داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

عمه ی شیطون

1399/03/10

سلام بروبچ عین بقیه فک کنم منم باید بنویسیم ک اولین بارمه و ببخشید غلط املایی
و مشکل نگارش داشتمم:/// داستانم سکس نداره توش

من21سالمه هیکلم عادیه عین بقیه عمم هم نزدیک چهله و هیکل توپری داره،دوتاهم بچه داره و من از شهوانی قبلا داستان های عمه و اینارو میخوندم تا به عمم یکم حس پیدا کردم ولی نه اونجور اقا این عمه ما چن سال پیش اومده بود خونه ما و گوشیشو داد ب من که درستش کنم که برنامه نصب کنه من رفتم تو حافظش و خواستم فیلمای تلگرامو پاک کنم دیدم همه سوپره برام جالب بود ک این عمه بهش نمیخورد این کاره باشه اینجور از اب در اومده و از اونجا جرقه تو ذهنم خورد سریع رفتم تو اکانت تلگرامش اینم زیاد وارد نبود و نفهمید چتاشو خوندم دیدم با یکی ک چت میکرد نوشته بود سلام عشقمو فلان بیسار من برام جالب شد و دیر ب دیر پی ام میدادن به هم چیز سکسی ردو بدل نشد (این قسمتو یادتون باشه)، چت بعدیو خوندم دیدم یکی از اشناهای دور ک زن و بچه داره به این استیکر سکسی و پی ام داده که کی بگامت عمه هم نوشته بود که پی ام نده زنت نبینه! بعد خبری نشد تا همون نفر قبلیه اومد و تازه چتای سکسی شروع شد عمم فیلم سوپر فرستاد براش ک دیدم دوست داشتم پیشم بودی وقتی این فیلمو دیدم بعد مرده نوشته بود با کیر من حال میکنی یا شوهرت ک عمم از اونجایی ک شوهرش معتاده زده بود ول کن و مرده پیله کرد عمه مام گف با هرکدوم ی طور دوباره گذشت مرده پی ام داده بود که عکسه کصتو بده این عمه ماهم خونه خواهرش بود من گفتم الان لابد مینویسه نه یا بعدا میدم دیدم گف باشه و زرتی عکسه کصشو فرستاد منم که تو کفه این عمه بودم یهو عکسه کصشو دیدم

…بچه ها جدا این داستان واقعیه نمیدونم واستون اتفاق افتاده یا نه ولی واقعا راسته…(پیام بازرگانی)

کصش نمیدونم خوب بود یانه چون من فقط پورن استارارو دیدم ولی کصش تیره رنگ بود بدون پشم و ،عکسه و ک فرستاد یه قسمتی از تی شرتش معلوم بود و قبله این عکس با همون تیشرت رو مبل عکس واسه این یارو فرستاده بود منم فرصت خوبی بود برام و سیو کردم بعد یه مدت خودم با یه اکانت جعلی رفتم بش پی ام دادم منم فلانی(همین یارو) گفت با من حرف نزن من قهرم باهات منم خندم گرفته بود بعد انگار ع شانس کیریه من اون یارو ک دیر ب دیر پی ام میداد همون موقه ها بش پی ام داد اینم فهمید من اون طرفش نیستم و بش اسکرین شاتا و عکسه کصشو اینارو فرستادم گفتم به همه میگم و(با همون اک جعلی ک نمیشناخت منو) بعد ب خوده من پی ام داد که یکی از دوستام با دوس پسرش چت میکرده و یکی اومده چتاشونو خونده اون باید چیکار کنه منم خندم گرفته و با خودم میگم کصخل منم بعد پیچوندمش و نمیدونم به کی گفت منو از اکانتش انداخت بیرون…

بعد یه مدت من خودم شروع کردم به زدنه مخش یواش یواش پی ام دادنامون شروع شد و اینم بگم که عمه یکم پروعه و اینا بعد شروع شد جرعت حقیقت بازی کردنا و پرسید که دوس دختر داری یا ن گفتم دارم اسمشو پرسید منم کصشر بهش میگفتم و باهام دردو دل میکرد یه بار وسط دردو دلاش عکس از صورتش داد ک گریه میکرد منم حرف زدم باهاش و گفتم برم سراغ بازی جرعت حقیقت بازی کردیمو اینم یخش یکم اب شده بود و منم اون شب شق کرده بودم و بهش گفتم عکسه شرتتو بهم بده (دهنم سرویس شد تا ازش گرفتم) اینم عکس یه شرت قرمز داد منم کصخل حالیم نبود که این داره پا میده بهت، منم گیر داده بودم که ای جونم چه خوشگله و اونجات میره این تو بعد شرته جلوش طوری بود که کصش معلوم میشد منم یخم باز شده بود شقم کرده بودم کصخل شده بودم و رک بهش گفتم که کصت معلوم میشه اینو میپوشی اونم یخش اب شده بودو میگفت اره بهش گفتم مواظب کصت باش میگفت چشم یا میگفتم اسمه اونجات که میره تو شرت چیه میگفت خودت میدونی و میپیچوندش و منم پیله میکردم ک بگو اخرش گف کون! گفتم اونی که جلوعه رو بگو میگفت نمیدونم و هی میپیچوند منم گفتم کصه اسمش گفت اره (مثلا من نمیدونم و خودمو زدم ب گیجی) از اینجا به بعد دیگه کاملا رومون به هم باز شده بود و این جرعت حقیقته شده بود رابط مادوتا یه سری ازش پرسیدم کی سکس داشتی گفت دوهفته قبل گفتم چقد طول میکشه گف ده دقه گفتم چه کم(اخه تو داستانای اینجا میخوندم که یه ساعت دوساعت طرفو میکنم) بهش گفتم حداقل یه ساعت باید بشه گفت چخبره گفتم شوهرت ابشو کجات میریزه گفت رو شکمم یا بعضی اوقات میگفتم میخوام ممتو بخورم میگف نمیشه من عمتم یا میگفتم ممت خوشمزس میگف از بچم بپرس منم خوشحال بودم ک این باهام تا این حد راحته
یه شب داشتیم راجبه کصش صحبت میکردیم میگفتم چه رنگیه میگفت ینی چی میگفتم مثلا قهوه ایه یا صورتیه یهو همین حین زلزله اومد و شانسه کیریه من این کصمغر ترسیده و توبه کرده انگار بعد اون هرکاری کردم نشد که نشد اوجش این بود که میگفتم یادته اونشب از کصت صحبت میکردیم اینم میپیچوند میگف بس کن بعد یه مدتی اندازه ی سال دوسال بیخیالش شدم و عیدارو تبریک میگفتم فقط یا پی ام های عادی ک خوبی سلام برسون و…

همین پاییز که گذشت از مهمونی داشتیم برمیگشتیم ک تعداد نفراتمون زیاد شد انگار همین عمم به ما اضاف شد و ما پشت شدیم چار نفر من کنار در بودم این عمم هم بغلم بود پاهامون چسبیده بود به هم مخصوصا بالا تنمون جوری ک سینش چسبیده بود به بازوم من حس کردم این داره داغ میشه بدنش جدا حس کردم مخصوصا ممشو سوتین بسته بود فک کنم ولی داغشیو قشنگ میفهمیدم راه ک افتادیم و مسیر هم یکی دوساعتی بود کم کم من پاهامو چسبوندم بهش اینم انگار خودشو میچسبوند بهم و مخالفت نمیکرد همینطور ک بقیه تو ماشین حرف میزدن ما دوتام کارامونو انجام میدادیم من دستمو گذاشتم رو پام ارنجم تقریبا روی رون این بود این اولش کاری نداشت من یواش یواش ارنجمو هل میدادم سمت کصش ینی نمیدونم چی بگم این انگار شده بود یه تیکه اتیش داغیه کصشو حس میکردم ارنجم حالا رو کصه عمم بود منم همزمان کوچه علی چپو گرفتم ک مثلا حواسم نیست و اینور اونور و نگاه میکردم باورم نمیشد که دستم رو کصه کسیه که نصف جقام واسه اون بوده ارنجمو یواش ب کصش فشار میدادم ک بفهمه یجورایی بهش میفهموندم ک میخوام ارنجمو فشار میدادم و بیشترش میکردم فشارو جوری ک اگه بدنش سر هم بود میفهمید یهو حس کردم این ریز بدنش لرزید کم کم دمای بدنش انگار اوکی شدو یجور ک کسی نبینه دسته منو هل میداد انور منم هی میدادم سمت کصش از زیر انگشتامو میمالیدم ب کونش ک نیشگون میگرف و یهو دم گوشم گف میبینن زشته منم گفتم کسی حواسش نیست و هی میگف ن باهم صحبت میکردیم میگف مغز نداری مغزت کوچیکه(اینارو بلند میگف) منم گفتم تو ندیدیش انقدر بزرگه یهو کوبید تو سرمو بعد هرکار کردم پسم زد و اخم کرد منم بم برخوردو ولش کردم بعد اونیکیا ک پیاده شدن این رف تا ته چسبید اونور منم ک کم کم عقلم اومد سر جام گفتم وای چی کار کردم شر نشه بعد ک پیاده شدیم و راننده اومد اینو برسونه این بهم خندید و ی اخم ریز و با شیطنت بم کرد…

خیلی خلاصه کردم داستانو ولی بعضی جزعیاتم گفتم الانم ک عمه داره طلاق میگیره و من میخوام کم کم برم تو کارش عکسای کصشو پاک کردم بعد جق:/// ولی عکس شرتو چنتا اسکرین دارم ازش ولی بعضی اوقات فکر میکنم میگم ک ولش کنم چون هم تقریبا محرمه چون عمه ناتنیه ولی ب هرحال عمس ولی خیلی موقع ها سوژه جقمه و باهاش حال میکنمو دوس دارم بکنمش ولی بیشتر نظر خودم اینه ک تا اینجاش کافیه و زیاد هم هست و دیگه ولش کنم چون محرمه!

دوستان این داستان کاملا واقعیه و واس خودم اتفاق افتاده شاید اگ یکی میومد میگفت منم میگفتم دروغه ولی چون سکس توش نیست یا چیزه خاصی نیست معلومه ک راسته. من خودم خیلی از داستانا رو میخونم ک طرف میگ بخدا راسته فلان راسته بیسار راسته و تورو خدا فش ندید خودم ی مدت فک میکردم اگ بخوام داستان بنویسم چجور بگم ک باور کنید و فش مش ندید 😂😂این اتفاق واس من افتاده حالا چ فش بدید چ ندید فشاهم ب من نمیرسه پس دوستانه نظراتتونو بگین ک میخونمو برام جالبه

مرسی ک وقت گذاشتین⁦❤️⁩

نوشته: Mmliof


👍 2
👎 27
78290 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

884214
2020-05-30 20:06:08 +0430 +0430

خدانشناسا عمه این همه فحش می خوره بسش نبود اونو هم کردین؟!!

پ.ن: پسری 16 ساله و سگ حشر که رو عمش نظر داره!!

بشین درستو بخون بچه می رینی امتحانتاو ها عمت نشد برات نمره!!!


884221
2020-05-30 20:10:01 +0430 +0430

تا زلزله خوندم
سراسر مزخرف و داغون
چرا این طوری شدین؟چرا هر چی به ذهنتون می رسه می نویسین؟
ریدم به تمام تخیلاتت و سوراخات

7 ❤️

884227
2020-05-30 20:14:16 +0430 +0430

تنها چیز راست تو این داستان، کیر نویسنده موقع نوشتنش بوده که داشته همزمان یه دستی میزده و نقطه ها رو هم شیاف کرده بوده تو کونش که جلوی ریدن بیشتر از این رو بگیره.

دیوث، نقطه جاش ته جمله س نه تو اون کون گشادت. دیس

7 ❤️

884240
2020-05-30 20:28:52 +0430 +0430

معلومه چند باری مزه پای منقل شوهر عمت بودی که اینقدر ازش بدت میاد!! توصیه میکنم ادبو رعایت کنی وگرنه مثل داستان کون ارثی شوهر عمت تو وصیتنامش تورو میزاره برا پسرش!!!😁

6 ❤️

884241
2020-05-30 20:30:30 +0430 +0430
NA

خصومتی با شوهر عمه داری؟
یا مامانت با عمت دعواشون نشده؟

0 ❤️

884244
2020-05-30 20:32:57 +0430 +0430

یاد روایت خمینی افتادم
که میگفت اگه تو زلزله
افتادی رو عمه ات و ازش بچه دار شدی
بچه ات حلاله

4 ❤️

884284
2020-05-30 22:09:10 +0430 +0430

ببخشیم که داستانت غلط املایی داره، غلط نگارشی هم داره و سکس هم نداره توش!!! اصلا برای چی مینوسی؟ عین بقیه فکر نکن تو نباید بنویسی چرت و پرت که دیگه نوشتن نداره برو همون جقت رو بزن
عمه جنده وسط داستان جای پیام بازگانی نیست کم به صداسیما فحش میدادیم اینجا هم باید فحش بدیم
جقی با عمت سکس چت میکردی اونم برات عکس کصشو برات فرستاد؟!!!
آرنجت روی کسش بود و خودت زده بودی کوچه علی چپ؟ جقی برای این که آنجت روی کسش باشه باید تا کمر خم بشی روی عمه ی جندت این دیگه خودتو زدن به اون راه نداره مأمور سر 4راه میفهمه بقیه که جای خود دارن
کاری که تو کردی کمتر از سکس نبوده حالا چون کیرتو توش نکردی یعنی ما باید باور کنیم که داستانت راسته دروغ نیست؟!

3 ❤️

884296
2020-05-30 22:42:27 +0430 +0430

عمه ی من بچه دار شد به ما نگفت بلاکمون هم کرده بعد عمه ی تو بهت داد؟؟؟
باشه من باور کردم ولی کیر همه رفقای شهوانی تو کص ننت اگه دروغ گفته باشی آ_آ

2 ❤️

884307
2020-05-31 00:11:35 +0430 +0430

شهوانی شده بچه بازی. عمو جون برو به درس و مشقت برس.

5 ❤️

884357
2020-05-31 11:37:11 +0430 +0430

كسكش جقي!؟ گوشي تو دستت بود مرده گفته يه عكس ار كست بفرست! عمه كه خونه شما بوده گوشي هم تو دسته تو اخه خواهر كسي جقي پس جطوري عمت زرت عكس كسشو واسش فرستاده!؟

1 ❤️

884364
2020-05-31 12:33:48 +0430 +0430

شاید باورت نشه ولی جز ۵ تا داستان کصشری بود ک تو سایت خوندم
ایول

1 ❤️

884365
2020-05-31 12:47:25 +0430 +0430

این کسشرا از عواقب مجازی کردن امتحاناس

0 ❤️

884525
2020-05-31 21:36:54 +0430 +0430

از اول تا آخرش انگار دکمه دیفراست یخچال و فشار داده بودن
یخمون میخواست واشه
یخمون داشت وا میشد
یخمون واشد
زلزله اومد
دوباره برفک زد.

0 ❤️

886563
2020-06-06 20:40:17 +0430 +0430

نفهمیدم کی فهمید تو کی هستی⁦}:‑)⁩
بهرحال به امید موفقیت⁦:-P⁩

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها






Top Bottom