فرشته عذاب (۱)

    خسته و بی حوصله به هر زحمتی بود بچه ها رو پیچوندم
    حوصله چیزی یا کسی رو نداشتم فقط دلتنگ بودم دلتنگ ادمی که همه وجودم شده بود .
    اینه آسانسور ادم چند ماه قبلو بهم نشون میداد همون ادم بی حوصله مزخرف همون ادم گوشه گیر تنها که فکرش تا دم دمایی خودکشیم رفته بود ولی می ترسید از مرگ ن،از تنها شدن مادرو خواهرش که تنها ادمایی زندگیش بودن
    با صدایی آسانسور که بهم میگفت طبقه چهار به خودم اومدم کلید انداختم در باز کردمو یه پف به دنیا دادم با تیکه به در بستمش
    سرمو که آوردم بالا خشکم زد یه دفعه کل تنم داغ شد
    چشمام افتاد بهش که رو مبل کنار شوفاژ خوابش برده بود
    مثل یه دختر بچه که بهش یه بسته پاستیل میدی ذوق کرده بودم میخواستم جیغ بزنم ولی وقتی دیدم چقدر غرق خوابه جلو دهنمو گرفتم
    دیگه اون ادم بی حوصله نبودم حتی دیگه خسته نبودم رفتم نزدیک
    مبل اروم نشستم رو زانوهام زل زدم بهش سه هفته بود که رفته بود سفر کاری به صورتش خیر شده بودم اهسته بوسیدمش طوری که بیدار نشه چون میدونستم خیلی خستس
    تو اینه هرچی خودمو نگاه میکردم از این بهتر نمی شد
    یه آرایش ساده با یه تیشرت سفید بلند تا روی باسنم زیرشم یه ست مشکی شرتو سوتین
    لاک مشکی روی ناخونایی پاهای کوچیکم آخرین چیزی بود که میدونستم دوست داره
    جلوی گاز مشغول بودم با خودم اروم اهنگ مورد علاقمو زمزمه میکردم که یه لحظه نفس گرمش پشت گردنمو نوازش کرد
    بعد نوبت دستاش بود که دور کمرم حلقه بشن
    محکم چسبوندتم به خودش لباش بهترین حس دنیا بود روی گردنم
    چرخیدم سمتش نگاش کردم چشمای مشکیش هنوزم خمار خواب بود
    دیگه فقط لبام بود که ببین لباش حرکت میکرد شوری اشک چشمم باعث شد لباشو از لبام جدا کنه سرمو انداختم پایین که گریمو نبینه چون بهم گفته بود دوستش نداره چونمو با انگشتش داد بالا
    قطره بعدی رو پاک کرد محکم بغلش کردم سرمو رو سینش گذاشتمو
    گفتم: بلخره برگشتی
    اون شام میخورد و من نگاهش میکردم نگاه به ادمی که مال من بود
    حاضر بودم تا اخر عمر دور از همه باشم فقط با اون
    بلند شدم برا جمع کردن میز که دستمو گرفتو نشوندم رو پاش سرشو برد لای گردنم آروم می بوسید و میومد بالا دم گوشم اروم با صدایی مردونش گفت نترسیدی اینطوری لباس پوشیدی
    خودمو یکم لوس کردمو لبامو اویزون کردم با حرکت سرم بهش گفتم ن
    همون طور که رو پاش نشسته بودم بغلم کرد از جاش بلند شد میدونستم که قراره خیلی خوش بگذره. پاهامو دو کمرش حلقه کردم لبابمو تو لباش قفل .
    انداختم رو تخت تی شرتشو در اورد عاشق اون پکای منظم کنار همو بازوهاش بودم اومد رو تخت بالا سرم یکم بهم نگاه کرد لبمو که گاز گرفتم موج شهوت تو چشاس خیلی خوب دیده میشد
    مستقیم رفت سراغ گردنم گاز می گرفت میگفت کبودش قشنگ تره
    دیگه تو حال خودم نبودم به خودم میپیچیدم
    تی شرتمو از تنم در اورد از رو سوتینم شروع کرد به خوردن سینه هام
    با دهنش با یکی مشغول بود با دستش با یکی دیگه
    با یه چنگ پارش کرد حالا دیگه چیزی جلو دارش نبود حتی جیغ زدنام، گاز می گرفت جوری که صدام تو کل خونه می پیچید
    سرشو حل می دادم پایین ولی فایده نداشت خودش باید میخواست
    شروع کرد به بوسیدن تنم می بوسید میرفت پایین
    به خیسی شرتم نگاه کرد بعد با یه لبخند بهم خیر شد با چشمام بهش التماس میکردم . با اولین بالا پایین رفتن زبونش تو کسم
    رفتم تو دنیای دیگه بدنم سرد شد و یه لرز افتاد به جونم بدنم می‌ لرزید و جیغ میزدم ولی همون طور به کارش ادامه میداد
    واسه چند لحظه بی جون شدم چشامو بستم با نوازش دستش چشمامو باز کردم کنار دراز کشیده بود بهم نگاه میکرد خودمو انداختم روش شلوارشو از پاش در اوردم لبامو گذاشتم رو سر کیرش مثل خودش خیر شدم بهش و شروع کردم به خوردنو میک زدن کامل تو دهنم میکردمو در میوردم لذت تو چشماش معلوم بود دستشو رو ببین موهام برده بودم نوازش میکرد
    دوبار این من بودم که صبرم تموم شد بود بلند شدمو کسمو با کیرش تنظیم کردم آروم نشستم روش یه دفعه دستاشو دور کمرم حلقه کردو منو کشید سمت خودش لبام ببین لباش کیرشم ببین کسم به سرعت حرکت میکرد لبامو جدا کردم شروع کردم به اه کشیدن و زجه زدن
    لذت جای درد اولو برام گرفته بود
    از زیرم بلند شد منو خوابوند رو تخت و از پشت سر کیرشو می مالید به دیواره کسم
    داد زدم :بکن توش بکن تو رو خدا اذیتم نکن عزیزم

    یه دفعه همه کیرشو کرد داخل تنم جیغ کشیدمو سرمو فشار دادم رو تخت بر خورد تخماش به کسم تو خونه تنها صدای بود که گوشمو پر کرده بود
    دوباره داشتم ارضا میشدم لازم نبود بهش بگم خودش منو بهتر بلد بود پشت گردنمو می بوسید هر لحظه تند تر کمر میزد تو کسم
    دوباره جونم از بدم رفت بیرون
    داغی ابش تو رحمم یه جون دوباره بهم داد
    دیگه کمر نمی زد حالا نفس نفس میزد .کنارم دراز کشید از پشت بغلم کرد چرخیدم سمت لباشو بوسیدم بهش گفتم :
    ممنونم زندگیم
    پیشونیمو بوسید محکم تر بغلم کرد آروم آروم تو بغلش خوابم برد
    صبح بیدار که شدم هنوز خواب بود
    بهش نگاه میکردم به ادمی که همه چیزو همه کسم بود فرشته ی که
    واسه یه دختر دانشجو فرستاده شده دختری که واسه فرار از بی پولی فرار از مریضی سخت پر خرج مادرش داشت فاحشه میشد ولی اون نذاشت
    دوباره اشک از بغل چشمم سرازیر شد مثل دیشب ولی ن واسه دلتنگی ،واسه خیانتی که به فرشته م کرده بودم .
    خیانتی که......


    ادامه...


    نوشته: M±±

  • 12

  • 5




  • نظرات:
    •   Terminator1
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • بیشتر تو کف سکس بودی تا افسرده


    •   شواليه-ايران
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • اگر اون جمله اخري رو اولش ميديدم رد ميشدم از داستانت،بدم مياد متنفرم از خيانت


    •   teen...wolf
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • ادامه ی اینو ننویس... یکی دیگه... نه چیزه.. اصن نوشتن رو بیخیال... ی گوشه بشینی جقتو بزنی میمیری؟!


    •   بچه.غول.اهوازی
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • خیانتی که یهویی شد،خیانت ناخواسته،خیانت زوری،خیانت ناغافل،خیانت کوفت و زهرمار، کلا قراره توجیه کنی، ننویس که فهمیدیم جواب مردونگی رو با نازنی دادی(angry)


    •   M++
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • این داستان فقط یه رمان کوتاس اتفاق یا خاطری برای نویسنده نیست


    •   nasrin1980
    • 1 ماه،2 هفته
      • 4

    • خیانت در هیچ حالتی پذیرفته نیست


    •   Avvaaa
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • یه متن یکنواخت و کسل کننده،بدون جذابیت....


    •   Minow
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • ديس بخاطر خط اخر


    •   Alouche
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • نذاشت فاحشه شی باز میگی شب قبلش خیانت کردی چی شد اخر خاستی رمانتیک باشه ها سعی کردی ولی خیلی خوب نشد من ک دوس نداشتم دیس نمیدم


    •   رضاکافر
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • جالب بود.اگه میگی داستانه و واقعیت نداره پس از دید داستانبهش نگاه میکنم.لطفا ادامشو زودتر بزار ببینیم عاقبت خیانت به همچین مرد با معرفتی به کجا میرسه


    •   Smoker70
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • اقا چرا از این دخترای امسال تو فقط تو داستانا پیدا میشه واقعیش نیس یا حد اقل من ندیدم و نداشتم یه نفر نشد یک درصد اندازه تو منو دوس داشته باشه


    •   Sexybreasts
    • 3 هفته
      • 0

    • like it (rose)


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو