
.
.
.
این رو هم اضافه کنم که خونه هامون به هم نزدیک بود پیاده ۱۰ دقیقه راه بود بخاطر همین کلا بیشتر با هم بودیم
این گذشت تا یه روز بهم زنگ زد گفت یکی رو پیدا کردم با ۵۰ هزار کص و کون میده از صداش معلوم بود چقدر ذوق کرده بود منم نمیدونستم دقیقا منظورش چیه گفت فردا نشونت میدم منم فردا که طبق معمول رفته بودم خونشون تا با هم بریم بیرون اومد یه اکانت فیسبوک نشونم داد گفت این دختره ۱۵ سالشه جنده هست عکس هاشو دیدم خیلی خوشگل بود فیک هم بنظر نمیومد بهش گفتم از کجا میدونی واقعی هست؟
گفت بهش زنگ زدم گفتم یه بار دیگه بزنگ ببینم جواب میده یا نه اون موقع هرچی زنگ میزد جواب نمیداد ولی یک ساعت بعد که داشتیم همین جوری تو خیابون میگشتیم دیدم گوشیش زنگ میخوره نگو دختره هست اسمش هم الناز بود ابو تلفن رو برداشت و داشت حرف میزد منم سرمو به گوشی نزدیک کردم تا بشنوم چی میگه به صداش میخورد به سنش بیشتر باشه ولی خب خیلی ذوق زده شدم گفت که الان نمیتونم زیاد صحبت کنم عشقم بهم پیام بده اون هنوز نمیدونست که من هم میخوام بیام بکنمش
به ابو گفتم این رو بهش بگه بعدا بهش پیام داد اونم گفت پس باید ۱۰۰ هزار بیارید اون موقع ۵۰ هزار تومن ارزش داشت با بدبختی جمعش کرد تو یه هفته بعدش ابو بهم پیام داد یه قرار گذاشته و مکان هم داره فردا تو خیابون طبق معمول رفتیم مکان شرایط و این جور چیزا رو بهم گفت منم واسه فردا که قرار بود رفتم خونه یه تیپ بگ زدم و کلی اسپری یکم موهامو مدل زدم و رفتم پیش ابو اونم یه تیپ زده بود یه آژانس گرفت و رسوندمون جایی که میخواستیم بریم یه کوچه باریک و خیلی خلوت بود با خونه های قدیمی تعجب کرده بودیم گفته بود روی نیکت سبز رنگ بشینید تا خودم بیام ما هم گفتیم من یه لباس زرد شلوار سیاه اونم بایه شلوار لی…
۵ دقیقه منتظر بودیم کسی نیومد همونطور که داشتیم زنگ میزدیم بهش سه تا مرد نزدیکمون شدن یکم مشکوک بودن یهو مادر جنده های بهمون حمله کردن خیلی راحت دهن من رو گرفتن دستامو از پشت گرفته بودن ابو اون یکی خارکسه گرفته بودش چسبونده بودش به زمین با یه پارچه دهن و چشمامونو بستن توی راه حس مرگ داشتم دستامو خیلی بد گرفته بود به حدی که یکم دیگه تکونش میداد میشکست دهنمم بد بسته بودن نزدیک بود خفه شم حدودا یکم گذشت بعد وارد یه خونه شدن من چیزی نمیدیدم از صدای در میشنیدم بعد چشمامونو باز کردن و دست و پاهامون رو بستن کسکش های کونی دیدم ابو کنارمه و شلوارشو در اوردن ولی من شلوار پام بود بعد اون سه تا مادر جنده اومدن ولی صورتشون معلوم نبود چون ماسک زده بودن
بعد میومدن بهمون فحش های ناموسی میدادن میگفتن مادر جنده میخواستی دختر بکنی بزار تا پارت کنم ماهم چون دهنمون بسته بود چیزی نمیشنیدیم من اصلا گی نبودم و اصلا خوشم نمیاد دیدم داره به کیرش اسپری تاخیری میزنه من اون موقع نمیدونستم چیه بعد کیرشو سمت من اورد گفت بخورش منم حالم از کیرش بهم میخورد کیرش دراز نبود ولی کلفت بود کونی گفتم نمیخورم یهو با لگد زد تو تخمام که هنوزم یادش می افتم تخمام درد میگیره دوست داشتم تو اون لحظه خودکشی کنم کیرشو به زور کرد تو دهنم ولی من لیس نمیزدم اون فقط عقب جلو میکرد یه وقتایی هم کیرشو تا ته میکرد تو حلقم که واقعا داشتم خفه میشدم اون موقع دیدم ابو کنارم نیست تعجب کردم که نیستش و اصلا فرار کرده کجاست و اینا کم کم داشت آبش میومد مادر جنده کیرشو در اورد میخواست بکنه تو کونم منم که فقط داد میزدم و حرف نمیشد زد چون دستمال رو صورتم بود یهو دیدم از اتاق رو به رویی یه مرد لخت اومد بیرون کیرش ۲۰ سانت من خیلی ترسیدم و پشمام ریخته بود و فقط گریه میکردم اومد کیرشو کرد تو دهنم اون یکی خارکسه هم داشت کرم به کونم میالید کیرش وقتی تا ته میکرد تو دهنم خفه میشدم و چشمام سیاهی میرفت اونیکی هم یهو کیرشو تا ته کرد تو کونم مادر جنده بعدش جاشون عوض شد نمیدونم این چقدر ادامه داشت ولی جهنم زندگی من بود بعد که هردو ارضا شدن ابشو ریختن رو صورتم بعد دست و پامو آزاد کردن و گفت کونی لباس هاتو بپوش منم انگار بی هوش بی حالم بودم به زور پوشیدم کونم خیلی سوز میداد و درد میکرد من رو بلند کردن انداخت پشت نیسان دیدم ابو هم اونجاست اونم مثل من بی حاله بعد رسوندمون به همون جا که منتظر دختر بودیم گفتن پیاده شید ما هم پیاده شدیم اولش تا یه نیم ساعت بدون اینکه چیزی بگیم رو نیمکت اونجا بی هوش بودیم بعدش که به خودمون اومدیم دیدم غروب شده چون ما ساعت ۱۱ رفته بودیم دیدم گوشی هامون تو جیب هست ولی پولا رو هم بردن یه تاکسی توی خیابون پیدا کردیم بهش گفتیم که الان پول نداریم شماره بهش دادیم آدم خوبی بود قبول کرد ما روهم رسوند خونمون بعدا پولش رو هم دادیم از اون موقع این جهنم فقط بین من و ابو مونده که الان اینجا هم گفتم چون خیلی دوست داشتم خالی بشم فک کنید هم پول بدین هم کونی بشین هم درد بکشید
امیدوارم به حق شون برسن مادر جنده ها

امید وارم این اتفاق براتون هیچ وقت نیافته این داستان واقعی بود اونایی هم که میگن نیست باز دمشون گرم ممنونم که تا آخر خوندین♡♡♡
نوشته: حسین


👍 13
👎 7
34825 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

894831
2020-07-01 21:21:09 +0430 +0430

یک تجربه مشابه که از کسی شنیدمش. مرگ بر متجاوز
علی ترک دادا این قصدش چیه ازین کارا به نظرت؟

3 ❤️

894835
2020-07-01 21:24:29 +0430 +0430

باور نکردم.
تامام

5 ❤️

894837
2020-07-01 21:25:32 +0430 +0430

میگی داستانت دروغ نیست، املاش درست نیست، سکسی نیست، طنز نیست، خو چی هست؟ بگو به نیت همون بخونیمش. سر همین مشکل یه کیر حوالت میشه.

حالا گیریم خوندیمش، اون اول باز نوشتی اگه کون میدادیم هم به هم میگفتیم! ینی کونه رو دادین یه زمانی. بعدش نوشتی اصلا گی نبودم و خوشم نمیومد. خو اینجا حرفت به هم نمیخوند، یه کیر حوالت میشه.

100 تومنو از جیبتون کش رفتن، گوشی دست دویی که شاید سیصد چارصد تومنی می ارزیده رو گذاشتن مونده؟ چه متجاوزای مهربونی. یه کیر دیگه هم حوالت میشه اینجا که به این افراد مهربون، ناشکری نکنی.

کیر آخری هم همینجوری محض دلخوشی خودم حواله میکنم.


894841
2020-07-01 21:28:15 +0430 +0430

این اتفاق ها الان هم هست یه عده به اسم اینکه زوجیم ونفر سوم میخوایم از اینجا کون بلند میکنن میبرن میگان تو دنیای واقی هم چند سال پیش یه زن با یه فروشنده خوشگل دوست میشه پسره میاد خونش شوهره سر میرسه پسره رو میکنه. پسره رفته بود شکایت کرده بود زنه رو گرفته بودن از مکالمات خط تلفنش فهمیده بودن یازده تا فروشنده از مرکز خرید بلند کرده خوابونده زیر شوهرش!!! 😁


894845
2020-07-01 21:31:17 +0430 +0430

الاغ وقتی اینستا نبود یا کم بود تلگرام کجا بود دقیقا؟؟انتر میخوای داستان سراییم‌کنی حداقل حساب این چیزارو بکنید بعد شراتونو بسرایید،یکم کمتر بزنید مختون کار کنه


894854
2020-07-01 21:41:30 +0430 +0430

اولا وقتی داستان مینویسی کیر توی کونت نکردن که باید سریع بفرستی صبر کن و داستان رو دوباره بخون و مطمعن شو که غلط نداره
دوما داستان تخیلی هم می تونه خوب باشه ولی بعضی از داستان ها کسشر محض هستن شما کسشر ننویس بقیه لذت میبرن

اینم عاقیت کسایی که می خوان کس بکنن …

5 ❤️

894856
2020-07-01 21:49:16 +0430 +0430

امیدوارم خودت حسین جان خاطرات بد رو فراموش کنی ، همچنین دوستت ابوبکرالبغدادی هم همینطور

4 ❤️

894863
2020-07-01 22:01:45 +0430 +0430
NA

درس اخلاقی امشب : حواستون با‌شه به بهانه کوس، کونتون نزارن. 😁

2 ❤️

894868
2020-07-01 22:10:48 +0430 +0430

هم کص گفتی هم فحش میخوری فقط میخواید بنویسید خب برید تو نت گوشیتون تایپ کنین بخونین ببینین خندتون نمیگیره از این همه داستان چرت سایت سکسی و دارین تبدیل میکنین به رمانهای فکاهی (dash)

2 ❤️

894898
2020-07-01 23:50:09 +0430 +0430

عزیزززز من
۵۰ ازت گرفتن کونو دهن بگا رفت
داداش طوری میگی اون زمان اون زمان
S3مگ مال چن ساله پیشه آخه؟؟
عاشق این دهه هشتادیام ک فک میکنن کلی سنو سالشونه

2 ❤️

894900
2020-07-02 00:10:41 +0430 +0430

این دیگه چ کستانی بود تک تک کلماتی ک نوشتی لوله کن بکن تو کونت

2 ❤️

894924
2020-07-02 05:10:29 +0430 +0430

ناراحت شدم .خداکنه دروغ باشه داستانت

0 ❤️

894925
2020-07-02 05:13:45 +0430 +0430

خیلی خندیدم…شبیه واقعیت نبود ولی جزایِ کسی که به دنبال سکس با دختر ۱۵ ساله هس همینه (rolling)

4 ❤️

894929
2020-07-02 05:28:57 +0430 +0430

چون دهنتون بسته بود چیزی نمیشنیدید؟؟ :(
به قول احمد ذوقی:الهی بمیرم برات، خداوکیلی هم صد تومن دادی هم کون دادی

4 ❤️

894933
2020-07-02 05:38:35 +0430 +0430

تجربه شده واست دیگه… چه تجربه ای اونم…

1 ❤️

894948
2020-07-02 07:00:47 +0430 +0430

جیگر چجوری دهنتو بستن نمیشنیدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خب معلومه که کونتون میزارن با این اَشکال غیر هندسی که دارین خب!!! 😁

2 ❤️

894950
2020-07-02 07:11:35 +0430 +0430
NA

هر کس و ناکسی رو کردن جنده رو کردن همین بلاها هم داره باجگیر ی کردن

0 ❤️

894951
2020-07-02 07:36:25 +0430 +0430

ببین وقتی این قدر اعتماد ب نفس وجسارت پیدا میکنی که بیای یه داستان بنویسی باید حداقل این چند چیزو رعایت کنی که به شعور خواننده ها توهین نشه اول همش اینه که غلط املایی نداشته باشی دوم اینکه جمله بندیهات درست باشه سوم اینکه دروغ کوسشر ننوییسی بگی راسته اینجا مثل آب خوردن مچتو میگیرن اینارو رعایت کنی قول میدم بهت حداقل تا 70% فحش کمتر بخوری

برا این داستانت بخاطر کوسشری که اولش گفتی نظری نمی‌دم دوستان جبران میکنن برات

1 ❤️

894981
2020-07-02 10:59:09 +0430 +0430

کونی که خارش میکنه
خودش سفارش میکنه…
البته این مورد فقط در مورد چندخط اول داستانت بود
واسه این قضیه هم متاسفم بقول سعیدطوسی باید یادتون بره اقا

1 ❤️

894993
2020-07-02 11:30:22 +0430 +0430

ای کونی ها

0 ❤️

895224
2020-07-03 08:17:00 +0430 +0430

باهات ابراز همدردی میکنم داداش. شاعر میگه : شبی رفتم به کوس کردن، گرفتن وکونم کردن
حالا این حکایت شماست

1 ❤️

895248
2020-07-03 11:39:49 +0430 +0430

شاید راست باشهه

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها





Top Bottom