عروس هلندی

    سلام به همه. اسمم حسینه. لاغراندام وسبزه باچهره معمولی. ۱۷سالم بودکه یه همسایه جدیداومدن تومحلمون. ارش ۱۴سالش بود و با باباش تنهازندگی میکرد. بابای ارش وانت نیسان داشت و تقریبا تمام روز سر کار بود.ارش از روز اولی که اومدن با من رفیق شدطوری که بیشتر با من بودتابقیه بچه های محل. من خیلی علاقه به داشتن پرنده دارم به غیرازکبوتر!!!!!چندتافنچ و یه جفت مرغ عشق داشتم. از اومدن ارش تو محلمون دوهفته ای میگذشت و ما بیشتر با هم تو کوچه بودیم و خونه هم نرفته بودیم.
    یه روزصبح ارش اومددنبالم وگفت بیاخونمون میخوام یه چیزی نشونت بدم!!!!گفتم برومن میام چنددقیقه بعدش من رفتم درخونشون بازبود.رفتم داخل ارش گفت چشاتوببندمنم بستم دستموگرفت ومنوبردتواطاق خوابش.گفت حالا چشاتوبازکن منم بازکردم.توقفس یه جفت طوطی (عروس هلندی) بود.خیلی قشنگ بودن ارش گفت خوشگلند؟!!!گفتم خیلی!!!!گفت بابام دیشب اوردخونه.روتخت نشستم ارش هم کنارم نشست.محوتماشابودیم که طوطی نرسوارماده شد!!!ارش گفت داره میکنه توکونش گفتم نه میکنه توکوسش!!!!گفت اینکه فقط یه سوراخ داره گفتم نمیدونم!!!گفت اینهاهم اب کمردارند؟!!!!گفتم حتمادارنداگه نداشته باشن که بچه دارنمیشند!!!!گفت پسراازچه سنی ابشون میادگفتم وقتی بالغ بشن.گفت ابتومیاد؟!!!!گفتم اره گفت مال من نمیادگفتم عجله نکن!!!!!یکم صداش میلرزیدگفت میشه ابتو ببینم.گفتم اخههههه همینجوری که نمیاد.خندیدگفت مادوتا هم بایدمثل این طوطی هاعمل کنیم توبیای سوارمن بشی وبکنی توسوراخم!!!!! گفتم اره دیگه.بلندشدوشورت وشلوارشو کشیدپایین کون سفیدوبی موش افتادبیرون. منم لخت کردم.داشت کیرمونگاه میکردگفتم چیه؟!!!! گفت چقدرسیاه وزشته کیرت.گفتم خوابه بلندبشه ازش خوشت میادگفت این توسوراخم جامیشه؟!!!!گفتم جاش میکنم جیگرررر.گرفت تودستش وشروع کردباهاش بازی کردن منم دست انداخت لای کون نرمش انگشتمو رسوندم به سوراخش داغش.کیرم تودستش داشت شق میشد.کیرم کلفت نیست ولی برای ارش که باراولش بوداذیتش میکرد.انگشتموخیس کردم ویواش کردم توش ارش گفت اخخخخ وازجاش بلندشد گفتم چیه؟ گفت دردم میاد گفتم یکم طاقت بیاربعدش خوشت میادگفت اروم بکن توش گفتم به شکم بخواب اونم خوابید.لای کونشو بازکردم سوراخ قرمز تنگش نمایون شد. سوراخش یکم بادکرده بود.تف انداختم ودوباره انگشتمو کردم توش بازاخخخخ گفتنش شروع شد بادستش مچ دستمو گرفت گفت درش بیارگفتم مگه نمیخوای ابمو ببینی گفت چراگفتم خوب بایدتحمل کنی.دستمو ول کردودیگه چیزی نگفت ولی معلوم بودهنوزدرد داره.کم کم سوراخش جابازکردمنم هی تف مینداختم تاخوب لیزبشه انگشت دوم روکردم توسوراخش کیرم سفت شده بودوپیش ابم داشت میومد.چنددقیقه بعدانگشتمو دراوردم بهش گفتم لای کونشو بادست بازکنه.اونم کردسرشوگذاشتم وفروکردم داخل صدای نالش بلندشد. گفت ایییی مامان گفتم جان دردگرفت گفت میسوزه گفتم الان خوب میشه خوشگل!!!!! اروم تلمبه میزدم وبیشترفرو میکردم.چنددقیقه ای طول کشیدتا سوراخش غلاف کیرم شد.بوسش کردم وگفتم دفعه اول اذیت میشی ولی دفعات دیگه همش لذته!!!!تانصفه بیشترنمیکردم توش کونش خیلی نرم وگرم بود.گفت ابت کی میادگفتم الان میادچندتاتلمبه زدم که ابم اومد.کشیدم بیرون وسرشو بادوتاانگشتم محکم گرفت ارش چرخید کیرم داشت نبض میزدابمو ریختم رونافش گفت چی داغه ابت بادست یکم روشکم ونافش مالیدگفت خیلی لزجه واییییی.گفتم چندشت شد؟!!!!گفت اره گفتم پس بعدازاین میریزم توکونت.گفت چیزی نمیشه گفتم نه کونت بزرگترم میشه!!!!!!!!!!!!!!!!!


    نوشته: حسین

  • 2

  • 21




  • نظرات:
    •   .سامان.
    • 1 هفته،6 روز
      • 18

    • اصل ماجرا: بابای آرش بهت گفت بیا خونمون، یه کرکس دارم که جق میزنه. تو هم رفتی و...


    •   شاه ایکس
    • 1 هفته،6 روز
      • 19

    • من میدیدم این خر پیره ها تو مغازه هاشون قفس پرنده اویزون میکنن!! تازه الان فهمیدم کاربردیش چیه!!! (biggrin) (devil) (biggrin)


    •   Ado_Den_Haag
    • 1 هفته،6 روز
      • 8

    • داستان می‌نویسید جای خودتونو با فاعلتون عوض نکنید. به قول سامان بابای طرف بود با وعده کرکس تورو کشوند خونش.


    •   Irish..GuNNer
    • 1 هفته،6 روز
      • 9

    • عهه خب ادامه میدادی سکس طوطیارو آبم داشت میومد :( .
      معمولا به هوای کفتر که جق میزنه میبرن خونه میکنن طرفو حالا اون نشونت داده که بهت بده؟! هر لحظه که میگذره از امشب، دیگه پشمام نمیریزه خودم میفتم . کصمغز جقی


    •   hichnami
    • 1 هفته،6 روز
      • 4

    • ارش گفت پرنده ببین تو گفتی دفعه بعد درد نداره اون گفت لزجه
      گفتم گفتی
      کیرم تو‌نگارشت
      کیرم تو ذهنت


    •   Boy0513
    • 1 هفته،6 روز
      • 4

    • حالا لازم نبود کیرتو بکنی تو سوراخِ بچه .. یه جق میزدی آبتو ببینه دیگه (biggrin)


    •   saeedno15
    • 1 هفته،6 روز
      • 6

    • بابای آرش دید کون سفید و تپلی داری گفت بیا خونمون یه طوطی دارم با ارزن روپایی میزنه,توام رفتی و کونو به باد دادی اومدی اینجا میگی رفتم آرش کردم (biggrin)


    •   Mah_mb7
    • 1 هفته،6 روز
      • 8

    • از ۱۴ سالگی میدین؟ پشمام.


    •   hellboy3343
    • 1 هفته،6 روز
      • 4

    • ماجرا اینه که گفته بیا عروسا رو ببین تو هم رفتی دیدی خوشت اومده اونم گفت کون بدی میدم بهت تو هم از خدا خواسته کونتو دادی ولی اون نامردی کرده عروسا رو نداد الان از حرصت داری کسشعر مینویسی ???


    •   Gozaran
    • 1 هفته،6 روز
      • 3

    • پسر نیسانی رو کردی
      ولی به قول اون دوست آذری
      نیسان آبی قبلا رفته بود


    •   zanbory
    • 1 هفته،6 روز
      • 1

    • سلام بچه هارو به بابای آرش برسون (biggrin)


    •   laleh1380
    • 1 هفته،6 روز
      • 7

    • ﮔﻔﺘﻢ ﭘﺲ ﺑﻌﺪﺍﺯﺍﯾﻦ ﻣﯿﺮﯾﺰﻡ ﺗﻮﮐﻮﻧﺖ . ﮔﻔﺖ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﻤﯿﺸﻪ ﮔﻔﺘﻢ ﻧﻪ ﮐﻮﻧﺖ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﻡ ﻣﯿﺸﻪ


      اینجادروغ میگه آرش جان گشادترمیشه بله


    •   samsepg
    • 1 هفته،5 روز
      • 6

    • حتی دو تا نوجوون هم ممکنه توی کنجکاوی های جنسیشون، به سادگی آلوده بشن و عامل بیماری رو به یکی دیگه منتقل کنن.


      سکس بدون کاندوم، احتمال انتقال ویروس اچ آی وی/ایدز رو بالا می بره.


      اگه کاندوم ندارید یا روتون نمیشه از داروخونه بخرید یا از کسی بخواید که براتون بخره، با روشهای کم خطرتر مثل مالوندن، خودتون رو ارضا کنین.


    •   ehsan9705
    • 1 هفته،5 روز
      • 6

    • لیدیز اند جنتلمن
      کشف جدید قرن که توسظ حسین کونی انجام شده، بزرگ‌تر شدن کون با ریختن آب اون تو.
      ک‌س ننت


    •   ایکاروس
    • 1 هفته،5 روز
      • 4

    • سن گی توی این داستانها داره کم و کمتر میشه !!!
      اون هفته ۱۵ سالگی بود حالا شد ۱۴ سالگی !
      عجب !
      باید یه نامه به وزیر ارشاد بنویسم !!!


    •   hamid30gari
    • 1 هفته،5 روز
      • 3

    • یه دیسلایک دادم برای اینکه یه کونی اضافه کردی.
      یه لایکم دادم بخاطر این جمله.
      "نه گفتم کونت بزرگتر هم میشه"
      با این جمله چه جنایاتی که نکردیم (biggrin)


    •   Lucky.man
    • 1 هفته،5 روز
      • 3

    • از اینکه تکنیک ما رو برای کون کردن استفاده کردی خوشمان آمد. خیلی خانم ها به عشق خوش فرم شدن باسنشون حاضرن از کون بدن.
      ولی یه بچه رو به جمع کونی ها اضافه کردی. نامردی محض نه لایک و نه دیس


    •   امیرخان۱۳۴۱
    • 1 هفته،5 روز
      • 2

    • اصل ماجرا رو سامان گفت دنبال بقیش نباشید ????


    •   Dariush.darvishi
    • 1 هفته،5 روز
      • 1

    • فک کنم باباش با وانت تو کونت یه چرخی زده بوده وانت ایشون روغن ریزی داشته و الان تو معنی و کاربرد روغن را خوب می‌دونی دیگه ...


      حالا نگفتی چطور تو اون سن و سال کم به چنین تجربیات والایی دست رسی پیدا کردین؟


    •   Mr_Meeehdi
    • 1 هفته،4 روز
      • 2

    • مزخرف ترین داستانی ک خوندم بی تامل دیسلایک


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو