عشقم مهشید

    سلام، من میلادم س سالمه،سه ساله پیش از زن همسامون خوشم اومده بود و میخواستم باهاش باشم و بعد یه سری اتفاقات داستانو بهش گفتم که ازش خوشم میومده،بعداز ظهرش باهم قرار گزاشتیم که بریم بیرون،خلاصه رفتیم و چادر زدیم و خواستم شروع کنم مهشید زد زیر گریه و واقعا از ته دل گریه میکرد، گفت بزار یه وقت دیگه،گفتم بری دیگه نمیای با بچه که حرف نمیزنی پس لخت شو ولی از بس گریه کرد که دلم سوخت و بیخیال شدم، اونجا بود که فهمیدم مهشید از رو ناچاری این کارارو میکنه و دلش نمیخواد هرزگی کنه، وقتی برگشتیم اس زده بود که خیلی مردی جبران میکنم، بعد چند روز بهم گفت اگه منو میخوای اول باید ثابت کنی دوسم داری گفتم چطور ؟ گفتش که سیصد تومن پول میخوام برم تهران خونوادمو ببینم و برگردم، منم هر چیو ازش میدونستم بهش گفتم،گفتم که فکر نکنی زرنگی،میدونم تیغ زنی الانم منو خر فرض کردی و خیلی چیزای دیگه و پولوبهش دادم ،بازم زد زیر گریه و مشکلات زندگیشو و درد و مرض شوهر بی همه چیزشو واسم تعریف کرد،رفت تهران و برگشت خواست بازی در بیاره که بهش گفتم مهشید من بهت گفته بودم که میشناسمت پس یه وقت نخوای منو بازی بدی واسه همین ترسید و بامن قاطی شد،ادعا میکرد که ازم خوشش اومده و عاشقم شده ولی چند بار مچشو گرفتم که بازم میگفت در حد اس و زنگ بوده بخاطر تیغ زدن و من بازم بخشیدمش،بعد دو سه ماه و چند بار اتفاقات جورواجور قرار سکس گذاشتیم و رفتیم بیرون از شهر و چادر زدیم، یه لباس فانتزی سفید پوشیده بود موهاشو خشگل بسته بود منم مشغول خوردن لباش شدم که بدجور حشری شدم مخصوصا قبل از این به غیر از زنم فقط یه بار سکس داشتم با غریبه، لبای داغو خیس که خیلی منو حشری میکرد،کم کم خوابوندمش و رفتم سراغ گردن و سینه هاش وقتی سینه های نازشو دیدم با خودم گفتم وای خدایا چه هلویی گیر آوردم باور کنید وقتی سینشو لیس میزدم مثل مار به خودش میپیچید و جیغ میزد، قربون اون شکل ماهش برم خیلی قیافه نازی داشت، خیلی آروم لباساشو در آوردم و رفتم سراغ کسش که دیدم عجب کسی داره این فاطی ،تپل و سفید که اصلا لبه نداشت،یه کس باد کرده که یه خط وسطش بود و هیچ لبه ای نداشت که خودش بعدا گفت که کسشو عمل کرده و لبه هاشو ورداشته. ابش در اومده بود با این که اولین بارم بود ولی زبونمو رسوندم به چاک کسش و ابشو لیس زدم و اونم دستشو گزاشته بود رو سرم و فشار میداد و داد میزد آییییی کسم، جاااان بخور کسمو میلاد جونم،قربونت برم کیر میخوام بده من کیرتو، زود باش مهشید کیر میخواد، کسم کیرتو میخواد. وقتی حسابی کسشو خوردم کیرمو در آورد و کرد تو دهنش و خیل حرفه‌ای واسم میخورد و منم حال میکردم،چند تا کرمو تو دهنش عقب جلو میکرد و میومد بالا یه لب میداد و میرفت دوباره کیرمو میخورد،میگفت قربون کیرت برم عجب کیری داری، کیرم حدود بیست سانتی میشه و خیلی ترو تمیزو سفیده و مستقیم هیچ خمیدگی نداره واسه همین خوشش اومده بود، منم کیرمو تف زدم و اروم گذاشتم تو سوراخ کسش و تا ته بردم، خییییلی کسش داغ و بود و خیس، انگار داشتم خواب میدیدم یه خورده که تلمبه زدم گفت بخواب بیام رو کیرت، نشست روش و تا ته کردش تو کسش چند تا تلمبه که زد یهو ارضا شد و لرزید خواست بیفته به پشت که گرفتمش و بغلش کردم تا اروم شد، گفت میلاد جونم چه حالی کردم ،گفتم هنوز اولشه فدات شم بخواب ، برعکسش کردم و نوک زبونمو کردم تو سوراخ کونش که واقعا کونش تمیز بود ،اونم داشت حال میکرد،کیرو تف زدم و اروم کردم تو کون تنگش،عجب کونی، این زن واقعا همه چی تمام بود، تلمبه میزدم تو کونش و داد میزد بکننننننن، تا ته بزن، اااااخ قربون کیرت میلاد جونم،دربیار بکنش تو کسم دوباره دربیار بکن تو کونم، منم همین کارو میکردم، ک خسته شد گفت میخوام بازم بیام رو کیرت که دوباره ارضا شم ، منم برگشتم و نشست روش و یه بار دیگه ارضا شد، اون روز چهار بار ابش اومد که ازم خواس تموم کنم، منم بعد دقیقا دو ساعت ابمو ریختم رو سینه هاش که اونم مالید به تنش، بعدش که برگشتیم یه کم ناراحت بود که منم درکش میکردم و بهش اطمینان دادم که تنهاش نمیزارم، سه سال با هم بودیم چند بار پاش لغزید و داشت نامردی میکرد که فهمیدم ولی بازم دوسش داشتم و بهش وابسته شده بودم، خیییلی باهم سکسای جورواجور داشتیم، هر چیزی رو باهم تجربه کردیم،حتی خواهراش میدونستن که با همیم، اینقد میخواستمش که وقتی خطایی میکرد نمیتونستم تحمل کنم و روش دست بلند میکردم،ولی اخلاقش خیییلی بد بود و هر روز دعوا داشتیم و هر روزم اشتی میکردیم، دیگه تحملم تموم شد،من خیلی خودمو تغییر دادم و لی اون اصلا،بخاطر همینم دیگه نتونستم تحمل کنم رفتارشو، از اخلاقش خسته شدم ولی از خودش نه، با تمام مشکلاتی که داشتم ولی بازم حتی پول قرض میکردم و به اون میدادم که اون ناراحت نباشه. که یه وقت فشار بهش نیاد و خطایی بکنه، تو این سه سال خیلی واسش خرج کردم، اتفاقات زیادی افتاد، خیلیا شک کردن بهمون،ولی بازم ولش نکردم و عاشقش بودم،حیف که نفهمید، حالا هم که با هم تموم کردیم فقط دعا میکنم دست کسی بهش نخوره وگرنه اگه بفهمم کار دست خودمو و اون میدم،امیدوارم قدر خودشو بدونه،ارزشش خیلی زیاده اگه بدونه و خودشو زیر دیگران نندازه،کاری نکنه که اسمش بد بشه مخصوصا تو این شهر کوچیک لعنتی امیدوارم ادم بشه و برگرده


    نوشته: milad

  • 1

  • 12




  • نظرات:
    •   shadow69
    • 3 ماه
      • 1

    • آمد سحری زن همسایه ی ما

      کای عاشق داد و لیک , بی خایه ما

      این کوره ما که وقت ترکاندن اوست

      تا کی بزنی جلق ,بر سایه ما؟


    •   as B sa
    • 3 ماه
      • 0

    • تا رفتی بیرون چادر زدی خواستی شروع کنی؟؟؟
      بابا یه پیشواز برو یهو نزن تو ذوقمون
      تو کسخلی که با وجود جوونیت رفتی دنبال یه زن ج.ن.ده و عاشقشم شدی و براش هزینه کردی...ماهی رو اگه یواش تو دستت نگه داری میپره...اگه خیلی محکمم بگیری بازم میپره


    •   as B sa
    • 3 ماه
      • 1

    • بعدشم حالا مهشید یا فاطی؟؟
      پول نداشت بره تهرون بعد لبه های کسشو عمل کرده؟؟
      چقد کثیفی که از لبی که رو ک.ی.ر.ت بوده لب میگیری


    •   Mardezakhmi
    • 3 ماه
      • 0

    • ببين از تو كسكش تر لاشي تر و بي ناموستر در كل كائنات نيست لاشي خان مگه براي دارو دسته كورا و نفهما داستان ميگي رفتي بيرون چادر زدي كي رم توي ژنتيك خانوادگيت جقي پست دست بي صاحبتو از تونبونت دربيار بنويس مهشيد و فاطي را باهم قات زدي جاكش پدر


    •   سیخ زن
    • 3 ماه
      • 0

    • هر چی بچه‌ها گفتن به توان دو نثارت باد
      کووونی مجلوق
      فاطی و مهشید کیییر تو حافظت


    •   M1364286
    • 3 ماه
      • 0

    • بچه ها خوشتون نمیاد مث من یه دیسلایک بدین.دسگه فحش ندین.بابا یارو نشسته دو ساعت تایپ کرده دیگه.خسته نباشی


    •   ملكه_قلابي
    • 3 ماه
      • 0

    • از اين مزخرفتر نميشد!!!


      شوهرش كدوم گوري بود تو سه سال!!!
      زن تو كدوم جهنمي بود!!!


      تو چادر ميكرديد!!


      تو امريكا وسط لاس وگاس هم تو چادر نميشه سكس كرد!!


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو