عالی سخت جذاب (۱)

    الان چهار سال میشه که جدا شدم اونم تو ۲۸سالگی.
    به خاطر مشکل رحم از شوهرم جدا شدم و اراده کردم دیگه ازدواج نکنم و نمیکنم. ماهی هم دوتا سکه مهریم هست که با خونه ای که ازش گرفتم کفاف زندگی رو خیلی هم خوب میده. خب برا یه زن مطلقه نداشتن سکس خیلی سخته اونم برا یکی مثل من که خیلی هیکلم سکسی بود که همه میگفتن.
    قد ۱۶۸ با وزن ۱۶۳ سفید برفی هم هستم. سایز سینم هم۷۵ هستش و کونمم که برجسته گرد و آرزو برا هر مردی. خودم تنها کرج زندگی میکنم و خانواده همون تبریزن، من بعد طلاق دیگه برنگشتم تبریز همینجا موندم
    گاهی برا بیکار نبودن میرم یه شرکت بیمه ولی ثابت نه.
    داداشم دانشگاه تهران قبول شد و اومد اینجا. گاهی میاد اینجا ولی معمولاً خوابگاه میمونه، اینکه میگم برا دوسال بعد از طلاقمه. من تو این مدت یا هیچ کس رابطه نداشتم، ولی خیلی تحت فشار بودم، یه رفیق داره داداشم اسمش هادیه اینو من از تبریز میشناختم باهم قبول شده بودن اینجا.خوشتیپو با کلاس هم هست.
    هرازگاهی همراه سامان که داداشمه میومد خونه من سر میزدن و میرفتن.
    من هم همیشه عادی بودم جلوشون و راحت حرف میزدیمو میپوشیدیم. معمولا تاپ دامن یا تاپ شلوار میپوشیدم جلوشون که خب برا خانواده ما عادیه از این چیزا. من اوایل حواسم نبود ولی خب چون کونم خیلی خوش فرمه تو این شلوارا مثل اینکه چشم هادیو گرفته بودم اونم همیشه یجوری منو نگاه میکرد منم چون خیلی وقت بود که نداده بودم راستش خیلی بدم نمیومد ولی همیشه حواسم بود که داداشم متوجه نشه که جفتمون ضایع بشیم ولی هم جفتمون وارد بودیم هم اینکه داداشم خیلی رو این چیزا مانور نمیداد که حساسیت ایجاد بشه. دیگه کم کم رومون توی روی هم باز شده بود و با هم فیلمای هالیوودی نگاه میکردیم وقتی هم به صحنه های یکم مورد دارش میرسید خیلی عادی میدیدیم تا تموم بشه. هادی شماره منو هم داشت ولی زیاد پیام نمیداد بهم و اگه هم میداد همین پیامای عادی و جکو تبریکو اینا بود مثلا. یه روز که اومدن دیگه من واقعا حالم بد بود و با هر چیزی کسم آب میومد دیگه خواستم یکم کرم بریزم که حالم یکم عوض بشه. صبح جمعه بود که میومدن منم یه تاپو شلوار جین پوشیدم ولی تنگ بود جوری که کونم و سینم کامل تو چشم بود ولی چون زیاد اینا رو جدا جدا پوشیده بودم میدونستم که داداشم چیزی نمیگه. وقتی اومدن سلام کردیمو نگاه هادیو که دیدم فهمیدم کارم بد نبوده چون یه نگاه نازی به بدنم کرد که همونجا نزدیک بود خیس کنم. تا ظهر با هم بودیم که کارداشتن تو شهرو گفتن میرن تا بعداز ظهر میان. وقتی رفتن منم یه حموم حسابی رفتم که خودمو راحت کنم وقتی اومدم بیرون دیدم یه پیام از هادی اومده، نوشته بود الهه اون ساپورت زرده که داری قشنگه ها. هرچی فک کردم یادم نیومد کجا اینو پوشیدم جلوش که دیده ولی فهمیدم منظورش چیه ولی نمیدونستم چکار کنم که هم اون خوشش بیاد هم تابلو نشه. آخر ساپورت زرده رو با یه تاپ مشکی پوشیدم ولی یه شنل زرد هم انداختم روش که خیلی تابلو نباشه. غروب رسیدن خونه که تا درو باز کردم چشاش باز شد یه لحظه خندم گرفت ولی خودمو کنترل کردم. اومدن تو یکم گپ زدیمو فوتبال داشت که نشستن به تماشا کردن. من که خیلی حالم بد بود هم رفتم سراغ شام و اینا. هادی نامرد هیچ اقدامی هم نمیکرد من بیشتر سختم میشد ولی چیزی نمیشد گفت. یه بار اومد تو آشپزخونه آب بخوره که یه نگاه بهم کرد منم مثلا نادون رومو اونطرف کردم که نمیفهمم یه به به گفت که همونجا خیس بودم اومدم حال بدم بهش که خم شدم از کابینت پایین چیزی بردارم کونم کامل تو دیدش بود. یهو دیدم یه انگشت از زیر کسم کشید اومد بالا تا رو سوراخ کونم که یکم فشار داد صاف واستادم بعد یه نوازش کرد کونمو رفت. هیچی نمیتونستم بگم خودشم میدونست قصدم همین بوده منم میدونستم همینو فقط اگه داداشم نبود امشب یه کس خوب میدادم بعد از دوسال.
    شامو که پختم میزو چیدم صداشون کردم که دوتایی شادوشنگول نشستن سر میز منم شاد بودم ولی یکم هم خجالت بود دیگه ولی به روم نیاوردم. نشستیم خوردیم این سامانم یکم چرتو پرت گفت خندیدیم تا تموم شد سامان گفت امشب دیگه خیلی دیر شد نمیریم خوابگاه که منم از خداخواسته گفتم اتاق که سه تا هست هر جور میخواید بخوابید دیگه منم میرم اتاقم. رفتم اتاقم بخوابم ساعت حدودا 11 بود که درو بستمو تاپمو درآوردم ولی ساپورتمو در نیاوردم. چراغای حال هم که خاموش شد لپ تاپمو روشن کردم شروع کردم فیلم پورن دیدن که یکم آروم بشم. ساعت حدود یک بود هنوز خوابم نمیبرد که دیدم تشنمه گفتم برم یکم آب بخورم همون جورر با سوتین و ساپورت رفتم درشون بسته بود که ببینم خوابن یا نه ولی صدا نمیومد رفتم یکم آب رو خوردم که دیدم یهو هادی از پشت چسبید بهم منم چیزی نگفتم. دستشو گذاشت رو سینه هام که چون 75بود کامل اومد دستش منم که انگار دنیا رو داشتم یکم منو مالید گفت چطوری؟ گفتم عالی ولی یواش میگفتم که تابلو نشه گفت بریم تو اتاق یه حالی بکنیم منم گفتم بریم فقط یواش. اتاق آخری خالی بود و سامان همون وسطی خوابیده بود که رفتیم اتاق خالی وقتی رفتیم تو لامپو روشن کردیم و درو بستیم یواش که هادی یه اووف بلند گفت مردم از خنده گفتم چته یواش گفت کسو کون به این نابی یه اوف هم نگیم که جفتمون زدیم زیر خنده گفتم یهو سامان بیدار نشه که گفت نه بابا اینو من میشناسم مست خوابه. اومد طرفمو شروع کردیم لب گرفتن که گف من یکم خشنما گفتم عیبی نیس من امشب وحشی ترم. این قدر لب دادیم که همونجا دوباره کسم خیس بود دست انداخت پشتمو سوتینمو باز کرد که یه جوون گفتو شروع کرد خوردن سینه هام. دیگه رو ابرا بودم که پرتم کرد رو تخت منم بی حال بودم که اومد پشتمو ساپورتو از وسط کونم با انگشتاش جر داد یه لحظه ترسیدم ولی جذاب بود برام کونم جلو چشماش بود ولی یه شرت توری مشکی هم زیرش داشتم که فقط ساپورتو پاره کرد انداخت کنارو خابید کنارم رو تخت باز هم رو بغل کردیم که دستشو کرد تو شرتمو کسمو مالید دیگه تو اوج لذت بودم که ارگاسم شدم چشام داشت سیاهی میرفت که خندید گفت چه خبرته خیسمون کردی یهو به خودم اومدم گفتم ببخشید که گفت راحت باش حالا نوبت توئه.
    منم رفتم پایین شلوارشو کشیدم پایین که جا خوردم. چقدر بزرگ بود شروع کردم به مالیدنش که داشتم از خوشی و ترس میمردم از بیست سانت که یکم بیشتر بود ولی قطرش کمی از قوطی رانی نداشت. گفتم این بره تو کسم بیچاارم گفت چرا نگاه میکنی بلیسش دیگه. جاخوردم آخه تا حالا نخورده بودم بهش گفتم من تاحالا نخوردم که گفت راحت باش از حالا میخوری لذتشو میبری. منم میترسیدم از دستش بدم که یه زبون کوچولو زدم بدم نیومد کم کم بهتر لیسیدم که دیدم خیلی هم لذت داره دیگه شروع کردم به خوردنش که اونم میخندید میگفت آموزش نیاز داری ده دقیقه شد که میخوردم ولی اصلا آبش نمیومد نگاه صورتش کردم که گفت باید تند تند بخوری تا بیاد دیگه وحشیانه ادامه دادم که بعد پنج دقیقه گفت داره میاد برو کنار که همین که سرمو آوردم بالا شروع کرد اومدن عجب آبی داشت زیاد و غلیظ و سفییید نصفش ریخت رو منو نصفشم رو تخت خیلی کثیف کاری شد.
    گفتم کسمو نمیخاای که گفت چرا الهه جونم تمیزش کن یکم بخورش که حاضر شه برا کست. یکم که خوردمش دوباره شد همون ستون خیلی ترس داشتم ولی میخواستمش دوسال منتظر کیر بودم. منو طاق باز کرد و شروع کرد تف زدن به کسم منم فقط نگاش میکردم که سرشو آروم گذاشت لب کسم یکم که هل داد سرش رفت تو که یه آه کشیدم. اونم یواش هلش میداد تو کسم خیلی درد داشتم ولی عالی بود یه دقیقه طول کشید تا همه رو جا کرد منم یواش یواش آه میکشیدم. وقتی آورد بیرون یه جیغ کوچیک زدم که محکم کرد تو، دیگه شروع کرد تلنبه زدن منم فقط آهو ناله میکردم اونم همینجوری میکرد که یهو منو چرخوند سگی کردو گذاشت تو کسم. دیگه راهشو تو کسم پیدا کرده بود ولی دردش خیلی بود یهو دیدم یه سیلی محکم زد رو کونم که جیغ زدم یهو اومد درگوشم گفت آروم عزیزم یهو یاد سامان افتادم ولی این ول نمیکرد تلمبه شو زیاد کرد و کونمو هم داشت سرخ میکرد دیگه جیغ میزدم ولی تلاشم یواش کردنش بود بعد یه ربع گفت داره میاد که کشید بیرون منو چرخوند که همش ریخت رو شکم و گردنم. باورم نمیشد اینقدر عالی باشه یه لب بهم دادو گفت برا امشب کافیه برو بخواب. خودشم پوشیدو سوتینو برداشت گفت یادگاری و رفت بخوابه. وقتی پاشدم کامل خیس عرقو آب کیر هادی بودم که دیدم لباس هم ندارم ساپورتو شرت پارمو برداشتمو یواش رفتم که برم اتاقم. از جلو اتاقشون که رد میشدم دیدم که درو باز گذاشته و دراز کشیده ولی خیالم راحت شد که سامان خوابه. رفتم تو اتاق خودمو تمیز کردم یه دوش گرفتم و دراز کشیدم تا صبح.
    صبح پا شدم یه صبحونه خوب حاضر کردم و یه لباس مناسب هم پوشیدمو بیدارشون کردم تا بخورن. سه تایی صبحونه رو خوردیمو یکمم هم مثل همیشه گپ زدیم بعدشم رفتن تا به کلاساشون برسن و منو هادی هم خیلی عادی رفتار کردیم. از اون روز دیگه همش تو تلگرام حرف میزدیم اونم ازم تعریف میکرد که کسو کونت عالیه هرچی بکنم سیر نمیشم منم کیف میکردم و منتظر بودم دوباره مزش کنم که لذتش برام همیشه بمونه.
    چند روز بعدش هادی زنگ زد که دارم تنها میام کرج آماده باش که لذت ببریم. من که منتظر بودم سریع یه دوش خوب گرفتمو یه تاپ ساپورت سفید نازک پوشیدم که میدونستم خوشش میاد. قبلش هم یه کیلو موزو شیر خریدم که کم نیاره یهو. وقتی زنگ زد رفتم درو باز کردم که اومد تو همون جا منو بغل کرد یه لب محکم دادیمو همونجا کونمو محکم چنگ زد که داشت دردم میگرفت بعد ولم کرد گفت امروز میخوام زنده کنم تو رو. وقتی اومدیم تو گفتم شیر موز حاضره که گفت نه الان آبم برات خوبه دفعه دوم میخورم که همونجا خندم گرفت گفتم دمت گررم. اومد نشست رو مبل گفت بشین جلوم که همونجا جلوش زانو زدمو نگاش کردم که گفت درش بیار بخورش برام نگاش کردم گفتم همینجا که مبلا کثیف میشه گفت خب نذار کثیف بشه نگاش کردم که گفت نمیخوری مگه گفتم نهه گفت نمیشه که گفتم نه من نمیتونم گفت پس میریزم رو صورتت اینو باید قبول کنی منم دیدم لازمش دارم که گفتم باشه. درش آوردمو شروع کردم ساک زدم کم کم داشت خوشم میومد راسش از ساک زدن که دستشو گذاشت رو سرمو بالا پایینش کرد منم شروع کردم وحشیانه بالاپایین کردن هر چی میخوردم شق تر میشد منم خیس تر میشدم ولی آبش نمیومد خسته شده بودم یه نگاه بهش کردم دیدم یه ضربه محکم زد تو حلقم که گلوم درد گرفت دیگه تند تند خوردم تا یه ربع شد که یهو آبش زد تو دهنم سریع درش آوردم صورتمو گرفتم روش که کثیف کاری نشه خیلی آب داشت منم بقیشو تف کردم رو همون کیرشو نگاش کردم یه خنده بهم کرد منم داشتم از بو خفه میشدم که منو بلند کرد با دستش آبو رو کل صورتم پخش کرد مونده بودم چکار کنم که دیدم بهتره چیزی نگم منو نشوند کنار خودش گفتش بشین همینجا و شروع کرد کسمو مالید خواستم برم دهنمو بشورم که نذاشت دیگه یکم آب کیرشو مجبور شدم قورت بدم خوشم نیومد اصلا ولی باید تحمل میکردم. بعد پنج دقیقه گفت برو صورتتو بشور که نوبت پایینته منم از خداخاسته رفتم شستمو اومدم.


    نوشته: w.p

  • 7

  • 10




  • نظرات:
    •   Aida_moongirl98
    • 3 هفته،2 روز
      • 2

    • صد و شصت و سه کیلو؟؟؟؟؟؟؟یا پیغمبر شداد
      ترسیدم بقیشو بخونم یوقت قورت بدی منو :-/


    •   Annahita
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • راست و دروغشو کاری ندارم ولی خوب بود قشنگ با داستانت زدم یاد داداشم افتادم که اولین بار مست کرده بود مثل وحشیا کل لباسامو پاره کرد


    •   مهتاب عشق
    • 3 هفته،2 روز
      • 2

    • مشکل رحم داشتی ماهی دو تا سکه هم مهریه می گرفتی با یک خونه . عجب
      کلا ریدی تو قوانین طلاق و مهریه


    •   مردسکسی.....
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • اون کونیه کردن بلد نبود ساک و آب پاشی دیگه چه کثافتیه بده من یه دو ساعت تو بغلم بگیرمت پهلو به پهلو یه ده باری ارضات کنم تا دو روز از خستگی مست خواب باشی


    •   ali80xx
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • داستان خوب و آب درآری بود کیف کردم.من عاشق جردادنو پاشوندنم


    •   esiiishahi30cm
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • چون قطعی کیر کلفت و بکن بود توی کرج ، مجبور بودی هر چی هادی خان میگه شما هم قبول کنی !!! چون لازمش داشتی ، وگرنه بی کیری چطور نی خواستی زندگی سپری کنی !!!!!
      من موندم که چطور ۲ سال بدون کیر بهت گذشت !!!!
      انشالله که هیچ زنی بی کیر نمونه ، بلند بگو آمین ....


    •   Sepidarsal
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • بی سوادی چقدر تو عددای الکی میزاری


    •   Sepidarsal
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • بی سوادی چقدر تو عددای الکی میزاری


    •   فرفری@
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • چطور تونستی به داداشت خیانت کنی.چطور دلت اومد.طفلک داداشت که فکرشم نمیکرده تو با رفیقش تو اتاق بغلی سکس بکنی.در ضمن دوستان یادتون باشه هیچوقت بادوستاتون زیاد صمیمی نشین که به درون خانوادتون راهشون بدید و ....


    •   فرفری@
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • چطور تونستی به داداشت خیانت کنی.چطور دلت اومد.طفلک داداشت که فکرشم نمیکرده تو با رفیقش تو اتاق بغلی سکس بکنی.در ضمن دوستان یادتون باشه هیچوقت بادوستاتون زیاد صمیمی نشین که به درون خانوادتون راهشون بدید و ....


    •   darya54
    • 3 هفته،1 روز
      • 1

    • واقعا با انگشت کردن ارگاسم میشین شما؟؟؟!!!
      خوب حالا چه اصراری بوده که آقا هادی حتما آبش باید با ساک زدن بیاد و با کاری که برای شما چندش بوده؟!
      چرا درست حسابی سکس نمیکرده که آبش اون‌موقع بیاد؟
      چرا واقعا هنوز یه عده متوجه نیستن که سکس یه لذت دوطرفه اس و به این رابطه اینقدر خودخواهانه نگاه میکنن.


    •   boko+net
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • منو که گول نزدی !
      یا گی هستی , یا از رو برگه امتحانی یه گی تقلب کردی . اب پاشی و کثافت کاری از فانتزیای عمومی گی هاست .
      داستانت کوس بازارو تحریک نمیکنه .
      کوس ندیده هارو شاید !


    •   Weed-m@n
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • ما ک اصن نفهمیدیم نویسندش ی جقی کیر بدسته .


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو