عشق آب تخم

    1396/8/22

    به ماجرای من خوشامدید
    برای حفظ حریم شخصی اجبار به تعویض نامها شدم.
    همچنین خوشحال از اینکه در این ماجرای اعترافی میزبان شما خواهم بود...
    لطفا با پیشنهادات خودتون من رو در این رشته به سمت جلو سوق بدید. تشکر


    توضیحات اولیه:
    من پسری 19 ساله هستم!
    پسر که چه عرض کنم؛ بشر دارای دو جنسیت
    مذکر و مونث هست که این دوجنس در دو قسمت از وجود انسان نهادینه شده!
    اول جسم و دیگری روح یا ماهیت فردی!
    انگار گاهی در هنگام خلقت یا شاید در طول زندگی فردی یک یا دو قسمت از این روح و جسم تناقض پیدا میکنند!
    به همین علت تفاوت امیال جنسی زیادی همواره گریبانگیر بشر بوده و قطعا خواهد بود.


    خلاصه...
    من برای پیدا کردن رفتار و میل جنسی خودم از این فرمول استفاده میکنم؛ پس باید گفت من یک پسر هستم با رفتار و امیال دخترانه و زنانه!
    دارای باسنی نسبتا برجسته و اندامی لاغر و پوستی خشک مایل به سبزینه هستم.


    شروع ماجرا:
    از کودکی من فردی درونگرا بودم،
    به همین علت حتی اگر میل به چیزی داشتم که کسی میتونست اون رو به من بده؛
    از گرفتنش صرفنظر میکردم و سعی میکردم خودم اون رو بسازم یا بدست بیارم!
    یکی از این مباحث، مبحث جنسی بود!
    بخاطر دارم وقتی 6 یا 7 ساله بودم افرادی خاص رو در خیابان یا در مجالس زیر نظر میگرفتم تا شب هنگام در رختخواب احساس کتک خوردن از اون شخص رو امتحان کنم!
    شاید عمق فهم جنسیت من در همین خاطرات نهفته باشه.
    البته در اون دوران من درکی از ارضا شدن نداشتم
    و فقط در حالت شق، خودم رو به رختخواب میمالوندم
    و اخر سر بعد از ساعت ها سرخورده میشدم و دست میکشیدم!


    بعد از چندین سال وقتی 18 ساله شدم، درک نسبی از
    مسائل جنسی پیدا کردم و متوجه دو جنس بودن خودم شدم!
    به علت کمبود فهم درباره این جنسیت، همیشه سعی
    در پوشاندنش دارم و حقیقتا تنها مسیر برای یک فرد درونگرا
    همین خواهد بود...


    حدودا 18 سال و خورده ای از سنم میگذشت.
    به خانه خاله ام رفتم، دعوت شده بودم!
    شب رو با خوشگذرانی گذروندیم و بوقت خواب
    من و دایی و پسر خاله بزرگم در اتاقی مجزا کنار هم
    دراز کشیده بودیم...
    دایی خسته بود و از همون سر شب چشماش را
    به زور باز نگهداشته بود! اون شب یکی از بهترین
    شبهای عمرم بود چون سرتاسر شب ارامش و نشاط بود!
    من و دایی مشغول صحبت بودیم و میلاد(پسرخاله) در تلفن
    همراه من پرسه میزد، اون معتاد بود و اون شب نئشه کرده بود!
    از جا پرید و گفت:
    -تو این همه سوپر داشتی و نمیگفتی؟


    من که احساس خجالت داشتم برگشتم تا گوشیمو بگیرم
    چون اکثر ویدیو های من نشون دهنده علایق من هستن!
    داییم گفت:
    -خاک تو سرتون سوپر نگاه میکنین؟! من بخابم که بهتر
    از صحبت با یه مشت سوپر ببینه!


    خلاصه...
    همینجور که ما دونفر مشغول بودیم؛
    من وسط دیدن خوابم برد!
    تا اینکه خودمو توی دیدن یه خواب سکسی
    پیدا کردم! خیلی لذت بخش بود! درست به خاطرم نیست!
    اما وقتی درحال کشف خوابم بودم متوجه شدم بیدار شدم
    و اون حس هنوز با منه!!!
    بعد از گذشت چند ثانیه متوجه شدم میلاد از پشت بهم نزدیک شده
    و یه چیز سفت و بزرگ لای پاهام داره قل میخوره!
    بله میلاد توی خواب؛ من رو از شلوار به پایین لخت کرده بود
    و و لای پاهام رو لیسیده بود!
    نگران نباشید من کاملا بی مو هستم به حدی که گاهی خودم
    برای خودم جق میزدم!!! شناخت من از جنسیت خودم هنوز
    برای خودم محدوده چه رسد تا به شما...


    خلاصه...
    من طبق احساس محافظه کارانه و درونگرایانم
    از جا پریدم و کارش رو قط کردم!
    اون به التماس افتاده بود و از من خواهش میکرد!
    اما من از اینکه داییم دیده باشه یا کسی فهمیده باشه
    خیلی ترسیده بودم و بهش اجازه نمیدادم!
    بعد دستمو گرفت و از اتاق و بعد از راه پله به درب خروجی
    خونه بیرون برد! نشت و سیگارش رو روشن کرد و
    گفت:
    -من امشب شیشه کشیدم و نئشه هستم!
    کارم زیاد طول نمیکشه و چون نئشه ام زود ابم میاد...
    از شنیدن این حرفا ترسیده بودم که نکنه داره امتحانم میکنه!
    باز راه ندادم ولی همینجور دلم داشت میریخت!
    اون لحظه به زن بودن خودم یقین پیدا کردم!
    اون رو میشناختم؛ زنباز قهاری بود...
    خلاصه هرچی بهش گفتم راه نداد و ول نمیکرد واقعا نئشه بود
    و چت کرده بود روی من...!
    من هم برای اینکه برم داخل و گرم بشم؛ الکی
    قبول کردم و رفتیم داخل اتاق!
    دوباره دراز کشیدیم..
    چند دقیقه توی سکوت گذشت...
    میلاد دست بردار نبود...
    بهم نزدیک شد!! سعی کردم نهی کنم اونو!
    اما چون میدونستم چت کرده ترسیدم با سر و
    صداش همه رو بیدار کنه!
    اروم بهش پشت کردم و از روی لباس خودشو بهم
    میمالوند! وقتی درست فکر کردم؛ متوجه شدم
    کیر میلاد از لحاظ حجمی دقیقا مورد پسند من بود!
    هنوز تا حالا کیر یه نفر دیگه رو ندیده بودم..
    توی همین حالا بودم که میلا صورتشو به گردنم چسبوند
    و با گرمای نفسش کل تنم رو گرم کرد!


    تسلیم شدم!
    ظرفیت من همینقدر بود...
    با تمام وجود خودم رو بهش باختم
    و یک لحظه از اطراف کاملا غافل شدم...
    همه جا تاریک بود! ساعت حدودا 5 صبح شده بود
    و با سر و صدای خاله از جا پریدیم و خودمون رو به خواب
    زدیم! خاله با تلفن صحبت میکرد و انگار کسی از اقوام دور فوت
    شده بود..
    خاله به اتاق اومد و دایی رو بیدار کرد! خاله متوجه بیدار بودن
    میلاد شد و گفت:
    -ما باید همین الان بریم خونه اون شخص...!
    و تو همینجا بمون و امیر(من) رو صبح برسون خونشون.


    همین...
    انگار خدا اون لحظه رو برای ما ساخته بود!
    در عرض نیم ساعت خونه تخلیه شد و من و میلاد تنها
    شدیم! عجیب بود هنوز نمیدونم این اتفاق از کجا اومده بود!!؟!


    خلاصه...
    من همچنان خودم رو به خواب زده بودم که میلاد
    داخل اتاق شد و برای خیلی خیلی محکم کاری در رو قفل کرد!
    قلبم مثل زمان دویدن به تاپ تاپ افتاده بود که دوباره میلاد
    منو با خوردن گردنم اروم کرد!
    اون واقعا حرفه ای بود...
    کمتر از 1 دقیقه من رو لخت کرد و خودش مشغول
    به دراووردن لباساش کرد! هوا روشن شده بود!
    کیرش از زیر شرت کاملا مشخص بود!
    یک شرت خشن، معلوم بود میلاد علاقه شدیدی به
    زور گیر کردن بچه های خوشگل داشت و برای ساکت
    کردنشون از این حقه ها استفاده میکرد...
    راستش من هم ترسیده بودم!
    به من نزدیک شد و کیرش رو از شرت در اوورد و شرتش رو
    دور دور دور دور انداخت...
    انگار که قراره سال های سال با هم بخابیم و این بهم ارامش میداد!
    کیر میلاد چیزی بیش از علاقه من هم بود!
    کیر بلند حدود 25 سانتی متر به بالا، با کلفتی حدودا 3 سانتی متر!
    شهوت انگیز تر رگ های ضخیم و باریک سبز و جگری بود، که بدنه
    کیرش رو احاطه میکرد! از اینکه این کیر رو خیلی از زنها و
    پسر های دوجنسه امتحان کرده بودن راضی بودم و احساس
    افتخار میکردم که کیر اون رو حتی برای همیشه داشته باشم!
    سر کیر میلاد درشت و قلوه ای بود و دهانش کاملا باز!
    کیر اون بدوی سربالا نبود؛ بلکه بخاطر سکس در پوزیشن های
    مختلف با دیگران بود که اینقدر رگینه و شمشیری بود!
    معمولا کیر های دهانه گشاد حجم منی بیشتری پرتاب میکنند!


    خلاصه:
    چهره میلاد کمی به دیکاپریو میخورد و بیضه های درشتی داشت!
    درست نمیدونم چرا اما من از کودکی عاشق راضی کردن دیگران بودم!
    مخصوصا وقتی فهمیدم بزرگترین جلب رضایت یه مرد،
    میتونه کشیدن شیره بیضه های اون باشه!
    خب حالا من پسر بودم و میدونستم کدوم قسمت ها شهوت برانگیزتره!
    راستش اوت فکر میکرد من بلد نباشم اما چون سبک فیلم های پورن
    من بیشتر جنبه اموزشی داشت؛ من کاملا دراین ماساژ خبره بودم!
    بله ماساژ جنسی!


    اما اون فرصت نداد و عریان منو بغل گرفت و شرو کرد به لیسیدن
    اعضای حساس! نوک سینه، لب پایین، گردن، و همچنان کیر
    اون روی شکمم مالیده میشد! کمتر از 1 دقیقه
    از انجام این کارش من سرریز شده بودم و صدای اه و نالم
    تمام خونه رو گرفته بود. از صدای خودم شهوت بیشتری سراغم میومد!
    میلاد همه جوره کاردان بود و حتی روح من رو از آن خودش کرده بود!
    دیگه خبری از حرکات اون نبود، اشک میریختم و لبهاشو لیس میزدم!
    ناخوداگا کیرشو با دست گرفتم؛ گرم ترین چیز عاااالم بود!
    دهانه کیرش اونقدر گشاد بود که انگشت کوچک من به راحتی داخل
    میشد!


    باید اعتراف کنم که میلاد یک مانستر بود!
    همیشه فکر میکردم اون به موجود معتاد و کثیفه اما از وقتی
    با اون عمیقا اشنا شدم فهمیدم واقعا جنتلمن بود!
    همیشه بعد از اتمام کار سیگار میکشید و با دید سرورانه
    به من نگاه میکرد! و من عاشق این بردگی جنسی بودم!


    بگذریم...
    خنده شهوت اوری کرد و گفت:
    -اووووه چقدم کم ظرفیتی!


    اول ناراحت شدم اما واقعا در مقابل کیر نئشه اون،
    کم ظرفیت بودم چون با این که نئشه بود بیش از
    2 ساعت مشغول سکس با من بود!


    اشکمو پاک کردم و با هق هق گفتم:
    -ترو خدا منو بکن! امروز باید هزار بار منو بکنی..


    از اینکه میتونستم دهانه کون خودم رو به گشادی فیلم های پورن
    ببینم مشتاق بودم تا هرچه سریعتر میلاد اینکار رو انجام بده...
    میلاد به کمر خوابید و گفت ببینم چی بلدی!


    کیر میلاد به اخرین درجه شق بودن رسیده بود.
    ولع میزد و فقط کلاهک کیر
    اون به اندازه باز شدن دهن من بود!
    با اشتیاق کیرش رو داخل دهان گذاشتم؛ بدون برخورد زبان و سقف
    دهان تا حلقم فرو کردم! تقریبا نیمی از کیر میلاد داخل شده بود
    و نیمه دیگر غیر ممکن بود! بدون فشار با دندان از تنه تا نوک کلاهک
    را خراشیدم! کیرش میلاد بخاطر این حرکت 4 ثانیه قش رفته بود.
    اهی عمیق کشید، به نظر کاملا راضی میامد!
    انگار قلب پسرخاله به کلاهک کیرش امده بود و لحظه به لحظه باد میشد!
    اینبار کیرش را اهسته از کلاهک داخل دهان کردم و با تمام اشتیاق
    اون رو بلعیدم! گرمای کیر پسرخاله از دهان من بیشتر بود به حدی
    که من داشتم ارضا میشدم!


    تقریبا نیم ساعت از شروع ماجرای جدید میگذشت
    که تصمیم گرفتم بیضه های اونو امتحان کنم!
    اولین مکیدن و اولین لیسیدن و اولین سکس زندگی...
    بیضه های اون جمع شده بود و علت این اتفاق تمام شق بودن
    کیر پسرخاله بود! تمام پوست دور شکمش برای شق نگداشتن
    کیرش انبساط پیدا کرده بود! بدون مقدمه با انگشت بیضه ها رو
    به جای اول برگردوندم و تماما اونو داخل دهانم گذاشتم!
    قطر هر بیضه پسرخاله حدودا 4 یا 5 سانتی متر بود که مثل
    کیرش به سختی وارد دهانم شد! اما گرمای دهانم باعث شد
    بیضه هاش به سرعت جا به جا بشن و پوست اطراف بیضه
    شل تر بشه...
    میلاد با صدای زمختش تلاش منو تایید میکرد و این به من
    احساس ترس میداد و احساس شهوتیم ایجاب میکرد
    اگر بخواهم فرار کنم در کسری از ثانیه دوباره منو از پای درمیاره..


    بیضه های میلاد به حالت اولیه برگشته بود و کاملا احساس امادگی میکرد!
    به حدی که میتونستم جابه جایی منی رو داخل بیضه هاش احساس کنم..
    میلاد بلند شد و به صورتم نزدیک شد و چون اب دهانم خشک شده بود
    کمی لب بازی کرد و بعد به دهان من تف انداخت و با تمام
    احساس بردگی اون رو بلعیدم!
    دوباره شروع به لیسیدن کیر پسرخاله کردم!
    رگ های سرخ و سبز بدنه کیرش به ضخامت شلنگ درومده بود و
    جریان خون به وضوح دیده میشد! درست مثل
    یک مارمولک رگ رگی زیبا ولی ترسناک!


    بوی سکس تمام اتاق رو رداشته بود و لحظه به لحظه داغتر میشدیم
    شاید من بیشتر چون میلاد اولین بارش نبود و پیشتر کون های زیباتری رو
    شاید فتح کرده بود! با این حال ادعا داره من بهترینم☺...


    حدودا 45 دقیقه گذشته بود و من همچنان کیر خوش طعم اونو
    میمکیدم و میبلعیدم تا اینکه کاملا برای کون من پخته شده بود!
    کمی از کنترل شهوت خارج شدم و با سرعت و ولع هرچه بیشتر
    کیرش را از پایین تا بالا مبلعیدم و خارج میکردم و میبوسیدم...
    اما پسر خاله گفت عجله نکن من دوست دارم با ارامش کیرم
    گرم بشه!!
    شاید باور نکنید اما چنینی کیری برای چنین شهوت 18 ساله ای
    توانایی 45 دقیقه بلعیدن رو میده!
    دهانه کلاهک کیر پسرخاله گشادتر شده بود و مایه ای چسبناک و
    رقیق بیرون میریخت! درست نمیدونستم چی بود ولی طعم خوشی داشت!
    تقریبا طعم سفیده تخم مرغ!????


    خلاصه میلاد اعلام کرد که دوست داره نصفه دیگه هم داخل
    حلقم بره و از اونجایی که عشق به سکس تخیلی من بیش از ترسم
    شده بود نهایت فشار خودم رو اووردم! کیر پسرخاله
    از زبانه حلقم عبور کرد و وارد حلقم شد!
    به سختی تنفس میکردم تا اینکه میلاد به من اجازه بیرون کشیدن
    نداد و رانش در کسری از لحظه محکم شد...
    مایه داغی توی حلقم احساس میکردم، کمی تند میزد اما اولش
    مزه شیرین قندی میداد!
    چشمهام سیاهی رفته بود که پسرخاله کیرشو بیرون کشید و بقیه رو
    که حدودا 15 پمپاژ دیگه بود ریخت توی صورتم!
    به دقت از وقتی شروع به ریختن توی حلقم کرد تقه های پرتاب
    منی رو میشمردم...
    37پرتاب پر حجم!!!!!!!!!!!!!
    تمام صورتم چسبناک شده بود اما پسرخاله با کلاهک کیرش
    تمام منی ریخته شده رو به دهنم منتقل میکرد و من بهش
    زل زده بودم و اشکم از خفگی در اومده بود و ابشو میبلعیدم...
    احساس اسارت جنسی! شاید حداقل برای من، بهترین اسارت
    جهانی باشد...!


    بلند شد و با بی اهمیتی سیگارش رو روشن کرد و من
    تماشا میکردم، به زبون اومد گفت:
    -بریم تو حال چایی بخوریم!


    عریان به سمت اشپزخانه رفتیم و چای رو اورد و تلویزیون
    روشن کرد! بی وقفه شبکه pmc رو اجرا کرد و هنگامه مشغول
    هنرنمایی بود!
    صدای هنگامه میلاد رو شهوتی میکرد و من از اینکه پستون های
    هنگامه رو نداشتم خیلی ناراحت بودم!
    کیر پسر خاله از اخرین سکس هنوز ارام نگرفته بود و ولع میزد!
    بله میلاد واقعا یک مانستر بود که شاید توانایی 5 باز ارضا شدن
    در 2 ساعت یا کمتر رو داشت! چون معمولا تغذیه خوبی داشت و
    به خودش میرسید! میلاد دلش برام سوخته بود و میخاست همونجا
    تمومش کنه اما من دست بردار نبودم و به نوعی قلب من رفته
    بود در دهانه کونم! درست هم ضربان با قلب میتپید و باسنم باد میشد
    و عرق میکرد!


    درب اتاق خاله باز بود لوازم ارایشی در دید رس من بود!
    از اقا میلادم اجازه گرفتم و از انجا که درونگرایم؛ ژن نقاشی هم دارم!!!
    دست و پا شکسته ارایش کردم! خط چشمم درست به حدی بود
    که چشمم رو درشت تر از درشت بودنش نشون میداد و این
    باعث میشد میلاد شهوتی تر بشه، و میزان دفعات پرتاب منی
    معمولا به حد شهوت فرد بستگی داره...
    منم که هلاک اب منی زیاد!!!!
    میبینید چقد بلدم؟؟؟????


    بگذریم...
    اینبار خودم به بهونه بازی کردن، کرم ریزوندم و شروع کردم به
    پایین اوردن کیر اقامون که بپره بالا مثل فنر..
    یه نگاه انداخت و گفت:
    -خوشگل تر شدی، دوس دارم پارت کنم نظرت جیه؟


    وای خدا یک ساعت به این جملش خندیدیم ولی واقعا اگر پارمم
    میکرد اخ نمیگفتم چون من عاشق سکس تخیلیم!


    خلاصه...
    استراحتمون حدودا 10 دیقه شده بود و کیر پسرخاله هنوز میپرید!
    تخیل نیست؟ حقیقت داره چون اون و من احساس میکردیم
    کارمون نا تموم مونده و من یه بچه از منی پسرخاله میخاستم و میخام.
    میلاد بدون وقفه اماده شده و یه کرم اوورد که بهش میگفت وازلین!
    اسمش حشریم میکرد!
    من اول شرو کردم زبونمو کردم تو دهنش! ولی اون مثل یه جنتلمن
    به کار من اهمیت نمیداد و من عاشقانه داشتم از اون بهره میبردم...
    بعد از چند دقیقه راضیم کرد که بس کنم و منم چون میدونستم میخاد
    چکار کنه دراز کشیدم و هفتمو بالا کردم و نوک انگشتای پامو با دست
    گرفته بودم تا به دهانه کونم دسترسی کامل باشه...!
    قبل از کرم زدن، کلاهک کیرشو به سوراخم نزدیک کرد و کاملا چسبوند!
    توی دید اول فکر میکردم به راحتی میشه من رو روند اما تنگ تر از
    اونی که فکر میکردم بودم...
    و این باعث میشد تا پسرخاله جون مهارت بیشتری نشون بده...
    وای...، اونقدر داغ بود که دهانه کونم مثل موقع (بلانسبت) ریدن
    باز شد! پسرخاله به نشونه رضایت لبخند زد و گفت:
    -کونتم اکبنده، اگر به کسی دیگه بدی با چاقو میکشمت!


    تو همین اوضاع هی کلاهک رو نزدیک میکرد تا اخرین جای طبیعی
    دهانه کونمو ببینه که روده هام تاب نیاووردن و گوزیدم!
    گوز من پسرخاله رو شهوتی کرد! بی درنگ دهانشو نزدیک اوورد و
    یه بوس عمیق توی سوراخ کرد که صداش تو کل خونه پخش شد!
    دهان پسرخاله خیلی گرمتر بود و تصمیم گرفته بود با زبانش ماهیچه
    های کونمو رام کنه! اگر زبان اون 1 سانتی متر داخل میشد روده من
    5 سانتی متر باز میکرد و انگار که روده من طمع خالی کردن اب تخم
    پسر خاله رو داشت....


    میلاد گاهی تف میکرد توی دهانه گاهی انگشت میکرد!
    تا اینکه از یک انگشت رسید به 4 انگشت و از 4 طرف
    دهانه رو بازتر میکرد! کمی درد میکشیدم اما وقتی باد
    خالی میکردم ارومتر میشدم! اون بادها بو نداشتن چون
    معمولا وقتی شهوتی میشم مدفوعم از روده به سمت بالا کشیده میشه
    و تا محدوده زیادی از دهانه کونم دور میشه!
    به همین علته که اعتقاد دارم مکانیزم بدنم هم زنانس!


    خلاصه...
    پسرخاله به کلاهک کیرش مقدار زیادی وازلین مالید و
    کلاهکو داخل کرد! کلاهک کیر میلاد کاملا قارچ مانند و جدای
    از بدنه کیرش هست! به همین علت توی قطور ترین قسمت
    کلاهک کیرش سوزش عمیقی احساس کردم و اون عالمانه
    به فکر کاستن از درد من بود! پس شروع کرد به دستمالی کردن
    کیر من! اروم اروم پمپ میکرد تا کونم به کلاهک عادت کنه و
    بره سراغ تمام تنه! و اینکه کیر من توی دستاش بود از درد من کم
    میکرد! اوت واقعا کاردان بود! مطمعنم زن های زیادی از اب
    اون چشیده بودن!


    وقتی بیرون میکشید باد خالی میکردم و پسرخاله از اینکه
    یه بچه کوچولوی ناتوان رو میکرد احساس ترحم و دوست داشتن میکرد!
    که جمع ایندو میشه عشق! اون عاشق چشمهای درشت من شده بود!
    من اشک توی چشمام جمع شده بود و توی چشمهاش زل زده بودم!
    تا شهوت بیشتری داشته باشه و منی بیشتری پمپاژ کنه..


    جفت قوزک پای منو گرفت و خواباندبه کف زمین و کون من قلمه تر
    میشد! دوست دشتم تف میلاد توی رودهام بره ازش خواهش کردم
    و اون پذیرفت! یک تف لیز بزرگ مستقیم به سمت دهانه پرتابکرد!
    اما من در حدود 30 سانتی متری روده هام احساسش کردم!
    اون کون من رو حسابی گود کرده بود و منو تقریبا به خواستم رسوند!
    خم شد و بخاطر تف گرفتم از من لب گرفت و حسابی لب اونم
    رژی شده بود! روژ خاله!


    بعد از نیم ساعت کردن من هردو عرق کرده بودیم و میلاد هربار
    کیرشو از کون نحیف من بیرون میکشید قرمز تر میشد!
    بله باز هم تنگ بود! چون از وقتی کیر میلاد کونمو فتح کرد میتونم
    یه پرتقال بزرگو بکنم تو خودمو شلیکش کنم...!
    پسرخاله کم کم به اه و ناله افتاده بود و معلوم بود قراره ارضا بشه!
    حرکت قطرات اب رقیق اولیه رو توی روده هام حس میکردم
    تا اینکه تمام شکمم از داخل گرم شد! و کیر میلاد چون از کلاهک
    داخل دهانه بود از پایه، میجنبید و معلوم بود داره کونمو از ابش
    پر میکنه! اینبار خودش در حال پرتاب میشمرد!
    32 پرتاب قوی و 9 پرتاب ضعیف منی...
    به حدی اب داخلم بود که وقتی کیرش را بیرون کشید صدای بوس
    کردن داد مثل فواره اب از کونم بیرون میریخت...
    فورا کونمو خم کرد و با استکان شروع کرد به جمع کردن منی!
    وقتی حسابی خالی شدم از اسپرمهای میلاد؛ خودم تقاضا
    کردم تا اب رو بخورم! اما میلاد اب را به کیرش مالید و
    دوباره داخل کرد! من از تعجب هاج و واج مانده بودم!
    چقدرمنی در تخم میلاد بود نمیدانم اما در اون روز سه بار
    کون منو گذاشت! دومین بار بالافاصله بود!
    اب بیضه میلاد همیشه شیرین بود...


    اون در جلسات و مواقع دیگه بیشتر با تفاهماتمون اشنا شد
    و چندین بار با دوستانش با من گروهی سکس کردن که
    به وقتش در داستان های اینده توضیح میدم!
    متاسفانه ارتباط بین من و میلاد طی یک جدل خانوادگی
    از بین رفت و حالا من کسی رو برای رابطه ندارم!


    پیشنهاد فراموش نشه


    نوشته: امیر

  • 4

  • 5




نظرات:
  •   royatakpar24777
  • 1 هفته
    • 0

  • اولین دیسلایک...چون بدم میاد از گی هر جور باشع از گی و حتی لز


  •   جوهر
  • 1 هفته
    • 0

  • اینطور ک تو تعریف کردی طرف ۲۰ لیر اب داشت


  •   shayancross
  • 1 هفته
    • 0

  • خیلی قشنگ نوشته بودی مرسی (rose)


  •   Deadlover4
  • 1 هفته
    • 0

  • حب راستش داستانو نصفه ول کردم،نگارشت برام جذابیتی نداشت،خیلی از کلمات رو هم اون وسط جا انداخته بودی...


  •   mahdigh0919@gmail.com
  • 1 هفته
    • 1

  • طرف کارخونه شیرموز قرار داد داشته کیرخر هم انفد منی نداره . بعدشم مرتیکه کونی مفعول تو در حال ساک زدن چجوری شمردی چند دفعه منی پرت کرده تو دهنت ؟


  •   Hidden.moon
  • 1 هفته
    • 0

  • پیشنهاد؟
    دگ ننویس!


  •   amirrezaahwazii
  • 1 هفته
    • 0

  • خیلی خوشم اومد ، مخصوصا وقتی آرایش کردی، خوش به حالت


  •   soheilrezaloo
  • 1 هفته
    • 0

  • عالیه سکس فامیلی


  •   Payam1363payam
  • 1 هفته
    • 0

  • یه جوری تعریف میکنی که آدم هوس میکنه کون بده


  •   3p.h
  • 6 روز،21 ساعت
    • 0

  • خیلی طولانی بود انقد که چرت و پرت داشت نصفشو خوندم.
    راستی چرا من تا حالا کیر بالای ۱۸ندیدم وقتی اینجا همه میگن انقد زیاده؟ :(


  •   mikhoresh
  • 6 روز،15 ساعت
    • 0

  • طولانی بود


  •   Mrrabie1991
  • 5 روز،19 ساعت
    • 0

  • چه خبره این همه کس شعر


  •   payam_sboy
  • 5 روز،18 ساعت
    • 0

  • اولین داستان گی بود که روانیم کرد و هوس خوردن یه لیتر آب کردم.خوش به حالت


  •   Robinhood1000
  • 4 روز،23 ساعت
    • 0

  • خلاصه:
    چهره میلاد کمی به دیکاپریو میخورد و بیضه های درشتی داشت!( ارتباط معنایی چهره به بیضه ها خخ)
    دیگه قلمت بشکن، بنداز دور.


  •   Nimaasi
  • 4 روز،8 ساعت
    • 0

  • پارک عوض شده
    قبلا کمتر چرت مینوشتن تو شهوانی


    از دوستان کاسب هم عاجزانه تقاضا میکنم جنس کسشعر دست ملت ندن


  •   iy
  • 3 روز،17 ساعت
    • 0

  • فقط بزرگ نمایی داشت


برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

جستجو