عمه جون

    1398/4/1

    سلام
    این داستان برای خیلی وقت پیش هست من الان ۳۰ سالمه و اون زمان فقط ۱۸ سالم بود.عمه من هم اون موقع ها ۴۰ ساله بود.عمه من ۳تا بچه داره و یه شوهر کارگر ولی همیشه به خودش میرسه و از لحاظ بدن با اینکه ۳تا بچه داره خیلی عالیه.من خیلی دوسش دارم و همیشه تو افکارم اون زمان باهاش سکس داشتم و لخت تصورش میکردم.بریم سر اصل داستان،ما تو اصفهان هستیم و خونه تمام فامیلامون شیرازه.من همیشه تو نخ این بودم که با عمه ام تنها بشم یا یجوری خودمو بهش نزدیک کنم.عید بود که همگی رفته بودیم روستا خونه مادر بزرگم.چون همه توی خونه جا نمیشدن تعدادی از فامیل توی حیاط میخوابیدن.منم توی حیاط خوابیده بودم که یهو نصف شب بیدار شدم و دیدم عموم که بین منو عمه ام خوابیده بود رفته داخل تا پیش زنش بخوابه.منم که دیدم کسی بین منو عمه جون نیست گفتم الان وقتشه تا برم پیشش قل خوردم و رفتم کنار عمه اونم خواب بود آروم خودم رو زیر پتو جا کردمو سرم رو گذاشتم روی بازوش.کم کم شروع کردم به بوسیدن بازوش و حسابی بوسیدم تا عمه یکم هوشیار شد و متوجه من تو بغلش شد و دست دیگه رو دور من انداخت.من ترسیدم و تکون نخوردم تا چند دقیقه ای گذشت و عمه که دستش از بودن سر من روی اون خسته شده بود دستش رو کشید.من هم چرخیدم و رو به روی عمه شدم.داشتم ذره ذره خودمو بهش نزدیک میکردم که یهو اون چرخید و پشتش رو به من کرد.پیش خودم گفتم دیگه نمیشه که یهو دیدم خود عمه کونش رو داد عقبو چسبوند به کیرم.وای چی می دیدم؟کون خوش فرم عمه چسبید به کیرم که داشت منفجر میشد.منم آرو شروع کردم به هول دادن.جرعت دست زدن بهش رو نداشتم.بعد از چندبار تکون دادن عمه دوباره چرخید و ازم دورتر شد.اونجا هزارتا فکر تو سرم اومد که چی شد؟فهمید؟نفهمید؟ناراحت شد؟جای خوبی نیست؟خلاصه که اونشب بدون هیچ چیزی گذشت و من تا صبح از شق درد خوابم نبرد.گذشت و چند ماه بعد که من رفتم شیراز رفتم خونه عمه.فکر سکس با اون دیوونم کرده بود.وقتی در زدم کسی در رو باز نکرد.به گوشیش زنگ زدم بعد کلی بوق جواب داد.گفتم خونه نیستید؟گفت چرا بچه ها نیستن و منم دستشویی بودم الان در رو باز میکنم.رفتم تو بعد سلام و احوال پرسی بلند شدم و یه قلیون چاق کردم و دوتایی کشیدیم.بعد کلی حرف زدن و قلیون کشیدن گفتم من میخوام برم حمام و از وقتی که اومدم شیراز حمام نکردم.عمه هم بهم گفت برو آب هم داغه.منم لخت شدم و رفتم توی حمام افکارم داشت دیوونم میکرد.حسابی داغ کرده بودم.یهو به سرم زد که از عمه بخوام کمرم رو کیسه بکشه.صداش زدم و گفتم میتونی کمرم رو کیسه بکشی خیلی وقته کسی کیسه نکشیده پشتم رو.اونم گفت صبر کن زیر غذا رو کم کنم میام.من تو حمام بودم و لخت منتظر عمه.دیدم داره در رو باز میکنه که سریع برگشتم.اومد تو من اصلا نگاه نمیکردم کیسه و سفیدآب رو برداشت و بهم گفت کمی دولا بشم تا دستش به بالای کمرم برسه.شروع کرد و هرچی پایین تر میرفت من داغ تر میشدم.وقتی داشت پهلوهام رو کیسه میکرد من کمی خودم رو به سمتش چرخوندم تا کیرمو که پاشده ببینه.یکی دوبار این کار رو کردم تا اونم متوجه شد.گفت اون چرا اینجور شده منم خودمو زدم به اون راه و گفتم کمرم زخم شده؟خندید گفت نه اونی که جلوته.منم که سرخ شده بودم گفتم نمیدونم.گفت بزار ببینمش هنوز پشتم بهش بود که دستش رو از پشت دور کیرم مشت کرد و خندید و گفت اوه اوه چه کلفت هم شده!وای به حال زن آیندت.منم که از بس قلبم تند میزد صدام در نمیومد.یه چند لحظه ای منو رها کرد و بعد یکم مکث کیرمو گرفت و منو چرخوند و دیدم که اونم کامل لخت شده.گفت نمیخوای بیایی نزدیک تر؟گفتم از خدامه.تمام تنم آتیش بود رفتم جلوش که پای راستش رو گذاشت روی چهارپایه و سر کیرمو گذاشت رو سوراخ کسش.من داشتم ارضا میشدم دیگه.تمام تنم میلرزید.گفت مگه نمیخواستی؟شروع کن.منم که دیگه اختیاری از خودم نداشتم بعد چندتا تلمبه سفت و تند داشتم ارضا میشدم که کیرمو درآوردم و آبمو ریختم کف حمام.گفت همین؟من خیلی بیشتر از اینا انتظار داشتم.گفتم یعنی چی گفت خودتو بشور تا بگم.بعد از اینکه خودمو شستم با کمک عمه جون.دوباره کیرمو مالید تا بلند شد و گفت بیا حالا نوبت منه.منم که بار اول انگار تمام آب بدنم ازم رفته بود دیگه آبم به این زودی نمیومد.شرو کردم به جردادن کس عمه جون.تلمبه های سفت و تند پشت هم با صدای شالاپ شالاپی که تو حموم میپیچید.بعد از چند تا پوزیشن مختلف عمه که حسابی به اوج لذت داشت میرسید دیگه ناله میکرد و با هر تلمبه خودشو به سمت من فشار میداد تا تمام کیرمو تو وجودش حس کنه.بعد چندتا تلمبه حسابی یه دفعه شل شد و آهی کشید و دستش رو روی شونم گذاشت تا زمین نخوره.زانوهاش توان نگه داشتن بدنش رو نداشتن.بعد کیرمو درآورد و شست ونشست کیرمو کرد تو دهنش و حسابی خورد و مالید تا بار دوم هم آبم بیاد و خودش آبم رو ریخت روی سینه هاش.من دیگه داشتم میمردم.خودمون رو شستیم و رفتیم بیرون من که دیگه از هوش رفتم و خوابم برد.بعدازظهر بیدار شدم و دیدم که همه برگشتن خونه.
    شاد باشید.
    نوشته: Muni

  • 7

  • 20




  • نظرات:
    •   ari.62
    • 3 هفته،4 روز
      • 0

    • چرت و‌ پرت


    •   Ares.1
    • 3 هفته،4 روز
      • 1

    • خیلی همه چیزش تکراری بود
      احساس کردم تا حالا هزار بار خوندم داستان رو
      حتی تا 10 خط بعد هم حدس میزدم ک دقیقا چی میشه و کامل درست بود حدسم
      یکم تنوع بده ، دل بدید ب کار خب


    •   Adtenos35
    • 3 هفته،4 روز
      • 1

    • عمه بعضیا به خودشون خوب میرسن و خودشون هم ، همه کیر کلفت و وای چه بلایی سر زن آیندشون بیاد و شوهر عمه هم کارگر خسته. بی حال ، کیر خراب


    •   Mmdrezait
    • 3 هفته،4 روز
      • 6

    • غذا چیشد سوخت؟؟


    •   shahx-1
    • 3 هفته،4 روز
      • 10

    • عموت اگر میخواست پیش زنش بخوابه چرا از همون اول نرفت؟ نذر داشت نصف شبو پیش خواهرش بخوابه نصف دیگه رو پیش زنش؟؟!
      اصل ماجرا : بغل عمو و عمش خوابیده بوده دیده یکی پاشد رفت فکر کرده عموش بوده پشتشو کرده قل خورده رفته طرفم دستشو انداخته دورش بعد یهو دیده یه چیزی داره اون پشت هی سفت تر میشه و موهای زبری به پشت گردنش مالیده میشه سعی میکنه دست عمشو بزنه کنار که متوجه میشه دست عمش نصفه شبی بدجوری پشمالو شده دو رو با دو جمع می کنه میفهمه داستان چیه سعی میکنه جیغ بزنه که یهو دست قدرتمندی رو دهنش قرار میگیره و سکس کامل میشه!! (biggrin) کونی...... یعنی ببخشید مونی قصه ما فرداش تا بعد از ظهر از شدت درد نتونسته از جاش پاشه صبر میکنه همه برن که ابروش نره بعد پنگوئن وار برمیگرده خونشون!!! (biggrin)


    •   amirhosseincode
    • 3 هفته،4 روز
      • 0

    • فضایی


    •   amirhosseincode
    • 3 هفته،4 روز
      • 0

    • فضایی


    •   Emperatoorxxx
    • 3 هفته،4 روز
      • 1

    • عاقلان دانند...


    •   Watcher
    • 3 هفته،4 روز
      • 1

    • به یارو میگی یه لیوان اب بده هزار جور ناز و ادا درمیاره اخرشم خودت باید بری اب بخوری
      اینا عمشون لخت میاد میگه اون چرا ایجوری شده ای کیر تمام شوهرعمه ها تو مغز گاییده شدت
      کمتر بزن لااقل با فیلم ایرانی بزن تخیلاتت کمتر شه
      کلام اخر هم کیرم فرق باسنت


    •   blue_rose
    • 3 هفته،4 روز
      • 2

    • حرومزاده! دوباره جمله یِ وای چی میدیدم! دوباره کیر منو میدیدی که میخواستم بکنمش تو کونت! کونکش داستانت داره داد میزنه از بیخ دروغه! یعنی یه بچه دبستانی کوصتانه تو رو بخونه راحت میفهمه که دروغه و تو فقط یه جقی هستی که با فکر به عمت جق میزنی! محارم ننویس حرومزاده حتی اگه فانتزی باشه! هیچ عمه ای این کار رو نمیکنه هیچچچچچچچچ عَمه ای! کیر شوهر عمت تو کونت!


    •   shaokahn98913
    • 3 هفته،4 روز
      • 8

    • شاشو...
      جیشو...
      کص مغز جقولیسم ،


      عزیزم چندسالته من به دوستان هم سن و سال تو کلاس های قرآن رو سفارش میکنم کلاس های طوسی و سایر شرکا.. نیازی نیست در نقش سایبری حکومتی بیاید و ذهن بچه های مردم رو منحرف کنید...


      ادمین محترم ، ادمین های گرامی..
      یک ذره شرف و انسانیت داشته باش ، بی دین باش ولی مرد باش مرد،
      سکس با خواهر . سکس با مادر . سکس با زن برادر . سکس با برادر زاده و خواهرزاده . سکس با عمه و خاله....


      بابا شرافت و جوانمردیتون رو شکر...


      هر کص کش مادر هزار کیر سگ پدری بلند شد سکس با محارم و بی غیرتی رو ترویج کرد . پیش خودت فکر نمیکنی مطمئنا بچه های کم سن و سال و زیر سن قانونی با یک گوشی ساده اندرویدی هم میتونند وارد سایت شهوانی بشن..
      و این مطالب رو بخونند تو ذهنشون این مطالب رو مرور کنند و سعی کنند به واقعیت تبدیلش کنند..


      به تمام کائنات سوگند دور از شرافت انسانیته . بابا مردی که به تخم و خایه و کیر و سبیل نیست...


      مرد باش نگذار یه نهال زمین بیافته نگذار زحمت باغبون ( پدرو مادر) به فنا بره ایرانیان سال 57 بدترین انتخاب دوران خودشون رو انجام دادند . و از اون روز به بعد بدترین دوران زندگی خودشون و نسل بعد خودشون رو دیدند .
      فقر. بیماری . اعتیاد . آمار طلاق..وووووو


      الان که نسل دهه های 70 و 80 بیدار شدند و فهمیدند یک مشت حرامزاده فسیل مغز شاشو . دارند به این مملکت و مردمش حکومت میکنند که فکر شکم خودشون و زیر شکمشون هستند.. دست به کار شدند و با گسیل کردن عوامل سایبری پست فطرتشون توی این سایت ها و نوشتن این گونه داستانها که در بالا اشاره شد . سعی میکنند ذهنیت این دهه ها رو از راه آزادی مملکتشون دور کنند . ودرگیر مواردی خارج از گود آزادی میهن کنند..


      جوانان و نوجوانان عزیز ایرانی آریایی ، دختران و پسران شیرین زبان مملکتم روی سخنم باشماست ..
      افراد بزرگسال این سایت منجمله خودم کاملا آگاه هستیم به صورت مخفیانه درون این سایت ها سرک میکشید و گاها با استرس هم که مبادا توسط پدر یا مادرتان رصد شوید داستانهای اینگونه سایت ها را میخوانید..
      چاره ی نیست دیگر آمده اید ، هرچند مناسب سن و سال شما عزیزان مملکتم نیست ...
      آگاه باشید داستانهای محارم و هرداستانی که نشانه گر تخریب خانواده های ایرانی و به سردی کشاندن گرمای دلنشین محبت یک خانواده اصیل ایرانی باشد تماما و تمام قد افکار شیطانپرستانه آخوندهای حکومتی و سایبری ها حکومتی است برای نابود کردن ذهن شما و خانواده شما .
      آنها میخواهند ایران و ایرانی را نابود کنند . این رفتارها و این داستان های محارم و بی غیرتی هنجار شکن تهیه و تنظیم شده اتاق فکر مخوف و نجس آنان است..
      واگر نه در نبود مادر.. خواهر مقدس است
      در نبود خواهر عمه و خاله غمخوار دلسوز است و حریم امن است برای کودکان و نوجوانان و هیچگاه با سنت ایرانیان اصیل این اعمال ها مطابقت نداشته و نخواهد داشت...


      عزیزانم آخوندها نفس های آخر را میکشند و به زودی راهی مستراحی خواهند شد که از آن آمده اند . پس دقت کنید در دام حق و کلک آنان نیافتید..


      ادمین های محترم شمارا به خویشتن داری و تفکر و تامل بیشتر دعوت میکنم..


      اگر مردان باشرافت در این مکان هست . همین مطلب اورا بس است... درپناه یزدان پاک باشید


    •   LuckyRose
    • 3 هفته،4 روز
      • 2

    • خواستم بگم که قصه اصلی چی بوده، شاه ایکس مثل همیشه حق مطلب رو ادا کرد.
      فقط خواهشا دفعه های بعدی قصه کون دادن به حسن چوپان و خفت شدن توسط کدخدا و ساک زدن برای خر ننه آغا رو هم بنویس. قلمت خوبه، امیدوارم اونم بره پشتت.


    •   Mohammad.leyla
    • 3 هفته،4 روز
      • 0

    • حمال جقی


    •   Blackhorse
    • 3 هفته،4 روز
      • 0

    • یک داستان تخمی تخیلی دیگه


    •   amiiir_h
    • 3 هفته،4 روز
      • 0

    • کل داستان تخمیت ی طرف..سفت تلمبه میزدی؟؟؟؟یعنی چ اونوق؟؟؟چن بار تو کونت سفتتتت تلمبه زدن ک الان داری اینجامیگی؟؟کیر دهن تو عمت و بچه هاش دیوث


    •   مسیحی۰
    • 3 هفته،3 روز
      • 4

    • بنظر من آدمی که به تصور خواهر پدرش جق بزنه،
      باید مثل خر در طویله بسته شه تا بابای اصلیش پیدا شه.
      صددرهزار مطمئن باش تخمت حروم بوده اگه به مامانت اصرار کنی بهت میگه بابات کیه!


    •   علی امین
    • 3 هفته،3 روز
      • 1

    • یعنی بانو الکسیس هم با اون همه جندگیش اگر میخواست بهت بده یه چند ساعتی طول میکشید راضی بشه بعد عمت زود شل کیر کوچیکت شد هاااااا


    •   ARYA52
    • 3 هفته،3 روز
      • 3

    • داستان محارم رو نمیخونم فقط میام کامنت ها رو میخونم
      اینا که محارم مینویسند اینقدر پست و حقیر هستند که ارزش فحش هم ندارند
      دوستان ترتیبت رو دادند.


      نه_به_محارم


    •   boko+net
    • 3 هفته،3 روز
      • 1

    • عمه جنده کوس پریش
      اول یواشکی از لا در حموم چند تا کوس ببین که اصلا دوزاریت بیفته کوس چیه , بعد بیا کوس بنویس .
      این خونواده ای که تو توصیف کردی که عموم لای من و عمم خوابیده بود و زن عموم لای شوهر عمم و ننم فقط تو فیلمای فارسی قدیمی اونم تو شهرنو جنده خونه قبل انقلاب پیدا میشد .


    •   Mahsa-sissy
    • 3 هفته،3 روز
      • 0

    • زاده شده توسط یک جقی


    •   ssonna
    • 3 هفته،3 روز
      • 2

    • شما باعث شدین اسم عمه به لجن کشیده بشه خو (cool)


    •   امیرموتوری
    • 3 هفته،3 روز
      • 1

    • پراید 89 سفید بدون رنگ بیمه 4 ماه فنی سالم تو کونت با این مزخرفاتت کس مغز
      این بود جواب خون مرحوم خاشقچی این بود ارمانهامون
      سلامتی همه عمه های جنده علی اقا کریمی مهدی مهدوی کیا سلامتی همه بد همه بی معرفتا


    •   امیرخان۱۳۴۱
    • 3 هفته،3 روز
      • 1

    • محارم نمیخونم لعنت به نویسندش
      حرومزاده کووونی


    •   Mamad.tala
    • 3 هفته،3 روز
      • 0

    • اگر اونجا که جاش نبود میکردی خیلی بهتر باور میکردیم تا اینکه...


    •   Ssasannnn
    • 3 هفته،3 روز
      • 0

    • اول برو ی جق بزن بعد بیا کسشعرات رو بگو


    •   rezamaldiniii
    • 3 هفته،3 روز
      • 0

    • خداییش این حمام و کیسش نبود نصف جقیا فانتزی نداشتن واسه داستان نوشتن نصف دیگشم مربوط به خستگی و ماساژ اگه این دو مورد ممنوع بشه شهوانی داستان نداره دیگه


    •   mehdi5422
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • جقاتونو نریزین تو داستانا جقاتونو نریزین تو داستانا جقاتونو نریزین تو داستانا......کیرم دهن مادر پسرداییه پسرعمت


    •   alonelucky
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • نفر سومم سایز بزرگ از تهران هر کس دوست داره بیاد پی وی


    •   alonelucky
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • نفر سومم سایز بزرگ از تهران هر کس دوست داره بیاد پی وی


    •   داریوشم
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • آقا محارم و نزدیکان و خیانت ننویسین،ذهنت بیماره؟برو دکتر خودتو نشون بده،بگو من از بچه گربهء همسایه گرفته تا بابا مامانم،عمه ام،داداشم،خواهرم،خواهرزاده ام،بابا بزرگم،مامان بزرگم گرفته تا ... خود شما دکتر!به همگی کمپلت حس دارم و خلاص!شد الآن؟اما نیا این مزخرفاتو اینجا بنویس که چندتا بچه بخونن برن دنبالش،همینجوریش مملکتو گند گرفته همین مونده بچه هامونم مونگول بدنیا بیان،کدوم بچه؟همون حاصل دسترنج! جنابعالی با عمه جانت،خواهرت،مادرت و ...
      آقا محارم ننویسین،محارم نخونین،محارم تحریمه،نه بخونین نه بنویسین،ایرانی هستیم خیر سرمون!اگه گذاشتن؟


    •   karen13
    • 3 هفته
      • 0

    • دمت گرم خیلی هم خوب بود ، فقط کاش جزئیاتشو بیشتر مینوشتی ، خاطره ی منم شبیه توعه ولی جزئیاتش بیشتر بود ، اگه دوس داشتی مراجعه کن به داستان من ، (عمه مذهبی و خواب) اسمشه . درکل مرسی خوب بود !


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو