عشق من و خواهر زن خوشگلم

1400/04/29

باسلام و خسته نباشید به کلیه دوستان سایت شهوانی
من اسم ها را تغیر میدهم .اسم من مجتبی ۲۶سالمه که در ۲۰ سالگی ازدواج کردم از لحاظ وضعیت مالی کامل خوب و زنم ۲۴ سالش هستش قد ۱۷۰ وسینه ۸۰ کاملن سکس که هر مردی را از لحاظ جنسی آن را حشری میکنه بدن گندمی باسن فوق العاده عالی هستش او فرزند دوم خانواده هستش و یک خواهر سبزه وخوشکل وبانمکی داره که کاملن استیل سکسی داره که ۴ سال از خانمم کوچیک هستش که او در یک ازدواج ناموفق طلاق میگیرد الان پیش خانواده اش زندگی میکنه خانه من تا منزل ایشان یک روز هستش چون من در شیراز زندگی میکنم و خانواده خانمم در اصفهان هستن اسم این دوخواهر هدا و ندا هستش هدا اسم زن من است و هدا از لحاظ سکسی بامن خیلی سرد هستش زیاد اهل سکس نیست ولی چون من اهل جنوب هستم و خون گرم هستم اصلن از سکس خسته نمیشم و دوست دارم هر شب هدا را بکنم چون واقعن هدا خیلی بدن سکسی داره.

یکروز هدا با ندا پای تلفن باهم صحبت میکردن که قرار بود ندا برای تعطیلات عید بیات منزل ما بمونه که هدا از من خواست که به پدرش بگم که بیان شیراز من با یک تماس به پدر خانمم زنگ زدم و باکلی اصرار قبول کرد که برای تعطیلات بیات شیراز .اون روز هم رسید که هدا بمن گفت برو بازار خرید کن و بعد برو ترمینال که ندا ساعت ۶ بعد از ظهر میرسه که برم دنبالش چو ن واقعن خوشگله و شیراز چون شهر بزرگی هستش میترسد. من به ترمینال رفتم که بعد از ۱۰ دقیقه اتوبوس اصفهان رسید که دیدم یک شاه کس بی عیب ونقصی پیاده شد که همه راننده ها به چون اون خیره شده بودن که من جا خوردم وقتی ندا را دیدم چو دوسال بود که ندیده بودمش چون مشغول کار هستم زیاد به اصفهان نمیرم. وقتی او من را دید به سمت من امد و احوال پرسی وسلام علیک کردیم و سوار ماشین شدیم و راههی منزل شدم که تو راه کلی صحبت و خنده رسیدم .
و دوخواهر هم دیگر را بقل کردن و من به ندا گفتم بسه یکم برای من بگذار کل روی هدا را ماچ کردی که زد زیر خند و گفت مگر شب هنگام خواب سیر نمیشی کل خندیم یه نگاهیی به هدا کردم و ندا رفت حموم یه دوش بگیره که خستگی از بدن دربیاره هدا به اون یک دست لباس از خودش داد. نگفتم ندا بامن خیلی راحت هستش لباس نیمه لخت جلوم میپوشه .من بعداز ۱۰ دقیقه رفتم اتاق خواب که خواستم لباس عوض کنم دیدم ندا داشت ازحمام میومد بیرون چون حمام ما تواتاق خواب هستش وای چیه دیییییییببم یه کسسسسسسس تپل و سییییینه های اناری که من وقتی دیدم درجا ایستادم ویخم زد که زد زیره خنده وگفت عیبی نداره چیمیخوای گفتم میخوام لباس عوضکنم هدا د آشپزخانه داشت شام اماده میکر د آشپز خانه ما تو حیاط بود. وندا گفت چیه مگر خوشکل ندیدی گفتم نه چنین ندیدم گفت هدا چطور گفتم اینطور نیست کای کیرم شق شده بود و اون داشت زیر چشمی نگاه میکرد ۰ من زود لباس بردم رفتم بیرون که نکنه هدا بیات ببینه که من دارم چون وکسیسی خواهر خوشکلش دید بزنم اون شب شب جمعه بود .که ندا امد تو پذیرایی و گفت امشب شبتون خراب کردم مهمان بی موقع بودم که من فقط فکرم به سینه های ندا بود چون واقعن خوردنی بودن ویک لباس حشری کننده پوشیده بود کا چاک سینه هاش معلوم وخط کسسسیییش ملعوم بود وایییی چی میدیدم وبه خودم میگفتم چطور این مال مت بشه خونه ما یه اتاق خواب وحال پذیرایی داشت .و موقع خواب هدا و ندا رفتن دوخواهری تو اتاق خوابیدن و من تو حال روی مبل دراز کشیده بودم ولپ تاب روشن کرده بودم یه یک فیلم نیمه سکسی را میدیدم که یهویی ندا بالای سرم داشت فیلم میدید که موقع که مرده داشت سینه های زنه رامیخورد من اصلن حواسم نبود که بالای سرم داشت فیلم میدید که یک دفعه سرم را بالا کشیدم دیدم ندا بالای سرم هستش که جا خوردم لپ تاب بستم گفت چرابستی نمیبینی دارم نگاه میکنم گفتم زشته مال بچه ها نیست گفت یعنی الان ما بچه هستیم گفتم اره ولی با کلی اسرار لب تاب دباره باز کردم که ادامه فیلم ببیم هدا خواب بود چو خیلی خسته بود ندا یک چشمش به فیلم و یک چشمش به کییییییرم بود چو کیرم سایزش ۱۷سانتیرمتر بود و کلفت ویک دفعه ندا کفت وای چیزی که هدا میگفت واقعن درسته گفتم چه رو میگفت گفت که سایز کیرت بزرگه گفتم هدا گفت گفت اره من همه چیز را میدنم گفتم مثلن چی رو میدونی گفت سایز کیییییرت وای من دیگه کاملن حشری شده بودم گفتم خدایا این چی میگه که زد زیر خنده و امد کنارم نشست ودست بکیرم زدم که گفتم نکن الان هدا بیدار میشه که گفت اون بام من که من دل به دریا زدم وست به سینه هاش زدم که اون کاملن روی من دراز کشید ومن لب تاب کنار گذاشتم و شروع به لب گرفتن کرم واون همراهیز کرد که واقعن یک چیز دیگه هستش این خواهر زن ما که بهش گفتم یواش هدا بیدارنشه گفت نه خوابه و من شروع به کندن لباس خودم کردم که کییییبیببرم داشت از جا میکند و لباس ندا راباکمکش لخت کردم و شروع بهخوردن سینه هاش شدم واااااااای چی بودن که به هم گفت دوست دارم خواهرم بیات باما حال کنه که من بهش گفتم اون اهل سکس نیست وکیرمممم را دردست گرفت و برام ساک میزد ومیگفت خویحال هدا چی داره چه بکنی داره که ازش استفاده نمیکنه که من راخوابوند روی مبل که کسسسسسسسش گذاشت رودهنم به حالت ۶۹ شدیم ده یک دفعه دیدم چراغ اتاق روشن شد یک دیدم واییییییییییی یه شاکُسس دیگه از اتاق امد بیرون که واقعن دل هر مردی راآب میکنه این هدا و با یک آرایش مالیم ویک لباس سکسسسسسی آبی فیروزه ای امد بیرون ویک کفش پاشنه بلد ‌وایییییییی چی میدیدم گفتم باید جوابگو این دوخواهر باشم که هدا گفت میخوام امشب این زن جنده ات و خواهر ش رااز کسسسسس وکووووون بخوری و بکنی یکم باحشون حال کردم که هدا گفت کسکشم آبت که زود نمیات امشب باید خوب تلمبه بزنی گفتم باشه من برای سکس آخر هفته یک بس شیره میندازم بالا این شیره کا ر خودش را درست میکنه چون اعتیاد نداشتم خوب بهم حال میداد.که من هردو را بردم توی اتاق خواب بصورت زنجیره برای هم ساک میزدیم و یک آهنگ ملایم گذاشته بودیم ویکبار هدارامیکردم یکبار ندا تا دم صبح بکن بکن داشتم که اون شب ندا دوبار ارضاع شد و ندا ۳بار وآخرش فهمیدم که این دوخواهر از قبل نسخه منو پیچونده بودن واز قبل برنامه ریزی کامل کرده بودن وهدا بهم میگفت پردودم همش دورغ بود منتظره خواهره بود که من بیشتر تو کف کسسسسسس باشم و اون بیشتر حشری باشه و تا این روز حدود ۳ سال هستش که ما باهم سکس میکنیم و ندا هر ۳ماه ۱۰ روز میات شیراز و من کسسسسسسس تپلش بهش آبیاری مبکنم زندگی زناشویی من هدا عالی شده از همون برنامه وزمانی که ندامیخوات بیات شیراز ۱۰روز قبل ما سکسسیسس نمیکنم منتظر ندا خانم میشیم وکل خواستگاری هاکه میات براش رد میکنه اون به خواهرش مگه من عاشق کیر مجتبی هستم واقعن از لحاظ خوردن کسسسیی استاد بی معنا هستش
دوستا ن خواهشن کسی فش نده که باز هم از کس ندا وهدا براتون بنویسم

نوشته: مجتبی


👍 5
👎 55
36701 👁️


     
برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

821191
2021-07-20 00:39:29 +0430 +0430

هر کار میکنم نمیتونم وارد قسمت چت بشم.هی میزنه از غین نام کاربری استفاده شده و جدید بزنین با حروف لاتین

0 ❤️

821196
2021-07-20 00:49:49 +0430 +0430

کیرم بر دهانت با داستان نویسی هایت ای جق پرورده

6 ❤️

821197
2021-07-20 00:49:52 +0430 +0430

اصل ماجرا: برادر زنهایش برای مدتی طولانی در خانه اش اقامت میکنند یک شب که همسرش به خانه اقوام رفته بود لات بازی در می آورد و سعی میکند آنهارا بیرون کند که جریان برعکس شده و دونفری داخلش میشوند!!..پایان 😁


821199
2021-07-20 00:54:06 +0430 +0430

کس کش خودت یه بار ببین چی ریدی
کیرم از راستای عمود وسط فرق سرت

6 ❤️

821205
2021-07-20 01:00:58 +0430 +0430

دوستان شرافتا نظر مینویسید دیس لایک یادتون نره.نویسنده عزیز این چه کسشعری بود نوشتی .در ضمن جنوبی ها از این نوع گویشی که تو تایپ کردی استفاده نمیکنن و اینکه این نوع لحجه به بروجن میخوره نه جنوب .ک،یر تو مغز جقیت

5 ❤️

821209
2021-07-20 01:06:01 +0430 +0430

کسخل کسمشنگ

2 ❤️

821210
2021-07-20 01:09:28 +0430 +0430

کلا حرف د تو الفبای نوشتاریت نیست کس کش
میات
بیات
میخوات
کیرم بر تهاتت

1 ❤️

821212
2021-07-20 01:13:17 +0430 +0430

گوزمشنگ چی شرو‌ ور میکنی!!! اولا گوه خوردی شیراز هستی تو حتی از جاده کتس‌ پِس هم‌ رد نشدی گوز مشنگ، ترو پیغمبر اینو یکی ترجمه کنه واسم(ساعت ۶ بعد از ظهر میرسه که برم دنبالش چو ن واقعن خوشگله و شیراز چون شهر بزرگی هستش میترسد.) هالوووووووووووووو خان اصفهان دو برابر شاید بیشتر بزرگتر از شیرازه، اون وقت ترسیده چون شهر بزرگی هست شیراز، نگاه تنها شهری که خدایی نشنیدم کسی اومده باشه میهمان شیراز بگه مردم بد یا نمیدونم چی داره هر کی دیدم گفته خونگرم و میهمان نواز تر از شیرازی ندیدم
زر نزن الکی ، ریدی تو دامان … استغفرالله گوه زد به اعصاب و شب ما این کار کن قهار
بروووووو عاموووو

4 ❤️

821219
2021-07-20 01:32:50 +0430 +0430

هدا رو کردم

0 ❤️

821225
2021-07-20 01:40:43 +0430 +0430

ب شرفم قسم تو یه مدرک نشون بده حداقل یه دونه کس از نزدیک لمس کردی من یه تومن میزنم حسابت. خو دیگه مخاطب رو خر فرض نکن بی شرف.

2 ❤️

821241
2021-07-20 02:40:32 +0430 +0430

مجتبی ببین کی اومده؟ مجتبی کن
هر دوتا شونو بردی اتاق بصورت زنجیره ای برای هم ساک میزدید؟ یعنی تو هم ساک میزدی 😂 😂 😂 احتمالا قصه ی گی تو با اصغر و اکبر قاطی کردی لامصب شیره نبوده اونی که انداختی شیشه بوده 😍 از حموم اومد بیرون و دیدیش و درجا ایستادی و یخ زدی؟ یاد کارتون مورچه خور افتادم 😁 یخ ردم سرررردمه هههههه 😀 نه نترس فحشت نمیدیم از کیر اصغر و اکبر بیشتر بنویس برامون بالام جان

4 ❤️

821245
2021-07-20 02:47:49 +0430 +0430

پیروانی یه شوت نصف و نیمه ی آهسته محکم میزنه و این نشون میده که ما در یک جمعه ی آذر سال 1378 هستیم 😁 یاد روانشاد بهرام شفیع بخیر
ندا یک چشمش به فیلم و یک چشمش به کییییییرم بود چو کیرم سایزش ۱۷سانتیرمتر بود و کلفت 😁 😁 😁اینم جواب بدی من دیگه مشکلم حل میشه مجتبی جان، سانتیرمتر واحد اندازه گیری طول تیر چراغ برقه یا تیر تفنگ یا تیرکمان؟

2 ❤️

821250
2021-07-20 03:22:18 +0430 +0430

یکم‌فارسی بنویس بفهمیم خوب‌چی گفتی دیوث… از لحاظ خوردن کسسسیی استاد بی معنا هست یعنی چی‌دقیقا؟

2 ❤️

821254
2021-07-20 04:03:39 +0430 +0430

گویی استاد سخن سعدی نوشته

0 ❤️

821257
2021-07-20 06:30:05 +0430 +0430

آنچنان بابای ندا و هدا و برادران و پسرعموها و کلیه مردن فامیل ندا و هدا در یک شب مادرت را گایش نمودند تا مادرت گلهای قالی را پرپر کند

1 ❤️

821258
2021-07-20 06:31:45 +0430 +0430

انگار یه بچه محصل ابتدایی انشاء نوشته
آخه این همه غلط املایی و نگارشی مثلا خواستی توتایپ کردن هم با لهجه تایپ کنی اما ریدی

1 ❤️

821260
2021-07-20 06:53:26 +0430 +0430

مشخصات زنت رو که داشتی میگفتی من ابم اومد.

0 ❤️

821262
2021-07-20 06:56:40 +0430 +0430

😁 😁 😁 😁 😂 😂 😂 😂

0 ❤️

821267
2021-07-20 07:11:18 +0430 +0430

چقد عالیه که «در شیراز زندگی می‌کنی»

0 ❤️

821268
2021-07-20 07:16:57 +0430 +0430

وضعیت مالی کامل خوب ‌
سریع فوری انقلابی خواهد شد ‌

کودک کودن ارزش دو خط نوشتن برای این چرندیات رو هم نداری

دکمه سیکتیر رو بزن و گمشو نکبت تا با لنگ دمپایی نیومدم سیاه و کبودت نکردم

3 ❤️

821280
2021-07-20 09:14:56 +0430 +0430

ریدم وشاشیدم تو مغزت.کیر تمام عالم تو سوراخ کونت.بعد از ستون مهره هات بگذره.تا به مغز معیوبت برسه.وابشونو بریزن تو مغزت.تا از این خشک مغزی دربیاید.

2 ❤️

821282
2021-07-20 09:34:37 +0430 +0430

اخه چی بهت بگم زن جنده
دوسال ندیدیش،کل قدمت ازدواجتم که6ساله!خب دیوث چجوریه هم درگیر کاری و کم میبینی خانواده زنتو و هم خواهرزنت جلوت راحت میگرده؟
کیرم از پهنا تو کون گنده ی زنت که از هر خطش میشه یه کصشعر درآورد

1 ❤️

821293
2021-07-20 11:19:38 +0430 +0430

خواهر کسه این چه رذالتی بود که در حق زبان فارسی کردی، کونده خر مغز این کی بود نوشتی چون دیگه چیه؟ مادر کسه بیسواد مگه افغانی هستی…به لهجه فارسی دری نوشتی؟

1 ❤️

821300
2021-07-20 12:08:44 +0430 +0430

کیر خر تو لهجه و ادبیات و نوشتارت

خودتو همه بچه های ده و روستاتونم بخونن نمیفهمن چه گوهی خوردی

1 ❤️

821301
2021-07-20 12:13:49 +0430 +0430

کیر جوبایدن به انضمام خایه هاش تا ته تو حلقت . . .
تو رو چه به داستان نوشتن بچه کونی !!!
زبان فارسی رو به گند کشیدی ، آبروی جنوبی ها رو هم بردی
دیگه از این گها نخوریا مادر …

2 ❤️

821305
2021-07-20 12:34:29 +0430 +0430

والا منم اصفهانم
اما این ندای شما را اگه از نزدیک ببینم باهاش حرفهااااا دارم

2 ❤️

821311
2021-07-20 12:57:13 +0430 +0430

انشا نوشتی؟یا تحقیقه؟

0 ❤️

821317
2021-07-20 13:39:57 +0430 +0430

عزیزم کل خانواده زنت جنده تشریف دارن کلاه تو بزار بالاتر

1 ❤️

821322
2021-07-20 13:52:09 +0430 +0430

افرین خواب خوبی دیدی کسکش

1 ❤️

821328
2021-07-20 14:51:00 +0430 +0430

ریدم دهنت خوارکمبه چی فرض کردی مارو عن آقا جمله بندی نداره ملا پر غلط املاییه داستانم که کلا کسشعر محضه

1 ❤️

821332
2021-07-20 15:48:09 +0430 +0430

[خانه من تا منزل ایشان یک روز هستش چون من در شیراز زندگی میکنم و خانواده خانمم در اصفهان هستن اسم این دوخواهر هدا و ندا هستش هدا اسم زن من است ]
ببینین… یه اثر هنری رو همینجوری میشه شناخت و یه نویسنده خلاق، یهو… زارت… اینجوری خودشو معرفی میکنه و هنرش و میذاره تو کاسه خواننده… خیلی مهمه دقت کنین، داستان نویسی نوین این شکلیه… (( خانه من تا منزل ایشان یک روز هستش)) ببینین. کلاس کار رو… دیدین آمریکائیها و کلا انگلیسی زبونها از آخر به اول آدرس میدن. اول پلاک بعد کوچه بعد خیابون بعد شهر و کشور… الان این رفیقمون هم اینجوری داستان نوشته، اول از خانه ما تا منزل اونها، یک روز(راه) هستش… در اینجا راه هم به قرینه کیری، حذف شده… بعد که خوب پیچوندت و اومدی فکر کنی این داره چی میگه، یهو میگه چون من در شیراز و خانواده اون در اصفهان زندگی میکنن…
تو داستان نویسی نوین، نمیتونی عین آدم از اول بگی ما تو شیرازیم و اونا تو اصفهان… حتما باید برینی به مغز خواننده محترم که البته یعنی از قلمت باید بتونی برینی تو داستان…
خوب از بحث ادبی ش میگذریم…
خانواده اینا کلا مثل رونالدینهو میمونن… این به پدر خانمش اصرار میکنه عید بیایین خونه ما… پدر خانمش بعد اینکه راضی شد، خواهر خانم رو تنها میفرسته…( البته همه اینا حکمت داره، چون پدر خانمش میخواد ایشون خواهر خانم رو بکنه که اینجا چیزی برای تعریف کردن داشته باشه دیگه، وگرنه اگه خود پدر خانم عید میومد، بعد نویسنده محترم، بجای داستان ذهنی کس خواهر زن کردن، باید داستان واقعی کون دادنش به پدر خانم رو مینوشت دیگه… نمیشه که… اوهوکی…).
بله خواهر خانمش پیش ایشون راحتن… با شورت و کرست میگردن… بعد حموم تو اتاق خواب بود، آشپزخونه تو حیاط بود… تخت خواب تو خونه همسایه بود و باغچه تو حموم بود و کیر تمام علمای اعلام تو کون دروغگو بود…دیوث رید به نقشه خونه کلا… خواهر خانمش لخت با اون سینه های اناری و کس کیری ش اومد وسط اتاق. اول جیغ زد، بعد گفت تو اینجا چه گوهی میخوری، اینم گفت اومدم بکنمت ولی الان که جیغ زدی و ریدم، باید لباس عوض کنم و برم کونم و بشورم…
وای خدا… ترکیدم… این دیگه فاجعه س… برای هر خطش باید ۱۰ خط بنویسی… دیگه حالمو بهم زدی… خوب جاکش … ننویسی میمیری؟؟؟ ای بمیری با این ریدنت…

6 ❤️

821333
2021-07-20 15:53:34 +0430 +0430

کوص ننت با این داستان نوشتنت
بیناموس حداقل بدون غلط املایی و یه جوری بنویس که بشه باورت کنیم انگار از پشت کوه اومدی

1 ❤️

821335
2021-07-20 15:57:14 +0430 +0430

اومدم دیسلایکش کنم. دیدم ۳ تا لایک داره…اصلا همه مشکلات این یارو و نوشتار تخمیش و … از نظرم رنگ باخت…
موندم تو کف اون ۳ تا کسخول کسمغزی که نوشته اینو اولا فهمیدن، دوما خوششون اومده که رفتن لایک کردن دیگه…
فهمیدن… خیلی فهمیده عن

1 ❤️

821338
2021-07-20 16:11:12 +0430 +0430

فیلم نبین فیلم هم دیدی رونویسیش نکن چون رونویسی فیلمنامه میشه این حجم از چرندیاتی که تو نوشتی😆😆😆😆😆

1 ❤️

821342
2021-07-20 16:22:21 +0430 +0430

سیچیم هیکلیوه دیوث یازمادا بیشرف فقط هدا و ندا رو فهمیدم از کل داستان

1 ❤️

821345
2021-07-20 16:46:12 +0430 +0430

عزیزدل شما اشکالی نداره اگر داستان از زبان یک ایرانی بنویسی ولی میباید ابتدا این و در نظر بگیری که میتونی اینکار و کنی یا خیر و اینکه زبان فارسی که هیچ مشکلی برای شما نباید داشته باشه . بهر حال اول تمرین کن سپس باز هم بنویس و ناامید نشو اشکالاتی که بچه ها میگیرند و حتی اگر مسخره هم کردن دلخور نشو بجایش دیگر این ایراداتی که در نوشتن داری و میتوانی متوجه بشی ‌ . و البته من لایک میدم بشرطی که اینبار بهتر بنویسی و ببینم موفق شدی . سخنی هم با کاربران دارم که در پست جدا ارسال میکنم .

0 ❤️

821347
2021-07-20 16:55:21 +0430 +0430

سلام به شما کاربران محترم شهوانی ، دوستان خوبم این که شما باید متوجه شده باشید این شخص اگر اهل هذکجای ایران یا خارج از ایران هم باشه فقط امده داستان نوشته که موضوعی خیالی بوده نباید این همه بهش توهین کنیم اینهم که خواسته دست به قلم ببره من و شما که بزرگتر هستیم منطقی اگر برخورد کنیم بهتر متوجه میشود . خواهش میکنم دیگه این همه توهین فقط بخاطر اشتباهاتی که میکنند نکنیم میفهمم ناراحت و عصبی میشوید . قبول هم دارم حق با شما هست اما فراموش نکنیم ما با کمک کردن به هم میتوانیم‌ موجب رشد و بهتر شدن محتوای سایت شویم . باور کنید خیلی قشنگ میشد اگر همه ما ادمها بدونیم با دوستی و محبت یه هم دیگه دنیای خودمون قشنگ تر و بهتر میشه اینم ففط از خود ما ساخته میشود نه از جهانی دیگه . بیاییم تمرین کنیم برای رفتار خوب با دیگران کم کم دنیای خودمون قشنک تر میشه این قانون جهان هست خوبی کنیم و محبت کنیک بما برمیگرده . برای بدی و ناراحتی فرصت همیشه هست . دوست شما …

0 ❤️

821361
2021-07-20 20:43:55 +0430 +0430

واقعا ۲۶ سالته کیرم تو نوشتنت یه بچه دبستانی از تو بهتر بلده بنویسه

1 ❤️

821372
2021-07-21 00:14:08 +0430 +0430

خدا به من بالا بده
ولی به تو شفا بده

1 ❤️

821453
2021-07-21 03:19:34 +0430 +0430

اول که تو یه جقی 12 ساله بیشتر نیستی بعد اینقدر تو جاده اصفهان شیراز کردنت که راه 6ساعته واست یه روز گذشته اینقدر کون دادی که از درس و مشق هم افتادی آخر سر هم کیر بابای هر چی ندا و هدا تو عالمه تو حلقت که دیگه ننویسی

2 ❤️

821515
2021-07-21 10:21:09 +0430 +0430

خواهشمندم فحش بدین که دیگه ننویسه 😅😅😅😅

2 ❤️

821531
2021-07-21 12:28:12 +0430 +0430

یعنی ریدن به تک تک جمله بندیت

1 ❤️

821538
2021-07-21 13:26:01 +0430 +0430

Radine40
دوست عزیز مشکل اصلی و مهم با کودکان داستان نویس اینه که میان میگن که این اتفاق واقعی زندگی تخمی شون هست، اگه به عنوان داستان بنویسن مطلبشون رو خواننده هم براش اهمیتی نداره و نهایتا دایورت میکنه به اقصی نقاط جغرافیایی اش!

این کودکان کودن نویسنده که در یکسال گذشته به لطف برنامه شاد صاحب گوشی هوشمند شدن بخاطر سن کم و قوه تخیل کوچک و افکار احمقانه و تصورات ناقص فکر میکنن که بقیه هم مثل خودشان بی بهره از فهم و درک هستند و دقیقا مشکل از همینجا شروع میشه که خواننده احساس میکنه داره بهش توهین میشه و به ناچار سر شیر رو باز میکنه به روی کودک نویسنده و میرینه بهش! ‌‌

بزرگوار اینجا مدرسه و مهد کودک نیست که بخواهیم استعداد های نهفته این کودکان کودن رو شکوفا کنیم!!
با این کون بچه های اوسکول که میان میگن زنم و خواهرش رو همزمان گاییدم باید همین کار رو کرد ، این گوسفند ابله تنها کُسی که دیده فقط تو گوشی بوده بعد میاد از انواع پوزیشن های انجام داده اش حرف میزنه! همین جوجه خروس رو پخ کنی میرینه به خودش چه برسه به ارضا شدن

2 ❤️

821552
2021-07-21 14:37:16 +0430 +0430

به نام خدا ریدم درآن مغز کیری ات با این داستان نویسیت
هوی کس خول جقی این چه طرز نگارش بود خو؟؟؟؟

0 ❤️

821568
2021-07-21 16:39:38 +0430 +0430

تا اینجا که نوشتی از خانه من تا خانه ایشان یک روز فاصله هست
خوندم
محض اطلاع بگم از اصفهان تا شیراز 6 ساعت فاصله هست
چون خودم اصفهان هستم

0 ❤️

821574
2021-07-21 17:08:24 +0430 +0430

وجدانا کارگردانای برازرس هم به این داستان میخندن

0 ❤️

821605
2021-07-21 22:57:51 +0430 +0430

فقط یک کلمه : کسکش

0 ❤️

821608
2021-07-21 23:15:20 +0430 +0430

مچتبا خدایی اینی که خودت نوشتی خوندی یا وایسادی ندا بیات بشه بعد کونی جقی

0 ❤️

821705
2021-07-22 08:26:50 +0430 +0430

خیلی تخمی نوشتی دیگه ننویس

0 ❤️

821718
2021-07-22 10:21:38 +0430 +0430

یعنی کیر توی مخ بی سوادت. بیات؟؟؟؟ ابله چند کلاس سواد داری بیشعور. این مهبلات رو دیگه نباف کس مغز

0 ❤️

821720
2021-07-22 10:49:51 +0430 +0430

تابلو بود کسشعر نوشتی .با این سواد وضع مالیت هم خوبه

0 ❤️

821722
2021-07-22 11:08:16 +0430 +0430

من خواهر زنم متاهله و دو تا هم بچه داره یکبار تنها شدیم پستونشو در آورد و گذاشت دهن بچه اش و هی به من میخندید و منم نگاهم به پستونش بود…خریت کردم کیرمو همونجا نذاشتم دهنش

0 ❤️

821724
2021-07-22 11:26:19 +0430 +0430

وضع مالی خوب بچه شیراز هیچ وقت نمیگه اهل جنوب میگه بچه شهر اون وقت حمام تو اتاق خواب و اشپز خونه تو حیاط

1 ❤️

821737
2021-07-22 13:05:03 +0430 +0430

داداش فکر کنم اهل افغانستان باشی لهجه اونارو داری

1 ❤️

822046
2021-07-23 22:46:55 +0430 +0430

ادمین من حلالت میکنم از خیرت گذشتم ولی عمر من نصف شد زندگیم کوتاه شد

0 ❤️

822072
2021-07-24 00:24:23 +0430 +0430

ای کیر بر آن لهجه کیری که تو داری
آخه کوس مادر دروغ آنقدر واجب می‌باشد که خواهرزنک خود را جنده بفرمایی

0 ❤️