عشق ممنوعه با خانم متاهل

    اسمش مریم بود. یه خانم متاهل و محجوب که توی اداره رفتاری کاملا رسمی داشت. البته مهربون بود و خوشدل اما اجازه نمیداد کسی وارد حریمش بشه. چهره ساده ای داشت اما بانمک و جذاب بود. تیپ اداری هم باعث میشد در عین جذابیت، جذبه و وقار بالایی داشته باشه. اون زمان یاهومسنجر روی بورس بود و ما هم گاهی برای انجام کارهای اداری از این ابزار استفاده میکردیم. گفتگوهامون توی یاهو کاملا رسمی بود و محدود به کارهای اداری میشد. اما خب کم کم شروع کردم مطالب متفرقه توی مسنجر براش فرستادن و اون هم تمامش رو میخوند و عکس العمل نشون میداد. کم کم صمیمی تر شدم باهاش و حرفا خصوصی تر و عاشقانه تر شد. کم کم بهم گفت که با همسرش مشکل داره و دنبال فرد مورد اعتمادی میگرده که باهاش درد و دل و تبادل عاطفی داشته باشه. منم که موقعیت مشابهی داشتم، باهاش وارد رابطه شدم و خیلی زود با هم دوست شدیم و یه رابطه عاطفی عمیق که بی شباهت به عشق نبود بینمون ایجاد شد. یک سالی به همین منوال گذشت و رابطه ما هم عمیق تر و نزدیک تر شد. خیلی دلم میخواست که وارد رابطه جنسی باهاش بشم اما خب به خاطر شرایط هردومون، جرات مطرح کردنش رو نداشتم. یه روز بالاخره دل رو به دریا زدم و ازش دعوت کردم یه روز که تنها بودم به خونمون بیاد. در کمال تعجب خیلی زود پذیرفت و روز موعود فرا رسید. زنگ در به صدا در اومد و مریم خانم وارد خونه شد. به قدری منتظر این لحظه بودم که نمیتونستم خودم رو کنترل کنم. مانتوشو درآورد و رفت به سمت جالباسی تا آویزونش کنه. منم دنبالش رفتم و از پشت بغلش کردم. اونم سرش رو به سمت عقب آورد و گردنش رو به سمت لب من هدایت کرد. منم لبم رو روی گردنش گذاشتم و سینه هاشو توی مشتم گرفتم و شروع کردم مالوندن. اونم کونش رو به سمت عقب میاورد و تلاش میکرد کیرم که راست شده بود رو لای کونش هدایت کنه و بمالونه. یکی دو دقیقه توی این موقعیت بودیم که دست انداختم زیر پیراهنش و درش آوردم. بدن لاغری داشت اما خوش فرم بود. دوباره شروع کردم مالوندن سینه هاش از روی سوتین و مالوندم کیرم به لای کونش. هر دومون کمی حشری شده بودیم و عجله داشتیم برای ادامه کار. بعد ازاون گیره سوتینش رو به سختی باز کردم(تمام مردها توی این مورد مشکل دارن!) و دستامو از زیر بغلش و در امتداد بندهای زیری سوتین بردم سمت پستوناش. حالا دو تا دستام از پشت روی سینه هاش بود. سینه های کوچیکی داشت اما سفت و خوش فرم بود با یه نوک قهوه ای تیره که کاملا سیخ شده بود و بزرگتر از حد انتظارم بود. چند دقیقه توی همین حالت بودیم اما مالوندم سینه و خوردن گردنش سرعت گرفته بود و نفس های هردومون تندتر شده بود و بدن هامون هم داغ شده بود. کمی که گذشت پشتش زانو زدم جوری که صورتم پشت کونش قرار گرفت. خودش دکمه شلوارش رو باز کرد و زیپش روکشید پایین. منم از پشت شلوار و شرتش رو همزمان در آوردم. کون خوش فرمش پرید بیرون و روبروی صورتم قرار گرفت. منم شروع کردم لیسیدن و خوردن کونش. یه کم که گذشت، زبونمو بردم لای چاک کونش و شروع کردم از پایین به بالا لیسیدن. صدای نفس ها و ناله هاش حشری ترم میکرد. کمی هم شیطنت میکرد و عضلات کونش رو سفت میکرد تا چاکش کمتر باز بشه. منم تلاش میکردم زبونمو عمیق تر فرو کنم لای چاک کونش. برای اینکه زبونم به سوراخ کونش برسه، لای چاکشو با دستم باز کردم و سوراخ کونش که همرنگ نوک پستونش بود معلوم شد. زبونمو سفت کردم و با نوکش سوارخشو ماساژ دادم. از صدای ناله هاش میشد فهمید که داره به شدت لذت میبره از این کار. وقتی کار ماساژ سوراخ کونش تموم شد، نوبت خوردن کسش بود. به پشت خوابوندمش روی زمین و ازش خواستم یه کم لای پاشو باز کنه. چیزی که میدیدم رو باور نمیکردم! یه چوچول بزرگ به رنگ قهوه ای تیره که به سیاهی میزد و کاملا از کسش زده بود بیرون! ترکیب اون کس سفید با این چوچول تیره دیوانه کننده بود. بهش گفتم میخوام به روش خودم بخورمش! یه لبخندی زد و گفت هرکاری میخوای بکنی زودتر که دارم دیوونه میشم. کنار بدنش نشستم روی زمین جوری که صورتم رو به کسش بود. دست چپم رو از روی شکمش رد کردم و افتادم روی بدنش و سرم رو بردم سمت کسش. اینجوری قدرت مانور کمتری داشت و سنگینی بدنم روی شکمش بود. حالا دیگه چوچول خوشگلش جلوی دهنم بود. با دو تا دستام لای کسش رو باز کردم تا بهتر بخورمش. چوچولش رو وارد دهنم کردم و شروع کردم میک زدن. یه کم میک زدم و بعدش شروع کردم به لیسیدم و ماساژ دادن چوچولش با نوک زبونم. از خوردن چوچولش لذت میبردم. همین چرخه رو ادامه دادم تا کم کم بدنش به لرزه افتاد. مثل ماهی به بدنش قوص میداد و با دستش سرم رو به لای پاش فشار میداد. کم کم لرزش بدنش بیشتر شد و به خاطر سنگینی بدن من و لذتی که میبرد، بی تاب و بی قرار شده بود تا اینکه بدنش یه تکون شدید خورد و پاهاش رو سریع جمع کرد و لای کسش رو بست و سرمو گرفت و دهنمو از کسش دور کرد و به اوج لذت رسید. بیحال روی زمین افتاده بود و تمام انرژیش ته کشیده بود. کم کم خودم هم لخت شدم و کاندوم گذاشتم. مریم هم حالش یه کم جا اومده بود. یه کم ژل روان کننده مالیدم روی کاندوم و دراز کشیدم روی زمین. مریم هم اومد نشست روی کیرم. جوری نشسته بود که روش به طرف پاهام بود و کونش به سمت من. یه کم ژل به نوک انگشتم زدم و انگشتم رو فرو کردم توی کونش. همینطور که روی کیرم بالا پایین میشد، انگشتم هم توی کونش فرو میرفت و بیرون می اومد. جوری بود که با انگشتم، کیرمو رو حس میکردم و این موضوع بیشتر حشریم میکرد. یه کم بالا پایین رفت تا دوباره ارضا شد. بعدش ازش خواستم تا قمبل کنه. ترکیب سوراخ کونش و کس سفید و چوچول سیاهش که از لای پاش زده بیرون، داشت دیوونم میکرد. کیرمو از پشت تا ته فرو کردم توی کسش و شروع کردم تلمبه زدن. صدای برخورد بدنم به کون خوشگلش داشت دیوونم میکرد. اونقدر حشری بودم که بعد از چند تا تلمبه آبم دراومد و خالی کردم توی کسش. بعد از خالی شدن آبم افتادم روش و همونجوری چند دقیقه دراز کشیدم و نوازشش کردم.
    بعد از این ماجرا، رابطه عاطفی من و مریم قوی تر شد و علاوه بر عشق، به همدیگه وابسته هم شدیم.


    نوشته: lover10

  • 15

  • 24




  • نظرات:
    •   .سامان.
    • 3 هفته،4 روز
      • 16

    • اجازه نمیداد کسی وارد حریمش بشه، بعد انقدر راحت به تو داد؟! (dash)
      تگ داستان خودش، به تنهایی برای دیسلایک کافیه...


    •   شاه ایکس
    • 3 هفته،4 روز
      • 24

    • ترکیب عجیبی از سیاهو سفید!! در اینکه باز نظافتچی باغ وحش مست کرده رفته سراغ حیوونا شکی نیست فقط موندم گورخرو کرده یا پنگوئنو!!! (biggrin)


    •   toolejen
    • 3 هفته،4 روز
      • 11

    • محتویات همون سوراخی که حسابی مالیدیش تو داستانت


    •   L(G)BT_LIFE
    • 3 هفته،4 روز
      • 7

    • دادن اونی که نمیداد و خوندم (rolling)


    •   chiiman
    • 3 هفته،4 روز
      • 13

    • اصلا از اینکه یه طرف رابطه متاهل حالم بهم می خوره :|


    •   saeedno15
    • 3 هفته،4 روز
      • 7

    • زنی که هیچکسو به حریمش راه نمیده میاد به تو میده؟؟؟؟؟
      من دیگه مغزم جواب نمیده, بچه ها کسی توی منظومه یا جزیره شخصیش جای خالی نداره؟


    •   Meisam65
    • 3 هفته،4 روز
      • 7

    • من ترکیب آبی نوک ممه ای را ترجیح میدم.ترکیبی میزنی جقی.چشمت سیاهی رفته وگرنه سیاه سفید نبوده


    •   ronin555
    • 3 هفته،4 روز
      • 7

    • مفهوم حریم خصوصی مشخص شد؛چالش بشر به پایان رسید...


    •   Gozaran
    • 3 هفته،4 روز
      • 6

    • از نظر من بد نبود
      اما یک خاطره ی ضعیف بود
      همینو بس
      تشبیهاتت اصلا خوب نبود
      بیشتر خنده دار بود تا سکسی
      و استفاده مکرر از دیوانم کرد دیوانه شدم ، ماجرا رو نچسب کرده بود
      یک لایک زورکی
      باز هم تو قحطی شلغم هم میوه حساب شد


    •   f.a.65
    • 3 هفته،4 روز
      • 3

    • من عاشق زن متاهل ام ، اتفاقا همون خانومای متاهلی که اجازه نمیدم وارد حریمشون بشی خیلی هم راحت میدن


    •   افسارگسیخته
    • 3 هفته،4 روز
      • 8

    • پسر خایه عزیز .....
      اینطور که شما از چوچول ش تعریف کردی و اندک تجربه ی با ارزش ما بهمون میگه .... اون چوچول گنده ی سیاه و اومدن ش توی خونه و سریع مانتو ش رو در آورد و اینکه در ابتدا پیشنهاد دعوت به خونه ت رو راحت پذیرفت .... نشون میده که طرف خودش یه جنده ی پولی با تجربه بود و شما نفر آخر بودی که کمبود محبت داشتی کارت به عشق و روابط عاطفی کشید .....!!!!


    •   saeed7989
    • 3 هفته،4 روز
      • 7

    • جون جدت دفعه بعد موقع نوشتن ترکیبی نزن یا سنتی یا صنعتی دمت گرم


    •   hhhhm@
    • 3 هفته،4 روز
      • 6

    • ببینم اول داستان گفتی کادو م کشیدم سر کیرم آخر داستان میگی آبم تو کعص اش خالی کردم. خودتی بابا.
      البته دوستان با همکار زن در اداره خیلی سریع میشه رابطه برقرار کرد، خودتون میدونید که اکثر زندگی ها الان طلاق عاطفی هست مخصوصا زنها ی که استقلال مالی دارند زود شوهرش ون دلشو نو میزنه. ولی این حرفاش یکی نیست


    •   Esfandiar49
    • 3 هفته،4 روز
      • 7

    • زین پس ، هر کس ،
      .
      اسم مقدس ( عشق و عاشقی)
      .
      رو بجای سکس و هوس و شهوت و .... غیره ، اسم ببره ، دسته بیل نهنگ آبی یا وال دریایی ، به صندوق پستی کی...ونش
      .
      ولاغیر.... دیس لایک به وجود نویسنده


    •   سدمرتضی
    • 3 هفته،4 روز
      • 3

    • داستان رابطه زنت با همکارتو بنویس شاید واسمون جالب باشه این داستان که چنگی به دل نزد


    •   lover10
    • 3 هفته،4 روز
      • 2

    • با تشکر از نظرات دوستان
      دقت بفرمایید که این فرآیند حدود یک سال طول کشیده و بیشتر نقدها نشون میده که دوستان به این موضوع توجه نکردن


    •   ایکاروس
    • 3 هفته،4 روز
      • 6

    • متاهل = دیسی به بلندای بیل !
      یه نامه به استکبار جهانی مینویسم تا از کاراشون دست بردارند ....
      اووففف !؟! این چه زندگیه آخه ...


    •   arsh2452
    • 3 هفته،4 روز
      • 6

    • زن شوهر دار رو دیس میدم کاری هم به املا و انشا ندارم .
      نکنه این خاطره رو زنت (مریم) برات تعریف کرده ؟! (biggrin)


    •   Hematali8462
    • 3 هفته،4 روز
      • 3

    • از اونجایی که فرمودین همه مردا تو باز کردن سوتین مشکل دارن احساس می کنم باید یه خانم باشی که سوتینهای زواردررفته می پوشی و هر روز چند بار مردای مختلف برا باز کردنش مشکل دارن


    •   Jigar2020
    • 3 هفته،4 روز
      • 4

    • احتمال حقیقی بودنش هست چون من خودم تو ادارمون مورد مشابه اینو داشتیم
      فقط یه مورد داشتی اگه کاندوم کشیدی که دیگه آبت چجوری ریخته تو کسش؟


    •   Kiyan726
    • 3 هفته،4 روز
      • 3

    • لعنتی اولش ی جور تعریف کردی گفتم داستان جالبه ولی زرتی یهو اومد خونه بهت داد?
      کیرم پس کلت کردم
      بند سوتینم فقط تو بلد نیسی باز کنی بقیه بلدن کسخل


    •   arash.abi
    • 3 هفته،4 روز
      • 4

    • با خالی بندیت کاری ندارم
      ولی این آمارو از کجای کونت دراوردی؟ تمام مردان با گیره سوتین مشکل دارن..
      تو ناشی هستی، بقیه مردا رو چرا بی ابرو میکنی؟؟ (dash)


    •   nasrin1980nn
    • 3 هفته،4 روز
      • 3

    • مرگ فقط برای همسایه نیست. دنبال رابطه با افراد متاهل باشید، همسر خودتون هم یک روز با یک نفر واردرابطه میشه


    •   Nikolfidas
    • 3 هفته،4 روز
      • 2

    • تو اگه مرد بودی بکن بودی با گیره سوتین هم مشکل نداشتی برو کونت بده، کیر بکونت هم خوب بلیس اسم کس نیار که گیرت نمیاد
      ....... با حلوا حلوا کردن دهن شیرین نمیشه


    •   betboy
    • 3 هفته،3 روز
      • 2

    • از این ترکیب شیاه سفید فکر‌ کنم گورخر گاییدی


    •   mohammadm58
    • 3 هفته،3 روز
      • 3

    • این ترکیب سیاه وسفید رو گفتی احتمالا شطرنج رو میگی و صددرصد کون اسب وفیل و.... شطرنج رو گذاشتی زودتر از خواب بیدارشو تا سربازای شطرنج کونت نزاشتن (dash)


    •   Shahab__sang
    • 3 هفته،3 روز
      • 2

    • دهنت سرویس تشبیه که کردی ازکوسش،آدم رویادشیرکاکائومیندازه.


    •   Daniani
    • 3 هفته،3 روز
      • 3

    • پراید هاچ بک مشکی بدون رنگ و خوردگي مدل 89 کارکردش برام مهم نیست موتور مزدا میخوام بندازم روش کسی سراغ داره (clap)


    •   Hooman.esf.59
    • 3 هفته،3 روز
      • 1

    • کی گفته همه مردها در باز کردن گیره ی سوتین مشکل دارن؟
      اولا چقدر پررو هستی که خودتو جزو مردها حساب میکنی
      دوما، جهت اطلاع جنابعالی، من گیره ی سوتین را با یه دست باز میکنم.


    •   omidario
    • 3 هفته،3 روز
      • 0

    • گوه خوردی صدبار


      راستی اسم این همکار تو اکبر آقا نبود احیاناّ؟؟!!


    •   ali80xx
    • 3 هفته،2 روز
      • 1

    • در ادامه صحبتای شاه ایکس پنگوئنا که محفظه جدا دارن و اکثرا تو آبن پس همون گورخر بوده
      :-)


    •   mamad_alone
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • ملت میرن زن شوهردار میکنن اونوفت ما تو کردن کص موندیم
      چه جوری


    •   Dani.70
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • اول گفتی بعده یک‌سال جرعت گفتنش و نداشتی
      بعد ک‌اومد خونتون ب این سادگی سکس کردین؟
      مردم و خر فرض کردی جاکش


    •   Kamighadri
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • اول گفتی کاندوم کشیدم بعد آبتو ریختی تو کسش ؟مجلوغ بدبخت توهمی بیش نبود


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو