داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

عمارت وزیران (۳)

1399/05/19

...قسمت قبل

با درود خدمت رفقای شهوانی
بابت تمام نظراتتون ممنونم . میدونم اگر داستایوفسکی هم اینجا داستان بنویسه کلی بدوبیراه بارش میکنین و یه عده شروع میکنن به مچگیری و گرفتن ایرادات بنی اسرائیلی . اما با این همه بازم دوستتون دارم و امیدوارم باعث رنجش خاطر کسی نشده باشم . پاینده باشید .

غذارو که آوردن تشریف بیارین دفتر من .
اینو گفتم و منتظر نموندم تا ببینم چی میگه برگشتم تو اتاقم
حدودا بیست دقیقه بعد پیک مخصوص رستوران غذارو اورد. وقتی صدای پیکی رو شنیدم زود رفتم بیرون و صورتحسابش رو پرداخت کردم و پیک رو راهی کردم رفت . درب اصلی رو بستم و در حالی که کف دستام رو بهم میمالیدم رو به خانوم روشن گفتم : رستورانی که تازه باز شده باشه همیشه برای یک مدت برای جذب مشتری غذاهای خوبی میده و الانم بهترین فرصته که غذای سالم بخوریم . بفرمایین خانوم روشن .
_ممنونم آخه نمیخوام مزا…
_ای بابا چقدر تعارف میکنین . راحت باشین .
در اتاقمو باز گذاشتم و تعارف کردم که اول ایشون وارد شه . وقتی از کنارم رد میشد عطری که زده بود خیلی برام خوشایند بود . در کل دختره تحریک کننده ای بود . مخصوصا پاهاش توی شلوار پارچه ای سورمه ای رنگ .
روی مبل میهمان نشستم و خانوم روشن هم روبروم . سرم پایین بود و سرگرم دراوردن غذا از بسته بندیش بودم و داشتم خطاب به خانوم روشن میگفتم که خانوم روشن راحت راحت باش اصلا تعارف نکن . اگرم خوشتون نمیاد یه غذای دیگه بگیرم براتون .
_نه اقا هاکان . خیلیم خوبه مرسی از لطفتون .
اولین بار بود به اسم کوچک صدام میکرد .
دوغ رو برداشتم و تکونش دادم ولی اصلا حواسم نبود که گاز داره ، درشو بیدرنگ باز کردم و همه گازش و دوغش پاشیده شد رو خانوم روشن .
هردوماتمون برده بود . خانوم روشن دستاش باز و سرش پایین داشت مانتوش رو که کاملا دوغی شده بود نگا میکرد کمی هم رو مقنعه و پیشونیش پاشیده بود .
دست و پامو گم کردم و زود دستمال کاغذی رو دادم دستش و خودمم مشغول پاک کردن لباسش شدم و تند تند داشتم معذرت خواهی میکردم که دیدم خانوم روشن کم کم داره میخنده . رفته رفته خندش بیشتر شد ، همین باعث شد منم خندم بگیره . دوتایی حسابی خندیدیم .
بالاخره بهش گفتم اگر میخوای میتونی ….حرفم تموم نشده بود که دست انداخت و مقنعش رو دراورد. بعدش از جاش بلند شدو مانتوش رو هم دراور. که زیرش یه تیشرت مشکی تنش بود و نشست و مشغول غذا خوردن شد . هردو ساکت بودیم و حرفی نمیزدیم . بعد از اینکه غذامون تموم شد خانوم روشن ظروف غذا که یکبار مصرف بود رو به آبدارخونه بردو با دوتا فنجون چایی برگشت
وقتی به اندام بی نقصش نگاه میکردم حس میکردم که تحریکم میکنه و دوست داشتم بیشتر محوش بشم .
ایننبار بجای اینکه من کنارش بشینم اون اومد و رو مبل کناریم نشست و گفت : بابت غذا ممنون ، خیلی خوشمزه بود .
سرش پایین بود و با انگشتاش بازی میکرد و مدام انگشتای دو دستش رو داخل هم فرو میبرد . یهو متوجه حلقه ی تو دست چپش شدم . خانوم روشن وقتی سرشو بلند کرد و مسیر نگاهم رو دید گفت : شوهرمو دوس داشتم ، تا چندروز بعد رفتنش خبر نداشتم بر نمیگرده . وقتی باهام تماس گرفت و ماجرارو گفت ازش متنفر شدم. این حلقه هم برا این هنوز تو دستمه که یه وقت کسی فکر ناجور در موردم نکنه.
_خانوم روشن شما هنوز خیلی جوونین . متشخص و خوشبرخورد و از همه مهمتر زیباییتونه که هر مردی دلش میخواد همچین زنی نصیبش بشه .
خودمم ندونستم چی شد که این حرفارو بهش زدم ولی واکنش خانوم روشن نه تنها بد نبود بلکه یه لبخند ریزی رو لباش نقش بست و گفت : همونطور که تو مدارک و پروندم موقع استخدام تقدیمتون کردم اسم کوچیکم ستاره هستش . پس به اسم کوچیک صدا کنید .
بعد گفتن این حرف خودمو کشیدم به طرفش ، طوری که بازوش چسبید به بازوم . با این حرکت من ستاره حلقش رو از انگشتش دراورد و انداخت تو کیفش و صورتشو برگردوند به سمتم و تو چشام خیره شد .
هردو آروم آروم لبامون به سمت هم میرفت . در آخرین لحظه ستاره چشاشو بست و سرشو کمی به بغل خم کرد و لبشو رو لبم گذاشت .
واااای خدای من چقدر لبای خوشمزه و نرمی داشت. شاید حدود یک ربع فقط لبای همو خوردیمو با هم معاشقه کردیم . اصلا به جاهای دیگه بدنش فکر نمیکردم . توی این یک ربع تنها کاری که انجام داده بودیم این بود که ستاره اومده بود رو پاهای من نشسته بود و لباش رو لبام بود و دستش رو صورتم . دستهای منم دور کمرش قفل شده بود. تا اینکه خودش به حرف اومد و با لبخند گفت : فقط همین ؟؟؟ فقط میخوای لبامو بخوری ؟
_راستش ستاره دوست ندارم فکر کنی چون این پولو بهت دارم میدم ازت سو استفاده میکنم . اگر هیچ کدوم از این اتفاقها بینمون نیافته هم من کمکت میکنم.
_اگر خودم بخوام که یه اتفاقایی بیافته چی ؟
کمی تو چشاش نگاه کردمو تو فکر فرو رفتم تا اینکه دست راستمو رو قلبش گذاشتم . دستشو گذاشت رو دستم و کمی فشار داد و چشاشو بست . سینشو زیر دستم حس میکردم و اروم اروم شروع به مالیدن و فشار دادنش کردم .
ستاره نفس نفس میزد و لبامو با لباش میکشید .
از خودم جداش کردم و پاشدم واستادم ، ستاره هم ایستاد روبروم . دستمو انداختم که تیشرتشو در بیارم ، دستامو گرفت و گفت : مطمئنی ؟
جوابی ندادم و سعی کردم تیشرتشو دربیارم که باز مانع شد . حرفی نمیزد فقط دستامو گرفته بودو نمیذاشت تیشرتشو در بیارم . یک لحظه نگاهشو از نگاهم برنمیداشت . آخرسر بزور تیشرتشو از تنش کندم و با هیجان بیشتری لباشو کشیدم تو لبام و دستمو رو سوتینش . هردو داشتیم با بینی نفس میکشیدیم . صدای نفسمون اتاقو پر کرده بود.
دستامو بردم پشتش تا سگگ سوتینشو باز کنم . تازه سینه هاشو میدیدم سایز85. بدنشو میدیدم . سفید بدون هیچ لکی . با اینکه مینو تو زیبایی ظاهر و اندام هیچ نقصی نداشت ولی باز دنبال تنوع بودم . زیبایی سینه ها و اندام ستاره تو اون لحظه برام بینظیر بود .
سرمو خم کردم رو سینش و نوکش حسابی میک زدم و گاهی هم لای دندونام میگرفتمو میکشیدمش . باز روبه هم ایستادیم و لب تو لب شدیم . دستمو بردم عقب و رو باسنش که زیر شلوار پارچه ای حسابی نرم به نظر میومد و چنگی به کپلش زدم و به طرف خودم کشیدمش . کیرم به لای پاش مالیده میشد .
دستمو گذاشتم رو زیپ شلوارش و آروم بازش کردم . وقتی که خواستم دکمه شلوارشو باز کنم تا از تنش دربیارم بازم مانع شد . بزور دکمشو باز کردمو با یه حرکت سریع شلوار و شورتشو باهم تا زانو کشیدم پایین و خودم جلو پاش زانو زدم و دهنمو گذاشتم بالای کسش و با کف دست ستاره رو به عقب حول دادم و بهش فهموندم بشینه رو میز کارم . در حالی که سعی داشت پاهاشو بهم بچسبونه ، سرمو پس میزد و داشت سرمو به عقب حول میداد تا این کارو انجام ندم ولی من سرتق تر از این حرفها بودم .
نمیدونم واقعا نمیخواست این کارو بکنم یا اینم مثل مینو دوست داشت بازور و تعرض سکس کنم باهاش که من رو دومی حساب کرده بودم .
اخر سر اینقدر رو پاهاش فشار اوردم که بازش کرد و لبمو چسبوندم به کسش که خیس بود و کمی از ابش مالیده شده بود به بغلای رونش .
واااای چه رونای سفیدو نرمو صافی .
دیگه صدای ستاره دراومده بود . دیگه سرمو پس نمیزد بلکه به کسش فشار میداد .
اوممممممم بخورررررر هاکاننننن . کسمو بخور عزیزم . هرچقدر دوست داری بخوررررر
یا خشونت کمی برش گردوندم تا باسنش جلو صورتم قرار بگیره .
ستاره باز هم اولش مانع میشد ولی اونقدر لجبازی کردم که کوتاه اومد و دستاشو گذاشت رو میز و کمی باسنش داد عقب . شروع کردم به لیسیدن سوراخ کونش . اخخخخخ چ حالی میداد. انگشتم تو کسش بودو با انگشتم تلمبه میزدم و زبونمم تو کونش .
ستاره داشت اه و ناله میکرد و دولا راست میشد .
پاشدم از پشت چسبیدم بهشو گفتم : نمیخوای ببینی چی دارم برات ؟
مثل آدمی که تازه به خودش اومده باشه یهو برگشت و جلوم زانو زد و با عجله شلوارمو باز کردو تا زانو کشید پایید . قبل اینکه شورتمو در بیاره و یا حتی بخواد بهش دست بزنه ، از پایین بهم نگاه کردو گفت امیدوارم شکل و قیافش اونجوری که دوست دارم باشه .
_دوست داری چجور باشه مگه ؟
_اولا که مردونه باشه . دوما من دوس دارم یک دست باشه ، یعنی سر و ته و وسطش قطرش یکی باشه و پوست صافی داشته باشه و یه رگ خوشگل و لیسیدنی روش .
یه لحظه شک کردم … آخه دقیقا مشخصات کیر خودمو داشت میداد ، به غیر از سایزش که حرفی در موردش نزده بود باقی مشخصات درست بود .
وقتی دوتادستشو گذاشت رو شکمم و کمی شکممو ماساژ داد اروم اروم از روی شورت دستاشو میمالید به کیرم .
روی شورتم که مشکی بود رگه های آبی کاربنی رنگ داشت . انگشتشو روی رگه ها میکشید و رو کیرم بازی میداد . تا اینکه بالاخره دستاشو دو طرف شورتم گذاشتو اروم اروم کشیدش پایین .
وقتی کیرمو دید یهو گفت : شوخی میکنییییییی؟؟؟؟ دقیقا خودشه . گندمی رنگ و سایزشم فکر کنم 16یا17 بشه ؟؟؟
_والا اونجور که تو مشخصات میدادی خود منم به شک افتادم .
خندیدو دستشو مثل کاسه زیر تخمام گرفت و دهانشو باز کرد ، همینکه خواست بذاره تو دهنش پشیمون شدو از جاش بلند شد و لبمو بوسید .
_چی شد خانوم خانوما . پشیمون شدی ؟
_نچ … مگه میشه از همچین چیزی گذشت .
بعد گفتن این جمله برگشت رو به میز و پشتشو به من کرد و کمی باسنشو داد عقب .
_هاکان از پشت بکن .
_چشششششم . کیرمو رو کسش مالیدم و حسابی خیسش کردم . همینکه سرشو گذاشتم رو سوراخ کونش و خواستم فشار بدم گفت : چیکار میکنی ؟؟؟ نگفتم که بکنی تو باسنم .
_پس چی ؟
_گفتم منو از عقب بکن . دوست دارم اول بکنی ، خیسش کنی بعد بخورمش .
_اهااااان . خیلی میدونیااا !!!
از عقب کیرمو گذاشتم رو کسش و اروم اروم حولش دادم تو کسش . خودشم دوتا دستاشو اورده بود عقب و باسنمو به طرف خودش میکشید .
کم کم تلمبه ها سریعتر شد . جوری که هم موهاش رو صورتش ریخ و هم سینه هاش تکون میخورد .
خودشو کشید کنار و جلوم زانو زد و کیرمو که با اب کسش خیس شده بود فرو کرد تو دهنش . عجب ساکی میزد . خداییش خیلی خیلی بهتر از مینو ساک میزد . انگار که این دختر دندون نداره اصلا . اصلا دندون نمیزد . کیرمو فرو میبرد تو دهنش و همون تو زبونشو رو کیرم میچرخوند.
_ستاره بسه … بسه ستاره ابم میاداااا . اخخخخخخ . نکن لعنتی
ولی اهمیتی نمیداد و ساک زدنشو بیشتر و سرعتی تر کرد تا اینکه کیرم سفت شد و نفسمو حبس کردم ، ستاره متوجه تغییر حالتم شد و یه دستشم گذاشت زیر بیضه هام زبونشو دراورده بود بیرون و با یه دست برام جق میزد . کیرم مقابل زبونش بود . مالیده شدن بیضه هام و جق زدنش عالی بود . آبم پاشید رو صورت و زبونو ابروهاش .
_بی نهایت بهم حال داد . میتونم بگم با مینو اینقدر حشری نشده بودم . عالی بودی ستاره . حالا نوبت توئه . بخواب رو میز بخورم تا ارضا شی .
_زحمت نکش آقا …
_عه چرا؟
_ من دوبار ارضا شدم .
_واقعا؟؟؟ پ چرا من نفهمیدن ؟
_شوهرمم هیچ وقت نمیفهمید که کی ارضا میشم مگر اینکه خودم بهش میگفتم .
خودمونو جمع و جور کردیم و لباسامونو پوشیدیم و باهم از دفتر خارج شدیم .
یه تاکسی گرفتم و اول ستاره رو رسوندم ، بعدش خودم رفتم خونه.
حسابی شارژ بودم . وقتی رسیدم دیدم اون ماشینی که صبح اینه س رو شکسته بودم هنوز جلو دره . یه کاغذ نوشتم و شمارمو گذاشتم زیر برف پاکن که برا جبران خسارت تماس بگیره و خسارتشو بدم .
یاشار قبل من رسیده بود خونه و تو ایوون نشته بوده . مینو و صحرا هم پیشش بودن و سه تایی گل میگفتن و گل میشنیدن .
_یاشار خان باز معرکه گرفتی تو .
_سلام عزیزم
_سلام بانو
_سلام اقا هاکان
_سلام به همگی
_به به اقا هاکان … کجا بودی تا حالا ؟؟؟ تو که باید قبل من میومدی .
_یکم کار داشتم رفتم دنبال کارام .
_اهان …پس کار داشتی .
حرفهای یاشار منو بدجور به شک انداخت . نکنه فهمیده باشه . نکنه اومده باشه دفتر و صدامونو تو اتاق شنیده باشه . اخه یاشارم یه کلید داشت.
به هرحال به خودم امید دادم که نیومده و خبر نداره ، فقط داره باز دلقک بازی درمیاره .
_عزیزم امروز شارژی گوش شیطون کر .
_مگه میشه ادم خانومی مثل شما داشته باشه و شارژ نباشه .
_مینو خانوم اصلا بهش اعتماد نکن . این مرتیکه یه مرضی داره ، یه چیزی شده امروز اینجوریه . کاش صبح بودی و میدیدی چیکار میکرد.
با این حرف یاشار ، مینو و صحرا هردو زل زدن به من . دستو پامو گم کرده بودم . نمیدونستم چی باید بگم که یاشار خودش گفت : از صبح که بیدار شده داره اینو اونو گاز میگیره ، زده اینه ماشین مردمو شکونده حالا اقا شارژو شنگول برگشته.
_وا…یاشار این چه طرز حرف زدنه
_ای قربون دهنت صحرا خانوم . این شوهرت نمیدونم کی میخواد مثل یه انسان متمدن رفتار کنه .
_آخیییییییی…بمیرم برات هاکان جون …تو متمدنی ؟؟؟ آینه مردمو زدی به گا…
آخ آخ آخ ببخشید خانوما حواسم نبود . شرمنده
_اه . دیدی حالا . رفیق ماروباش . هنوز یاد نگرفتی جلو دوتا خانوم محترم چطور حرف بزنی ؟
خلاصه کلی شوخی و خنده . بعد یه چایی دورهم هرکدوم رفتیم خونه خودمون برا شام خوردن .
بعد شام مینو داشت کتاب میخوند . تا حالا با عینک ندیده بودمش . خیلی بهش میومد . ناز شده بود . با خودم گفتم من چطور به این فرشته خیانت کردم . چطور دلم اومد . مگه مینو چی کم داره . خیلیم بیسته . تو این حال بودم مینو سرشو بلند کردو منو دید که زل زدم بهش .
_چیه …چرا اینجوری نگام میکنی؟
_تاحالا با عینک ندیده بودمت . خیلی بهت میاد . جیگر شدی
_واقعا؟ یعنی اینقدر بهم میاد ؟
_خیلی بیشتر از اونی که فکرشو بکنی .
_راستی هاکان؟؟؟
_جون هاکان؟؟؟
_امشب حالشو داری ؟
_حال چیو؟؟
_سکس . آخه شب جمعه س و …دین دین دیرین رین
_اهااااااان . اگر شما بخوای چرا که نه . من از خدامه .
شاید اونجور که نشون میدادم حالشو نداشتم ولی اولا نمیخواستم تابلو بشم دوما میدونستم با شروع سکسمون یاد تن صحرا خواهم افتاد . از طرفی الان شاید پنج روز میشد با مینو سکس نکرده بودم .
_راستی هاکان ؟؟؟؟ یه پیشنهاد بدم ؟
_جانم بگو عزیزم
_بریم امشب رو ایوان اونجا بخوابیم اونجا هم سکس کنیم .
_عزیزم شب سرد میشه ها
_سرد شد برمیگردیم .
_چی بگم والا . بدم نمیگی . باید حال بده . امتحانش که ضرری نداره
با یه قالیچه و چند تا بالش و پتو و یکم خرت و پرت رفتیم ایوون . باد خنکی که از لابلای برگهای توی باغ میوزید باعث شده بود هیچ پشه ای نباشه و خنکی هوا وقتی به تنمون میخورد پوستمون رو نوازش میداد .
زیر پتو دراز کشیده بودم و به آسمون شب خیره شده بودم و با مینو دوتایی برا همدیگه ستاره انتخاب میکردیم .
مینو تو بغلم دراز کشیده بود و سرشو گذاشته بود رو بازوم و مثل همیشه دستش رو سینم بودو نوازش میکرد .
_هاکان؟
_جان؟
_امشب قراره یه سکس متفاوت داشته باشیم .
_به به …خانوم خانوما واسمون سورپرایز داره … حالا چی هست این غافلگیریتون؟؟
_زرنگی ؟؟؟ باید خوب حال بیاریم تا منم بتونم غافلگیرت کنم .
_چشششششششمممم
گرفتمش زیرم و شروع کردم به خوردن گردن و گوشش . زبونمو تو گوشش میچرخوندمو مینو ناله میکرد . دستمم رو سینش بود و میمالیدمش . هردو فقط لباس زیر داشتیم .
_عزیزم یکم آرومتر … همسایمون (یاشارو صحرا) میشنوه
_بذار بشنون … اوناهم الان همین وضعیتو دارن . ااااههههه بخورررررر
نفهمیدم منظور مینورو ولی اینو دونستم که قراره شب داغی داشته باشم .
_بسه هاکان … کسم …کسمو بخور .
حالت69شدیم . کیرمو گرفت دهنش و من کسشو لای لبام میچلوندم . درحالت شصتونه هردو به پهلو خوابیده بودیم . کسش خیلی زود خیس شد . تصمیم گرفتم کم کم باهاش بحثو به رابطه لز بکشونم .
_عزیزم وقتی لز میکنی اینجوری کستو میخورن ؟ موقع لز کیر ندارین برا خوردن ولی الان یکی کلفتش تو دهنته .
درحالی که کیرم دهنشو پر کرده بود یه ناله خفیفی میکرد و سرمو لای روناش فشار میداد یا بهتر بگم قیچی میکرد .
اونقدر خوردم که ارضا شد . جالبش اینجا بود که بلافاصله بعد ارضا شدنش گفت زودباش ، دوباره میخوام ، بخور کسمو .
اینبار من دراز کشیدم و مینو با کس نشست رو دهنم و خم شد رو کیرم . با این تفاوت که بجای کیرم زیر بیضه ، بالای کیر و زیر نافمو میک و لیس میزد .
خیلی داشت بهم حال میداد که مینو دستمو گرفت و اورد رو کس خودش و انگشتمو تو کسش کرد بعد گذاشت دهنش و باز خودش انگشتمو برد رو باسنش . بفهمیدم که باید انگشتش کنم . منم در حالی که کسشو میخوردم کونشو انگشت میکردم . سرشو بلند کرد و گفت بذار منم بیام . اولش متوجه منظورش نشدم تا اینکه دیدم خودشم انگشتشو اورد و سعی داشت فرو کنه تو کونش . حالا دیگه هم انگشت من و هم انگشت خودش تو سوراخ کونش بود و در نهایت تعجب دیدم که مینو به شدت حشری شده و داره لذت میبره . یجورایی داشت صدای اه و ناله هاش بلند میشد. دیدم تنها راه اینه که دهنشو ببندم و اونم فقط به شکل میشد … کیرمو انداختم دهنش . هنوز هردو در پوزیشن69بودیم . من زیر و مینو روی من .
مینو گفت :هاکان یه انگشت دیگتم بکن توم .
_ نه عزیزم … انگشت با کیر فرق داره . ناخونا ممکنه به داخل مقعدت جراحت وارد کنه .
_هاکان ؟؟؟ هاکان جونم؟؟؟
_جونم سکسیه من .
_بکن عشقم … فقط میخوام زنتو امشب حسابی بکنی .
واقعا داشت خوش میگذشت . از زیرش دراومدم و کیرمو اماده میکردم بکنم تو کسش . چندبار با دستم کسشو مالیدم تا ابش پخش بشه که مینو گفت : کس نه !
_کس نه؟ پس چی ؟
_کونمو بگا
_مطمئنی ؟؟
_بله که مطمئنم . یک هفته س دارم تمرین میکنم و سوراخمو باز میکنم برا امشب .
_ مینو جان چیکار کردی ؟ یعنی چی تمرین کردی ؟
_صبر کن الان میام .
_کجا میری ؟
_الان برمیگردم .
_پس عینکتم با خودت بیار
_عینکم ؟؟؟ برا چی؟
_دوست دارم موقع سکس عینک بزنی …سکسیتر میشی .
رفت و با یه پماد و یه وسیله تو دستش و همچنین عینکش برگشت که یه قطعه استیل مخروطی شکل بود که حدودا هشت نه سانت میشد و انتهاش یه تیکه خز بلند مثل دم سنجاب داشت .
_این چیه ؟؟؟
_پلاگ .
_پلاگ چیه دیگه ؟؟؟
در حالی که داشت پوزیشن داگی میگرفت گفت
_ببین عشقم … اینو اینطوری میکنن تو مقعد و فرو میکنن همون تو میمونه .
پلاگ رو وارد خودش کرد و دمش بیرون موند .
_خب که چی بشه ؟؟
_اهان!!! این باعث میشه عضلات مقعد کم کم باز بشه و وقتی من میخوام به شوهر عزیزم کون بدم اذیت نمیشم ، حتی حالم میکنم . حالا معطل نکن ، نذار آب کسم خشک بشه . نذار حشرم بپره .
از خدا خواسته رفتم پشتش قرار گرفتم … خواستم گیرمو خیس کنم که همون پمادی که با پلاگ اورده بود رو داد دستم و گفت :عزیزم قرن بیست و یکه ، دیگه اب دهن نمیزنن ، اینو بگیر از این بزن که هم حالش بیشتره و هم راحت و بدون درد زنتو میتونی تا صبح بکنی ولی یه شرطی داره .
_چه شرطی ؟؟؟ قبلش باید واستی تا برات ساک بزنم .
_خانومی اینهمه کیر خوردی سیر نشدی؟؟
_نه … دوست دارم ایستاده کیر شوهرمو بخورم .
میدونستم یه منظوری داره ولی نمیدونستم قصدش چیه . بناچار قبول کردم ، تصمیم گرفتم امشب مطیعش باشم ، چون خوب داشت مدیریت میکرد .
جلوم زانو زد و عینکشو زد به چشش و چسبید از کیرم …
_چرا اینقدر خبر دار واستادی …یکم پاهاتو از هم باز کن و خودتو شل کن .
باز به حرفش گوش دادم . اول نوک گیرمو محکم میک زد . چند قطره از پیش آب منیم اومد و انگشت شصتش روش مالید و رو سوراخ کیرم چرخوند . بغلای کیرمو لیس میزد و از بغل دهنشو باز کرده بود و کیرمو از کمر میگرفت و میرفت پایین تر . بعد بیضم رو زبون میزد . خط وسط بیضم رو لیس میزد و میرفت پایین تر . چشامو بسته بودم و بینهایت از این وضعیت داشتم لذت میبردم .
_آفرین جنده خانوم … آفرین …معلومه خوب کارتو بلدی
با شنیدن این جمله مینو دست از کار کشید و تو چشام خیره شد و گفت : جنده؟؟؟ دوست داری مثل جنده ها باشم ؟؟؟ الان جوری برات جنده بازی در بیارم کیف کنی . امشب میفهمی چه زن فاحشه ای گیرت اومده .
اونقدر رفت پایینتر تا رسید به زیر بیضم . بین تخمام و سوراخ کونمو حسابی لیس میزد . چشامو بسته بودم و حال میکردم که یه لحظه احساس کردم داره سوراخ کونمو لیس میزنه . تا خواستم واکنشی نشون بدم بهم گفت :هیچ کاری نمیکنی . فقط لذت ببر و بذار من کارمو بکنم .
ادامه داد …شاید ده دقیقه سوراخمو لیس میزد که بعدش انگشتشو کرد توی کسش و چرخوند بعد دراورد و خواست بکنه تو کونم که گفتم :مینو این کارا لازم نیست .
_هاکان ضد حال نزن بذار کارمو بکنم . اگه دوست داری کونمو امشب سوار شی باید بذاری انگشتت کنم . شرط کون دادنم اینه که انگشتت کنم .
_خیلی موزماری . کارتو بکن
دیگه با خیال راحت کارشو ادامه داد . هم سوراخمو زبون میزد و هم انگشتم میکرد . بدنم همیشه شیو بود . یعنی مینو دوست داشت که تو بدنم حتی یک تار مو نباشه ، منم خودمم بدم میومد پشمالو باشم . دوست داشتم تمیز باشم .
مینو اینبار حرفی زد که دیگه داشت حرصم میگرفت .
_عزیزم میشه خواهش کنم داگی بشی .
_مینو بسه … من هیچی نمیگم توام ول کن نیستی .
_هاکاااان؟؟؟!!! خواهشششششش
لبخندی زدمو تسلیمش شدم .
وقتی داگی شدم حالت69زیرم دراز کشید و اولش یه ساک به کیرم زد بعدش باز شروع کرد به لیسیدن و انگشت کردنم . کونم که حسابی لیز شد انگشتشو دارکوبی تو کونم میکرد و در میاورد. خودشم با این کارش حشریتر شده بود
_آخخخخخ جوووون . چه کونی داری هاکان … اوممممم …کاش مرد بودم کیر داشتم میکردمت . اههههه . شوهر خوشگل و خوش بدن خودمی .
_منو با پارتنر لزت اشتباه گرفتیا .
_جوووون …کاش تو بجای صحرا بودی .
وااای باز سوتی داد . اینبار اسم صحرارو لو داد . با اینکه تو فیلم دوربین دیده بودم ولی اینکه خود مینو بدونه من طرفو میشناسم یه بحث دیگه بود.
_عزیزم بازم سوتی دادی که .
_خاک تو سر خنگم بکنم .
دیگه کشش ندادم و بحثو عوض کردم ولی فکر و ذهنم دوباره پر کشید سمت صحرا و صحنه هایی که ازش توی فیلم دیده بودم و تن و بدن سکسیش .
وقتی به خودم اومدم دیدم مینو زیرمه و کیرمو رو به پایین خم کرده و تا اونجایی که میتونست کرده تو دهنش و تند تند داره همراه با ریتم ساک زدنش دو انگشتی تو کونم تلمبه میزنه و منم مثل کسی که از کون دادن لذت میبره دارم اهو ناله میکنم . هربار که انگشتاش میرفت تو یه اه میکشیدم .
مینو حسابی حشری و داغ شده بود .
از زیرم بلند شد و به پهلو شد و کونشو داد به سمتم . پاهاشم جفت کرده بود و حالت 90درجه پاهاشو جم کرده بود تو شکمش . اینجا بود که تازه متوجه شدم پلاگ تا ته تو کونشه و دمش بیرونه.
_خودت میدونی چیکار باید کنی .اول پلاگ رو دراوردم که همراه شد با ناله مینو بعدش پماد یا بهتر بگم ژل روانساز رو برداشتم و کمی رو کیرم زدم و کمی هم رو سوراخ کون مینو مالیدم . کیرمو روش گذاشتم که مینو گفت :خوشگلم حولش بده بیاد تو کونم .
آرزوم بود که کون مینو رو بگام . کون خوشگلی که اگر هرکسی تو خیابون میدیدش حسرت اینو میکشید که یکبار فقط لمسش کنه . حالا این کون قرار بود کیر کلفت منو تو خودش جا بده که بعید میدونستم طاقت بیاره و تقریبا مطمئن بودم همون اول کار میخواد پشیمون شه.
وقتی سر کیرم وارد کونش شد هردو باهم اخخخخخ گفتیم . بیشتر از اونی که فکرشو میکردم تنگ و داغ بود.
در نهایت تعجب مینو گفت : آییییییییییی جونمم به این کیر کلفت شوهر خوشگلم . بکن هاکان … بیشتر بفرستش تو
_مطمئنی اذیت نمیشی؟
_فقط بکن . اخخخخخخ میدونی چقدر چیز میز تو خودم فرو کردم تا باز بشم ؟ میدونی چندین روز این پلاگ تو کونم مونده تا مزه کیرتو توی کونم بتونم بچشم . حالا دارم… اخخخخخ….کیف میکنم ….اییییییییی اروم …اروم ….از وسط نصف شدم هاکاننننن . اروم ببر تو
بعد از چند دقیقه مینو خوابید و سینه و شکمش چسبید به تشک ، کیرم همچنان تو کونش بود .
_میخوام دراز بکشم …توهم با من همزمان دراز بکش ولی کیرت درنیاد بیرون .
اینکارو کردیم . مینو خوابیدو منم روش دراز کشیدم . خودمم دوست نداشتم یک لحظه کیرمو از تو اون سوراخ گرم و نرم خرج کنم . میدونستم آبم به این زودیا نمیاد . کلا ادمی بودم که کمرم سفت بود . دلیلش این بود که زمان مجردی با دخترای زیادی سکس کرده بودم .
شاید دو سه دفعه بیشتر پیش نیومده بود که پارتنرم از کون بهم حال بده .
_خوشگلم حالا کم کم ریتمتو تند کن و توی کونم تلمبه بزن . میخوام زیر کیرت حال کنم .
اروم اروم کیرمو فرو میکردمو در میاوردم . با هربار عقب جلو شدن کیرم دهن مینو با یه آه باز و بسته میشد. گاهی هم دستشو میاورد عقب و میذاشت رو کیرم تا ببینه چقدر رفته تو .
کم کم همونجور که خواسته بود ریتممو تند تر کردم .
_آخخخخخخخخ . احساس میکنم کیرت توی شکممه . تو شکممو قلقلک میده. وااااییییئ هاکان حس خیلی خوبی داره . اینجوری احساس میکنم که توی سکس همه فن حریفم و عقب مونده نیستم . احساس میکنم کار بزرگی انجام میدم . اصل سکس همینه . ارههههه ارههههه بزن بزن لعنتی
تا اونجایی که کمرم یاری میکرد سریع تو کونش تلمبه میزدم . چندباری هم کیرمو دراوردم و فرو کردم . مینو خودش با دستای دوطرف کونشو باز نگه داشته بود تا کیرم بیشتر بره داخل .
_آخخخخخخ هاکان گاییدی منو … بسه عشقم …عوض کن پوزو
کیرمو دراوردم و مینو برگشت رو به من . کمی با انگشتاش کسشو بازی داد و گفت :اگه ممکنه کیرتو بشور بیا . میخوام از کس بکنی ، دوست ندارم عفونت بگیرم.
همینکارو کردم . حق داشت و باید بهداشت رعایت میشد . اگر از کون در بیاری بکنی تو کس احتمال عفونت واژن و رحم خیلی خیلی بالا میره.
وقتی برگشتم مینو لخت دراز کشیده و منتظرم بود . عینکشم رو چشش بود.
دستاشو باز کرد ، رفتم روش دراز کشیدم و محکم بغلم کرد . چند وقیقه تو همین حالت موندیم بعدش بلند شدم و کیرمو با کسش میزون کردم . مینو با انگشت اشاره و انگشت شصتش بالای کسشو از دوطرف گرفتو جمع کرد .
_عزیزم همینجوریش تنگ هستی ، نیازی نیست اینکارو کنی .
_دوست دارم کیرت دیواره های کسمو بیشتر فشار بده
_خوددانی … اماده ای
_اهومم…
کیرمو گذاشتم روشو فشار دادم .
_اخخخخخخخ ارههههههه اروم فشار بده ….وایییییی چه حالی میده .
_کدومشو دوست داری جنده خانوم؟ کون دادنو یا کس دادنو ؟
_هردوتاش . کاش دوتا کیر داشتی . کاش دوتا سوراخمم پر میکردی هاکان . اههههه
خم شدم روشو ارنجامو ستون کردم و با دوتا دستام دوتا سینشم گرفتمو محکم فشار میدادم . هردو تو اوج لذت بودیم.
_عزیزم دیگه نمیتونم …. دارم میام …
_اه اه یکم دیگه بزن …یکم دیگه هاکان ….اره …اره …محکمتر بزن
هردوارضا شدیم . توی کسش خالی کردم . از بغلای کسش ابم ریخت بیرون که مینو انگشتشو مالید روش و گذاشت دهنش .
_دیگه حسابی تو سکس حرفه ای شدیا
_ما اینیم دیگه
فرداش جمعه بود و تا نزدیکای ظهر خواب بودیم . بعدش یه لقمه غذا و بعدشم کمی میوه و چای رفتیم پایین زیذ آلاچیق نزدیک استخر
یاشارو صحرا هم اونجا بودن .
مینو و صحراکلا موباز بودن ، حتی پیش مش ناصر ولی لباسهای خیلی بازو لختی نمیپوشیدن .
مینو یه لباس ساحلی سفید تنش بود که روش راه راه درشت مشکی داشت و یه کمر بند پارچه ای دور کمرش که باعث شده بود بزرگی و خوش فرمی سینه های خوشگلش حسابی تو چشم باشن
صحراهم یه پیراهن کتان نارنجی تنش بود که کلا دکمه هاش از بالا تا پایین باز بودن ولی از زیرش یه تاپ مشکی پوشیده بود با یه شلوار مشکی .
چهارتایی دور میز زیر آلاچیق نشستیم به حرف زدن . من ، مینو ، صحرا ، یاشار به این ترتیب نشسته بودیم . یه طرفم مینو بود یه طرفم یاشار .
یه لحظه وقتی مینو خواست بشقاب میوه های پوست شده رو جلو منو یاشار بذاره کمی رو میز خم شد و سینه هاش معلوم شد ، خوب یادمه که یاشار اول زل زد به سینه هاش ولی خودشو جمع کرد . میتونستم بفهمم که یاشار وقتی به خودش اومد چشم از دیدزدن برداشت که به رفیقش خیانت نکرده باشه . اونجا از خودم خجالت کشیدم که نشستم فیلم لخت زنشو نگاه کردم . تا شب کلی یاشار مارو خندوند . اول شب بود که وقتی گوشیمو چک کردم دیدم ستاره پیام داده . زنگ زدم بهش
_الو
_سلام . خوبی
_سلام تو خوبی .
_ممنون . چیزه ؟؟؟ خواستم بگم … حالت خوبه . چ خبر
_ستاره؟؟ خوبی ؟ حرفتو بزن . چرا حرف عوض میکنی . چی میخواستی بگی ؟
_راستش دلم برات تنگ شده بود . گفتم بیای اینجا شام مهمون من .
مونده بودم چی بگم . اگر نمرفتم با خودش فکر میکرد خواستم ازش سواستفاده کنم فقط . اگرم میرفتم به مینو چی باید میگفتم . بگم روز جمعه کجا میرم . منی که هرجا برم با یاشار میرم . دست آخر گفتم میام
به مینو هم گفتم میرم سر مزار عمه خانوم ولی دیگه یاشارو نمیبرم . اون بنده خدا خسته شد اینقدر اومد بهشت زهرا
خلاصه سوار ماشین شدم و به طرف لوکیشنی که ستاره فرستاده بود حرکت کردم . سر راه یه دسته گل خریدم .
یک ساعت بعد رسیدم . یه مجتمع حدودا 20واحدی بود . ایفونو زدم ، جواب داد بیا طبقه هشتم . همینکه اسانسور به طبقه8رسید ستاره در واحدش رو باز کرد و لبخندزنان به پیشوازم اومد .
_خوش اومدی
_ممنونم .
_به به چه تیپی ، چه عطری
_مرسی عزیزم لطف داری . هرچند به تیپ شما نمیرسه بانو.
ستاره واقعا خوش تیپ بود . حتی خوشتیپتر از مینو . سلیقه ش توی انتخاب لباس حرف نداشت . الانم یه تونیک استین کوتاه تنش بود که یه طرفش تا کمرش ببود و یه طرفش مدل آبشاری تا زیر زانو . رنگشم به این شکل بود راه های افقی رنگی داشت که به ترتیب خط اول آبی خط دوم زرد خط سوم قرمز و خط چهارم طوسی و دوباره همین ترتیب تا پایین لباس تکرار میشد همراه یه ساپورت ست همین لباس که به رنگ آبی بود که بالای زانوش یه یه نوشته انگلیسی زرد رنگ داشت که معنیش میشد مرا لمس کن موهاش رو هم دم اسبی بسته بود همراه یه ارایش رقیق و کمرنگ .
منم شلوار کتان کرم رنگ با یه پراهن زرشکی تنم بود که از روش یه تک کت اسپرت سورمه ای پوشیده بودم.
صورت همو بوس کردیم و دعوتم کرد بشینم رو مبل و خودش رفت آشپزخونه .
_ستاره جان چیزی نیاری . بیا بشین .
_افتخار نمیدی ؟ درسته خونه خودت نمیشه ولی شربتهای من خوردن داره .
_نه بابا این چه حرفیه . منظورم اینه به زحمت نیافتی .
فرصت شد آپارتمانشو یه برانداز بکنم . با اینکه چندان بزرگ نبود ولی خیلی زیبا و با سلیقه چیده شده بود. دو تا اتاق خواب و یه حال پذیرایی . کلا حدود 90متر میشد ولی با چیدمان حرفه ای که انجام شده بود بزرگتر به نظر میومد.
ستاره با یه سینی شربت آلبالو به طرفم اومد و رو مبل روبروییم نشست.
_خیلی خوش اومدی عزیزم. خودت بهتر میدونی غروب جمعه ادما دلشون میگیره . منم تنهایی داشتم دق میکردم . یا دیروز افتادمو دلم برات تنگ شد .
_ببین خانومی…
_چیزی نگو هاکان . میدونم چی میخوای بگی. ولی باور کن دست خودم نبود . خودمم بعدش پشیمون شدم بهت زنگ زدم . میدونم که نباید زیاده روی کنم . میدونم که تو نسبت به کس دیگه ای تعهد داری . میدونم میخوای بگی زندگیتو دوست داری . میدونم میخوای بگی نباید به هم وابسته بشیم ولی حرف منم بشنو …بابا منم آدمم . همیشه آرزو داشتم یکی مثل تورو داشته باشم ، دوست داشتم با یکی مثل تو سکس کنم ، یه سکسی مثل سکس دیروز ولی …
_ستاره جان …عزیزم خودتو ناراحت نکن . این حرفارو بذار برا بعد. نمیخوام الان که پیش همیم ناراحتت کنم .
واقعا راست میگفت. میخواستم همینارو بگم ولی وقتی دیدم چقدر دلش پره بی خیال شدم. با اینکه نمیتونستم درکش کنم ولی اینو میفهمیدم که چقدر براش سخته که صبح بیدار بشه با یه تماس از شوهرش که بهش میگه دیگه قرار نیست برگردم . بخاطر همین بحثو قطع کردم و حرفمو خوردم . با خودم گفتم تو یه فرصت بهتر باهاش حرف میزنم .
_بیا بشین پیشم .
کمی خودمو جابجا کردم و دستمو بلند کردم تا بیاد بغلم بشینه . ستاره نشست کنارم رو کاناپه و منم دستمو انداختم دور گردنش . خودشو لم داد روم . از موهاش عطر دلنشینی به مشام میخورد.
_ستاره میشه یه سوال خیلی خصوصی بپرسم ؟ ناراحت نمیشی؟
_هرچی که دوست داری بپرس .
_تو دختر فوقالعاده ای هستی . خوش سکسی . خوش اندامی. سکس هستی . مهربونی . با سلیقه ای و هزار حسن دیگه داری . چطوری شوهرت تونست سکس با تورو بیخیال بشه ؟ حالا منظورم این نیست که زندگی فقط سکسه ، ولی خب خیلی نقش پررنگی تو زندگی داره . سکستون باهم چطور بود ؟
_اجازه میدی سرمو بذارم رو پات
_البته…راحت باش .
کتمو در اوردم و خودمو کشیدم گوشه کاناپه و ستاره روش دراز کشیدو سرشو گذاشت رو پام و دستمو محکم تو دوتا دستاش گرفت و شروع کرد .
_راستش سروش یه سکس متفاوتی رو دوست داشت.
_متفاوت از چه نظر؟
_چطور بگم ؟؟؟ دوست داشت همیشه از نفر سوم تو سکس حرف بزنیم . دوس داشت من ، بدنم ، عشوه هام دیگرون رو تحریک کنه .
_به خواستش رسید؟
_در حرف …آره ولی عملا نه
_واضح تر بگو بفهمم
_مثلا میگفت دوست دارم توی اسانسور وقتی سوار میشی و همسایه یا کسی تو اسانسور باهات تنها بود براش عشوه بیا ….یا جلو مهمونا لباس لختی بپوش …تو خیابون لباسهای بدن نما و باز تنت کن . باورت نمیشه هاکان ، کمد من پره مانتو که حتی یکبار تنم نکردم . مانتوهای جلو باز یا نازک و توری ، یا ساپورتهای شیشه ای نازک که تا لباس زیرم توش معلوم میشه . خیلیاشو یکبارم تنم نکردم .
_یعنی دوست داشت غریبه ها تن و بدن زنشو ببینن ؟؟؟
_میدونم باورت نمیشه ولی اره اینجوری بود . و اگر بخوام روراست باشم باهات خودمم تا حدودی لذت میبردم . لذت میبردم از اینکه فلان فامیل با دیدن من و اندامم تحریک شده ، تو کفم مونده. اوایل برا منی که تو خونه پدرم و پیش پدرم حتی یه تیشرت استین کوتاه تنم نکرده بودم سخت بود که لباسی تنم کنم که خط سینم بیرون باشه ولی با اجبار سروش(شوهرم) تن به این کار دادم . وقتایی که دوستاش میومدن من باید لباسی میپوشیدم که اقا سروش بتونه حس حسادت دوستاشو قلقلک بده . پاشو …پاشو دنبالن بیا
دستمو گرفتو منو دنبال خودش به اتاق خوابش برد
در کمد دیواریشو باز کرد . دیوار بغلی اتاق کلا کمد بود که درش دوتا آینه ی کشویی بزرگ بود که عرض و طول کمد رو گرفته بود . داخل کمد یه طرفش مانتو و شلوار و ساپورت بود و یه طرفش لباسهای مجلسی و خونگی . خونگی که چه عرض کنم بیشتر مجلسی به نظر میومدن .
_خب …؟
_خب به جمالت . همیشه موقع سکس از بدن و آلت دوستاش برام حرف میزد . اوایل باهاش دعوا میکردم و هرکاری میکردم که ذهنشو منحرف کنم تا به این چیزا فکر نکنه ولی نشد که نشد . فقط تنها چیزی که عایدمون شد این بود که تو سکس حرفه ای شدیم . یبارم بعدظهر اومد خونه با یه دست لباس مشکی توری داد دستم و گفت اینارو بپوش برا امشب کامبیز(دوستش) با خانومش بعد شام میان اینجا .
اینو گفت و رفت اون لباسو اورد نشونم داد .
_این لباس بود
یه لباس مشکی توری که تا مچ پاش میرسید اورد . جلوی سینش دوتا طرح برگ بود و زیر ناف هم یه برگ بزرگ و قسمت باسن هم برگای ریز داشت که اینا کمی لباسو پوشیده کرده بودن. ولی در کل پوشیدن و نپوشیدنش توفیری نداشت ، انگار که لختی .
_خودش تنهایی میرفت اینارو میخرید؟
_مگه نگفتم بهت ؟ خودش یه بوتیک بزرگ داشت که لباس زنانه میفروخت. لباسای گرون قیمت و همه هم جنس ترک . اخرین بارم گفت میرم ترکیه خرید کنم که نگو مغازه رو جمع کرده و تصمیمی به بازگشت نداره .
_پس حتما فروشش هم بالا بوده .
_آره …خیلی مشتری داشت ولی همه پولاشو خرج رفیق بازی و جک و جنده ها میکرد .
_خب چی شد ؟ پوشیدی لباسو ؟
_کلی باهم دعوا کردیم . بهش گفتم یبارکی رفیقاتو بیار بهم تجاوز کنن که در کمال پرویی گفت من که از خدامه با رفیقام بخوابی ولی خودت جفتک میندازی قبول نمیکنی وگرنه کی به زنش اینهمه ازادی عمل میده . میگفت تو قدر منو نمیدونی. آخر سر منم تصمیم گرفتم لباسو بپوشم و جوری با رفیقش گرم بگیرم تا حرصش دربیاد . از طرفی هم میگفتم وقتی این لباسو بپوشم و جلو کامبیزو زنش ظاهر بشم ممکنه زنش بدش بیاد . ولی وقتی اومدن و لباس زن کامبیزو دیدم با خودم گفتم بازم دم سروش گرم که ازم نخواست همچین لباسی تنم کنم . اخه لباس زن کامبیز جوری بود که نوک سینه هاش هم دیده میشد.
خلاصه اونشب کامبیز با چشاش داشت منو میخورد ، حتی چندبار موقع کمک کردن به جمع کردن ظرفای میوه خودشو از پشت مالید بهم. خیلی عصبی شدم ولی کاری از دستم بر نمیومد . جالب اینجاس که مبینا زن کامبیز فقط کم مونده بود که بیا بشینه تو بغل سروش و باهاش سکس کنه . دائما در حال بدن نمایی و عشوه اومدن برا سروش بود. سروش هم دقیقا همینو از من انتظار داشت . که مثل مبینا باشم . منی که تا زمان ازدواجم حتی یکبار بدون چادر مشکی پامو از چهارچوب در بیرون نذاشته بودم . خوب یادمه دوماه بعد ازدواجم وقتی اولین بار با اصرارهای زیاد سروش با مانتو و بدون چادر بیرون رفتم چقدر خجالت میکشیدم . فکر میکردم لختم . اصلا به بی چادری عادت نداشتم . در کمتر از پنج شش ماه بعد اینکه چادرو زمین گذاشتم سروش منو به یه دختر سکسیپوش تبدیل کرد . یادمه یبار خونه کامبیز دعوت بودیم حسابی مست کرده بودیم . اونروز داداش مبینا که یه پسر بیست و هفت هشت ساله خیلی خوش تیپ و بدنساز که یه شلوار جذب مشکی با پیراهن کرم رنگ که دوتا دکمه یقش باز بود و خط سینش و سینه های پهن و عضلانیش معلوم بود اونجا بود . چندبار باهاش چشم تو چشم شدم . اونشب منم یه ساپورت رنگ بدن با یه پیراهن زرشکی یقه و آستین توری تنم بود . مبینا خودشم بخاطر حضور داداشش کمی رعایت کرده بود و سنگین لباس پوشیده بود . برای اولین بار خودم با میل خودم دلم میخواست بدنمو به مبین (داداش مبینا) نشون بدم. هیکلش برام خیلی جذاب بود. پاهای عضلانی و خوش حالتی داشت. بدن به شکل هفت با زیر بغلای بادکرده و سینه ستبرش ، از همه مهمتر چهره جذاب مردونه و دخترکشش که با موهای بلند مشکیش که به یه طرف مدل خامه ای شونه کرده بود . همه اینا یه طرف و صدای صاف و دلنشین مبین که وقتی حرف میزد انگار که یه دوبلور داره باهات حرف میزنه یه طرف. باعث شده بود حسابی داغ بشم. خیالم از جانب سروش راحت بود و میدونستم نه تنها مخالفت نمیکنه بلکه اگر بفهمه از مبین خوشم اومده اونو با خودمون به خونه میبره تا با من بخوابه.
هر پنج تامون (منو سروشو مبینا کامبیز و مبین) روی مبلا دور هم نشسته بودیم و داشتیم مشروب میخوردیم . یکی از دکمه های بالایی یقم رو باز کردم تا مبین سینمو ببینه . میدونستم هیکل و چهرم در حدی هست که مبین بخواد مخمو بزنه. دوست نداشتم غرورمو بشکونم و خودم یا سروش جلو بره. دوست داشتم مبین هلاکم بشه. اونم بدجور چشش منو گرفته بود. مدام موقع مشروب خوردن چشش رو من بود. حسابی خیس کرده بودم. تا به اون موقع نشده بود از یه پسری تا این حد خوشم بیاد و بتونه منو حشری کنه. یادمه وقتی رفتم از اشپزخونه مبینا یه زیرسیگاری برا سروش بیارم ، وقتی خم شدم که از کابینت زیر سیگاری رو بردارم احساس کردم مبین پشتمه ولی وانمود کردم که خبر ندارم و جوری خم شدم که باسنم دقیقا چسبید به کیرش بعدش مثلا غافلگیر شدم گفتم عه ببخشید ندونستم پشتمین. اونجا سروش از موقعیت استفاده کردو گفت شمارم رنده یادت باشه بهم زنگ بزنی0912….شب وقتی با سروش برگشتیم خونه حسابی حشری بودم . اخه چندباری هم موقع بدرقه کردن ما توی راه پله مبین چندباری بطور نامحسوس خودشو مالیده بود بهم و یبارم شونم چسبید به سینش . خلاصه شب وقتی وارد خونه خودمون شدیم چسبیدم از لبای سروش و حال نخور کی بخور . سروش زود فهمید که یه خبری هست . اول منو لخت کرد و بعد خودش لخت شدو شروع کرد به خوردن من و وقتی مطمئن شد حسابی حشریم بهم گفت تا نگی قضیه چیه نمیکنمت. هرچی گفتم چیزی نیس فقط حشریم گوشش بدهکار نبود. از طرفیم داشتم تو اتیش شهوت میسوختم و باید باید سکس میکردم . اخر سر سروش پیروز شد و بهش گفتم جریان از چه قراره. وقتی شنید جوری حشری شد که تا بحال ندیده بودم . به هر حال مدتها بود که دوس داشت زنشو در حال معاشقه یا سکس با یه مرد دیگه ببینه و الانم برا اولین بار من با میل خودم به مبین خط داده بودم . منو پرت کرد رو تخت و در حالی که بدنمو با زبونش خیس میکرد گفت :قربون کس و کونت برم ، خودم کیر مبینو خیس میکنم میذارم تو کس خوشگلت ، خودم میچسبم از کیرش فرو میکنم تو کونت . اگه بدونی مبین چه کیر کلفتی داره ، اگه بدونی بیضه هاش چقدر بزرگن . نمیدونم اینارو از کجا میدونست . نمیدونم واقعا شوهرم با مبین گی داشت یا برا حشری کردن من این حرفارو میزد ولی هرچی بود موفق شده بود که منو با این حرفاش موقع لیسیدن شکمو سینم دوبار ارضا کنه .
_خب چی شد ؟ باهاش سکس کردی؟
_حتما الان در نظرت زن خیلی کثیفیم . منو به چشم یه ادم هرزه میبینی.
_عه . نه این چه حرفیه.
_هاکان ؟؟؟؟ تو راضی میشی یه مرد دیگه بخواد به بدن زنت و جاهای خصوصی بدنش چشم بدوزه ؟
یه نگاه غضبناک بهش کردم و هیچی نگفتم . ستاره خودش ادامه داد و گفت : این طرز نگاهت برام آشناس
_آشناس ؟؟ چطور اشناس ؟ یادمه وقتی کامبیز خونمون بود و منو مبینا اشپزخونه مشغول تدارک شام بودیم که من رفتم از اتاق چمدتا ظرف که تازه خریده بودمو بیارم شنیدم روی تراس اولین بار سروش به کامبیز میگفت که بیا زنامونو راحت و باز بذاریم و لباسای بدن نما و لختی تنشون کنیم . زندگی دوروزه بذار هم اونا و هم خودمون لذت ببریم . یادمه کامبیز همین نگاهو به سروش انداخت .
_میخوای بگی منم…
_نه هیچ نتیجه گیری نمیکنم . گفتم اونم این نگاهو به سروش انداخت.
خود منم وقتی سروش از سکس خودش با زن دیگه حرف میزد کم مونده بود اشکم در بیاد ولی آخرش کار بجایی رسیده بود که از دوستای خودم برا سروش جی اف جور میکردم.
_ستاره اینا که میگی برا من اصلا قابل درک نیست . مگه میشه ادم شریک زندگیشو با کسی به اشتراک بذاره . مگه میشه ادم از اینکه زنشو کسی دید بزنه خوشش بیاد؟
_اره میشه
_نه نمیشه
_میشه
_نمیشه
_جنبشو داری امتحان کنیم ؟
_امتحان کنم ؟ زنمو ببرم تو خیابون یا تو مهمونیا لختو پتیش کنم مردا ببینش؟ ای چه حرفیه میزنی ستاره ؟
_نه عزیزم منظورم اینا نیست . میخوام بهت ثابت کنم که زیاد نباید مطئن حرف بزنی.
_اله اکبر . دختر از رو نمیری ؟
_نچ
_ثابت کن
_حتما؟؟؟
_حتما
ستاره منو هول داد رو تخت خوابی که اونجا بود و خودشم کنارم نیم خیز شد . من کاملا دراز کشیده بودم ولی ستاره پاهاش روی زمین بود و خودش کنارم خم شده بود و وزنشو انداخته بود روی ارنج سمت چپش. شروع کرد به حرف زدن با صدای آرون و یه لحن سکسی و همزمان انگشت اشارشو روی سینه و شکممو ….خلاصه همه جام میکشید و حرف میزد.
_فکر کن زنت مینو توی یه مجلس عروسی تو باغ با اون اندام فوق سکسیش با یه لباس بدن نما یا یه لباس شب ماکسی بلند که از پایین تا بغل باسنش چاک داره و سفیدی رونای خوشتراشش زیر جوراب شیشه ای کاملا تو چشمه و خط سینش هم مشخصه و نصف سینه هاش دیده میشن. مردای توی مجلس دزدکی دارن زن خوشگلتو دید میزنن و هرکدوم تو ذهن خودشون دارن یجای بدن زنتو لیس میزنن
عصبانی شدم و گفتم: بسه دیگه این مزخرفات . خواستم بلند شم که ستاره مانع شد و گفت حرف زدی روش واستا و با دستاش روی سینم فشار اورد و مجددا منو رو تخت خوابوند . اینبار دستشو گذاشت روی رون پام و خیلی نرم و اروم رونمو مالش میداد به داخل و گفت :مردا دوست دارن این حوری بهشتی رو لااقل یکشب تو آغوش خودشون داشته باشن و مدام تو دلشون میگن هاکان کوفتت بشه با این لعبتی که گیرت اومده. خانومتم اون وسطا داره با دوستاش میرقصه و کمرشو پیچ و تاب میده ، چندتا جوون هفده هجده ساله هم دارن باسن گرد مینو رو با حسرت نگاه میکنن ودستشون و میبرن تو جیب شلوارشون تا بدور از چشم دیگرون از تو جیبشون بچسبن از کیرشون و با نگاه به زنت کیراشونو بمالن.
چشام ناخداگاه بسته شده بود و داشتم صحنه هایی که ستاره تشریح میکردو تو ذهنم مجسم میکردم. دوست داشتم ببینم بعدش چی میشه.که ستاره ادامه داد و گفت : حالا دوستت یاشار داره با مینو اون وسط میرقصه و دستش رو کمر زنته و گاهی دستاشو میاره پایینتر روی قوس کونش. با مینو فیس تو فیسن و در حال رقص صورتاشون باهم چند سانت بیشتر فاصله نداره . مینو هم شکمشو میچسبونه به شکم یاشار تا کیر یاشارو از روی لباس رو کسش حس کنه .
وقتی به اینجا رسید ستاره دستشو گذاشت روی کیرم (البته هردو لباس تنمون بود ) یاشار هم خودشو بیشتر میچسبونه به مینو و دستاشم از دو طرف از پشت رو کپلای باسنش فشار میده و نرمی کون زنتو لمس میکنه. زنت چشاش بسته میشه و یاشار هم از فرصت استفاده میکنه و لبشو میذاره رو لب زنت و در حال رقص ملایم و رمانتیک خیلی ریز از هم لب میگیرن و با حوصله و بدون عجله نوبتی لبای همو میمکن. دوستت برا زنت کیرشو راست کرده هاکاااان . مینو سفتی کیر یاشارو میتونی قشنگ لای پاش حس کنه
وقتی حرفای ستاره به اینجا رسید ناخواسته یه اهههههه بلند کشیدم . ستاره هم وقتی دید خوشم اومده بیشتر و با اب و تاب ادامه داد
_زنتو میبره یه گوشه از باغ و میچسبوندش به یه درخت و اون پایی که رو لباسش چاک داره رو بلند میکنه و خودشو محکم میچسبونه به زنت و محکم از هم لب میگیرن . مینو اون یکی دست یاشارو میگره و از یقه لباسش دستشو میذاره رو سینه خودش و بهش میفهمونه که سینشو بماله. یاشار یه دستش تو لباس زنت رو سینشه و با یه دستش هم پای زنتو رو هوا نگه داشته .
_اخخخخخخ لعنتی کشتی منو …. زن جندمو ول کن …. الان خودتو میخوام . بذار اونا با هم حال کنن .
اینو گفتمو با یه حرکت ستاره رو نقش رو تخت کردم و با دوتا دستام دوتا دستاشو که دوطرف سرش کنار گوشاش بودن محکم نگه داشتم و به تخت فشارشون میدادم . در حالی که ستاره یه لبخند قشنگ رو لباش بود بهم گفت : زنتو دادی یکی دیگه بکنه؟؟؟
_اره …بذار بکننش. منم تورو الان جر میدم.
_اخخخخخ بده …جرم بده ….نمیتونی که …. خیلی کم پیدا میشه مردی که بتونه منو اونطور که دلم میخواد حال بیاره . یبارم بهت گفته بودم سخت میتونی بفهمی که من کی ارضا شدم ، مگر اینکه کارتو اونقدر خوب انجام بدی که با جیغو داد و لرزش های زیاد ارضا بشم .
ستاره این حرفو میزد که منو تحریک کنه تا هرچه در توان دارمو روش پیاده کنن و موفق هم شده بود.
پاشدم نشستم رو تخت . ستاره دستشو گذاشت رو دکمه های پیراهنم و دونه دونه بازشون کرد

                              \\\ ادامه دارد ///

نوشته: ارسلان H


👍 13
👎 3
9000 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

906954
2020-08-09 01:26:44 +0430 +0430

عالیه منتظر بقیش هستم

1 ❤️

906962
2020-08-09 01:50:20 +0430 +0430

آخ که چقدر خوب توصیف میکنی.لایک به قلم تواناتون

1 ❤️

906966
2020-08-09 01:57:53 +0430 +0430

از شما با این قلم و دقت بعیده که به جای “هل” بنویسین “حول”. اما قلمتون جذابه 👏🏻

0 ❤️

906989
2020-08-09 04:34:41 +0430 +0430

عالیه…

0 ❤️

907002
2020-08-09 08:29:32 +0430 +0430

برادر خیلی داستانت خوبه ولی داری خیلی طولش میدی سر و ته شو به هم بیار و تمومش کن دیگه این پارت خیلی طولانی بود . ولی خب داستانت خوبه

0 ❤️

907047
2020-08-09 13:57:26 +0430 +0430

کسکش کار درست حرفه ای
هلو تو دستو بالش زیاده
توی شمال لنگ نمیمونی
09923943430
09356850883

0 ❤️

907057
2020-08-09 14:45:15 +0430 +0430

خیلییی خووووبه ❤.❤
دوس دارم ادامشو بخونممم

0 ❤️

907078
2020-08-09 17:42:50 +0430 +0430

چه خر تو خری شد . لز بود اومد کون داد کیر یکی دیگرو خواست. چی شد اصلا 😂

2 ❤️

907082
2020-08-09 18:31:08 +0430 +0430

اروتیک که بود
ولی خیلیییی غیر قابل باور :))

0 ❤️

907117
2020-08-10 00:07:13 +0430 +0430

عالیه ایوول ادامه بدع

0 ❤️

907149
2020-08-10 00:58:04 +0430 +0430

با اینکه قراره آخرش به ضربدری و اینا برسه ولی قشنگه

0 ❤️

907159
2020-08-10 01:04:57 +0430 +0430

دمت گرم چقدر زحمت کشیدی.خسته نباشی چقدر تایپ کرده بودی. مگه میشه؟؟ مگه داریم؟؟

0 ❤️

907160
2020-08-10 01:07:43 +0430 +0430

دمت گرم hamid. hکه اینقدر بفکر بچه های شهوانی هستی 😁 😁

0 ❤️

909355
2020-08-18 00:06:01 +0430 +0430

ادامش چی شد؟؟
منتظریم

0 ❤️

909686
2020-08-19 14:48:14 +0430 +0430

عالیه

0 ❤️

909754
2020-08-19 23:47:50 +0430 +0430

چرا دیگه ادامه نمیدی

0 ❤️

909966
2020-08-20 22:33:48 +0430 +0430

بقیش؟

0 ❤️

916551
2020-09-13 21:58:21 +0430 +0430

بقیش کو‌ پس

0 ❤️

919125
2020-09-23 18:31:43 +0330 +0330

دوست عزیز داستانت خیلی عالی هست لطفا ادامه داستان رو بزار

0 ❤️







Top Bottom