عشق بازی با علیرضا

    سلام اولین بارِ که میخوام داستان بنویسم و واقعا نمی‌دونم از کجا شروع کنم ولی سعی میکنم مثل همه این داستان هایی که خوندم بنویسم . ( این داستان طولانیه و با جزئیات کامله و از اول تا آخرو نوشتم اگه حوصله دارید بخونید )
    اسامی تو داستان واقعی نیستن چون همش فکر میکنم امکانش هست دوستی کسی تو سایت باشه که بفهمه 😂🙄
    من سامیارم ۱۶ سالمه با قد بلند ۱۸۰ و وزن ۵۶ که حتما متوجه شدید با نسبت قد و وزنم که آدم لاغری هستم . میشه گفت خوش تیپم ولی خوشگل نه . یه صورت معمولی دارم .
    من با یه پسر خیلی خوشگل و خوشتیپ به نام علیرضا از کلاس هفتم آشنا شدم و دوست معمولی بودم تا کلاس نهم که هم کلاسی شدیم و رفته رفته صمیمی شدیم و کلاس دهم که دیگه خیلی صمیمی شدیم و هستیم .
    من گرایشم کلا به سمت دخترا بود یعنی فکر میکردم گرایشم سمت دختراست تا همین چند ماه پیش . ( شایدم دو جنس گرام نمی‌دونم واقعا خودمم گیجم )
    من و علیرضا دیگه خیلی صمیمی شده بودیم و همیشه با هم بودیم .
    اینو دوباره بگم علیرضا خیلی فیسش خوبه ازون فیسای سفید و دختر کش که دخترا همه واقعا ازش خوششون میاد ولی هیچ وقت رل نزده با کسی و پا نمیده .
    پسرا میدونن که تو مدرسه پسرونه دم کونی زدن و انگشت کردن یا دبه کردن و از این شوخی ها طبیعیه و ما هم این کار هارو میکردیم و می‌کنیم .
    همه چی از یه روز شروع شد که علیرضا و یکی دیگه از دوستام میخواستن با من مثلا یه شوخی بکنن و علیرضا گفت لپ مو ببوس !! منم که میدونستم یه نقشه ای در کاره ‌پافشاری کردم و گفتم نه و واسه چی و ازین حرفا ولی از یه طرفم دلم میخواست علیرضا و ببوسم ( کم کم داشتم عاشقش میشدم 🙃 ) بعد گفتم باشه و تا اومدم لپشو ببوسم سرشو برگردوند و من لب شو بوسیدم . بچه ها خندیدن و منم به ظاهر خندیدم و بهشون فحش دادم ولی کل بدنم یه جوری شده بود از این که لبشو بوسیدم . خلاصه هفته ها گذشت و یه زنگ ورزش علیرضا گفت بیا ورزش نکنیم و حرف بزنیم و اینا ... منم که هیچوقت ورزش نمیکردم و گفتم باشه راه رفتیم و حرف زدیم رفتیم یه گوشه حیاط نشستیم داشتیم حرف میزدیم که علیرضا یهویی گردنمو بوسید! من گفتم چیکار میکنی که سرمو با دستاش گرفت و قفل کرد و همینجوری گردنمو میبوسید . خب مسلما گردن ناحیه حساسی و منم حشری شدم و شق کردم ولی بازم مقاومت میکردم و میگفتم نکن ول کن چرا اینجوری میکنی .
    یهو دستشو برد سمت کیرم که شق شده بود و گفت ا شق کردی که و خندید منم که خیلی خجالتیم هیچی نگفتم و به زور دستشو کشیدم . همینجوری که میگفتم علی بس کن ول کن دیدم یه دوربین مداربسته دقیقا روبه رو ما نصب شده و به علیرضا گفتم تا بهونه ای شد ولم کنه .
    اون روز گذشت و چون خجالت میکشیدم یکم ازش دوری کردم و فردا صبحش تو سرویس که خیلی خوابم میومد خوابیده بودم که علیرضا گفت سرتو بزار رو پام بخواب و منم گذاشتم و کل راه و خواب بودم که احساس میکردم موهامو نوازش میکنه😍
    راستی اینو بگم که گردنمو چون یه خورده هم خورد اون روز کبود شد و بعدا که رفتم خونه بهش پیام دادم که بیشعور گردنم کبود شد اونم گفت خوب کاری کردم و ایموجی * 😋🤤😍 * رو فرستاد .
    خلاصه چهارشنبه هم گذشت و از شنبه هفته بعدش به خاطر کرونا تعطیل شدیم .
    بعد اینو هم بگم چون خونه منو علیرضا یه چهارراه فاصله داره واسه همینم سرویس هامون یکیه .
    چند روزی که از تعطیلی مدارس گذشت و فهمیدیم دیگه باز نمیشه تصمیم گرفتیم با هم بریم پیاده روی چون دلمون خیلی برای هم تنگ شده بود .
    خلاصه رفتیم پیاده روی و کلی حرف زدیم تا موقع خداحافظی تو کوچه سوت و کوری که چهارراه هایی که خونه هامون رو به هم وصل میکنه یهو منو محکم بغل کرد و شروع کرد به خوردن و بوسیدن گردنم .
    منم هی مقاومت میکردم ولی زورم بهش نمیرسید . بعد لپ هامو هی چپ راست میبوسید که لبامم بوسید هی لپ چپ - لب - لپ راست میبوسید منم که خیلی خوشم اومده بود دیگه چیزی نمیگفتم
    ماشین یا کسی رد می‌شد دست از کار میکشید و دوباره دست به کار می‌شد .
    ۲۰ دقیقه ای همینجوری منو بوسید که تو هوای سرد بارونی منو خیلی گرم می‌کرد .
    بعد یهو گفت بسه دیگه و خدافظی کرد .
    شبش کلی چت کردیم مثل هر روز و میگفت میبوسمت و گازت میگیرم و از این حرفا تا چند روز بعد دوباره قرار پیاده روی گذاشتیم . این دفعه همون اول که رفته بودیم تو یه کوچه دستمو یهو گرفت منو چسبوند به دیوار و شروع کرد به بوسیدنم . هی گردنمو میبوسید و میخورد و گاهی هم گاز کوچولو . و برای اولین بار هم لبمو کامل بوسید و لب بالایی منو با ولع میخورد همزمان دستش رفت به سمت زیپ شلوارم که سریع دستشو گرفتم و گفتم اصلا نه . نمی‌دونم چرا دوست نداشتم به اونجاها بکشه🤷🏻‍♂️ بعد خیلی اصرار کرد و از رو شلوار کیرمو که شق شده بود می مالید ( کیرم شق شدش ۱۵ سانته ) بعد زیپ شلوارمو باز کرد کرد و کیرمو از شرتم در آورد و همین طور که گردنمو میخورد و گاهی لب میگرفت واسم با دستش جق میزد . دیگه رو هوا بودم از شدت حشریت . چند بار صدای پای عابر پیاده شنیدیم که سریع کیرمو میزاشتم تو شلوارم و میبستم و درباره درس الکی حرف میزدیم که رد بشه . بعد من میگفتم بریم دیگه چون دوست نداشتم این کارارو با علیرضا بکنم و از یه طرف هزار تا خونه دور و بر ما بود و اگه از یکیش یه نفر بیرون میومد در جا مارو میدید 🤦🏻‍♂️
    ولی اون عین خیالش نبود دوباره منو میچسبوند به دیوار و کیرمو در می آورد و به کارش ادامه میداد . خلاصه یه نیم ساعتی تو این وضعیت بودیم که صدای ماشین اومد و ما سریع خودمونو جمع و جور کردیم و ماشین دقیقا کنار ما پارک کرد و پیاده شد و ما مجبور شدیم بریم . تعجب کردم چرا آبم نیومد که علیرضا بهم گفت چون هوا خیلی سرد بود بعد چند بار کیرت خوابید و دوباره شق شد و اینا ...
    اون روز هم گذشت و من تو چت گفتم به هیچ وجه دیگه این کار هارو تو خیابون و کوچه انجام نمیدم خطرناکه و ...
    که علیرضا گفت میتونیم بریم پشت بوم ساختمون ما .
    منم که دیگه از این کارا خوشم اومده بود قبول کردم .
    من عاشق علیرضا شده بودم که چند ساعت از دیدنش میگذشت دیوونه میشدم و نمیتونستم تحمل کنم .
    دو روز بعدش بعد کلی دلتنگی قرار گذاشتیم بریم پشت بوم علیرضا اینا و بدون استرس عشق بازی کنیم 😍❤️
    منم که دیگه رفتم حمام و شیو کردم و تمیز تمیز و لباس خوشگل و عطر و همه چی تمام رفتم اونجا .
    به محض‌رسیدن آسانسور به طبقه آخر پیاده شدیم و اون یه ذره پله هم رفتیم بالا تا به پشت بوم رسیدیم .
    من که همیشه اول خجالت میکشیدم و نمیدونستم باید چیکار کنم رفتم از اون بالا ساختمون هارو دیدم و الکی خودمو سرگرم کردم که علیرضا از پشت بغلم کرد و طبق معمول شروع کرد به بوسیدن و خوردن گردنم و منو برگردوند با ولع هر چی تمام لبمو خورد . این اولین بار بود در این حد لب میگرفتیم زبونشو روی لبم میکشید و به زبون من میزد و لبمو میگرفت و میکشید 🙄 منم دیگه لباشو میخوردم . نفس نفس شدید میزد که فهمیدم دیگه خیلی حشری شده .
    بعضی اوقاتم لبمو آروم گاز میگرفت که خوشم میومد ( میگفت بعضی آدما دوست دارن عشقشونو با گاز نشون بدن )
    گردنمو دیگه میبوسید چون به خاطر کبود شدن اجازه نمیدادم بخوره و بمکه گرچه حس خیلی بهتری میداد خوردن .
    بعد کلی لب و گردن همینطور که ادامه میداد منو نشوند و نشسته لب میگرفت و یهو افتاد روم و من تو اون خاک و کثافت دراز کشیدم . روم خیمه زده بود و گردن و لبمو میبوسید . دستش رفت سمت شلوارم که دیگه مقاومت نکردم . وقت کیرمو گرفت یه قطره آب روش بود که واقعا خودمم نفهمیدم کی اومد که گفت این آب عشقه و آب اصلی نیست . چون بی رنگ هم بود .
    تیشرتمو زد بالا و بدنمو خورد و ممه هامو که دیگه داشتم میرفتم رو هوا .
    گفت میخوام برات ساک بزنم که نزاشتم و گفتم اصلا دوست ندارم تو اینکارو برام بکنی که اونم قبول کرد .
    با دست‌برام جق میزد و گردن و بدن و لبمو همزمان میخورد که آبم اومد و بی حال شدم .
    دستمال در آورد و پاک کرد بعد تیشرت خودشم زد بالا و روی من خوابید طوری که بدنامون بخوره بهم و همزمان آروم لب گرفت . خیلی بدنش داغ بود .
    نیم ساعتی تو بغلش بودم که ساعت و دیدیم هر دو پریدیم هوا و سریع با یه بوسه طولانی تو آسانسور خدافظی کردیم که بریم خونه .
    بعد اون دو بار دیگه رفتیم پشت بومشون که دفعات بعد منم با دستم واسش جق زدم و آبش اومد و منم بدن و گردنشو خوردم کلی .
    ما به این نتیجه رسیدیم که عاشق هم شدیم ولی دوست نداریم ساک بزنیم و هر دو گی فاعل هستیم ولی واسمون مهم نیست چون همو دوست داریم و عشق بازی برامون کافیه . ( گرچه من همیشه ازین میترسم که اون مثل من عاشقم نباشه و یه روزی ولم کنه چون خیلی خوشگله و از من سر تره اصلا اوایل تعجب کردم عاشق من شده همیشه تو رویاهام بود که بتونم حتی لپشو ببوسم ولی بعدا که اون شروع کرد بوس و اینا نمیزاشتم و خجالت میکشیدم مشکل دارم😂😂 هنوزم اول که همو میبینیم من خجالت میکشم‌ اون شروع میکنه بگذریم )
    شایدم دفعات بعد ساکم زدیم ولی من بدم میاد براش ساک بزنم .
    الانم که دیگه ۱ ماهی میشه هر دو تو قرنطینه ایم و همو ندیدیم ولی ویدیو کال میزنیم و هرشب با صدا و تصویر هم میخوابیم و منتظریم کرونا کوفتی بره تا همو ببینیم 😍😍❤️❤️
    ———————————————
    دوستان عزیز من اولین بار دارم داستان مینویسم و دوست داشتم از اول تا آخر با جزئیات تعریف کنم .
    لطفا توهین نکنید و با ادب باشید
    شما جای ما نیستید
    دست خودمون نیست که به جنس موافق گرایش داریم
    عشق چیز مقدسیه و حق توهین کردن ندارید
    ممنون که وقت گذاشتید و خوندین❤️
    نوشته: سامیار

  • 21

  • 14




  • نظرات:
    •   The.BitchKing
    • 1 ماه،1 هفته
      • 8

    • من که نخوندم. ولی کیر تو بنیان کسی که به این کسکشا یاد داده که ایموجی میشه گذاشت تو داستان. و دو تا کیر اشانتیون هم توی اونایی که استفاده میکنن از ایموجی.


    •   مردزخمی
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • امشب کونیا حمله کردن


    •   teen...wolf
    • 1 ماه،1 هفته
      • 4

    • دهنت سرویس ادمین امشب کونی بازیه همش.... دوتا داستان انسانی هم اپ میکردی....


    •   407TT
    • 1 ماه،1 هفته
      • 9

    • لعنت به این زنگ ورزش!!!


      نصف کونیا به خاطر همین زنگ ورزش تو مدرسه کونی شدن!!


      پ.ن: ایمو جی هارو که دیگه می دونی....!


    •   .Goodnight.
    • 1 ماه،1 هفته
      • 3

    • اره طرف دختر کش بود همه دخترا تو کفش بودن اون وقت اومد کون عنی ترو میکرد جقی! احتمالا یه بچه کونی هستی که فانتزی کون دادن رو داری اونم کیرت کرده و بهت محل نداده جقی!


    •   atabak1396
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • نقد تو سرم بخوره ... واو به واو داستان کپی بود. همین چند وقت پیش. آخه چرا ؟ هیچ کس نیست به آپ شدن داستانها نظارت کنه ؟ حالا کیفیتشون به درک ، دست کم تکراری آپ نکنید ...
      Shit (dash)


    •   Joushakiri
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • خوبه والا واسه گی بودنشون دلیل کسشعر هم میارن
      تو اسمت سامیار نیست اسمت امیره کون داداش (rolling)


    •   iraniact
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • ایموجی ها تو کونت کیرم دهنت خاک بر سرت با این داستانت


    •   Irish..GuNNer
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • اینکه به جنس مخالف گرایش و علاقه و هزار کوفت وزهرمار دارین به کیر من که چه عرض کنم به هیچکس نیس. انقد داستانای گی بودن که من هنوزم که هنوزه یادشون که میفتم، دوباره میرم میخونم و کیف میکنم چه این کستانا با نگارش عنی و کاملا تکراری که پشیمون میشم از خوندنشون. از قبیل این داستان شاید ۲۰ یا ۳۰ تا باشه خب نوشتنش چه سودی داره؟! واسه امثال من یبار خوندن یکدومشون واسه دوروز اسهالی کافیه واسه نویسنده‌ام با قبلیا میتونه جق بزنه. درکل کار بیهوده‌ای بود نوشتنش.


    •   19masoud13
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • کونی از همونجایی که گفتی سعی میکنی مثل همه این داستان هایی که خوندی بنویسی دیس حقته بقیه اینقدر چرت مینویسن لازم نیست تو هم بیایی و مثل اونا بنویسی
      این تعریف تو در هیچ صورتی خوش تیپ نمیشه
      علیرضا تون درسته رل نزده ولی پا و کون زیاد داده
      خب به تخم چپمون هم نیست که چرا سرویستون یکیه
      اون همون اول می خواست برات ساک بزنه تو نزاشتی الان داری میگی دو تا تون فاعل هستین و دوست ندارید ساک بزنید؟!!! اون که از خداشه تو هم داری کم کم راضی میشی آخرش به دادن و مفعول بودن هم راضی میشی خجالت نکش


    •   Bad.booy7
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • پسری که کونی باشه بعد بیاد از روی همه داستانایی که خونده بنویسه اونم مو به موی کون دادنشو با جزئیات اول داستان وسط داستان ته داستان خلاصه هرجای داستان ایموجی بزاره کوسکشه که باید از کون دارش زد
      بیشرف ایموجی جاش تو داستان نیس مگه داری اس ام اس میدی چهل پدر؟
      کیرم تو تک تک حفره های مغزت که از بس کون داد چاقال مغزی برات نمونده


    •   Saeedسعید۲
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • به دنبال یک مشتری برای کیرم میگردم


    •   jokerooo
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • بابا مغزتونو گاییدم با این داستاناتون یه داستان واقعی نتونستیم اینجا پیدا کنیم.برازرز باید فیلمنامه هاشو بیاد از اینجا کپی کنه


    •   Amirrrr_1379
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • عالی بود....


    •   Parsa_81_esf
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • 18 اصف فقط همسن و سال از اصف بیاد برا رابطه


    •   Parsa_81_esf
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • 18 اصف. فقط همسن و از اصف بیاد برا رابطه


    •   GholoAvareh
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • این خو تکراریه کا


    •   ژوسفم
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • یه دفه کارو تموم کنید وکون هم بزارید.البته حق دارین چون عاشق هم هستین وعشق یه جیز مقدسه ماهم که حق فحش دادن نداریم.ولی کاش من گیرتون میاوردم و جفتتونو مفعول خودم میکردم بچه خوشگلا


    •   M_h_kh
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • چرا فکر می کنید کار خوبی انجام می دید که به جای اینکه بکنی کرده بشی ولذت ببری و باز دلت بخواد


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو