عادت (۱)

    آسانسور ایستاد،پیاده شدم مثل همه دوشنبه های كثیف دیگه رفتم به سمت در خونش ،در رو طبق معمول برام باز گذاشته ، حالم بهم میخوره از این بویی كه میاد ، كدوم ادمی اخه ساعت ٦ صبح قرمه سبزی میخوره ..
    -سلام
    -سلام خانوم تپل ،ینی من ارزومه یه روز بجای این قیافه اخمو ،ببینم میخندی بهم.
    بدون این كه جوابش و بدم

    شروع كردم به دراوردن لباسام ،
    رفت به سمت كوله پشتیم و پول و گذاشت تو جیب جلوییش، نمیفهمه من بدم میاد از این كه به كوله م دست بزنه ، روپوش و مقنعه مو دراوردم مرتب گذاشتم رو مبل تك نفره كه چروك نشه،
    گرمای تنش و بوی سیگار با بوی قرمه سبزی دهنش قاطی شده واقعا حال بهم زنه، مثل همیشه از پشت بغلم میكنه خودشو میماله بهم ، درگوشم :
    -مثل پنبه میمونی سفید و نرم
    مورمورم میشه خودم و جمع میكنم ،
    -دیرم میشه تروخدا كشش نده
    -باشه شروع نكن لطفا
    ساعت انگار از جاش تكون نمیخوره
    دستاش و از دورم باز میكنم نمیتونم دیگه بوی دهنش و تحمل كنم ،
    -رو كاناپه اماده شو الان میام
    رفت به سمت اتاق
    دراز میكشم و به خودم دلداری میدم، عیب نداره عوضش امروز اون مانتو صورتی رو میخرم و چشم یاسمن و ارزو رو در میارم، دیگه لازم نیس زنگ تفریح بگم حالم خوب نیس نمیام حیات ، میرم و از بوفه مدرسه هرچی بخوام میخرم..
    با یه جعبه از اتاق داره میاد به سمتم
    -یه چی برات خریدم ولی موقع رفتن بازش كن
    -مرسی
    -جوون به كیرم برسییی
    با دستاش پاهامو باز میكنه و شروع به خوردن كسم و سوراخ كونم میكنه، واقعا خیلی خوب اینكارو انجام میده ، همیشه وقتی اینكارو میكنه نمیدون چرا ولی دهنم خشك میشه ، پاهامو میده بالا ؛
    دستشو میاره جلو صورتم،
    -یكم تف بده
    مالید به كیرش و گذاشتش دم سوراخ كونم بدترین قسمتش اینه كه همیشه كیرشو یدفه میكنه تو ،
    - اخ
    -جوووون پنبه
    تند تند تلمبه میزنه
    -بسه بسه مردم درش بیار
    صورتشو به گردنم نزدیگ میكنه
    -العان ابم میاد
    بعد از چندتا ضربه محكم مثل همیشه ابشو ریخت تو كونم و خودش و ولو كرد روم،
    -برو كنار دیرم شد
    -هنوز ٧ هم نشده بچه جون ،
    رفتم دستشویی ،
    باعجله در حال پوشیدن لباسای مدرسم نگاهم میوفته به جعبه رو میز ، دكمه های روپوشم و میبندم و برش میدارم ، یه سایه بزرگ با یه عالمه رنگای براق و ...
    -خوشت نیومد؟
    -من اصلا ارایش میكنم كه برام سایه خریدی
    -برا من بكن
    (چندش ) فكر میكنه كیه
    -باشه باشه
    -مواظب خودت باش عجله نكن
    - چشم خداحافظ...


    ادامه...


    نوشته: نازنین

  • 5

  • 6




  • نظرات:
    •   Ares.1
    • 3 ماه،2 هفته
      • 3

    • همه داستانت همینطوریه؟! یه سکس کوتاه و خدافظ؟!؟؟


    •   Paria_1991
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • نات بد


    •   mohammadreza431
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • اين ديگ اينقدر جق زده نميدونه چطوري تخيلات ذهنشو بنويسه كير بچه هاي شهواني بدو بدو تو كونت


    •   royaei
    • 3 ماه،2 هفته
      • 1

    • فعلا که هیچی تا بعدی هاش رو بخونم بعد نظر میدم


    •   teen...wolf
    • 3 ماه،2 هفته
      • 2

    • کون دادن قبل ناشتا... تصور بلاهایی که تا شب بر سر شما می آید در تخیلمان نمیگنجد...


    •   ARYA52
    • 3 ماه،2 هفته
      • 3

    • اون اول صبح قرمه سبزی میخوره کسخله، قبول.تو چرا میری کله سحر به یه آدم کسخل کون میدی؟


    •   پروفسور بالتازار
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • داستان مال یک فاحشه‌س ظاهراً دوستان متوجه نشدن


    •   وب.گرد
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • کامنت....ادامه دارد....


    •   mohammadaziizii42
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • جنده کونی


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو