داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

علاقه به جنس موافق و آغاز زنونگی

1399/06/24

تا 12 سالگی هیچی از روابط جنسی و اصطلاحاتش نمیدونستم. اصلا نمیدونستم کردن یعنی چی! دادن یعنی چی! کلاس اول راهنمایی بودم (الان میشه ششم) که با حامد آشنا شدم. حامد از اون بچه پرروهای کلاس بود و منم خجالتی. یه روز بهم گفت میای پیش هم بشینیم سر کلاس؟ منم گفتم باشه. خلاصه با هم دوست شدیم و از چند روز بعدش شروع کرد به تعریف کردن داستان های تخیلی واسه من. بیشتر تو زنگای تفریح و بعضی وقتا هم سر کلاس که کنار هم مینشستیم. اون موقع باور میکردم و فکر میکردم هرچی میگه راست میگه. مثلا میگفت من چندتا دوست دختر دارم، میارم خونه ترتیبشون رو میدم. و با جزئیات اینارو تعریف میکرد. منم برام خیلی جذاب بود. چون تا حالا همچین چیزایی نه دیده و نه شنیده بودم. بهم میگفت تو دوست دختر نداشتی؟ تا حالا کسی رو نکردی؟ منم گفتم نه، اصلا تا حالا با یه دختر غریبه حرف هم نزدم. چه برسه بخوام کاری بکنم! اونم میگفت یه بار بیا خونه ما با دوست دخترام حال کنیم. منم ساده باور میکردم و سرم داغ میشد از تصور همچین چیزی.
تو کلاس حامد بیشتر وقتا دستش روی شلوارش بود و کیرشو میمالید. و از دوست دختراش میگفت. به منم میگفت ببین کیرم چه سیخ شده، دست بزن. بعد دست منو میگرفت میذاشت رو کیرش. من خیلی خوشم نمیومد از این کار ولی روم نمیشد چیزی بگم. یه بار داشت تعریف میکرد، میگفت دوست دخترم اومد با شورت نشست پیشم منم انگشتمو کردم تو کونش، همزمان که داشت اینو میگفت دستشو برد پشت من و گذاشت رو کونم. یهو توی دلم خالی شد، خجالت کشیدم، واسه همین اصلا به روی خودم نیاوردم.
من توی خونه همش به خاطرات (تخیلات) حامد فکر میکردم و دوست داشتم فردا بشه بازم برام تعریف کنه. فردای اون روز بازم حامد داشت از دوست دخترش میگفت که دوباره دستشو برد پشتم کونمو مالید. بعد انگشتشو با فشار برد زیر کونم. یه جوری شدم. تا حالا همچین چیزی رو تجربه نکرده بودم. نمیدونستم خوبه یا بد. اما داستانای حامد منو تحریک میکرد. هرچند که اون موقع نمیدونستم شهوت چیه فقط میدیدم ضربان قلبم بالا میره و یه استرس و هیجان لذت بخشی بهم میده. یکی دوبار دیگه حامد این کارو تکرار کرد و من به روی خودم نمیاوردم. ولی کم کم داشت خوشم میومد از اینکار. دیگه خودمم کونمو میدادم عقب تا بهتر انگشتم کنه. حتی گاهی دلم میخواست بهش بگم انگشتم کن ولی روم نمیشد.
اون موقع تو مدرسه ما برنامه داشتن که ماهی یه بار واسه بچه ها فیلم سینمایی بذارن. یه سالن کوچیک بود که هر کلاسی رو جداگانه میبردن اونجا و با یه تلویزیون کوچیک یه فیلم پخش میکردن. نوبت کلاس ما بود. من و حامد رفتیم ته اتاق نشستیم و طبق معمول حامد شروع کرد به حرفای سکسی زدن. همزمان هم داشت منو انگشت میکرد. در واقع من نشسته بودم روی دست حامد. همه لامپ ها خاموش بود و اتاق تاریک. حامد گفت پاشو بیا جاتو با من عوض کن. من پاشدم برم اونور که موقع رد شدن حامد منو از پشت گرفت و خودشو مالید بهم. من چیزی نگفتم. تا آخر فیلم دو سه بار اینکارو تکرار کرد. هر بار بلند میشدیم و موقع جابجا شدن حامد از پشت کیرشو میمالید به کون من. دیگه تابلو شده بودیم. بقیه بچه ها با تعجب نگاه میکردن چرا اینا انقدر جابجا میشن.
خلاصه دیگه این شده بود کار هر روز ما. سر کلاس همیشه دست حامد زیر کون من بود و باهام ور میرفت. منم خیلی کیف میکردم. یه حال خوبی بوداصلا. بهم میگفت دوست داری جای دوست دخترم باشی ببرمت خونه بکنمت؟ نمیدونستم چی بگم. میخندیدم و چیزی نمیگفتم. چند بار بهم اصرار کرد که بیا بریم تو دستشویی بکنمت. ولی من میگفتم نه. یعنی هم میترسیدم هم بدم میومد. اصلا نمیدوستم کردن چیه چطوریه. واسم خوراکی میخرید که مثلا منو راضی کنه ببره بکنه. منم قبول نمیکردم. یه بار زنگ ورزش بود، من رفتم دستشویی، اومد منو محکم از پشت گرفت کیرشو مالید بهم. میخواست به زور ببره تو یکی از توالت ها که به زور از دستش در رفتم و دوویدم تو حیاط. زنگ بعدی سر کلاس دیگه نرفتم پیشش بشینم. اومد گفت چرا قهر کردی بیا خب دیگه کاریت ندارم. دستمو گرفت به زور برد سمت نیمکت خودش. واقعا هم دیگه کاریم نداشت. فردا وقتی سر کلاس بودیم دلم میخواست انگشتم کنه. ولی اصلا روم نمیشد بهش بگم. دلم داشت تاپ تاپ میکرد. هی وول میخوردم. داغ شده بودم نمیدونستم چی کنم. هی میخواستم بهش بگم منو انگشت کن ولی خیلی خجالت میکشیدم. حسابی تو کف بودم. انگار اونم سر قضیه دستشویی از من ترسیده بود که اگه بهم دست بزنه من ناراحت بشم. روز بعدی من کونمو داده بودم عقب خم شدم روز میزم. حسابی تو کف بودم که حامد یواش دستشو برد پشتم انگشتشو گذاشت وسط کونم. یهو ناخودآگاه یه نفس عمیق بلند کشیدم مثل اینکه تو دلم گفته باشم آههههه. قلبم تند تند میزد. اونم دید من خوشم اومده این دفعه دستمو گرفت گذاشت رو کیرش گفت بمال. منم آروم آروم مالیدم. حامد یواش گفت فکر کن اینی که گرفتی دستت بره تو کونت. حال نمیده؟ من هیچی نمیگفتم. تو حال خودم داشتم کیف میکردم. ولی اون به حرفاش ادامه میداد. میگفت دوست دارم بخوابم روت انقدر بکنمت آبم بیاد. نمیدونستم آب یعنی چی. یعنی اون موقع نمیدونستم ارضا شدن چیه و بعد ارضا از کیر آدم آب میاد. فکر میکردم منظورش از آب، ادرار بود. تو دلم میگفتم وای چقدر کثیف! دیگه سر کلاس تا فرصت میشد برنامه ما همین بود. انگشت کردن من و مالیدن کیر حامد و حرفای سکسی.
اون سال تموم شد و من از اون مدرسه رفتم. حامد هم دیگه ندیدم. سال دوم راهنمایی (هفتم) تو کلاس با مهدی آشنا شدم. مهدی هم پسر شیطون و بازیگوشی بود. کنار هم مینشستیم. یه روز سر کلاس مهدی رون پاش رو برد زیر رون پای من. بعد از چند دقیقه که دید من عکس العملی ندارم شروع کرد مالیدن پام. منم خوشم اومد. کم کم این کارو روزای دیگه هم تکرار کرد. منم خیلی خوشم اومده بود. پاهاش گنده بود. یه بارم خودم پامو گذاشتم روی پاش. خندید گفت خوشت میاد از این کار؟ گفتم اوهوم. گفت تا حالا کسی باهات اینکارو کرده؟ گفتم نه. گفت آخه خوب چیزی هستی بعیده کسی دست مالیت نکرده باشه. بعد دستشو برد پشتمو انگشتم کرد. از اون به بعد دیگه اکثرا سرکلاس مهدی باهام ور میرفت. یه بار بهم گفت چند بار دادی؟ گفتم هیچی. گفت باشه منم باور کردم. گفتم باور کن تا حالا ندادم. گفت مگه میشه؟ خودتم نخواسته باشی، چون بچه قشنگی صد در صد خفتت کردن بردن کردنت. گفتم نه اتفاقا مدرسه قبلی یه بار دوستم اینکارو کرد نذاشتم. خندید گفت برو پسر. بعد گفت کدوم مدرسه بودی؟ گفتم سروش. گفت عه حامد دودانگه رو میشناسی؟ گفتم آره. همون بود دیگه میخواست منو بکنه. گفت حامد؟ اونو که خودم یه بار کردمش. من تعجب کردم! گفت واقعا؟ گفت آره بابا خودش بهم گفت بیا بریم دستشویی منو بکن. بعد خندید گفت اونکه خودش کونی بود چطوره تو رو کرده؟ گفتم نکرده میخواست بکنه من ندادم بهش. باز خندید!
یه روز اومدم مدرسه مهدی بهم گفت دیروز تو خونه به یادت داشتم جلق میزدم. فکر کردم آوردمت خونه دارم میکنمت. دوست داری بیای خونه بکنمت؟ گفتم نمیدونم. گفت ولی من میکنمت. بعد شروع کرد مالیدن پام و گفت فکر کن زن من هستی. دوست داری؟ (فکر میکنم این یه جرقه واسه شروع حس زنونگی من بود) گفتم نمیدونم. یعنی چی؟ بعد دستشو برد پشتم انگشتشو محکم فشار داد توی کونم گفت یعنی اینطوری انگشتت کنم و توام ناز کنی بگی نکن. منم محکم بگیرمت بخوابونمت زمین بیوفتم روت. جوابی ندادم فقط داشتم لذت میبردم از اینکه انگشتم میکرد. حرفاش هم جذاب بود با هیجان تعریف میکرد. کم کم این شد که من شدم زن خیالی مهدی. تو حرفاش همش از این چیزا میگفت و منم خوشم میومد. یواش یواش منم یکم روم باز شده بود. گاهی خودم بهش میگفت منو انگشت کن و خودمم کیرشو میمالیدم. یه بار یادمه بهش گفتم بیا زنتو انگشت کن. انگار که دیوونه شده باشه گفت جوووووون بیا بخواب بکنمت بعد انقدر محکم انگشتشو فشار داد توی کونم که دردم گرفت گفتم آی. گفت چیه اینکه چیزی نیست کیر کلفتم بره تو کونت چی میگی پس؟ کی میای بالاخره بکنمت؟ منم الکی میگفتم هروقت تو بگی. میدونستم جایی نداره که بخواد اینکارو بکنه.
پشس سرمون تو کلاس عادل و مجتبی مینشستن. با عادل هم محلی بودیم. واسه همین بعد از مدرسه با همدیگه میرفتیم خونه. یا پیاده میرفتیم یا با اتوبوس. انگار عادل دیده بود که مهدی منو انگشت میکنه. یه بار با عادل داشتیم پیاده میرفتیم خونه، پاییز بود و ما هم شیف عصر بودیم. ساعت 5 به بعد هوا کم کم تاریک میشد. عادل رفت سمت یه کوچه گفت بیا از اینجا بریم نزدیک تره. کوچه خلوت بود و تقریبا تاریک. عادل بدون اینکه چیزی بگه دستشو برد پشتم منو انگشت کرد. جفتمون حرفی نمیزدیم. همینطوری تا ته کوچه دستش توی کونم بود تا از کوچه دراومدیم. یکم دیگه دوباره رفتیم تو یه کوچه دیگه و همینکارو تکرار کرد. جالب این بود که هیچ کدوم هم هیچی نمیگفتیم. نه اون ازش صدایی درمیومد نه من. انگار از هم خجالت میکشیدیم. دو سه روز بعد هم موقع رفتن خونه این داستان تکرار شد. تا اینکه یه روز رفتیم یه جای خیلی خلوت و تاریک، عادل منو گرفت از پشت چسبید بهم و از رو شلوار کیرشو مالید به کونم. فکر کنم یکی دو دقیقه این کارو انجام داد. این اولین بار بود که همچین چیزی رو تجربه میکردم. خیلی دوست داشتم. حال خوبی داشت. داشتم لذت میبردم. اون شب تا صبح همش تو فکر اون صحنه بودم و تو خیالم مرورش میکردم. فرداش بازم عادل گفت بیا پیاده بریم. تو راه بهم گفت دیروز حال کردی؟ گفتم آره. گفت دوست داری باز بکنمت؟ گفتم اوهوم. رفتیم همون جای قبلی و این دفعه از دفعه قبل بیشتر طول کشید. خیلی کیف میکردم از اینکار. توی مسیر هم که میرفتیم همش از کوچه پس کوچه میرفتیم تا بتونه منو انگشت کنه. یه بار بهم گفت چند میگیری بدی؟ گفتم ها؟ یعنی چی؟ گفت چقدر بهت بدم بهم کون میدی؟ گفتم من نمیدم. گفت خالی نبند. به مهدی که دادی! گفتم نه کی گفته؟ گفت خودش گفت برده خونشون کردتت. گفتم اون غلط کرده زر زده. گفت خب بابا به کسی نمیگم. عصبانی شدم خدافظی کردم تنهایی رفتم خونه. فرداش رفتم تو حیاط مدرسه به مهدی گفتم تو واسه چی رفتی همچین حرفی زدی؟ گفت خب مگه نکردمت؟ کونی رو باید کرد دیگه. گفتم خفه شو عوضی، بعد با هم گلاویز شدیم و منو خوابوند زمین گلومو گرفته بود که عادل اومد به هواداری من با مهدی درگیر شد و خلاصه بقیه اومدن جدا کردن. دیگه با مهدی قهر کردیم. ولی همچنان پیش هم مینشستیم.
تقریبا دیگه با عادل بیشتر روزایی که شیف بعد از ظهر بودیم پیاده میرفتیم خونه و تو کوچه پس کوچه ها عادل منو میکرد. یه بار شلوارشو کشید پایین گفت ببین آبمو آوردی. شورتش یکم خیس شده بود. اولین بار بود همچین چیزی میدیدم. گفت میخوای کیرمو بخوری؟ گفتم نه! خیلی بدم اومد. اون موقع اصلا نمیدونستم همچین کاری میکنن. با خودم گفتم مگه میشه خورد؟ کثیفه! چند بار دیگه هم باز بهم گفت اینو. یه بار سرمو گرفت گفت فقط یه لحظه خم شو یه میک بزن. گفتم نه. (الان که یادم میاد با خودم میگم چقدر حیف که اینکارو نکردم) یه بارم عادل گفت بیا از روی شورت بکنمت. گفتم نه من میترسم اگه کسی ببینه چی. اما به اصرار عادل قبول کردم. خیلی سریع شلوارمون رو درآوردیم و از رو شورت کیرشو مالید بهم و زودم جمع و جور کردیم رفتیم. ولی خیلی کیف داد. قشنگ کیرش رو وسط کونم حس کردم. حالی بود که تا حالا تجربه نکرده بودم. دلم میخواست بازم تکرار کنیم ولی میترسیدم کسی ببینه.
خونه اونا جلوتر بود هر بار دم خونشون میرسیدیم میگفت بیا بریم خونمون بکنمت. منم میگفتم نه. خیلی اصرار میکرد ولی من قبول نمیکردم. یعنی دو دل بودم. آخه اصلا نمیدونستم کردن چطوریه. چه حسی داره؟ میترسیدم.
سر کلاس که با مهدی قهر بودم عادل از پشت انگشتم میکرد. یه بار انقدر انگشتشو فشار داد که من دردم گرفت حواسم نبود گفتم آی. مهدی برگشت دید عادل داره منو انگشت میکنه. مهدی بدجوری تو کف من بود. هی بهم نزدیک میشد ولی جرات نداشت دست بزنه. منم بدم نمیومد منو لمس کنه ولی روم نمیشد چیزی بگم. فقط سعی میکردم کونمو بدم عقب که بفهمونم دلم میخواد انگشتم کنه. بالاخره فهمید و دستشو گذشات رو کونم. انگشتم کرد گفت شوهر جدید پیدا کردی بکنتت؟ گفتم دستتو بکش کسی منو نکرده. گفت باشه خودم میکنمت. منم گفت تو غلط میکنی دستتو بردار. (با اینکه داشتم حال میکردم ولی الکی میگفتم دستتو بردار) گفت حالا میبینی آخر زنگ وایسا ببین میکنمت یا نه. زنگ خورد من الکی داشتم لفت میدادم وسیله هامو جمع میکردم تا همه از کلاس برن بیرون. تقریبا همه رفته بودن به جز من و مهدی و عادل و مجتبی. عادل داشت میرفت بیرون با خنده برگشت به مجتبی گفت عجب فیلم سوپری بود. مهدی هم که با اون لج بود گفت حالا اصلش مونده. من بلند شدم برم بیرون که منو گرفت برد سمت در کلاس. من الکی میگفتم ولم کن. اونم میگفت حرف نزن میخوام بکنمت. بهش گفتم تو غلط میکنی، ولی خودمو شل کرده بودم که هرکاری میخواد بکنه. در کلاس رو بست منو چسبوند به در، اومد پشتم از رو شلوار کیرشو مالید به کونم. منم هی الکی میگفتم ولم کن ولم کن، ولی تو دلم دوست داشتم بکنه. عادل و مجتبی هم از پشت در هی یکم درو باز میکردن با مسخره میگفتن واییییی واییییی کردش کردش. مهدی ولم کرد گفت بدو برو بچه اوبی. دیدی کردمت دیگه واسه من قد قد نکن.
چند روز بعد موقع رفتن خونه مثل روزای دیگه با عادل رفتیم تو کوچه پس کوچه ها. عادل محکم انگشتم میکرد هی فشار میداد که درز شلوار پاره شد انگشتش رفت تو شلوارم و از رو شورت کرد تو سوراخ کونم. گفتم آییی چیکار میکنی؟ گفت اوووف جون عجب سوراخی داری کونی. فردا شورت نپوش بیا. با همین شلواره که انگشتم قشنگ بره تو کونت. باشه؟ گفتم دیگه چی؟ اصلا. گفت ناز نکن دیگه. بذار قشنگ بره تو حالشو ببری. هیچی نگفتم ولی فرداش شورت نپوشیدم. رفتیم تو کوچه و انگشتشو کرد توی کونم. یه دردی گرفت که گفتم آههههههه نکن. دستشو گرفتم دراوردم. خیلی دردم گرفت. گفت اوووووه بابا ناز نکن بیا ببینم. محکم گرفت منو دوباره سعی کرد انگشتم بکنه تو کونم که من نذاشتم. گفتم نه خیلی درد داره. گفت خب باشه آروم میکنم. هرکاری کرد نذاشتم. گفت باشه پس باشه فردا کرم میارم لیزش میکنم که دردت نیاد. فردا کرم آورد مالید به دستش کرد توی کونم. بازم دردم گرفت ولی کمتر بود. بهش گفتم دربیار، ولی محکم گرفته بود منو انگشتشو بازی میداد توی سوراخم. من خیلی دردم گرفته بود ولی خب هیچی نمیگفتم. یه چند دقیقه همینطوری انگشتشو کرد تو کونم دراورد بعد گفت بیا بریم خونمون بدون شلوار بکمنت. گفتم نه اصلا من میترسم. هی اصرار میکرد من میگفتم نه. گیر داده بود ول نمیکرد میگفت من باید بکنمت. گفتم باشه ولی الان نمیتونم، یه روز میام. گفت قول دادیاو بزنی زیرش یه روز تو همین خرابه ها میکنمت. گفتم باشه. ولی خیلی دو دل بودم. هم دوست داشتم برم هم میترسیدم. اما بالاخره بعد چند روز انقدر اصرار کرد راضی شدم برم.
بعد از مدرسه به بهونه تمرین حل کردن رفتیم خونشون. قلبم داشت از جا در میومد. استرس داشتم. طبقه پایین خونشون یه نیمچه خونه بود که این و داداشش اونجا درس میخوندن. رفتیم اونجا من خیلی ترسیده بودم. همون لحظه اول که رفتیم پایین منو گرفت از پشت کیرشو مالید بهم. بعد انگشتشو کرد تو شورتم فرو کرد تو سوراخم. گفتم آی دردم میاد یواش. گفت الان کرم میزنم. شلوار منو درآورد شلوار خودشم درآورد منو خوابوند زمین کرم زد به کون من خوابید روم کیرشو گذاشت لای کونم. خیلی خوشم اومد. کیرشو میمالید لای کونم منم کیف میکردم. عالی بود. بعد آروم آروم کیرشو فشار داد روی سوراخ کونم. هنوز نکرده بود تو. داشت فشار میداد ولی نمیتونست بکنه توی کونم. یکم به کیرش کرم مالید و دوباره کیرشو فشار داد روی سوراخم. یهو سر کیرش رفت توی کونم. گفتم آههههههههههه نفسم بند اومد انگار. گفتم آیییییی نکن دربیار. نمیخواااااام. داشت بیشتر فشار میداد بیشتر بره تو. سعی کردم از زیرش خودمو بکشم بیرون. پاشدم در برم از دستش ولی منو دوباره گرفت گفت کجا میری تا نکنمت ولت نمیکنم. به زور منو دوباره خوابوند افتاد روم. نمیذاشتم بکنه. گفتم فقط میذارم بمالی. گفت باشه تو نمیکنم. آروم بشین. گفتم قول؟ گفت قول. دیگه آروم شدم و اونم کیرشو میمالید لای کونم. داشتم کیف میکردم که بازم کیرشو فشار داد که بره توی کونم ولی دوباره من نذاشتم. اما این بار سفت منو گرفت که پانشم. خلاصه چند دقیقه کیرشو مالید لای کونم تا ارضا شد. نمیدونم آب داشت یا نه. پاشدیم لباس پوشیدم. یکم نشستیم و من رفتم خونه…

ادامه دارد

نوشته: آرمان


👍 27
👎 9
10000 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

916596
2020-09-14 00:23:50 +0430 +0430

خ

0 ❤️

916601
2020-09-14 00:25:58 +0430 +0430

خودت یه بار دیگه داستانتو بخونی متوجه می شی که تو به هم جنست حس نداری!
چون اگه حامد نبود تو هیچ وقت به این راه کشیده نمی شدی و یه گرایش طبعیو داشتی.

فرق گی و کونی تو همینه عزیزم

6 ❤️

916606
2020-09-14 00:29:11 +0430 +0430

به خدا شغل ملت شده کون دادن!

2 ❤️

916689
2020-09-14 03:02:35 +0430 +0430

خیلی طولانی بود.
جدیدا چرا اینقدر گی زیاد شده؟
قضیه چیه؟؟؟!؟

1 ❤️

916692
2020-09-14 03:08:47 +0430 +0430

با عرض معذرت از نحوه کلامم مرد موقع خلقت در ذاتش فاعل بودن و لذت بردن با استفاده از آلت تناسلیش هست . بنابراین شما و همه پسرایی که میگن علاقه به همجنس و کون دادن دارن در واقع از ذات مردی دور شدن و بیشتر خصلت زنانه در سکس دارن یعنی در سکس دیگه مرد یا پسر به حساب نمیان پس این عبارت تمایل به همجنس رو اصلاح کنید و بهتره بگید داشتن تمایلات زنانه . هرچند از نظر من زن و مرد ارزش و احترام یکسانی دارن و حتی انتخاب نحوه لذت بردن از سکس رو هم برای هر انسانی مجاز و محترم میدونم

6 ❤️

916742
2020-09-14 07:23:04 +0430 +0430

حتی یه نوجوون هم، ممکنه توی کنجکاوی ها و اولین تجربه های جنسیش، به سادگی آلوده بشه و به یکی دیگه منتقل کنه. اگر کاندوم همراه تون ندارید یا روتون نمیشه از داروخونه بخرید یا به کسی بگید براتون بخره، محکم بگید «نه» یا فقط با روشهای کم خطر تر مثل مالوندن خودتونو ارضا کنید.

سکس بدون کاندوم، احتمال انتقال ویروس اچ آی وی/ایدز رو بالا می بره. یه ذره اش بره یا تا بیخ هم فرقی نداره. خطر داره!

6 ❤️

916757
2020-09-14 09:01:40 +0430 +0430

بنظرم زن حداد عادل حق داشت که تو تلویزیون میگفت کل تهران رو برای یه مدرسه ای که سالم باشه گشتیم و پیدا نکردیم که پسرمون رو بتونیم ثبت نام بکنیم …برای همین خودمون دست بکار شدیم و یه مدرسه احداث کردیم که با خیال راحت درسش رو بخونه …!!میدونست دیگه وقتی مربی کلاس های قران یکی مثل سعید طوسی باشه وای بحال مدارس اموزش و پرورش…جدا باید به بالا و پایین اسمش افتابه برداشت . مردم بچه هاشونو با خیال خوش سالم میفرستند مدرسه …اما چی برمیگردن خدا عالمه.
ای صد لعنت به اون دستهایی که بی موقع مشت شد و به هوا رفت… دو صد لعنت هم به اون دستهایی که به موقع مشت نمیشه اما وقت و بی وقت …با کف دست میره برای مالیدن خایه غریبون .

2 ❤️

916767
2020-09-14 10:05:45 +0430 +0430
R8T

خب، معلومه که داستان واقعی هستش و کلا همه جا همین جوره و اگه کسی میگه تو مدرسه ما این خبرا نبوده کص میگه.
داستان هم جالب بود و آدم باهاش نسبتا حال میکرد، از اونجایی میگم که توی کلاس های ما هم از این جور پسرایی بودن که به ما حال میدادن و یجورایی ملموس بود 😅 (البته من ته هنرم انشگت کردن طرف بود و حالا اگه عمری باقی بود داستان اون روزا رو میگم😬).

1 ❤️

916789
2020-09-14 12:21:36 +0430 +0430

چرا عین بچه ادم داستان دادنتو تعریف نمیکنی، مگه پرنسسی که دونفر سرت دعوا میکنن، معلوم نیست الان چند سالته !با این اسمای دهه سی ،عادل ، مجتبی و حامد، لابد خودتم سید علی هستی

1 ❤️

916806
2020-09-14 14:25:45 +0430 +0430

فاعل مسن میخوام زنپوشم

0 ❤️

916808
2020-09-14 14:26:51 +0430 +0430

از دوستانی که کامنت قبلیم رو لایک کردن ممنونم
یه نکته دیگه اینکه تحقیقات ژنتیک ثابت کردن ۱۷ درصد از کل جمعیت دنیا کم و بیش یک قسمتی از ژن های جنس مخالف رو دارن و این ژنها ممکنه هرچیزی رو از احساسات و عواطف گرفته تا رفتار و علایق و حتی آلت تناسلی رو تحت تاثیر قرار بدن و این خصوصیات مثل عادات غذایی نیستن که براحتی بشه تغییرشون داد و به این شکل خلق شدن طبق قوانین طبیعت بوده و ناشی از خطای کسی نیست . تنها نتیجه اینکه خواسته های ذاتی هرکسی برا خودش با ارزشه پس برا ما هم باید محترم باشه

0 ❤️

916810
2020-09-14 14:38:07 +0430 +0430

الان این چ ربطی به آغاز زنونگی داشت الاغ

0 ❤️

916867
2020-09-14 20:00:08 +0430 +0430

خوب بود خیلی نزدیک به تجربه هام بود سکسی نوشتی آفرین ادامه‌شو هم بنویس بوس

0 ❤️

916868
2020-09-14 20:09:43 +0430 +0430

به جای دکتر کاندومی: با استفاده از کاندوم از خیلی از بیماری های جنسی جلوگیری میکنی و بقیش هم گشادیم میاد بنویسم و در کل اگه کنار حامد نمی نشستی الان کونی نمیشدی

1 ❤️

917077
2020-09-15 14:48:56 +0430 +0430

ریدی بابا

0 ❤️

917180
2020-09-16 00:33:21 +0430 +0430

لحن تعریف کردنت خیلی نازه

0 ❤️

917238
2020-09-16 01:47:37 +0430 +0430

راست کردم

0 ❤️

917366
2020-09-16 14:36:34 +0430 +0430

بسیار بسیار بسیار عالی بود
ایول منتظر ادامه اش هستم
یجورایی برام داستان اشنا بود نمیدونم چرا

0 ❤️

918835
2020-09-22 20:54:09 +0330 +0330

عزیزم ادامشو بذار

0 ❤️

920318
2020-09-28 16:12:21 +0330 +0330

یه چیزی از زنپوشی شنیدی فقط

کجاش زنپوشی بود

0 ❤️







Top Bottom