عجیب‌ترین خاطره‌ی سکسیم

    سلام، الان ساعت 4:40 دیقه صبحه و من خوابم نمیره، برای همین تصمیم گرفتم یکی از عجیب‌ترین خاطره‌های سکسیمو باهاتون به اشتراک بذارم...
    اگه کنجکاو شدین بیوگرافیمو بدونین، باید بگم
    از این بچه‌ پرروعای حاضر جوابم که به واسطه فیس و فرم نسبتا خوب و یه سری چیزای دیگه "حوصله توضیحش نیس" دوس دخترای زیادی داشتم.
    بریم سر اصل مطلب
    یه تایمی دقیقا روبروی مترو گلشهر، درب تاکسیرانی خونه مجردی داشتم... اونموقع ۲۵ سالم بودو تموم شرایط عشق و حال مث ماشین "۲۰۶" پول و... داشتم.
    همیشه تو جیب کوچیک شلوار جینم یه قرض ترا واس رابطه‌های بی‌خبرو یهویی داشتم.
    ی روز از روزایی که با کسی تو رابطه نبودم، کیرم بد سیخ شد، ساعت طرفای ۲ عه ظهر بود... شروع به چک کردن کانتکت گوشیم واسه پیدا کردن یه مورد از دوس دخترای قدیمیم کردم، ولی هر چی بالا پایین کردم یا موردی نبود که خر شه همون روز بیاد باهام آشتی کنه و بهم بده، یا اگه بود، غرورم اجازه‌ی منت کشی سر یه سکسو نمیداد.
    بیخیال گوشی شدمو پوشیدم بزنم بیرون تو خیابونا برگردم شاید کیس فراری یا... به پستم خورد بیارم خونه بکنم.
    روز عجیبی بود، هیچوقت اینجور سیخ نکرده بودم، هیچوقت تا این حد دوس نداشتم بکنم...
    سوار ماشین شدمو شروع به چرخیدن تو خیابونا کردم...
    یه ساعتی ول چرخیدم ولی چون وسط ظهر یه روز تابستونی بود تو خیابون سگم پر نمیزد.
    ناامید از همه جا تصمیم گرفتم برگردم خونه
    وارد یکی از فرعیای خیابون درختی شدم.
    دقیقا نزدیک خونم، یه مورد که تو پیاده‌رو راه میرفت نظرمو به خودش جلب کرد!
    واقعا عجیب بود، سایز باسنش با بدنش نمیخوند... خیلی بزرگ و سکسی بود، نمیدونم منظورمو میفهمین یا نه ولی از اینایی که هیکلشون لاغره ولی کون بزرگ و رو فرمی دارن.
    قدش حدود ۱۷۰، با یه مانتو که شبیه به پیرهن بودو لپ کونشو بیرون انداخته بود، شلواری که مچ پاهاشو... بگذریم
    این آنالیزی که گفتم تو دو سه ثانیه‌ای که پشت سرش بودم اتفاق افتاد.
    هنوز صورتشو ندیده بودم، نمیدونسم چه شکلیه
    ولی بد کیرمو سیخ کرده بود.
    مغزم از کار افتاده بود، نمیتونسم فک کنم... با خودم گفتم اگه بخوام بکنمش باید همین الان قرصو بخورم! فک کن؟! به روح بابام همون لحظه که پشت سرش بودم گفتم اینو هرجور شده میکنم... مغزم هنگ کرده بود، مث کصخلا قرصو انداحتم بالا.
    تصمیم گرفتم برم کنارش بهش آمار بدم ولی همین که سرعت گرفتم برم نزدیک از شانس کیری من یه نره غول بدنساز که نمیدونم از کجا پیداش شد رفت کنارش.
    یه لحظه با خودم گفتم این چه خریتی بود من کردم؟! طرف شوهرشه... منم قرص خودم الان حال بدی قرص ترامادول برام میاد هیچ که کص نکردم، بدتر کیر میخورم...
    خواستم بذارم دنده برم سمت خونه که دیدم پسره دست دختره رو گرفتو دختره مث دیووونه‌ها دست پسره رو پس زد! نفهمیدم چی شد...
    چرا دستشو پس زد ولی حس کردم یارو مزاحمه
    پشت سرشون راه افتادم تا نزدیک میدون رسیدیم...
    پسره قدماشو آروم‌تر ورداشتو ناامید شد مسیرشو عوض کرد رفت!
    چه انگیزه‌ای گرفته بودم... واسادم دختره بره اون دست تا برم تو کارش، رفت اون دست خیابونو تازه رفتم کنارش چهرشو دیدم...
    صورتش معمولی بود، حتی نمیشه گفت خوب، بهش میومد ۲۲ ۳ سالش باشه، ولی هیکلش فوق العاده، من که حالیم نبود فقط میخواستم بکنمش.
    شروع به حرف زدن کردم، آمار دادم ولی اعتنا نمیذاشت، حتی نگاهم نمیکرد...
    یه لحظه نگاه به آینه عقب انداختم دیدم چهارتا ماشین پشت سرم واسادن به نوبت بزنن تو کارش... مهم نبود برام! چون اولین ماشینی که پا به پاش میرفت من بودم، هی حرف میزدم، سعی میکردم راضیش کنم آمار بده سوار شه ولی هیچ، اصلا، تنها چیزی که منو به خودش امیدوار کرده بود این بود که دختره داشت یه مسیر پرتو پیاده میرفت... حس میکردم ول و بیکاره
    ماشینای پشت سرم دونه دونه اومدن جلوتر از من زدن تو کارش، از ماکسیما بگیر تا چیزای دیگه
    گفتم اگه بخواد پا بده به اینا میده دیگه، تکلیف منم روشن میشه...
    ولی به هیشکی پا نداد، من موندمو یه تیبا
    اونم بد زیگیل شده بود
    دوباره افتادم جلو پای دختره، راه میرفتو من حرف میزدم ولی حتی نگاهم نمیکرد...
    نزدیک یه سوپرمارکت شدیم، رفت داخل، واسادم ببینم چی میخره؟! باورم نمیشد با یه کیک ساده زد بیرون... حس کردم ناهار نخورده، دیگه داشتیم نزدیک مترو میشدیمو نمیشد با ماشین برم اطراف مترو دنبالش... میدونسم اگه بره تو پیاده‌روی مترو دیگه دستم بهش نمیرسه، سریع ماشینو پارک کردم پیاده شدم رفتم دنبالش، رسیدم کنارشو یه کله گفتم من ناهار نخوردم، "شماره‌مو انداختم تو کیفش" این شمارمه، اگه حال کردی بیا بریم یچیز بخوریم به حساب من... اهمیتی نداد، برگشتم تیباعه اومد نزدیک گفت چی شد داداش؟! گفتم کیرشم نبودیم :))) بیخیال من برم... سوار ماشین شدم رفتم برم ماشینو پارکینگ مت
    رو پارک کنم برم خونه که تلفنم زنگ زد...
    -سلام کجایی؟!
    +سلام، همون اطراف مترو، چطور؟!
    -بیا دوباره دور میدونم...
    +همونجا واسا اومدم
    باورم نمیشد اونی که اونقده بی محلی کرد با این سرعت بهم زنگ بزنه، سریع رفتم سوارش کردم
    چه برخورد گرمی داشت باهام
    من فلانی‌ام حالت چطوره؟! چقد گیر داده بودیو اینا...
    شروع کردم از در کسشر جواب دادن، دختر خوبی بودی ازت خوشم اومد، راستی اون مرد بدنسازه کی بود؟! چرا دستشو پرت دادی؟!
    جواب داد آهان، اون؟! مزاحم بود... خواست شماره بده شمارشو گرفتم پرت کردم
    من: حالا کجا میخواستی بری؟!
    اون: دکتر، سمت تهران... ساعت ۶ نوبت دارم
    من: دکتر چی؟!
    اون: حالا
    هر چی پرسیدم جواب نمیداد میگفت شخصیه
    تا گفت شخصیه حدس زدم این احتمالا با این ظاهرو هیکل و حرفاش، پرده نداره میخواد بره بدوزه...
    بحثو عوض کردمو سعی کردم تو مسیری که داریم سمت رستوران میریم یه جور دیگه‌ای ازش جواب بگیرم...
    یه توضیح مختصر در مورد خودم دادم که قصدم ازدواجه و اصن برام مهم نی که طرف پرده داشته باشه یا نه، مهم گذشته نیستو الانه طرفه و از این کسشرا...
    یهو امیدوار شدو خودش وا داد
    اتفاقا دکتر زنان میخواسم برم، برای ترمیمو این داستانا، یه نامزد داشتمو...
    اون هی میگفتو من رو تاثیر قرصی که خوردم بودم... تو فکر اینکه طرف اپنه و میتونم از جلو بکنمش...
    رسیدیم رستوران، ناهار خوردیمو کلی باهاش گرم گرفتم، خوشش اومده بود...
    از برگشتنی گفت بذارم همون مترو گلشهر برم تهران...
    گفتم چشم، تو راه مترو بودیم، هر چی فک میکردم چی بهش بگم که بحث سکسو پیش بکشم هیچی به ذهنم نمیومد. مث کسخولا فقط سمت مترو میرفتم. دیگه خیلی نزدیک شده بودیم. نزدیک مترو و خونه‌م... حدودا ۲۰ ثانیه به مترو مونده بود که زدم بغل...
    ساعت حدودای ۴ بود، یکم کمتر بیشتر... قرص منگم کرده بود... عجیب گرفته بودم جوری که یکم شل حرف میزدم... چشام خمار شده بود... سعی کردم چیزیو نشون ندم
    پرسید چرا واسادی؟! گفتم میخوام یکم باهات حرف بزنم... خیلی جدی شد گفت بگو؟!
    دیگه فک نمیکردم
    فقط میخواستم حرفمو بزنم.
    گفتم فلان آپارتمانو می‌بینی جلوی مترو؟! "با دست نشونش دادم"
    گفت آره...
    گفتم اونجا خونه‌ی منه...
    گفت خب؟!
    گفتم حال کردم بریم خونه سکس کنیم!
    یهو زد زیر خنده ریسه رفت...
    گفتم چته؟! چیه؟!
    فقط میخندید
    خندش که واساد گفت میدونی خیلی پرروعی؟!
    میدونی خیلی بی‌شرفی؟!
    گفتم چرا؟! چون باهات صادق بودم؟! چون حرف دلمو زدم؟!
    با خنده گفت: نه امروز خیلی زوده، اولا تازه باهم آشنا شدیم، دوما من قراره دکتر دارم نمیشه
    دوباره شروع کردم به کسشر گفتن که تو خودتو ثابت کن من برات جبران میکنم، فلانه بیساره خودم میرسونمت فقط ده دیقه و این کسشرا


    بالاخره راضی شد، ماشینو توی همون خیابون پارک کردمو رفتیم خونم...
    ی کله بردمش رو یه پتو و بالشت "تخت نداشتم"
    وقتی جلوم خوابید باورم نمیشد این همون دختری بود که دو ساعت پیش تو خیابون آرزوم بود بکنمش... به خودم، به خریتم که خوردن قرص حتی قبل از دیدن چهرش بود افتخار میکردم...
    چون از خیابون مخش کرده بودم، سراغ عشق باریو ماچ و این کسشرا نرفتم... اول دکمه‌‌های شلوار جین تنگشو وا کردم، بعدم شلوارو به زور کشیدم پایین از پاش درآوردم...
    بعد از یکی دو دیقه کاملا لختش کردم، باورم نمیشد! چ هیکل رو فرمی، چه کص و کون تپل و قلمبه‌ای...
    یادم نیس برام ساک زد یا نه ولی همون بی کاندوم سر کیرو گرفتم گذاشتم دم کصش فرو کردم توش... اومدم روشو دس از سینه‌هاش گرفتمو تلمبه‌های سنگین زدم...
    انگار چند سال بود سکس نکرده بودم، انگا میخواستم کل دق دلیمو رو کصه این خالی کنم... چنان سنگین تلمبه میزدم که صداش کل آپارتمانو ورداشته بود... از آه و اوه ناله‌هاش...
    حدود ده دیقه به حالت خوابیده و داگی کردمشو تهشم که خواست آبم بیاد خوابوندم خالی کردم رو شیکمش...
    وسواسی بود، شروع کرد به گفتن اَه اَه چرا اینجا، پاکش کن و این کسشرا که من دیگه خرم از پل گذشته بود...
    با بی‌محلی جواب دادم گهه نخور بابا
    فهمید فقط برنامه داشتم بکنمش، نه ازدواجو اینا
    اول خواستم از خونه بتدازمش بیرون بگیرم بخوابم که دلم براش سوخت، آدم بی‌معرفتی نبودم...
    ازم خواست جای اینکه با مترو بره، تا میدون آزادی با ماشین برسونمش...
    قبول کردم...
    وقتی رسوندمش و برگشتم خونه
    تازه یادم اومده بود بی‌کاندوم کردم
    نکنه با یه بیماری انتقالی بگا برم؟!
    هیچی دیگه، تا دو هفته آزمایشو اینا که خداروشکر فهمیدم اوکی بوده و...


    ببخشین اگه داستانش فوق سکسی و تخیلی نبود... ولی خوبیش اینه که هر چی بود، واقعی بود!
    نوشته: میم

  • 4

  • 29




  • نظرات:
    •   erfan26bu
    • 1 ماه
      • 4

    • خیلی کوسکش و بی ناموسی .


    •   lovely_grl
    • 1 ماه
      • 11

    • دقیقا چون تو این ساعت وقت خوابت گذشته هذیون گفتی بگیر بخواب حداقل راس میگن ۳ شب ب بعد شکسپیر درون آدم فعال میشه ها ولی تو شکس کیر درونت فعال شده (biggrin)


    •   nima58teh
    • 1 ماه
      • 4

    • تورو روح اون بابات که معلوم نیست اون شب سرت چی خورده بود بس کن!
      از آدمای از خود متشکری مثل تو متنفرم ، لاشی حداقل بعد سکس یه مقدار با احترام باهاش رفتار میکردی .
      حالم از اینجور حیوونا بهم میخوره
      حیف نت و حیف وقت که سر خوندن این خزعبلات هدر بره.
      من خوندم اشتباه کردم شما نخونید.


    •   m...h...a...
    • 1 ماه
      • 2

    • معلومه از اون کص کشایی...خب لامصب اونی که بهت محل سگ نمی زاشت چطور یهویی زنگت زد؟دیسلایک


    •   Aamirzaa
    • 1 ماه
      • 0

    • فیس و فرم و یه سری چیزایی که حوصله اش نیست توضیح بده!اینقدر بدم میاد از آدمای خودمچکر.بقیه اشو نخوندم.بیگ گلدن دیسلایک!


    •   Hooman.esf.60
    • 1 ماه
      • 3

    • بخاطر لاشی بازی آخرش دیسلایک
      متنفرم از آدمهایی که فقط تا نیازشون برآورده نشده انواع و اقسام کوس لیسی را میکنن، وقتی ارضا شدن ذات کثیف شون رو میشه
      نوشته بودی آدم بی معرفتی نبودم
      توهم زدی پسر جان، اتفاقا آخر بی معرفتای عالمی


    •   مهتی.پاشنه.طلا
    • 1 ماه
      • 9

    • پدر بزرگ‌ منم یه الاغ داشت بعد جفتگیری جفتک مینداخت
      دقیقا مثل تو ، همینقدر خر و خر


    •   shahx-1
    • 1 ماه
      • 12

    • باشه تو بکن! حالا از خاطرات بچگیت با راننده تاکسیا بگو!! (biggrin)


    •   sdwe
    • 1 ماه
      • 3

    • سکس عجیب؟
      فک میکردم سکس با موجودات فضایی باشه
      کیر مهران دهنت فقط اون داستان مینویسه توم کستان!


    •   sdwe
    • 1 ماه
      • 3

    • سکس عجیب؟
      فک میکردم سکس با موجودات فضایی باشه
      کیر مهران دهنت فقط اون داستان مینویسه توم کستان!


    •   Zhazha
    • 1 ماه
      • 3

    • Sdweعزیز، این میم مسواک نمیزنه، کیر مهران رو نکن دهنش.


    •   royaei
    • 1 ماه
      • 3

    • یه نفر رفت بانک وام بگیره ؛
      ریس بانک ازش پرسید وقتی میخوای با خانومت نزدیکی کنی لباس زیره خانومت رو تو در میاری یا خودش ؛
      یارو گفت این چه سوالیه ؟
      چه ربطی به وام گرفتنه من داره؟
      ریس گفت تو جواب بده حتما ربط داره که پرسیدم ؛
      گفت من در میارم ؛
      ریس پرسید کارت که تموم شد لباس زیرشو تو میپوشونی یا خودش میپوشه ؟
      گفت خودش میپوشه ؛
      ریس گفت به شما وام تعلق نمیگیره چون وقتی مشکلت حل بشه میگی گور بابای بانک و قسط هاش رو نمیدی؛
      فکر کنم تو از اون آدم هایی ؛
      تقاص میدی مواظب خودت باش ؛
      موفق باشی


    •   Artemisi
    • 1 ماه
      • 3

    • باشه اصلا شمو کس کن قهار ما هم کس خول نفهمیدیم کونی و جقی هستی (biggrin)


    •   اشی۸۵مشی
    • 1 ماه
      • 1

    • مغزن سیکیم .


      کندور زیاد بخور و شب زنده داری نکن و در ضمن خودتو به یه دامپزشک خوب و مجرب سریع معرفی کن .


    •   fazi20
    • 1 ماه
      • 3

    • جا زخمش خیلی میسوزه نه :/


    •   سعید تبریزی
    • 1 ماه
      • 2

    • عجیب ترین خاطره ی جقی


    •   Nadly64
    • 1 ماه
      • 0

    • باید اسم داستانتو مینوشتی سکس اورژانسی


    •   amiralixyz
    • 1 ماه
      • 1

    • چطو پولدار بودی و تخت نداشتی?


    •   fifa20188
    • 1 ماه
      • 0

    • میدونم دروغ نوشتی ولی برای آزمایش دو هفته معلوم نمیشه بعد از سه ماه برو آزمایش بده اگه خواستی کاملا مطمئن شی ایدز نداری بعد از 6 ماه برو آزمایش


    •   وب.گرد
    • 1 ماه
      • 3

    • دیسلایک تقدیم شد.
      نه به داستانت.
      به شخص خودت.


    •   tednaw_19ri
    • 4 هفته،1 روز
      • 0

    • آدم نامردی نیستی فقط یه کوچولو به اندازه کف دست بی شرفی...ودیگر هیچ


    •   Adib_N
    • 4 هفته،1 روز
      • 0

    • دوس داشتم ،، بیشتر از خودت خوشم اومد ( آقایون و خانوما گی نیستما (biggrin) )


    •   ehsan9705
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • سلام
      من بعد از تعطیلات در خدمتتون هستم.
      از برگشتنی یعنی چی؟
      از مدل پیچوندنش فهمیدی پرده نداره می‌خواد بدوزه؟
      کیر پس یقه جقیت؟
      ترامادول خور جق‌زن


    •   amir.damper
    • 3 هفته،4 روز
      • 0

    • negatam nemijar yegoo zang zad¡¡bash besh migam?


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو