عاشق سن بالا

    سلام. این داستان رو فقط مفعولا بخونن. داستانی که میخونید راجب مفعول شدن و زن پوشی منه و بیشتر از قبل سکس حرف زده شده( یعنی جزئیات دقیق) و از لحظه سکس و پوزیشن و کرد تو درازم کرد من رفتم روش اون اومد زیرم تا ته کرد تو و اینجور حرفای مسخره ( البته از نظر من) خبری نیس. و اتفاق سکس تو دو خط تموم میشه.
    این داستان واسه یه سری واقعا شهوانی ترینه ولی واسه یه سری مسخره اس.
    ولی خواهش میکنم بخونید.چون کاملا واقعیته.و همش با تک تک جزئیات واسم اتفاق افتاده.
    در ضمن پر غلط املایی و نگارشی
    چون من نویسنده نیستم
    فقط یه پسر معمولیم که دوس دارم مفعول باشم.بریم سراغ داستان.
    راستی احسان ۲۲ ساله از زنجان.چهره کاملا پسرونه و معمولی.قد ۱۷۵ و وزن ۸۵.
    تو پر با پوستی سفید و رون و باسن درشت.
    من زیاد کون نداده بودم. شاید کلا ۵ ۶ بار.یه مدت بود حس مفعول شدن بدجور اذیتم میکرد ولی دنبال یکی بودم که همه چیزایی که میخوام رو داشته باشه.
    به فکر خوب به سرم زد تصمیم گرفتم عملیش کنم.قلیون رو دوس داشتم.یه قهوه خونه بود تو یه محله قدیمی که فقط سن بالا ها توش جمع میشدن.همه بالای ۴۰ بودن تا ۷۰ ۸۰ ام بود.رفتم حموم موهای پاهامو شیو کردم یه شلوار جین چسب پوشیدم رفتم اونجا.نشستم خیلی عادی یه مرد ۵۵ ساله لاغر با قد ۱۷۰ و وزن ۶۰ تخته روبرو بود.دهاتی به تمام معنا.صورتشو افتاب سوزونده بود و دستاش پینه بسته بود.فیسشم خیلی زشت و دهاتی بود.داشت فوتبال میداد ولی من چشم به این بود. هر از گاهی نیم نگاهی بهم مینداختیم ولی دوتامونم سری میدزدیدیم نگامون رو.
    تا اینکه من زوم کردم تو چشاش اون تا نگام کرد من ادامه دادم و زول زدیم ۲۰ ثانیه.بعد من خندیدم اونم با یه حالت خوشحالی خندید.یکم بعد دیگه حوصلم سر رفت چون حرکتی نمیزد.
    پاشدم گفتم یا میرم بیرون پشت سرم اینم میاد.یا دیگه بیخیالش.دراومدم تو کوچه ۵ ۶ ثانیه بعد اینم اومد.از خوشحالی قند دو دلم اب شد.
    یهو گفت اقا پسر این شارژ رو میتونی بزنی رو گوشیم.گفتم اره گوشیشو داد.زدم شارژ رو.کلی تشکر کرد.گفت بیا برسونمت.گفتم نه.نمیدونم صدام چرا نازک و رفتارام خیلی خجالتی شده بود.گفت خجالت نکش هوا سرده پسرم.خلاصه سوار شدم.ادرس دادم.تو مسیر اسممو پرسید.اسم اون کاظم بود.و ادامش حرفای چرت و پرت.
    ولی اصلا چاشنی شهوت نداشت.رسیدیم پیاده شدنی گفت شمارتو بده خونه ی مام همین سمته.از این به بعد قهوه خونه رفتنی با ماشین من بریم.یه ۴۰۵ داغون داشت که بوی گوسفند میومد از ماشینش.منم بدون وقفه شمارمو دادم و خدافظی کردیم رفت.وای اومدم خونه.خیلی حالم خراب بود.دلم میخواست زن باشم.شوهر داشته باشم.و همش لباس زنونه بپوشم.رفتم اتاقم و خودمو ارضا کردمو خوابیدم.تنها بودن من تو خونه باعث شده بود این شدت شهوت کون دادن بیاد سراغم.مامانم و بابام تهران بودن و قرار بود ۲ روز دیگه برگردن.
    شب خوابم برد.ساعت ۱ ظهر بیدار شدم دیدم میس دارم یدونه.فکر اینکه اقا کاظم زنگ زده.اتیش شهوتمو فوران کرد.سریع زنگ زدم و مطمئن بودم خودشه.با صدای نازک گفتم تماس گرفته بودین
    گفت اره احسان جان کاظمم و... خلاصه
    ازم خواست بریم باغش قلیون بکشیم.ترسیدم و گفتم نه.اونم اصرار نکرد و با ناراحتی قطع کرد.از شهوت به خودم میپیچیدم.ابمو اوردم ولی باز اروم نشدم.میخواستم بگم بیاد خونمون ولی میترسیدم ابروم بره و ادم ناکسی باشه.ولی لذت زن پوشی و باسنمو در اختیارش قرار دادن بهم غلبه کرد.رفتم حموم کل بدنمو شیو کردم.جوری شیو کردم که تو عمرم اونجوری نکرده بودم.داشتم برق میزدم.اومدم بیرون بهش زنگ زدم.تا صدامو شنید انگار دنیارو بهش دادن.گفتم اقا کاظم من تو خونه تنهام بیاین اینجا قلیوون بکشیم.گفت پس مامان بابات.گفتم نیستن تهرانن.گفت باشه تا یه ساعت میام پس.قطع کردیم.
    مامان من دقیقا تیپ و اندامش شبیه منه.رفتم سراغ کمدش.یدونه شرط قرمز توری پوشیدم.بزور پوشیدم داشت رو تنم پاره میشد.از این ساپورتا هستن که اگه زن یکم تو پر باشه پوستش خیلی کم دیده میشه.یدونه از اونا به رور پوشیدم.با جوراب ساق کوتاه مشکی شیشه ای زنونه.با یه تیشرت سفید.رفتم جلو اینه دیدم خیلی تابلوعه.اخه شرتم کامل دیده میشد از زیر ساپورت.و اونو اگه حل میکردم ساپورت پوشیدن یه پسر اصلا معقول نبود.رفتم از روش به اسلش پوشیدم.که تبپم عادی شد.ولی جوراب زنونه رو در نیاوردم.میخواستم یه چراغ سبزی باشه.قلبم داشت میومد تو دهنم از استرس و شهوت.که زنگ خونه رو زد.اومد تو دست دادیم.نشست مبل رو به روم.یهو چشش افتاد به جورابم.گفت من فک میکردم این جورابا فقط ماله زناس.خندیدم گفتم هوا سرد بود اینارو پیدا کردم فقط.خندیدیم.داشتیم از اینور اونور حرف میزدیم.منم عمدا اسلشو یکم از زانو میکشیدم بالا که ساپورتم دیده شه.یهو گفت گرمت نیس دوتا شلوار.گفتم اخه خیلی سردم بود.گفت بابا دربیار هوا که خوبه.گفتم اخه ناجوره.گفت خجالت نکش دیگه بابا منم الان در میارم.زدیم زیر خنده و گفتم نه من الان در میارم.رفتم اشپزخونه چای بیارم اونجا در اوردم شلوارمو.وای نمیتونستم برم پیشش.ساپورت نازک با شورته زنونه که دیده میشد با جوراب شیشه ای.عین این زنای جا افتاده ی سکسی شده بودم.دل و زدم به دریا با چای رفتم پیشش.تیپمو که دید یه نفس عمیق کشید.گفت جون چه دختره نازی.دستام داشت میلرزید.چای رو گذاشتم رو میز.یهو پاشد چسبید بهم.که دیگه شل شل شدم.فقط عین با صدای زن داشتم ناله میکردم و صدای زن در میاوردم.ولی واقعا دست خودم نبود.من زن بودم اون لحظه.میگفتم نکن اقا کاظم.که هولم داد رو مبل.با تمام وجودم زانوهامو گذاشتم لبه ی مبل و قنبل کردم.دستشو انداخت ساپورت و شرتمو باهم کشید پایین.فقط به ترکی میگفت تو از زن هم سر تری.قوربون خدا برم ببین چی افریده.زبونش. رو گذاشت رو سوراخم.با تموم وجود داشت لیس میزد.منم تو اسمونا بودم و با صدای زنونه میگفتم.اقا کاظم نکنننن.ایییی نکنن.اونم میگفت تو بهترین کون دنیا رو داری.من واسه این کون جونمو میدم.و نفس نفس زنان لیس میزد.یهو پاشد شلوارشو کشید پایین و فقط حس کردم یه چیز خیلی سفت و داره به زور میکنه تو باسنم.
    وای رو ابرا بودم.گفتم تف بزن اقا کاظم اییییی تف بزن.گفت میخوام با تف خودت بکنم.دستشو اورد جلو دهنم و من تف کردم تو دستش.سوراخمو قشنگ تف مالی کرد .کیرشو گذاشت رو صوراخم با فشار و کمک من کیرش اروم اروم رفت تو.وای عاشق دردش بودم.از وقتی سرش رفت تو فقط به ترکی میگفت ای کیرم سوخت کونت مثله کوره ی اتیشه.هی میگفت اینو.کیرش رو تا ته کرد تو و من اروم شدم و اوبم نصفش خوابید چنتا تلنبه زد فقط بهش گفتم ابتو بریز تو کونم اینو گفتم صداش بلند تر شد و کله ابشو خالی کرد تو سوراخم و افتاد روم.و من از این فرصت استفاده کردمو همینکه دس زدم به دودوله کوچیکم ابم اومد و راحت شدم.کیرشو کشید بیرون و شلوارشو پوشید و گفت باید برم.حس غرور بهم دست داد که با باسنم تونستم یه کیر تشنه ی سن بالارو سیراب کنم....
    مرسیییی که خوندین.عکسامم هست تو تاپیکام.خواستین ببینید.
    اگه نظرا خوب باشه بازم مینویسم.
    دوست دارم شهوانی.


    نوشته: Pesarkoon7676

  • 7

  • 11




  • نظرات:
    •   407TT
    • 1 ماه،1 هفته
      • 5

    • خودت همون اول ریدی رو خودت !!!


      پ.ن:قهوه خونه برای ما مونده بود که اونم شد کونی خونه!!!!!!!!!!!!!!!


      لامصب هر قهوه خونه ای میری دو تا چس بچه نشستن دارن قلیون می کشن !!خوب همین میشه دیگه والا ما هر وقت رفتیم فقط برای تخته بازی بود (biggrin)


    •   The.BitchKing
    • 1 ماه،1 هفته
      • 10

    • لامصب، زیاد کون نداده بودی، کلا شاید 5 - 6 بار؟ زن و شوهر تو سی سال زندگی مشترک 5- 6 بار از کون سکس نمیکنن. همین کون دادنات بوده که گشادت کرده بود؛ که علاوه بر متر و ترازو، برا ساعت هم تو کونت جا داشتی. با دقت ثانیه تعریف میکنی.


      بخوام بگم کیر تو خودت که هم خوشحال میشی و هم چیزی حس نمیکنی. پس کیر تو سواد نداشته ت. دیس


    •   Mester.kir
    • 1 ماه،1 هفته
      • 3

    • گی=دیس نخونده


    •   19masoud13
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • تو که نویسنده نیستی گوه می خوری مینویسی
      کونی هر روز شیو می کنی؟؟ چه خبره؟
      چرا نرفتی باغ بهش بدی اوردیش خونه بهش دادی؟؟!!
      دهاتی حرفه ای بوده بلد بوده لیس بزنه
      عزیزم برو کونتو بده نوشتن رو بزار کار کسایی که نویسنده هستن


    •   Bad.booy7
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • گی نمیخونم در ضمن چون گفتی مفعولا بخونن و برا کسشعرت حد و مرز گذاشتی منم نخوندم چون مثل تو مفعول نیستم
      بیا این دیسم بکن تو کونت مفعول خاک بر سر که گشادیش از اینجا معلومه


    •   Saeedسعید۲
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • خوب یکی هم بیاد به من ی کون بدد


    •   Sarem.mordadi
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • عااااااااااالی و بسیار پر احساس
      فقط چجوری میشه رفت تو تاپیکت!!؟؟


    •   سامان۹۹۹
    • 1 ماه،1 هفته
      • 3

    • تکراری بود


    •   Koubani
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • به نظر بنده آمیزه‌ای از کس خلی و کون خلی بود ودر کل عقده گشایی یک ملجوق


    •   kiakish
    • 1 ماه،1 هفته
      • 3

    • تکراری . اینجام شده صدا وسیما


    •   BangBangBang
    • 1 ماه،1 هفته
      • 3

    • تکراری بود


    •   sefidbarfi.anzali
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • اینکه کسکش جقی تکراریه


    •   reza tala04
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • خوش به حالت نیست که


    •   Alouche
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • نظرا خوب نیسد دیگ انقد زحمت نکش ننویس واسمون


    •   hmjns
    • 1 ماه
      • 0

    • جووووووووووونم. من هم خیلی دوست دارم بازبون محلی مخصوصا ترکی یکی من رو بکنه


    •   samsepg
    • 1 ماه
      • 0

    • سکس بدون کاندوم، احتمال انتقال ویروس اچ آی وی/ایدز رو بالا می بره.
      ریختن آب توی سوراخ، احتمال انتقال ویروس اچ آی وی/ایدز رو بالا می بره.


    •   مفعول.شیرازی
    • 1 ماه
      • 0

    • من علی 28 شیراز
      دنبال فاعل سن بالای 45 میگردم
      تلگرام پیام بدید @ali_shiraziu


    •   Javad Kir Bozorg
    • 4 هفته
      • 0

    • از زنجانم خواستی پیام بده باهم آشنا بشیم


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو