عمه ی خوردنی من

1400/07/26

سلام
میخوام یه قسمتی از زندگیمو براتون تعریف کنم . من سیاوش هستم و ۲۵ سالمه . تیپ و قیافه ام معمولی و قابل تحمله . اهل یکی از شهرستان های غرب کشور هستم . آغاز این اتفاقات که میخوام براتون تعریف کنم برمیگرده به ۵ سال پیش که من ۲۰ ساله بودم . پدر بزرگ من توی یکی از روستاهای استان ما زندگی میکنه که با شهر محل زندگی ما تقریبا ۶۰ کیلومتر فاصله داره . از عمه ها و عمو هام فقط عمه کوچیکه که ۲ سال از من بزرگتره، توی خونه ی پدربزرگ زندگی میکنه و بقیه رفتن سر خونه زندگی خودشون . تابستون بود و من رفته بودم روستا که چند روزی بمونم خونه پدربزرگم . شبا وقت خواب چون گرم بود هوا کولر رو روشن میکردیم ولی از اونجایی که پدر بزرگ و مادربزرگم مخالف روشن کردن کولر بودن ، شبها میرفتن روی تخت بزرگی که توی حیاط داشتن میخوابیدن و من عمه ام توی خونه میخوابیدیم و چون تا اخر شب تلویزیون نگاه میکردیم ، همونجا جلوی تلویزیون میخوابیدیم . معمولا من نزدیک تلویزیون و عمه ام دورتر میخوابیدیم جوری که پاهای عمه با من تقریبا نیم متر فاصله داشت . رابطه ی من و عمه هم خیلی معمولی بود . عمه ام قد بلند و هیکل توپری داشت . موهای بلند مشکی و صاف که تا پایین کمرش میرسید . اسم عمه ام نرگسه و معمولا دامن و یه پیرهن مردونه تنش میکرد و یه روسری که شبا قبل از خواب از سرش درمیاوردش . زیر دامنش هم یه ساپورت میپوشید . یه شب طبق معمول داشتیم تی وی نگاه میکردیم که من برگشتم یه نگاهی به عمه کردم و دیدم خوابیده و منم تی وی رو خاموش کردم که بخوابم ولی خوابم نمیگرفت . پاشدم برم در یخچال یکم آب بخورم که نگاهم به عمه افتاد . دمر دراز کشیده بود و پای چپشو به سمت شکمش خم کرده بود و پتو مسافرتی رو هر شب روی خودش میکشید ، کاملا کنار زده بود . چراغ حیاط روشن بود و یه نور ملایمی داخل اطاق میوفتاد و فضای اطاق رو یه خورده روشن میکرد . دامن عمه بالا رفته بود پاهاش توی ساپورت خودنمایی میکرد . واسه اولین بار نسبت به عمه نرگس حس پیدا کردم و محو تماشای پاهاش شده بودم . یه لحظه به خودم اومدم و بیخیال شدم و رفتم سمت یخچال . آب خوردم و یه پارچ آب هم آوردم که بذارم بالای سرم . برگشتنی دوباره نگاهم به سمت پاهای خوشگل عمه نرگس منحرف شد . رفتم سر جام دراز کشیدم و نتونستم برنگردم و نگاه نکنم . بالش خودمو برداشتم و گذاشتمش بالاتر و کنار پاهای عمه . شهوت تمام وجودم رو گرفته بود و ناخودآگاه دستم رو دراز کردم و گذاشتم روی ساق پای عمه . دل تو دلم نبود و میترسیدم بیدار شه و آبرو ریزی شه . دستمو برداشتم و سعی کردم بخوابم ولی نمیشد . دوباره دستمو دراز کردم و اینبار گذاشتم پشت زانوی پای راستش که صاف بود . خیلی حس خوبی داشتم و یکم دستمو جابجا کردم که عمه یه تکون خورد و به پهلو شد . قلبم داشت ایست میکرد . چند دقیقه که گذشت دوباره جرات پیدا کردم یکم رفتم بالاتر دراز کشیدم جوری که صورتم دقیقه در کون عمه بود . با نوک انگشتام خیلی آروم دامنش رو بالا زدم و صورتمو چسبوندم به کونش . کیرم داشت شورت و شلوارم رو پاره میکرد . یکم صورتمو روی کونش تکون دادم که عمه ام دوباره تکون خورد و دمر شد . بدجوری شهوت غلبه کرده بود بر من مغزم دیگه کار نمیکرد . شلوار و شورتمو تا مچ پام پایین کشیدم و کیرمو چسبوندم به کف پاهای عمه . البته خیلی آروم آروم اینکار رو کردم . چند لحظه بیشتر از اینکارم نگذشته بود که احساس کردم دارم ارضا میشم . سریع از عمه فاصله گرفتم و شلوار و شورتمو کشیدم بالا و توی شورتم ارضا شدم . پاشدم رفتم حموم و بعد از دوش گرفتن شورتمو شستم و رفتم خوابیدم . فردای اون روز نگاه من نسبت به عمه عوض شده بود و همش دیدش میزدم . دوباره شب شد و طبق معمول ما مشغول تماشای فیلم های مزخرف آنتن بودیم و بعد از اتمام فیلم من تی وی رو خاموش کردم و برگشتم سمت عمه و دیدم دوباره خوابیده ولی اینبار ساپورت زیر دامنش نپوشیده بود و دامنش تا زیر زانوش بالا رفته بود و پاهای خوشگل و گوشتی عمه نرگس داشت خودنمایی میکرد .
خیلی تعجب کردم که عمه زیر دامنش چیزی نپوشیده بود ولی بعدش با خودم گفتم شاید بعضی شبا واسه راحت تر خوابیدن ، چیزی نمیپوشه زیر دامنش .
مثل شب قبل خودمو بالاتر کشیدم . عمه به پهلو خوابیده بود و پاهاش از زانو خم شده بود . پتو مسافرتی رو هم که همیشه روی خودش میکشید تا روی زانوهاش رو پوشونده بود و از زانو به پایین نه پتو روی پاهاش بود و نه دامن . خودمو اینقدر بالا کشیدم که سرم همسطح باسنش بود . خیلی آروم و با اضطراب دستمو گذاشتم روی ساق پاش . چند لحظه بی حرکت دستمو نگه داشتم و بعد خیلی یا احتیاط دستمو روی پاش تکون دادم . موهای اصلاح شده ی پاش یذره بیرون زده بودن و این باعث میشد پاهاش یه زبری خاصی داشته باشه که بیشتر منو حشری میکرد . یکم که بیشتر دستمو روی ساق پاش جابجا کردم عمه یه تکونی خورد و دمر شد . قلبم داشت از سینه ام بیرون میزد از استرس ولی شهوت اجازه پا پس کشیدن نمیداد . دمر شدن عمه معمولا اینجوری بود که یکی از پاهاش صاف و اون یکی رو جمع میکرد توی شکمش . اون پاش که صاف بود نزدیک من و سمت من بود و دامنش هم تا پشت زانوش بالا رفته بود و من توی نور ملایمی که توی اطاق بود ، پشت زانوی عمه رو میتونستم ببینم ولی به شدت دنبال این بودم که رون های عمه رو لخت بتونم ببینم و لمس کنم . واسه همین با نوک انگشتام لبه ی دامنش رو که پشت زانوش بود گرفتم و سعی کردم ببرمش بالاتر که رون گوشتی و توپر عمه رو دید بزنم ولی چون دامن زیر پاش گیر کرده بود فقط در حد یکی دو سانت بالاتر رفت . گفتم بذار یه بار دیگه تلاش کنم و این بار یکم بیشتر دامنش رو بدم بالا . همین که دوباره لبه دامن رو گرفتم که بکشم بالاتر ، دوباره عمه یه تکون خورد و من دستمو به سرعت برق کشیدم کنار و به پهلو و پشت به عمه خوابیدم . دل تو دلم نبود و جرات نمیکردم برگردم ببینم چه حالتی شده عمه . چند دقیقه توی همون اوضاع موندم و بالاخره برگشتم سمت عمه و دیدم عمه توی همون حالت دمر خودش هست ولی دامنش بالاتر رفته و تا وسطای رونش رفته بالا . پتو هم که فقط روی بالا تنه اش بود . باورم نمیشد که دارم نصف رون عمه نرگس رو لخت میبینم . دیدن نصف رونش قانعم نکرد و من دنبال دیدن کامل رون های خوشگلش و لمس کردنشون بودم . دوباره دستمو به سمت لبه ی دامنش دراز کردم و گرفتمش و دیدم اینبار لبه ی دامنش شل بود و این یعنی دامنش آزاد بود و میشد بالاتر بردش . منم وقت رو تلف نکردم و دامنش رو تا زیر باسنش دادم بالا . وای خدای من دیدن اون رون های خوشگل و سکسی آب دهنمو سرازیر کرد . بعد از اینکه خوب دید زدم حالا نوبت لمس کردن بود . کف دستمو گذاشتم پشت رون عمه و بدون حرکت نگهش داشتم . نمیدونم دمای من بالا بود یا پوست تن عمه حرارت داشت . احساس میکردم دستم داره داغتر و داغتر میشه . یکم پشت رونش رو فشار دادم و نرمیش و گرمیش نزدیک بود ارضام کنه . شلوار و شورت رو کشیدم پایین و کیرمو درآوردم و بدون فکر به عاقبت کارم چسبوندمش به پشت رون عمه . تلفیق استرس و شهوت خیلی حس عجیبی رو واسم ساخته بود .
چند لحظه توی همون حالت بودم که احساس کردم دارم ارضا میشم و اصلا دلم نمیخواست الان ارضا شم . واسه همین یکم از عمه فاصله گرفتم و چند لحظه صبر کردم که عطشم فروکش کنه .
یه لحظه یادم افتاد که یه اسپری لیدوکایین که واسه دندون درد هستش در یخچاله . خودمو جمع و جور کردم و رفتم اسپری رو برداشتم و یکم به کیرم زدم که زود ارضا نشم و برگشتم . عمه هنوز توی همون حالت بود . بابت پدر بزرگ و مادربزرگ هم خیالم راحت بود چون اگه میخواستن بیان داخل باید از جلوی لامپی که توی حیاط بود رد میشدن و اینجوری سایه شون میوفتاد داخل اطاق و متوجه میشدم . چند دقیقه صبر کردم لیدوکایین اثر کنه و دوباره توی موقعیت قبلیم دراز کشیدم و دستم گذاشتم پشت رون عمه . خیلی حس باحالی داشتم . آروم دستمو به سمت کونش حرکت دادم که به لبه ی دامن رسیدم . لبه ی دامنش رو گرفتم و کشیدم بالاتر و یه لپ کونش البته از زیر شورت معلوم شد . یه شورت مشکی پاش کرده بود که با سفیدی پوستش تضاد خاصی داشت و کون نسبتا برجسته اش رو خیلی سکسی کرده بود . دوباره دستمو گذاشتم پشت رونش و اینبار به سمت داخل رونش حرکت دادم . داشتم لذت میبردم از نرمی و گرمی رونش و دستم تقریبا داشت به کوسش میرسید که عمه یکم تکون خورد و من سریع دستمو کشیدم . اون یکی پای عمه هم که جمع کرده بود تو شکمش ، مثل این یکی صاف قرارش داد . هنوز دمر بود ولی این بار هر دوتا پاش صاف بودن و دامنش هم از یه سمت هنوز بالای لپ کونش بود . چند لحظه صبر کردم و دوباره دست به کار شدم و دستمو به لبه ی دامنش رسوندم از روی اون یکی لپ کونش زدمش کنار و حالا کون خوش فرمش کامل معلوم بود . دستمو گذاشتم روی کونش . شورتش حالا مزاحم بود ولی نمیشد کاریش کرد . پاهای عمه هم بهم چسبیده بودن و مانع از این میشدن که دستمو به سمت کوسش حرکت بدم . لپ های کونش رو خوب مالش میدادم و واسم عجیب بود که عمه بیدار نمیشه . با خودم گفتم نکنه عمه بیداره . یکمی بیشتر لپ های کونش رو فشار دادم ولی عمه هیچ عکس العملی نشون نمیداد . دیگه مطمئن شدم بیداره و این باعث شد جراتم بیشتر بشه و تو کونم عروسی باشه . حالا دیگه با خیال راحت رفتم نشستم پایین پاهای عمه و با دوتا دستام هر دو تا مچ پاش رو گرفتم و به طرف بیرون فشار دادم که پاهاش از هم باز شه . وقتی پاهاش رو خوب از هم باز کردم دوباره رفتم کنارش دراز کشیدم و دستمو گذاشتم پشت رونش و خیلی آروم به سمت کوسش حرکت دادم . نزدیک کوسش که رسیدم عمه دوباره پاهاشو بهم چسبوند و دست منم گیر کرد وسط رون هاش . دستمو کشیدم بیرون و به این نتیجه رسیدم که دوست نداره کوسش رو لمس کنم . یکم خودم کشیدم بالا تر و دستمو از زیر پیرهنش رد کردم و گذاشتم رو کمرش . اینقدر دستمو بالاتر بردم که بند سوتین عمه رو گرفتم . توی همون حالت عمه یه تکون دیگه خورد و به پهلو شد جوری که پشتش سمت من بود . منم به پهلو شدم و خودمو چسبوندم به عمه . شلوار و شورتمو دوباره پایین کشیدم که عمه بتونه با کونش قشنگ کیرمو حس کنه . کیرمو چسبوندم به کونش . دستمو فرستادم سمت سینه هاش و دو سه تا دکمه بالای پیرهنش رو باز کردم و از روی سوتین سینه های سکسی عمه رو گرفتم . به زحمت دستمو کردم زیر سوتینش و یکی از سینه هاشو کامل گرفتم . شروع کردم با نوک سینه اش بازی کردم . سوتینش داشت اذیت میکرد واسه همین به هر سختی که بود سوتینش رو باز کردم . آب دهنمو خوب جمع کردم و دستمو آوردم زیر دهنم یکم ریختم رو دستم و بردم زدم به نوک سینه ی عمه و مالوندمش .
چند دقیقه قشنگ با نوک سینه هاش بازی کردم که متوجه شدم ریتم نفس کشیدنش عوض شده و نفس هاش سریع تر و کوتاه تر شده . پاشدم رفتم اون طرفش و روبروش دراز کشیدم . صورتشو کرده بود تو پتو و نمیتونستم صورتش رو ببینم . یکم اومدم پایین تر جوری که صورتم روبروی سینه هاش بود . یکی دیگه از دکمه های پیرهنش رو باز کردم و صورتمو چسبوندم به سینه هاش . وای که چه بوی خوبی میدادن . لبامو گذاشتم روی نوک سینه اش و شروع کردم به خوردن سینه هاش . دستشو گرفتم و چسبوندم به کیرم و انتظار داشتم کیرمو بگیره توی دستش ولی عمه بدجوری خودشو به خواب زده بود و نمیخواست نشون بده که بیداره . منم اصراری به این حرکت نکردم . دستمو گذاشتم روی شکمش و رفتم پایین تر و از زیر کش دامن و شورتش گذشتم و دستم رسید به زبری موهای بالای کوسش ولی چون پاهاش رو هم بود دستم نمیرفت وسط پاهاش .
دوباره رفتم پشتش و یکم فشار به پاش وارد کردم تا دمر شه . وقتی عمه دمر شد یکمی فاصله بین پاهاش بود و پاهاش رو بهم نچسبونده بود . رفتم نشستم بین اون فاصله ای که پاهاش باهم داشت و همراستای زانوهاش . دامنش که دیگه کلا بالا رفته بود ولی من میخواستم شورتش رو هم دربیارم . واسه همین با دستام همزمان لبه های شرتش رو از بغل گرفتم و آروم کشیدم پایین . شورت عمه تا زیر لپ های کون قشنگش پایین اومد ولی اونجا گیر کرد . به هر زحمتی بود شورتش رو کشیدم پایین تا مچ پاش و بلافاصله صورتمو چسبوندم به اون کون ژله ای . چون عمه بعد از ظهر حموم رفته بود بدنش خیلی بوی خوبی میداد . حشریت تمام وجودمو گرفته بود و اگه اسپری بی حسی دندون به کیرم نزده بودم خیلی قبل تر آبم میومد . اینقدر حشری بودم که دوست داشتم لپ های کون عمه رو جدا کنم و بذارم دهنم . با زبون افتادم به جون کون عمه و هر دو لپ کونش رو خیس کردم . دستامو گذاشتم روی لپ های کونش و یکم از هم جداشون کردم و سوراخ کونش رو قشنگ لیس زدم . خواستم کوسشو بخورم که باز پاهاشو به هم فشار داد و مانع شد . انگشت اشاره مو گذاشتم روی سوراخ کونش که فرو کنم ولی بازم خودشو جمع کرد و نذاشت . با زبون بی زبونی داشت اینو میگفت که دخولی انجام نشه . حالم گرفته شد ولی خب کاریش نمیشد کرد . بیخیال سوراخ کونش شدم و نشستم روی کونش و کیرمو گذاشتم بین لپ های کونش . روی ابرا بودم و تا حالا همچین لذتی رو تجربه نکرده بودم . همونجوری که کیرم لای کونش بود دراز کشیدم روی عمه . صورتمو بردم نزدیک گوشش و خیلی آروم گفتم عجب کوسی هستی عمه . یکم کیرمو جابجا کردم لای کونش که احساس کردم دارم ارضا میشم . سریع دستامو فرستادم زیر عمه و سینه هاشو گرفتم و فشار دادم و تمام آبمو خالی کردم لای کونش . چند لحظه همونجوری افتاده بودم روی عمه و نای بلند شدن نداشتم . بالاخره پاشدم و سه چهار برگ دستمال کاغذی آوردم و لای کون عمه رو تمیز کردم و شورتشو کشیدم بالا ولی دیگه حوصله نداشتم سوتین و دکمه های پیرهنش رو درست کنم . رفتم دستشویی و وقتی برگشتم دیدم عمه وضعیت خودشو مرتب کرده ولی همچنان انگار خوابه . رفتم سر جام و نفهمیدم چطور خوابم گرفت .
دوستان ببخشید طولانی شد . من تمام سعیم رو کردم که کامل این خاطره رو تعریف کنم . دوستانی که معتقد هستن این داستان دروغ بود و تخیلات ذهن یه جقی بود و از این حرفا ، امیدوارم فقط دیگران رو نقد نکنن و خودشون هم خاطره هاشون رو با دیگران به اشتراک بذارن .
در اخر اینو بگم که من اصلا اصراری ندارم که بگم این داستان واقعی بود و هر کسی هرجور دوست داشت برداشت کنه . نظر همه تون واسم محترمه حتی اونا که فحش میدن
موفق باشید

نوشته: سیاوش


👍 38
👎 15
89901 👁️


     
برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

837988
2021-10-18 00:42:23 +0330 +0330

داداش من قبول دارم ک این نوع داستان ها میتونه واقعی هم باشه
چون برای خودم پیش اومده که دختردایی و دخترخالمو کردم
حتی زن همسایه و……
خیلیا فکر میکنن این مدل داستان ها توهم هستش
اما همشون اینجوری نیست

4 ❤️

837990
2021-10-18 00:52:26 +0330 +0330

در کسشر بودنش که شکی نیست
ولی مرد داستان ابکی تر از این نبود بنویسی؟

2 ❤️

837992
2021-10-18 00:56:46 +0330 +0330

پاشدم برم در یخچال
درْ یخچال یا درِ یخچال؟
یعنی بری تو یخچال؟ یا سرِ یخچال؟
دیگه نخوندم.
همون یخچال حواله‌ت بادا ابله بی‌سواد!

4 ❤️

838019
2021-10-18 02:01:20 +0330 +0330

بیان حس هات نشون میده این داستان واقعیه و این حس های مخفی دید زدن رو هر پسری تجربه کرده و می‌تونه بفهمه که داستانت راسته

1 ❤️

838023
2021-10-18 02:07:38 +0330 +0330

بد نبود، لایک تقدیم شد ولی خب بی ایراد هم نبود، چون گفتی اصراری به این نداری که ثابت کنی واقعیه میگذریم از نکته گرفتن. موفق باشی

2 ❤️

838024
2021-10-18 02:19:27 +0330 +0330

عاشق امیخته شدن حس ترس و شهوتم.خیلییییییی حال میده.حتی بعضی وقتا ک زیدم پیشم میخابه میذارم کامل بخابه بعد نصف شب میرم سراغشو تقریبا میتونم 70 درصد حس سکسای اون مدلی رو تجربه کنم.

1 ❤️

838028
2021-10-18 02:32:07 +0330 +0330

من به بقیه ماجرا که راست یا دروغ بوده کاری ندارم،ولی اونجایی که گفتی سرم در کونه عمم بود اونجا به نظرم تو داستان واقعی امد،الان فقط می خواستم ببینم اگه می تونی یه عکس از صورتت بزار ببینیم هنوز سفیده یا طی فشارهای عمه تویه خواب قهوه ای شده،هان آقا کار دیگه واسه هر آدمی پیش میاد،چرا روزه شک دار بگیریم یه نگاه تو آینه بکن خبرش رو بهمون بده خیالمون راحت بشه،باد اگه به صورتت خورده حالا چه صدا دار چه بی صدا فلذا من زنگ زدم دفتر آقا پرسیدم مشکلی نداره،ولی اگه احساس می کنی چیزی پاچیده فلذا حمام بر شما واجب است،با تشکر(دفتر مقام معظم شیخ علی رو قرص).

4 ❤️

838065
2021-10-18 08:37:28 +0330 +0330

عالی بود

1 ❤️

838067
2021-10-18 08:49:22 +0330 +0330

سکس با استرس را معمولا در جوامع بسته ای چون ایران که از دست دراری به محارم شروع میشه، خیلی از نوجوانها و جوانها تجربه میکنن که در مواردی با همکاری دو نفر به سرانجام میرسه و در مواردی هم به رسوایی و حتی درگیری و قتل
داستانت کاملا روال عادی و واقعی شروع یک سکس ممنوعه متداول در جامعه ی بسته ی ایران را داشت.
حسهای استرس و دست زدن به کاری که عاقبتش معلوم نیست کام گیری باشه یا رسوایی را، خوب منتقل کردی.

0 ❤️

838095
2021-10-18 12:56:45 +0330 +0330

چون خودم مشابهش رو تجربه کردم خیلی حال کردم دمت گرم

1 ❤️

838159
2021-10-18 23:25:41 +0330 +0330

والا اینجوری که توگفتی گمانم یک عروسک را مالیدی فکر کردی عمه ات هست .

1 ❤️

838238
2021-10-19 10:28:39 +0330 +0330

خیلی عالی بود ممنون لطفاً بقیشو هم تا آخر بنویس

1 ❤️

838243
2021-10-19 10:46:39 +0330 +0330

چراشورتش رو قیچی نکردی؟

0 ❤️

838325
2021-10-19 23:43:01 +0330 +0330

be nazare man kamelan vagiyee , sex haye in modeli binazirtarin noe sex hastan

0 ❤️

838348
2021-10-20 01:32:04 +0330 +0330

چقدر درک و فهمش بالاست که هرکیم فحش بده بهش احترام میزاره😅😅😅

0 ❤️

838464
2021-10-20 19:30:04 +0330 +0330

عمه‌هام خوبن مخصوص تاپوندن

0 ❤️

838623
2021-10-21 21:59:16 +0330 +0330

خوب بود و باور پذیر

0 ❤️

839570
2021-10-28 16:44:20 +0330 +0330

از محرم و تابو و این کسشعرا که بگذریم،
تو سن نوجوونی، هیچ حس و حالی به اینجور کارا و مالوندنها نمیرسه. خیلی حال میده، دمتگرم.

0 ❤️

842400
2021-11-13 12:52:33 +0330 +0330

همین تجربه رو داشتم خیلی خوبه

0 ❤️