فرشته (۳)

    ...قسمت قبل


    باالاخره به وگاس رسیدیم . شهر نور , قمار , مسابقات , تورنومنت , نمایش , تئاتر و باالاخره عروس نوادا . این شهر شب و روز نداشت . همیشه مثل روز روشن بود با میلیونها چراغ , البته منطقه مرکزی شهر که تمام کازینوها و کلوپها و مراکز تفریحی و ورزشی و تالارها اونجا متمرکز شده و به این منطقه میگن استیریپ strip . این شهر به نوعی شهر شیطان هم خونده میشه که در نوادا با فاصله چهار ساعت در شرق شهر فرشته یعنی لوس انجلس قرار گرفته . به این دلیل لاس وگاس شهر شیطان خونده میشه که یه جادویی در خودش داره . با اینکه همه کس همه جا دنبال پول دراوردن و جمع کردن پول هستند , ولی پاشون که به وگاس میرسه پول براشون بی ارزش میشه و حتی کسانی که به سختی پول درمیارن , اینجا به راحتی و با کمال میل سر میز قمار چند ساعته و حتی چند دقیقه ای میبازند . عین خیالشونم نیست . انگار شیطان سحرشون کرده . به همین دلیل کازینوهای عظیم با تمام امکانات بعضی به بزرگی یک شهر ساخته شده . سرپوشیده ولی با اسمان مصنوعی با طلوع خورشید و برامدن ماه و رعد و برق مصنوعی که با طبیعت مو نمیزنه . اخیرأ کازینوهایی ساختن اعجاب انگیز وسط دریاچه با دو تا کشتی سبک 200 سال پیش دزدان دریایی مجهز به توپخانه که با هم میجنگند و طی مدت یکساعت یکیشون غرق میشه و میره زیر اب و یکساعت بعد که میای بیرون از کازینو , کشتی غرق شده دو مرتبه صحیح و سالم روی ابه . ادم از قدرت بشر اینجا متحیر میشه . بگذریم از داستانمون دور نشیم .
    تو وگاس به معنی واقعی رقابت حرفه ای رسیدم و از رقبای ضعیف با چندتا برد شروع کردم و هرچی جلوتر میرفتم رقیبام قویتر و حرفه ای تر میشدن و به تساوی پی در پی و حتی به باخت رسیدم و بعد از باخت دومم انگار هردومون سرد شده بودیم و فرناندو معتقد بود 3 ماه کناره گیری کنیم و تمریناتو بیشتر کنیم و دوباره برگردیم . ولی هردومون هم میدونستیم بیشتر از اینها وقت میبره و با یه مشت حرفه ای طرفیم و باید دوسالی تلاش کنیم تا به حد اونا برسیم . مسابقه بعدیم اخرین مسابقم بود برای این دوره و اگر برنده میشدم روزنه ی امیدی بود . خودمو کشتم و به زور تونستم ببرم . شب از ناراحتی تصمیم گرفتم تو همون هتل کازینو اطاق بگیرم و با خودم خلوت کنم و بقول خودمون دودوتا چارتا کنم . هرجور فکر میکردم نمیشد . نیاز به وقت داشتم و وقت بیشتر تمرینات بیشتر هزینه ی بیشتر و هنوز به جایی نرسیده بودیم و پول زیادی نداشتیم . خیلی دلم گرفته بود و دلم برای دیدن و بوییدن فرشتم پرپر میزد . از پنجره اطاقم که طبقه نوزدهم هتل بود شهر و نگاه میکردم و اون همه نور و ثروت یعنی من اینجا هیچ سهمی ندارم ؟ رو مبل از خستگی خوابم برد و صبح زود رفتم رستوران هتل کازینو صبحونمو بخورم و نمیخواستم تو اطاق بخورم و تنها باشم . رفتم پایین تو رستوران بافه بود و صبحونه مفصلی چیده بودن . به دلیل مسابقات رستوران پر از ورزشکار و مربی و staf بود و سر یه میز خالی نشستم و شدید گرسنم بود مثل اسب داشتم میخوردم . یه مرد شصت هفتاد ساله با موهای جوگندمی فرفری و ژولی پولی که شکل مکزیکیا بود و هیکلی . حتی با اون سن چهارشونه و هم هیکل خودم با اینکه من تو جوونا درشت بودم , اونورتر نشسته بود و داشت سیگار میکشید و میخ غذا خوردن من بود که یهو یادم اومد تو چند مبارزه اخرم این تو ردیف جلو vip که مخصوص مربیا و لژنشیناست نشسته بود و fightمنوتماشامیکرد . خلاصه بلند شد بیاد طرف میز من که یهو سه تا دیگه از مربیا یا coach ها وسط راه باهاش چاغ سلامتی کردن و دست و بغل , فهمیدم این باید ادم مهمی باشه و مانوئل صداش میکردند . خلاصه اومد سرمیز من که داشتم صبحونمو با ولع میخوردم و یهو به فارسی گفت , بچه کاه از خودت نیست , کاهدون که از خودته . چه خبره مگه هولی؟ لقمه پشت لقمه , تو برو من بیام تو برو من بیام ؟ جا خوردم اومدم از جام بلند شم که نگذاشت . گفتم شما ایرانیید ؟ دست داد ونشست سرمیزم و گفت منوچهرم اما فکر کنم چهل سالی میشه بهم میگن مانوئل . مانوئل یکی از بهترین مربیهای کشتی کج دنیا بود و سابقه درخشانی داشت و بعدها بهم گفت منوچهر کتک خور تو فیلمای فارسی قدیمی بوده به همراه یدی و جلال و بیک ایمانوردی بهترین کجیستهای ایران بودند و قبل از انقلاب اومده امریکا و وارد مبارزه حرفه ای شده و از سی و سه سالگی پس از شکستن کتفش مربی کشتی کج شده و قهرمانهای زیادی رو پرورش داده و به من گفت تو سرت تو اخور عوضیه . تو یه کجیست باالفطره ای و تو واسه بوکس چینی ساخته نشدی و میخوام کجیستت کنم ولی از الان باید پیه کتک خوردنو به تنت بمالی و کجیست باید انقدر بخوره تا کج بشه , اونوقته که اماده مبارزه میشه . این ورزش دراصل یه نمایشه و قهرمانا واقعیند ولی واقعی نمیجنگند . چون اگه واقعی بجنگن فقط یکیشون زنده از رینگ میاد بیرون . تو این ورزش فقط یل ها میمونند و منم تورو واسه همین انتخاب کردم هومی , بچه محل , چون توهم ماشالله یلی هستی واسه خودت و تو بکس چینی حروم میشی . بلند شو بیا تو گود زورخونه . این ورزش مال ما ایرانیاست . اسمش روشه کشتی . هرجا کشتی باشه ایرانیا هم تو ردیف قهرمانیش جادارند . گفت تا حالا یه کجیست چشم بادومی دیدی به عمرت ؟ بنیشو ندارند . اون ورزشها مال اوناست و گود جنگ مال ما . گفت فقط یخورده پریشونی هومی جان . چیه جا مونده داری ؟
    اشک تو چشمام جمع شد و گفتم , چجورم . باهاش روحمم جا گذاشتم . گفت همه دارن منم دارم . پسر یل بیست سالم از اسب افتاد و مرد . حالا تو واسم میجنگی بابا ! میسازمت . از بهترینها میشی و از ثروت بی نیاز و میری جاموندتو میاری . بهت قول میدم . سهم منم غرور و افتخاریه که تو خونمونه که از هر ثروتی واسم ارزشمندتره . من از مال دنیا بی نیازم . بریم پسرم . مانوئل با 100 هزار دلار قرارداد منو با فرناندو خرید و فسخ کرد . البته فرناندو بیشتر میخواست که مانوئل قانعش کرد که با سود کم بره بهتره تا بعدها با هزینه بیشتر و بازنده و به عنوان مربی سوخته امریکارو ترک کنه ! البته به من گفت اگه پافشاری میکرد تا دوبرابر بهش میدادم اما یادت باشه ما ایرانیا بز خریم . گفتم دست شما درد نکنه یعنی ما بزیم دیگه ! گفتم همون پولو به خودم میدادین برمیگشتم ایران پهلو عشقم . گردنمو صفت کشید و صورتمو اوورد تو صورتش و گفت , بزرگ فکر کن بچه , بزرگ . تو از نژاد بزرگی هستی و تاریخ بیشتر از اینا روت حساب باز کرده . مانوئل البته به انگلیسی میگن منوئل که هموزن همون منوچهره , دوتا کجیست دست دوم داشت هرروز منو میزدن . یکیشون سیاهپوست بود و خیلی قوی به اسم کنیف . کنیف میگفت باید تتو بزنی و خالکوبی کنی . اینجوری ابهتت بیشتر میشه و تتوت هم باید معنی دار باشه . اینجا تماشا چیها خیلی بهش اهمیت میدن و یه مبارز بدون تتو رو جدی نمیگیرند و میگن سوسوله . گفتم من از تتو خوشم نمیاد . گفت پس من اسمتو میزارم no tatoo . اینطوری ضعفتو به مزیت تبدیل میکنیم و قبل از اینکه تماشا چیها هوت کنند خودمون میگیم no tatoo وارد رینگ میشود .
    اینو همیشه مدیون کنیف هستم , چون درست میگفت و جالب این بود که بعدها که مشهور شدم , همه طرفدارام رو بدنشون و بازو و دستها یا پشت و سینه یا پاهاشون تتو کرده بودن no tatoo . و یا نقابمو که روش نوشته بود no tatoo میزدن و میومدن تماشای مسابقاتم ! اخه من تو تمام مبارزاتم با نقاب حاضر شدم و هرگز کسی چهره ی واقعیمو تو رینگ ندید و حتی خیلی از مبارزات کجیستهای دیگه رو میرفتم به عنوان تماشاچی و کسی منو نمیشناخت .


    نوشته: الف . ع

  • 6

  • 3




  • نظرات:
    •   VIDCO
    • 3 هفته،5 روز
      • 1

    • فانوسا داستان رو دیگه قسمتی نکنین


      میشه وسط سکس یهو بکشی بیرون بگی بقیش باشه 1 ساعت دیگه ؟


    •   .Ambivalence
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • خب جنبه ی سکسی نداشت...شاید بهتر بود کمی طولانی تر مینوشتی تا به اون قسمت ها هم برسی


    •   boko+net
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • دمت گرم . بی صبرانه منتظر قسمت بعدیشم ولی دیر به دیر میاد و هردفعه باید از قسمتهای قبل بخونم تا داستان یادم بیاد .


    •   Ares.1
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • احیانا ری مستریو نیستی؟؟
      شوخی کردم
      داستانت موضوع خوبی داره اما انگار هولی!! آااقا یواااش
      یکم شاخ و برگ بده ب داستانت بشر !!
      بذار بفهمیم چی ب چیه!!
      مثل مترو تند حرکت میکنی ، ب هر قسمت مهمی میرسی مثل ایستگاه ، چند لحظه توضیح میدی دوباره رد میشی!!
      اما نگارشت رو دوست داشتم آفرین :-)


    •   shahx-1
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • به لاس وگاس نمیگن شهر شیطان میگن شهر گناه.... جادویی هم در کار نیست در دستگاه های تهویه هوای کازینو ها کپسولی کا گذاشته شده که یک نوع مایع شیمیایی رو در هوا منتشر میکنه که تاثیرش روی مغز انسان بی خیالی است البته پرسنل با خوردن یک نوع کپسول تاثیر رو خنثی میکنن.اگر پات به لاس وگاس رسیده بود همه اینا رو می دونستی حضرت اقا!! از کلمات انگلیسی که مترادف فارسی دارن استفاده کردی که بگی اره من خارجیم!!! تو اینجا به دنیا اومدی اینجا بزرگ شدی زن گرفتی بعد کلمات خدمه دعوا و یا مربی رو بلد نیستی باید انگلیسیشو به کار ببری؟؟؟ در یک کلمه فقط میگم خودتی!!!


    •   boko+net
    • 3 هفته،4 روز
      • 1

    • این کیه از تو ایران کارشناسی میکنه و به یارو میگه تو پاتم به لاس وگاس نرسیده ؟
      این مثکه مخش گوزیده .
      والله ما که 40 ساله تو امریکاییم این چرند کپسول تو تهویه لاس وگاسو نه شنیدیم و نه دیدیم . طبعا نویسنده هم نشنیده , اونوقت این چوس مغز از تو ایران خبرداره !
      نکنه تو مامور K G B ضد اطلاعات روسیه ای .


    •   boko+net
    • 3 هفته،4 روز
      • 0

    • پشکل , اینجا امریکاست , صاحاب داره . مگه ایرانه هرکی هر غلطی دلش خواست بکنه ؟
      هزاران وکیل زبده دائم دنبال همین سوتیها هستندتا خوار یارو رو صاف کنن . تو گوز مغز چی میدونی ؟


    •   alimehdinejad
    • 3 هفته،4 روز
      • 0

    • جنبه سکسی نداشت !
      جون بابات یه سکسی بذار حال کنیم


    •   Comicon
    • 3 هفته،4 روز
      • 0

    • لا اقل یه دست جق میزدی تا جنبه سکسی پیدا کنه


    •   nilajooni
    • 3 هفته،4 روز
      • 0

    • ایول چ باحال


      لایک ٣


    •   Limbo.White
    • 3 هفته،3 روز
      • 0

    • چطوری پهلوون ✋?...‌
      ما هنوز دنبالت میکنیم نگران نباش (در انتظار ادامه ...)


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو