عشق پری

    سلام این یک خاطره هست
    من اسمم پری هست و این داستان زندگی خودمه،البته یه گوشه از زندگیم
    من متولد سال ۶۷ هستم،یه دختر احساساتی و خانواده دار
    خیلی مهربون و با ادبم وبرای عشق ارزش زیادی قائلم.تموم زندگیم ارزوم این بود که عاشق بشم و بعد ازدواج کنم.
    سال ۸۸ وارد دانشگاه شدم.من تا اون سال نه با پسری دوست شده بودم و نه میدونستم دوستی چیه.
    فقط عشق ....این کلمه سه حرفی که تو هر کتابی از عطار و مولانا میخوندم ،منو مجذوب خودش کرده بود.چقدر دوست داشتم تجربش کنم ....یک سال اول دانشگاه تموم شد.من خجالتی و کم حرف با یک من سیبیل و ریش و ... که پسر میدیدم پا میذاشتم به فرار.....
    ولی تو یاهو مسنجر عضو بودم و با پسر و دختر چت می کردم.
    زیاد با یک نفر مشخص نبودم. هر کی می اومد یکی دو ساعت یا یکی دوروز حرف میزد می دید ن اهل سکسم ن اهل دوستی و ... میرفت....تا اینکه اولین پیامش اومد....
    اسمش مهدی بود ...وقتی من ۲۱ سالم بود ،اون ۲۶سالش بود .هیچی ازش نمیدونستم .فقط سن و اسمشو بهم گفت و اینکه وکیلم....
    دو روز یاهو مسنجر چت کردیم و بعد گفت شمارتو بده؟ منم دادم...ازش خوشم اومده بود . نمی دونم چرا...ولی خیلی با ادب و جذاب و مرموز بود . بهم اولین پیامکو داد و از اونجا ما دوست شدیم.خوشحال بودم بهم پیام میده. یادمه ازش پرسیدم همزمان با چند نفری؟گفت ۷تا ....من دو روز بهش پیام ندادم
    روز سوم خودش پیام داد ،از دستم ناراحتی؟گفتم ن چرا؟دروغ گفتم،ناراحت بودم....اونم فهمیده بود....گفت اونا مهم نیستن و .... و تو خیلی برام جذابی و می خوام باهم باشیم.
    دانشجو زبان انگلیسی تو دانشگاه ازاد رود هن بود.لیسانس اولش حقوق و الان داشت لیسانس زبان میگرفت.برام خیلی جداب بود .....
    بازم چند روز پیام دادیم و سر همین مسائل دوباره قهر کردیم برای ۱۶روز.
    و من تو این ۱۶ روز همش بهش فکر می کردم ....
    بعد ۱۶ روز دوباره شروع کرد پیام دادن....ک تو با بقیه فرق داری و....
    قرار گذاشتیم ی جا همو ببینیم.من چادری هستم .با مامانم رفتم میدون ۷حوض .اونم اومد با ی کوله پشتی رو دوشش....
    من و مامانم راه میرفتیم اونم دنبالمون....من داشتم از خوشحالی دیوونه میشدم....
    بعد اون روز دیگه ول نکرد....پیام دادنها همانا و وابستگی من همانا
    بعد ی مدت فهمیدم تو تیم هندباله،برام جذابتر و محترمتر شده بود....
    شبانه روز به هم پیام می دادیم....دیووانه وار عاشقش بودم.بعد یه مدت سکس چتو شروع کرد...من سر در نمی اوردم .عکس و فیلمم نمیدادیم اما با زبون ریزیاش و هی حرفای سکسی ک میزد منو خیس میکرد.گاهی خود ارضایی میکردم و گاهی تو آب خیس می خوردم و.....
    یادمه اون سال ماه رمضون همش به هم پیام می دادیم.از ۱۲ شب ب بعد بهم میگفت دستور پخت سحری بگو بپزونم برا خودم و پدر بزرگم .... چون با پدر بزرگش زندگی میکرد ،میگفت با مادر و پدرم که خیلی مذهبی هستن و نمی ذارن من ماهواره بخرم ،آبم تو یه جوب نمیره....و با پدر بزرگم زندگی میکنم....
    وابستگیم به خودشو سکس چتاش خیلی شده بود .
    ولی باز سر یک موضوع پیش پا افتاده با هم بحثمون شد و قهر کرد و باز رفت دوماه بعد خودش پیام داد که آهت دامنو گرفت و تاندوم پام آسیب دید و پامو گچ گرفتن....من هرچی بهش اسرار کردم ادرس بده بیام پرستاریتو کنم نداد.ولی باز با هم جور شدیم .تو اون ۴۰ شب و روز که پاش تو گچ بود همش با هم بودیم.و باز سکس چت و حرف عاشقانه و ....ولی باز بعد دوماه ،بعد بهبود پاش ، دوباره باهم قهر کردیم و من فقط قرآن می خوندم و دعا میکردم برگرده و اینبار این من بودم بهش پیام دادم .... و اون آشتی کرد و برگشت و اینبار گیر دادناش به دوستای دانشگاهم شروع شد .....
    ی روز اومد دانشگاهمون و من مثل پروانه ها دور سرش می چرخیدم....تازه بعد یک سااال کامل جلوم نشسته بود و دیدمش.قد بلند ...چهار شونه....مهربون و با ادب.....با چشمای عسلی
    حاظر بودم براش جووون بدم
    اما دو روز بعد از اون روز سر دوستام باهام دعواش شد و گفت یا من یا دوستات .....و باز قهر
    رفت و تا ۱سال خبری ازش نشد.
    اونقدر دوسش داشتم که بعد رفتنش کامل روانی شدم.بردنم روانپزشک و قرصهایی می خوردم که همش خواب بودم اون ترمم همه درسهامو افتادم.بیشتر خاطراتم حذف شد از ذهنم....ولی اون نه....تازه داشتم ب زندگی بر میگشتم و برام نبودش عادی شده بود اما همچنان تو قلبم بود و جاشو به هیچ کسی نمی دادم
    بعد یک سال دوباره پیام داد...یادمه تو مسجد داشتم یاسین می خوندم و اشک میریختم که پیامش اومد ...دیوانه وار اشک میریختم
    بعد دوباره جور شدیم و اینبار دیگه بهش گفتم من عاشقتم ....تکلیف منو مشخص کن....گفت من تکلیف ندارم که تکلیف تورو مشخص کنم ولی میتونم صیغت کنم .....
    من صیغه بشم؟!گفتم نه..
    گریه می کردم که چرا این پیشنهادو به من داده!!اخه تویی که دستت هنوز به من نخورده چطور میتونی به زبون بیاری؟مگه من زن بیوه ام؟
    ...دوباره قهر و ....
    بعد از اون دیگه خطمو شکستم و لج کردم با خودم.به اولین خاستگارم جواب مثبت دادم ....انگار می خواستم ازش انتقام بگیرم.انتقام همه ی اشکهام،انتقام همه ی شب و روزهایی که براش وقت گذاشتم .
    بعدم دیگه ازش خبری نداشتم تا دوسال بعد عروسیم ک ی پسر دو سه ماهه داشتم.بهش تو فیس بوک پیام دادم.باورم نمیشد اون ادم این باشه که جلومه....یک ادم بی ادب ک فقط زنو وسیله ارضا شدن می دید...یک ادم خیلی هیز....بهم گفت هنوزم عاشقمی؟گفتم اگر نبودم بهت پیام می دادم؟گفت پس بیا پیشم.....و من اینبار دیگه برای همیشه اون بت تو ذهنم شکسته شد
    دلم برای احساس پاکم می سوزه ،برای روحی ک ازرده شد .برای دختری که با دل اومد اما سهمش بازیچه شدن بود.....
    کاش هیچ وقت به دنبال عشق نمی رفتم .....
    چون فهمیدم این دنیا عشق یه وسیله هست برای شهوت
    نوشته: پری آسمونی

  • 6

  • 7




  • نظرات:
    •   boyboy36
    • 1 ماه،2 هفته
      • 7

    • اخر عشق معمولا تو ایران کوون ادم میزارن دوست عزیز


    •   407TT
    • 1 ماه،2 هفته
      • 11

    • چه شکست عشقی بدی!!!:(


      نظرتون در مورد عشق در نگاه اول چیه؟؟!!


      من که هنوز نه نگاه الشو تجربه کردم نه نگاهای دیگشو هرکی تجربه کرده بگه!!!


    •   ناژو
    • 1 ماه،2 هفته
      • 3

    • با وجود غلط املایی من از داستانت خوشم اومد :))))
      یجور حالت نوستالژی داشت....آفرین به تصمیم درستت (angel)


    •   Faludehmalude
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • عشقو علاقش به تو واقعی از ته دلش نبوده


    •   teen...wolf
    • 1 ماه،2 هفته
      • 6

    • با داستان کاری ندارم که راوی برای سکس چت یاسین میخونده سر حرفم با این کسکشیه که داره زیر داستان به خودش فحش میده... آخه عوضی مطمینم میخاری که بی هوا فحش میدی... مواظب باش چون اینجا جای دگر است خارومادرت به فاک میره یهویی


    •   407TT
    • 1 ماه،2 هفته
      • 9

    • کسی جواب این مرگ بر همجنس گرارو نده لطفا:)


      به قول شاه ایکس با خوک که کشتی بگیری جفتتون تو لجن قلت می زنید با این تفاوت که خوک لذت می بره!!


    •   teen...wolf
    • 1 ماه،2 هفته
      • 7

    • امروز احتمالا با صحنه ایی از مامانت مواجه شدی الان اومدی اینجا زیر داستانا خودتو خالی میکنی بچه اوبی... خالی کن راحت باش...


    •   19masoud13
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • وقتی اون گفته که همزمان با 7نفر بوده باید می فهمیدی اون ارزش این که عاشقش بشی رو نداره
      اون به همه اون 7تا میگه که با 7 نفر هست و اون با بقیه فرق داره براش که روی توی یکی تأثیر خودش رو داشته


    •   ناژو
    • 1 ماه،2 هفته
      • 4

    • همه ش تقصیره شاه ایکس هس....
      از بس لوبریکانت نمی زنه اینا هم از سوزش می یان فحاشی می کنن


      خطاب به *مرگ بر همجنسگرا*
      می دونم اینا رو می خونی .....اونقدر حقیری که جواب هم نمی تونی بدی....عمرت یک روز بود ...دوستان به حد کافی ریدن بهت که برای یک سال کافیه برات (rolling)


    •   hamid30gari
    • 1 ماه،2 هفته
      • 4

    • با یه من سیبیل پری آسمونی؟؟؟
      نشنیدی میگن عشق بوی تف میده؟؟؟
      خب همینه دیگه.
      اون بدبخت کسخل نبود تو کسخلی که نه میخوای به طرف بدی نه چیزی بعد بهش پیام دوستت دارم میدی اونم بعده دو، سه سال که از ازدواجت میگذشته، توقع داشتی بخاطر سیبیلات باهات بمونه؟


    •   Paria_1991
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • قشنگ بود


    •   ali80xx
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • ینی خدایی مادر کصشرو گاییدی ت!!
      اسمت پریی بعد ی من ریش سیبیل داری
      حساب کردی با اینهمه عشقی ک بش داشتی چن روز باهم دوس بودین شما ک هر دوسه روز دوسه سال قهر بودین


    •   Nikan.aa
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • حمید اینجا جای خالی کابوس حس میشه هاااا کاش بود یادش بخیر...
      اما نامرده نمیاد که....!


    •   The.BitchKing
    • 1 ماه،2 هفته
      • 2

    • با یه من ریش و سبیل پسر میدیدی پا میذاشتی به فرار؟ مطمئنی برعکس نبوده؟ پسرا میدیدنت پا به فرار نمیذاشتن؟


      ینی دین و ایمانت از پهنا تو حلق جنتی. برا برگشتن دوست پسر و سکس چتاش تو مسجد یاسین میخوندی؟ تو با این همه ایمان و مذهبی که به ریش و سبیلت آویزون کرده بودی نمیدونستی دختر باکره رو نمیشه صیغه کرد؟ که اینطور تو کستانت آوردی؟


      سوادت کو؟ نکنه اونم زیر ریش و پشمت پنهون شده. اسرار؟؟؟سیبیل؟؟؟ تاندوم؟؟؟خاستگار؟؟؟


      دیس


    •   dahe.shasti
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • اینکه اخر اکثر دوستی ها یه شکست بزرگه درست
      چون اکثرا انسان ها تنوع طلب هستن و دوست دارن با همه باشن و همدمشون مال خودش باشه همش هم بخاطر نبود تعهد و احساس مسئولیته شدیم عین گله کفتار ها که وقتی گرسنه هستن به خودشون هم رحم نمیکنن
      راستی یه تو اون سال ها وقتی یه نفر با دوست پسر دخترش قهر میکرد اولین کارش عوض کردن سیم کارت بود شما چند بار قهر کردی و هر بار چند ماه قهر بودین اونوقت بازم شماره قبلی رو داشتین؟


    •   Meh Run
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • خیلی کیری
      دیس لایک (rose)


    •   Dar_b_Dar
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • داستانت مثل ادمایی که سرطان پروستات دارن
      هی میگرفت‌ ول‌ میکرد


    •   amirmiserable
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • هیچوقت برای لمس گرمای عشقی دیگر همراه با لمس گرمای کیری دیگر دیر نیست...
      صلاح دونستی بیا یبار بده.ثواب داره


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو