عشق من سر کارم گذاشت

    یادمه همش به یاد دخترا جق میزدم
    مث همه شماهایی ک اینو میخونید خود ارضایی میکردم
    تو یه گروه اشنا شدیم و نوشته‌های زیبای مینوشت زیبا بود منم اهل شعرو عرفان بودم از دل نوشته‌هاش خوشم می‌اومد تواین مدتی گذشت نزدیک ۱۵ روز باهم از طبع شعر میگفتیم با نهایت احترام
    دیگه یه روز گفتم کجایی هستی و این حرفا که شهری نزدیک خودمون بود رفت برگشت یک ساعت وقت میگرفت
    با هم در کافه ک اتفاقی رفته بودم قرار گذاشتیم و من به‌نشانه احترام دستشو بوسیدم
    با هم خیلی خوشو بش از هر دری گفتیم راجب خودمون
    برگشتنی شب صمیمی شدیم و از زندگی شخصی هم پرسیدیم
    کم کم وابستگی شروع شد گفت حس دارم بهت منم دیگه دلو زدم به دریا رابطه عمیق عشقی با جدیدت شروع شد
    تا رسیدیم به بحث شیرین خواست جنسی خدایی من عاشق بودم اون خودش پیش میکشید من تفره میرفتم حقیقتش بلند نمیشد چون به معنای واقعی عاشق بودم
    من شدید عاشق شده بودم. خانواده ای تقریبا متوسط با سواد و کمالات داشت از همه چیز تامین اندامی باربی مانند داشت. منم وضعیتم خوب بود سالم پاک بدور از رفیق حتی سیگاری چت تلفن از عشق گفتن بود اونم بعدا خودش گفت با حرفات و نفست نگاهت حال میکردم خودشو خیس کرده بود اینو ک باهم سکس چت شروع شد بهم گفت
    بار دوم رفتن به کافه بود رو مبل راحتی تو گوشه کافه نشستیم دستمو رو پاش ک ساپورت مشکی خواستنی ترش کرده بود کشیدم یکمی سفت کرده بودم دستشو گذاشتم روش حالی به حالی شد وقتی دستش به کیرم خورد
    منم یه بوس داغ از لبش گرفتم یعنی هولی هولی چهره زیبا و خواستنیش بدون اون رژ ک من با بوسه کنده بودمش بهم ریخت تعجب کردم و به خودم لعن فرستادم ک همش باد بوده
    ولی عشق بی رحم مغزو درک رو مغلوب کرده بود
    شب شد بهم گفت تو سرد مزاجی چرا راحت نیستی باهام منم گفتم باشه یه حالی بهش دادم تا نیم ساعت نفس نفس میزد تا زانوش خیس شده بود تا حالا نه دیده نه شندیه بودم دختری اینگونه لذتی ببره هی میلرزید منم ترسیده بودم گفتم نکه سکته بزنه بمیره هی میلرزید تختشو چنگ میزد ک روش به پشت دراز بود من از ترس اینکه اون چرا این حال شده سکته ناقص زدم کلا هوس از سرم پرید خوابید بعدش هر چی کردم نتونستم بلندش کنم تا اون اروم شد خیلی وقت برد بهش گفتم حالت خوبه گفت اولین بارش بوده ک اینطوری حالش دگرگون شده لذتش قابل وصف نیست از شدت لذت گریه کنان گفت اولین بارم بوده با اینکه دختر بودش پلمپ بود و منم اهل عقب نیستم ولی همین مالشو لاس زدن دسمالی لیسیدن چیکار کرد
    منم از سر عشقی ک بهش داشتم هر کاری کردم براش...
    کم کم دیدم کمتر زنگ میزنه بیشتر انلاین هست با من خیلی به سختی چت میکرد
    اولش ک هیچی بعد چند روز ازش شاکی شدم چرا اینکارو میکنی انلاینی ولی ج نمیدی
    یه هفته درگیر بودیم عصاب خورد
    اخرش ماه پشت ابر نموند بله خانوم با یکی دیگه سرو سری داشت
    همشهریش بود ازمن بهتر ک نبود هم سطح بودیم من شاغل اونم بیکار دست تو جیب بابا
    ولی اونو خودش انتخاب کرده بود من بودم یه رقیب یه ماه درگیر بودم تا دخترو منصرف کنم ک برگرده ولی نشد ک نشد من زدم به سیم اخر بدرک تو ادم نیستی بی معرفت بی صفت..
    اونم اعتراف کرد هر چی بود نبود ک اینو قبل تو ک بیایی انتخاب کردم شمام ک خیلی از خودت برای من مایه میزاشتی
    حیفم اومد کات کنم باهات خیلی بهم لذت دادی از یه طرف کادو از یه طرف کافه اومدن از یه طرف فانتزی بازی‌هات ک دلم قنج میرفت براش
    منم گیج شدم نمیدونستم چی بگم گفتم ای کیرم دهنت عشقم ک وقتی خواستی بگی بده واست بساکم پیشونیتو بوسیدم گفتم تو تاج سرمی چطور دلم میاد.خلاصه لبی توپ داشت واسه ساکری
    هیچی من موندمو دلی شکسته و سرکاری بودنم تو اون مدت سه ماه ک بجز اذیت و پشیمونی و چیزی واسم نموند
    هر کجایی کیرم دهن خودتو او کسی ک دوستش داری


    نوشته: من دیگه

  • 1

  • 15




  • نظرات:
    •   Oscarxxx
    • 5 روز،5 ساعت
      • 1

    • مطمئن هستی واقعی هست?


    •   A....k
    • 5 روز،5 ساعت
      • 5

    • به نشانه احترام دستشو بوسیدی


      مگه ملکه الیزابت چهارم بوده کصخل جقی کمتر بزن رد دادی به مولا این دیگه چطور کصشعریه آخه کونی تو یه روز دختره چطور عاشقت میشه کصکش رفتی به بهانه سکس گاییدنت خبر نداری


    •   شاه ایکس
    • 5 روز،4 ساعت
      • 7

    • تا زانوش خیس بود؟؟ فکر کنم کارگر اورده بودین فرشاتونو بشوره گوشه حیاط خفتت کرده وگرنه اب دختر اینقدر نیست!! (biggrin)


    •   1230ali24
    • 5 روز،4 ساعت
      • 3

    • ظاهرا علاوه بر خایمال ،کصلیسو هم سگ گایید.


    •   منیر_توله
    • 5 روز،4 ساعت
      • 1

    • عشقی که تو یه ماه ایجاد شه با یه جق هم میپره.


    •   tara.-tt
    • 5 روز،3 ساعت
      • 3

    • کص گفتی
      جای بیچ کینگ خالی
      جملاتت خیلی نامفهوم بود


    •   خوشگلخانم
    • 5 روز،3 ساعت
      • 2

    • منم بایه کسی این کاروکردم !


    •   _deniz_
    • 5 روز،3 ساعت
      • 2

    • سرکار بودی داداش?سرکااااارررر.شما پسرای شهرستان ساده این .تا یکی میاد تو زندگیتون میشه عشقتون.از پسرای تهران یاد بگیرید.ماشالا اکثریت تو کار بکن درو ان.درم نرن خیلی اهسته میپیچن . :(


    •   Abnabatkiri
    • 5 روز،1 ساعت
      • 1

    • مرد حسابی این کجاش داستان بود؟.


      فک کنم نذاشته بهش نزدیک هم بشی و
      پول سه بار کافه رفتن اذیتت میکنه... ولش کن حاتم..ببخش بهش


    •   Siyavas
    • 5 روز،1 ساعت
      • 2

    • میخاست برات ساک بزنه نزاشتی گفتی تاج سرمی.داداش خیالت راحت کرونا باتو دیگه کاری نداره شاید بیاد یه راه هم بهت بده


    •   mohammad123663
    • 5 روز
      • 0

    • در مورد تیتر اومدم بگم ب کیرم...داستانتم نخوندم


    •   پروفسور بالتازار
    • 4 روز،22 ساعت
      • 2

    • منم دلو زدم به دریا و رابطه عشقی با جدیدت آغاز شد!
      دیگه عرضی نیست...


    •   arash.abi
    • 4 روز،20 ساعت
      • 0

    • اصن خودت میفهمی چی نوشتی
      چس ناله جاش تو داستانا نیست


    •   Litel._.boy
    • 4 روز،18 ساعت
      • 0

    • با احساسات كسي بازي كردن خيلي كاره بديه! لطفا ادم باشيم m‎:)


    •   Alouche
    • 4 روز،16 ساعت
      • 1

    • چی نوشتی واقعا؟خودت یدور بخون خدایی..انقد بی سوادی مجوری مگه داستان بی سرو ته از خودت درآری!


    •   who_am_i
    • 4 روز،12 ساعت
      • 0

    • پسرم بیدار شو صب شده


    •   miladkundust
    • 3 روز،21 ساعت
      • 0

    • خوبت کرد


    •   BABYFACE25
    • 2 روز،19 ساعت
      • 0

    • ازین به بعد هرکی گفت بده بساکم بگیر بکنش


    •   مردتنها90
    • 2 روز،9 ساعت
      • 0

    • این چرا تک طنز نداشت؟


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو