عشق بچگيم

    از ١٧ سالگي ميخواستمش، اما هميشه از اينكه حتی بوسش كنم ميترسيدم اخه خيلی بچه بودم...از إيران كه رفتم ٢ سال طول كشيد ك فهميدم چه اشتباهی كردم كه تا الان جلوی خودم رو گرفتم و با كسی كه عاشقشم رابطه نداشتم. در اولين فرصت رفتم إيران. ٢٠ سالم بود ديگه ترس نداشتم مطمئن مطمئن بودم شب قبل قرار تا صبح تلفنی حرفای سكسی زديم كلی واسه فردا حشری حشری شده بوديم، كوسم مور مور ميكرد سينه هام سفت شده بود نوكشون داغ شده بود ..... صبح زود اومد دنبالم بعد ٢.٥ ميديدمش بوی تنش دوباره امد . استرس گرفته بودم دستو پامو گفتن كرده بودم حتی نميتونستم سلام كنم. وقتی رسيديم خونش محكم بغلم كرد گرمای تنش كوسمو بيدار كرد بيچاره كوسم به عشقش رسيده بود . بغلم كرد برد منو روی تختش پيشونيمو بوس كرد و در گوشم آروم فقط گفت دلم برات تنگ شده بود آروم لباسامو در آورد لبامو كوچولو كوچولو بوس ميكرد با هر بؤسه كوس من ضربان قلبش تندتر ميشد از لبام توري لب ميگرفت كه انگار داره لواشك ميخوره ملچ ملوچ. كم كم دستاش داشت ميرفت طرف سينه ها ، نوكشون رو با انگشتاش ميماليد و محكم فشار ميداد كه من آخم در مي امد. هنوز داشت به لواشك خوردن ادامه ميداد و كم كم كل سينه هارو ميماليد و محكم فشار ميداد مثل stress ball .كل سينه هارو ليس ميزد و مك ميزد و ميماليد. كسم ديگه حسود
    يش شده بود و مور مور ميكرد و مثل گريه كردم خيس شده بود. آروم آروم رفت پايين و شروع كرد به بوس كردم و ناز كردم كوسم، و با نوك زبونش بوسش ميكرد و ليسش ميزد اما خيلی آروم كه كوسم زياد هيجانی نشه كه قات بزنه... كل كوسمو برام ليس زرد و زبونش رو تا آخر كرد تو سوراخ كسم و در آورد اولش آروم آروم بد رفت روی دور تند كه من از هيجان جيغ ميزدم وای خدا...ديگه من ديوانه شدم انداختمش روی تخت و رفتم سراغ خايه هاش اول بوسشون كردم ليسشون زدم همشو كردم دهنم و داخل دهنم با زبونم فشارش ميدادم ، حسابی آخ و اوخ ميكرد بعد رفتم سراغ كير درازش مثل سنگ سفت شده بود با نوك زبونم ميزدم به س
    وراخ كيرش و با انگشتا م خايه هاشو ميماليدم. نوك كيرشو ميكردم دهنم و مثل پستونك مك ميزدم تا آروم بشه بعد كيرشو از ته تا نوكش ليس زدم كه كاملن خيس شد و آب دهنم ارش ميچكيد بدش كردمش توی دهنم كامل و ساك ميزدم ، يدفه تند تند كردم و خايه هاشو هم محكم ميماليدم كه كنترلشو از دست داد و بلند شو منو خوابوند و كيرشو تا آخرش كرد دهنم تند تند و آبش ريخت توی حلقم ....وای خدا اون داد ميزد حسابی حال كرده بود و من هم سرفه ميكردم داشتم خفه ميشدم ، اولين سكسم آبشو خوردم ، مزش داغ بود yummy yummy ????
    ١٤ سال گذشت و من هنوز گرمای اون كير و خايه رو حس ميكنم البته سكسم بقيه داره كه در داستانهای بعدی براتون ميگم ??


    نوشته: بهار

  • 2

  • 15




  • نظرات:
    •   Quf_x
    • 1 سال،1 ماه
      • 3

    • کیرم تو عشقاتون که فقط سکس رو میبینید !
      همه چیو تو سکس میبینید به همه چش دارید و ادعای عاشقیتونم میاد .
      لطفا دیگه داستان ننویس مرسی اه


    •   key0352
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • بخاطر زحمت تایپ کردنت


    •   key0352
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • بخاطر زحمت تایپ کردنت


    •   Zhazha
    • 1 سال،1 ماه
      • 1

    • غلط املایی که زیاد داشتی حوصله نداشتم با دور تند خوندم. فقط زمان ما داغی جزو مزه ها نبود. کلاس سوم دبستان میگفتن چهار مزه اصلی شوری، شیرینی، ترشی و تلخیِ. وقتی هجده سالمون شد گفتن چهار مزه اصلی چیپس، ماست موسیر، خیار شور، زیتونِ. ولی مزه ی داغ تو هیچ کدومش نبود.


    •   روحم.شاد
    • 1 سال،1 ماه
      • 2

    • ضربان قلب کُص؟؟؟!!!


    •   mohamad_0016
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • مزش داغ بود؟!!!


    •   gankr.koy
    • 1 سال،1 ماه
      • 1

    • اسمت حرومت شده بهار خانم ،


    •   nilajooni
    • 1 سال،1 ماه
      • 2

    • یبار پسری و انار میخوری
      یبار دختری و گوه میخوری


      ازت بدم میاد


    •   kiredivoone
    • 1 سال،1 ماه
      • 1

    • داداش اون کونته که مور مور میشه و تصورات تخمی بهت دست میده!
      هرچی میخای بگی بگو ولی کص نگووووووو


    •   nadermap
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • تو رو جون کیر عشقت ننویس


    •   keepgoing
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • تو فرهنگ نامه بعضیا عشق یعنی سکس


    •   hasti_nox
    • 1 سال،1 ماه
      • 1

    • کصتو یه شخص جدا حساب کردم..بیدار میشه..مور مور میشه..میخوابه..میاد..میره :///
      از استرس بال و یامی یامی معلومه 34 سالته و اصلا و ابدا هم ادبیاتت به 14,15 ساله ها نمیخوره..البته 14,15 ساله ای که ادبیاتشو این خرداد حتما میفته :|


    •   Sepidarsal
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • عشقم ادامشو بنویس ازشون ناراحت نشو


    •   sikir
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • مراقب کوست باش ضربان قلبش زیاد بالا نره سکته میکنه به فاک میریا


    •   shiraz-m-m
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • اگه با این نوع نگارش میخای ادامه اشو بنویسی لطف کن ننویس،لایک میکنم به امید بهتر نوشتن نگارش بعدیت


    •   Mahsasadr
    • 1 سال،1 ماه
      • 1

    • دیس ۱۴...میام تو سایت تا بدبختی هامو یادم بره کس شر فقط میخونم حالم بدتر میشه


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو