عروسی رفتن بدون شوهرم

    سلام من نسرینم ۳۸ سالمه یبار شوهرم ماموریت رفته بود شهرستان همزمان بانبودنش عروسی دخترهمسایمون بود،مامانم اومد پیش پسرم که توی دست وبال من نباشه ،غروب حسابی بخودم رسیدم ولباس شب پوشیدم روشم مانتو پوشیدم روی مانتو هم چادر ،شالمم خیلی جلو کشیده بودم،زنگ زدم آژانس اومد رفتیم سالن به آژانسیه گفتم ساعت ده همینجاباش،پسر جوون وجذابی بود خیلی ازآینه نگاه میکرد اما چیزی واسه دید زدن پیدا نمیکرد ،رفتم عروسی وجاتون خالی خیلی خوش گذشت ساعت ده عروسی تموم شد همونجوری که اومدم لباس پوشیدم رفتم سوارماشین شدم بعدازسلام وعلیک نمیدونم چی شد که شهوتم زدبالا داغ شده بودم،به پسره گفتم میشه یه ساعت منو ببری شهر روبگردم ؟گفت چشم ،یخرده که رفتیم سر حرفو بازکرد وسوال جواب کردن ،ازچشماش شهوت میبارید ،چادرم ول شده بود منم دگمه های بالای مانتومو بازکردم قشنگ گردن وسروسینه هام پیدا بود ،انداخت توی یه خیابون خلوت گفت بیا جلو بشین منم رفتم جلو نشستم ،یهو یه دستشو گذاشت رویه سینم یه دستشم رونمو میماله،لباشو اورد جلو لبمو یه بوس ریز کرد ،انصافا داغ کرده بودم ،منم دستمو ازروی شلوارش به کیرش زدم خیلی سفت وکلفت بود،دلم واسه کیرش قنج میرفت ،پسره گفت خونه مجردی دارم میای؟منم که حسابی داغ کرده بودم قبول کردم حدود یربع راه بود تاخونش توی اون یربع یامن داشتم کیرشو میمالیدم یا اون داشت رونامو میمالید،رسیدیم خونش آپارتمان بود شانسمون کسی باما سوارآسانسور نشد وگرنه آبروریزی میشد ،رسیدیم در واحدشو بازکرد رفتیم تو چادرو مانتو وشالمو دراوردم با لباس شبه خیلی سکسی شده بودم ،پسره اسمش پیمان بود گفت یکم برقص برام آهنگ گذاشت منم شروع کردم رقصیدن حسابی با رقصیدن ازش دلبری میکردم ،بلند شد اومد بغلم کرد لب تو لب شدیم وحشتناک،من که شورتم خیسه خیس شده بود بعدش لختم کرد خودشم لخت شد یخرده کسمو خورد منم کیرشو خوردم منو خابوند اومد روم سرکیرشو به دم کسم میمالید وسسنه هامو میخورد،من حشتری تر میشدم ،هرچی اصراروالتماسش میکردم فشاربده بره تو کسم فشارنمیداد همونجا با درش وچوچوله هام سرکیرشو بازی میداد،دیگه طاقتم سراومد گفتم پیمان خواهش میکنم بکن منو،کیرمیخام،کیرتوبکن توکسم،ایناروباحالت التماس میگفم بهش کیرشو گذاشت دم کسم آروم آروم فشارداد تا تهش کرد توی کسم داشتم میمردم ،اومد لب بازی وآروم آروم کیرشو توکسم عقب جلو میکرد،جفتمون ناله میکردیم،وقتی داشت سینه هامو میک میزد کیرشو آروم آروم تو کسم عقب جلو میکرد منم ناله میکردم وآب میدادم تا اینکه چندتا فشارمحکم توکسم داد وکیرشو کشید بیرون آبشو پاشید روی سینه هاو گردنم ،تاحالا اینجوری ارضا نشده بودم خشکم زده بود ماتم برده بود.


    نوشته: نسرین

  • 10

  • 36




  • نظرات:
    •   Nooooh
    • 1 سال،6 ماه
      • 2

    • چقد خيانت زياد شده جديدا
      واقعا ك


    •   dari18cm
    • 1 سال،6 ماه
      • 1

    • من هیچوقت به راست دروغ داستان اهمیت نمیدم داستان بایدخواننده روجذب کنه
      داستان شماکه؛خیلی چرت بود


    •   sexyjon
    • 1 سال،6 ماه
      • 2

    • سسنه ها کجای بدنه؟
      حشتری چه حالتیه؟
      فکرکنم توچندخط آخرحالت خراب شد زنگ بزن به پیمان (erection)


    •   pepsi1975
    • 1 سال،6 ماه
      • 0

    • توهمی بود.


    •   مهرسانام
    • 1 سال،6 ماه
      • 4

    • داستان به این میگن مختصرو مفید تو تایم جق


    •   sadra0123
    • 1 سال،6 ماه
      • 0

    • دیگه چرا خشکت رده بود وقتی رفتی آبت دادخیسی دیگه چرا چون اصولا خیسی دیگه خشگ نیاید بشی و یا بزنی جیگر .احساس من و برانگیختی جوری که الان هوس کردم بگذارم توش


    •   مهرسانام
    • 1 سال،6 ماه
      • 1

    • چقد من گو خور دارم


    •   فقطچتهسسکی
    • 1 سال،6 ماه
      • 0

    • خیلی خلاصه بود


    •   koohyar.meshki posh
    • 1 سال،6 ماه
      • 2

    • تو عروسي هم پسرا كوني بودن اومدي رفتي به راننده تاكسي دادي تو عروسي كير نبود ؟! عروسي ساعت ده شب تموم شد؟! داستان با تفاضل گل بالا تو صدر جدول كس شعراي اين ماه جا گرفت


    •   silvester20
    • 1 سال،6 ماه
      • 1

    • یبار تنها رفتی عروسیا یه لحظه داغ شدی درجا جن ده شدی خیانت کردی جنبه ات تو حلق مامامیت


    •   النا19
    • 1 سال،6 ماه
      • 0

    • تازه گیا تایم جق زدن زیاد نشده به نظرتون
      ‏/مهرسانام به اعصابت مسسل باش بیخیال هر چی میگن که نباید جواب بدی


    •   arasyar
    • 1 سال،6 ماه
      • 0

    • توی زندگی دست ردّ زدن و گذشتن از دو تا نعمت، اشتباه و خریّت محض بحساب میاد، اولی نان داغی که تازه از تنور خارج شده، دومی خانمی که از عروسی برگشته، نمیدونم شاید هم اولّی خانم و دومی نون داغ باشه خلاصه که جفتش هم باید با ولع بخوری


    •   peymanzoj
    • 1 سال،6 ماه
      • 0

    • عالی بود


    •   milad1ma
    • 1 سال،6 ماه
      • 0

    • سکس بدون برنامه ریزی خیلی حال میده........ دوس دارم


    •   محسن زبلل
    • 1 سال،6 ماه
      • 0

    • الان جق زدی نوشتی یا نه


    •   M-40-teh
    • 1 سال،6 ماه
      • 1

    • آقایونی که میخوان داستان زندگی یه خانم رو بگن به احساسات زنونه بیشتر توجه کنن ...


    •   ماساژورتبریزی
    • 1 سال،6 ماه
      • 0

    • راننده آژانس خرج ماشینش رو به زور درمیاره ، خونه مجردیش کجا بود آخه


    •   vahid-khan
    • 1 سال،6 ماه
      • 0

    • چرا میخوای خیانت رو اینقدر راحت و ساده جلوه بدین.؟؟؟؟؟
      چرا میخوای خیانت رو رواج بدین.
      طرف از عروسی اومد بیرون یکدفعه حشرش زد بالا بهد تصمیم گرفت به راننده آژانس بده..!!!!


    •   Tyga18
    • 1 سال،6 ماه
      • 0

    • (ک س ش ر)محض یعنی اون گفت بری بشینی جلو تو هم با کله رفتی بعد چادریم هستی یه بچه هم داری؟
      دو حالت داره یا دروغه که (ک ی ر)تو مغزت غان غان اگه نه که (ک ی ر)تو دهنت که از مادری هیچی نفهمیدی


    •   حمید 94
    • 1 سال،6 ماه
      • 0

    • الان چطوری حالت خوبه


    •   HLove711
    • 1 سال،6 ماه
      • 0

    • کاش زن منم بدون من ازین کارا میکرد ولی حیف که تو این فازا نیست


    •   KoodakeDaroonam
    • 1 سال،6 ماه
      • 1

    • مسخره بود


    •   mis roz
    • 1 سال،6 ماه
      • 1

    • تابلو بود نویسنده مرد خیلی بد مینویسی حداقل ی ویرایش سطحی بکن متنتو قبل سند (rolling)


    •   Sh1376r
    • 1 سال،6 ماه
      • 0

    • جق میزنی؟؟؟ :(


    •   mohammad321
    • 1 سال،6 ماه
      • 0

    • داستانش خیلی بد بود. به نظرات کلی خندیدم خیلی جالب بود. درضمن برای اولین باره میبینم کاربرا کمتر فحش بدن


    •   شاهین95
    • 1 سال،6 ماه
      • 0

    • هر کی عکسای زن نازمو میخواد بیاد تل
      Ali98889


    •   sedaytooty
    • 1 سال،6 ماه
      • 0

    • نظر شما چیه؟زیبا بود


    •   @@@ali@@@
    • 1 سال،6 ماه
      • 0

    • sexyjon انصافا کامنتت باحال بود ایولا لایک


    •   maryamhbp
    • 1 سال،6 ماه
      • 3

    • من فکر میکنم این داستان واقعیه ولی پیمان از زبون نسرین نوشته...


      چون برای خانوما زیاد ماجرای آژانس پیش میاد.. منم چند بار تجربه کردمش


    •   cyborg1981
    • 1 سال،6 ماه
      • 0

    • مهرسانا دوست دارم بکنمت
      به امید اون روز (inlove)


    •   Kaktus1
    • 1 سال،6 ماه
      • 0

    • زيبا
      جادار
      مطمئن


    •   Comicon
    • 1 سال،3 ماه
      • 0

    • ایول باحال بود مختصر ومفید


    •   Alitab1350
    • 11 ماه،2 هفته
      • 1

    • نميدونم طرف باكيرش فرمون رو گرفته بود اگه يه دستش بارونت بازي ميكرد اون يكي دستش هم پستوناتو گرفته بود گرچه كيرش هم كه دست توبود پس چه جوري فرمونو ميچرخوند به منم يادبده لطفاً


    •   mari_somi
    • 10 ماه،2 هفته
      • 0

    • چرت پرت بود خیلی واضح


    •   pesarebad.m.f
    • 10 ماه،1 هفته
      • 0

    • به راننده گفتی ده بیاد بعد یه ساعت تو شهر چرخیدی بعد رفتی مراسم رقصو بقیه کصشعر ها که تفت دادی با یه حساب سرانگشتی نصفه شب رسیدی پیش مامانجون و پسره دودول طلات احیانا نگفتن جنده خانوم قرار بود ده بیای تا الان کجا میدادی از چادرت هم که معلومه مذهبی هم هستین ،یه پیشنهاد خوب : موقع جق زدن ننویسید بابا مغزتون میگوزه نمیفهمید چی نوشتید
      به این پیشنهادم فکرکنید داستان هاتون بهتر میشه


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو