داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

فتیش با کفش دختر عمه

1398/04/24

سلام اسم پیروز هستم.داستانی که تعریف میکنم مال فروردین امساله.من یه دختر عمه دارم اسمش لیدا.دختر خیلی خیلی خوشگلیه.اندام درشت و هیکلی و سینه های سایز 85.لباس های تحریک کننده هم میپوشه.داستان از اونجا شروع میشه که فروردین امسال جشن تولد پسر دختر عمم بود ما هم دعوت داشتیم.البته خودم تنها دعوت داشتم.اینو میدونستم که باید لیدا لباس های جالبی بپوشه واسه همین با هیجان زیاد رفتم خونشون.وقتی من رسیدم و زنگ زدم لیدا اومد در باز کرد،مخم گوزید.یه دامن تنگ براق مشکی. ساپورت مشکی تاپ قرمز و کفش های پاشنه بلند از همون اول کیرم راست شد و اومد بالا به زور خودمو نگه داشتم و رفتم تو من اولین نفر بودم که اومده بودم.
لیدا هم نامردی نمی کرد و مدام از جلو من رد میشد.کیرم داشت منفجر میشد. لیدا به من گفت پیروز حالا که بیکاری میشه چند تا باد کنک باد کنی؟منم قبول کردم و شروع کردم به باد کردن بادکنک ها.
چند تا که باد کردم دیدم لیدا اومد مثلا با من شوخی کنه با همون کفش های پاشنه بلند که پوشیده بود چندتا بادکنک ترکوند.دو تا توپ پلاستیکی هم بود که اونها رو هم پنچر کرد.من که کاملا بی حس شده بودم.هنگ کرده بودم.داشت آبم میومد که دیدم لیدا کفش هاشو دردآور و رفقا تو آشپزخونه.منم از این فرصت استفاده کردم و سریع کفش هاشو برداشتم و رفتم تو توالت و کفش هاشو گذاشتم روی کیرم.و بالا وپایین کردم.آبم با فشار اومد بیرون و ریخت زمین.بعد که کلب کفش لیس زدم و بو کردم اومدم بیرون و گذاشتم سر جاش.خیلی خیلی خوش گذشت

نوشته: پیروز


👍 1
👎 19
20061 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

781328
2019-07-15 19:30:11 +0430 +0430

داستان بود یا تلگراف

3 ❤️

781333
2019-07-15 19:33:26 +0430 +0430

ای کیرم دهنت گوزو

0 ❤️

781337
2019-07-15 19:36:28 +0430 +0430

اخه تو مخ داری که بگوزه؟ اومدی با کفش جق زدی به عنوان داستان سکسییی میفرستی؟؟ پاشنه کفش تو کص ننت

2 ❤️

781339
2019-07-15 19:39:18 +0430 +0430

دامن مشکی تنگ و ساپورت ؟! میشه از فانتزی لباس هایی که داری،یکیش رو انتخاب کنی فقط؟!
دامن و جوراب شلواری دیده بودیم ، اما دامن و ساپورت نه!!!
آره تو گنده ی خانواده ای ، فقط تو رو دعوت کنن و پدر و مادر و خواهر یا برادرت رو هم پشم حساب کنن

6 ❤️

781350
2019-07-15 19:47:25 +0430 +0430

داستانه یا داستانک خخخ داستان نفهمیدم چی بود چی شد لیدا بود جندا بود فقط فهمیدم خیلی بهت خوش گذشت (dash) …

1 ❤️

781364
2019-07-15 19:57:07 +0430 +0430

همونجا که فرستادت دنبال نخود سیاه که پیروز برو بادکنک باد کن ؛ همون لحظه با گرفتن بادکنکهای سایز هشتاد و خورده ایش در دست و فشار دادنشون اعتراض خودت رو به سرکارگذاشتنت نشون میدادی :)

0 ❤️

781377
2019-07-15 20:07:26 +0430 +0430

یدونه از این پاشنه کش فلزی های بلند که تو مغازه کفش فروشی هست حتما دیدی
همون تو ماتحتت …

3 ❤️

781394
2019-07-15 20:33:17 +0430 +0430

پیروز جان ب نظرم اگر گرگ تورو بخوره در حق گرگه ظلم شده.با کفش؟!!!
بعضیا میگن چرا فحش میدید ولی اخه یکی بیاد بگه پس بااین دیوص باید چیکار کرد؟؟انگار ما تاحالا تولد نرفتیم.در اینکهاز کل خانوادت تورو فقط دعوت کردنو با ارفاق قبول میکنیم!!در اینیم ک تو اولین مهمونی بودی ک وارد شدی بازم با اغماض قبول میکنیم.ولی اخه چاقال این وسط توله لیدا کجا بود؟شوهرش کجا بود؟
رفت اشپزخونه توام کفشو زدی زیر بغل بدو دسشویی؟؟؟!!
راستی باد فتق ک یه وقت نگرفتی اینقد بادکنک باد کردی؟
پیروز باشی پیروز جان

2 ❤️

781408
2019-07-15 20:57:07 +0430 +0430

(dash)

0 ❤️

781409
2019-07-15 20:58:38 +0430 +0430

آهان یادم رفت بالا بنویسم: بالاخره یه روز از دست شماها با این داستاناتون خودکشی میکنم!

1 ❤️

781415
2019-07-15 21:15:32 +0430 +0430

یاد اون کمبود کشور افتادم که میگن خر کمه میرن از قبرس میارن ؛
هنگ کردم بخدا ؛ بیا چند جفت کفش پاشنه بلند بهت بدم برو حال کن ولی خواهشن حال کردی اینجا تعریف نکن دیگه

0 ❤️

781419
2019-07-15 21:21:18 +0430 +0430

رو تحریرت بیشتر کار کن

0 ❤️

781421
2019-07-15 21:21:21 +0430 +0430

رو تحریرت بیشتر کار کن

0 ❤️

781437
2019-07-15 22:54:22 +0430 +0430

کصگش حشری
چرا فک میکنی خاطرع جق زدنت باید واس ما جالب باشه:/
حداقل از زهن تخماتیکت یچی خلق میکردی برادر:/
کیرم به صورت قاعمه توی دستای تخمیت که این کصشراتو تایپ کرده!

3 ❤️

781533
2019-07-16 07:37:26 +0430 +0430

من پیروز هستم بادکنک باد میکنم با کفش جق میزنم. خدافظ.

3 ❤️

781550
2019-07-16 09:47:43 +0430 +0430
NA

کونکش

0 ❤️

781555
2019-07-16 10:15:34 +0430 +0430

با اختلاف کسشر ترین داستان شهوانی بود

0 ❤️

781568
2019-07-16 12:34:53 +0430 +0430

بادكنكارو تركوند و كفش هاشو هم در اورد گذاشت جلوت و رفت. كيرم تو تفكرات جقيت

0 ❤️

781611
2019-07-16 19:38:33 +0430 +0430

ریدی که

0 ❤️

781661
2019-07-16 20:39:30 +0430 +0430

فقط تو فازت چیه؟

0 ❤️

781662
2019-07-16 20:39:40 +0430 +0430

فقط تو فازت چیه؟

0 ❤️

781712
2019-07-17 00:19:56 +0430 +0430
NA

فقط به عشق همین کفش پاشنه بلندت خواندم درسته داستان آت تخم و دروغی بود ولی من آرزوم همچین چیزی که کیرم بزارم رو کفش های یه بانو این توش خالی کنم هر کی کفش پاشنه داش بده حال کنیم

0 ❤️

781720
2019-07-17 02:09:21 +0430 +0430
NA

Fuck

0 ❤️

781869
2019-07-17 19:20:20 +0430 +0430

اقا من با این داستان خیلی حشری شدم چنتا از دمپاییهای همسایها طبقه بالایی هست به نظرتون با اونا جق بزنم یا با کفش تخ تخی دختر بالایی (dash)

0 ❤️

781870
2019-07-17 19:20:23 +0430 +0430

اقا من با این داستان خیلی حشری شدم چنتا از دمپاییهای همسایها طبقه بالایی هست به نظرتون با اونا جق بزنم یا با کفش تخ تخی دختر بالایی (dash)

0 ❤️

782076
2019-07-18 10:07:37 +0430 +0430
NA

جقی کسکش

0 ❤️

782077
2019-07-18 10:07:39 +0430 +0430
NA

جقی کسکش

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها






Top Bottom