فوت جاب با دخترعموم

    * سلام دوستان، در ابتدا بگم که داستان زیر رو از یک سایت داستان خارجی ترجمه کردم(سعی کردم تا جایی که میشه با عوض کردن اسم و.. داستان رو برای ایرانیها طبیعی کنم) و اینکه از واقعی بودن یا غیر واقعی بودن مطالب هم اطلاعی ندارم


    این داستان از نوع فوت فتیش هستش لطفا اگر علاقه ندارید نخونید!*


    سلام، این اولین داستان منه و تا حالا چیزی برام اتفاق نیوفتاده بود که بخوام بنویسم، اگر طرز نوشتنم درست نیست ببخشید!
    خب یه راست بریم سر اصل مطلب، این داستان همین چند ماه پیش برام اتفاق افتاد، من یه دخترعمو دارم که ۱۸ سالشه و اسمش مریمه، از موقعی که یادم میاد من عاشق پاهای مریم بودم
    مریم یه خواهر هم داشت به اسم مینا و ۲۳ سالش بود، البته از حق نگذریم مینا هم پاهای عالی ای داشت
    ما و عموم اینا توی یه ساختمون زندگی میکردیم و من اکثر اوقات با مریم وقت میگذروندم که بتونم پاهاشو دید بزنم!
    مریم اکثرا جوراب میپوشید با یه کفش اسپورت و وقتی که کفشش رو از پاش در میاورد من رو دیوونه میکرد! واقعا دیوونه ی اون لحظه ای بودم که مریم کفشش رو از پاش در میاره و بعدش هم جوراب هاش رو در میاره! جوراب های مورد علاقه من برای مریم یه جوراب سفید رنگ بود که پاهای مریم توی فرم عااالی ای داشت! همیشه جای کف پای مریم زیر جوراباش معلوم بود و بوی عرق جوراباش عاااالی بود! طوری که آدم دلش میخواد جوراباشو دولپی بخوره
    من اغلب موقع ها مریم رو دعوت میکردم بالا تا با هم یه دست ps4 بزنیم برای اینکه مریم روبه‌روی من میشست و پاهاشو دراز میکرد و بدون جوراب بود و فقط اون موقع ها میتونستم که کف پاشو ببینم!
    از کف پاهاش نگم براتون
    پاهای خوش تراش عالی ای بودن با انگشتایی که انگار خود خدا به صورت ویژه براش نقاشی کرده، انگشتاش عااااالی و خوش فرم بودن ادم دلش میخواست برای پاهاش بمیره


    من همش داشتم به این فکر میکردم که چجوری میتونم اون پاهای خوشگل و دست نیافتنی رو بدست بیارم و کف پاشو بزارم روی صورتم، همه روزه ذهنم رو درگیر کرده بود تا اینکه یه ایده به ذهنم رسید:
    ایده من این بود که بهش بگم یه تحقیق برای مدرسمون هست و تحقیقمون این هست که قسمت های مختلف بدن رو اندازه بگیریم
    من این رو بهش گفتم و گفتم میشه کمکم کنی؟ مریم هم قبول کرد ، اوردمش توی اتاق و دیدم جوراب سفیدای مورد علاقمو پوشیده، وقتی اینو فهمیدم از ذوق اینکه اون جورابارو قراره در بیارم داشتم میمردم.
    برای اینکه زیاد ضایع نباشم من شروع کردم به اندازه گرفتن قدش، اندازه بازوش، دور بازوش. بخش آخر اندازه گیری، اندازه گیری پاهاش بود. من شلوار اسلش پوشیده بودم و از زیرش شورت نپوشیده بودم به امید اینکه شاید اتفاقی پاهاش به کیرم بخورن! خلاصه اینکه پاهاشو و برداشتمو گذاشتم روی رونم و صورتمو بردم نزدیک پاهاش و یه خط کش هم دستم بود و تظاهر کردم که دارم اندازه گیری میکنم. میتونستم بوی مست کننده پاهاش رو از این فاصله تشخیص بدم و واقعا بوی عالی ای داشت!
    بهش گفتم برای اندازه گیری باید جواراباتو دربیارم. مریم هم گفت مشکلی نداره دربیار! باورتون نمیشه وقتی اینو گفت از خوشحالی داشتم سکته میکردم
    وقتی شروع کردم جوراباشو دربیارم باورم نمیشد! اول پاشنه پاش به آرومی معلوم شد! بعد کف پاش رو اروم اروم میدیدم، بعد رسیدم به سینه پاش که خدای من فوق العااااده بود، بعد هم انگشتای نازش معلوم شدن! بهترین لحظه زندگیم بود
    پاش رو گرفتم جلوی صورتم و خط کش هم گرفتم جلوش و تظاهر کردم دارم اندازه میگیرم، گرمای پاهاشو داشتم حس میکردم جلوی صورتم و بوی پاش داشت مستم میکرد. توی همین حین مریم گفت: ببخشید اگه پاهام بو میدن. من بهش گفتم: نه بابا اصلا بویی رو حس نمیکنم. و برای اینکه اثبات کنم بویی حس نمیکنم صورتمو چسبوندم به کف پاش، وااای خدا عالی بود، اون لحظه لحظه ای بود که دوست داشتم تا ابد توی اون حالت باشم، سرمو برداشتم و گفتم:"دیدی؟ بوش اونقدرا هم بد نیست" گفت:"بد نیست؟!! یبار دیگه بو کن تا متوجه بشی چقد بده" منم دوباره صورتمو چسبوندم به پاهاش و گفتم :"دیدی؟ اونقدر بد نیست" اونهم گفت:"شاید ! ولی مطمعنم مزش بده(با خنده)" منم تا اینو شنیدم سریع انگشتاشو کردم توی دهنم و دراوردم و گفتم :"نه حتی مزش هم عالیه"
    با خودم فکر میکردم که این کارم ضایع نیست ولی نگو مریم فهمیده بود قضیه از چه قراره


    اینجا لازمه یه فلش بکم بزنم به دورانی که تازه با اینترنت آشنا شده بودم و از لم تاپ مریم استفاده میکردم، به مریم میگفتم که میخوام برای تحقیقات مدرسه ازش استفاده کنم ولی میرفتم توی گوگل و "پای دختران" رو سرچ میکردم، کم کم با فوت فتیش و فوت جاب و اینا آشنا شدم ولی از اونجایی که زیاد با اینترنت آشنا نبودم بلد نبودم هیستوری رو پاک کنم


    برگردیم به داستانمون
    وقتی پاش رو گذاشتم پایین یهو گفت:"من میدونم ک تو فوت فتیش داری" همون لحظه حس کردم که قلبم وایساد! گفتم:"چی؟" گفت:" اونقدر مدرک روی لپ تاپم جا گذاشتی که فهمیدم فوت فتیش داری" هرچقدر خواستم انکار کنم ولی نمیشد! دیگه فهمیده بود! توی این لحظه یهو بهم گفت:" مشکلی نداره هرچقدر که بخوای میتونی با پاهام هرکاری بخوای بکنی" منم تا این رو شنیدم پاهاشو گذاشتم روی صورتم و شروع کردم به پرستیدن پاهاش! شروع کردم به لیسیدنشون، پای راستشو گرفتم دستم از پاشه پا تا سینه پاشو لیس زدم، بعدش هم رفتم سراغ انگشتاش، وااای نمیدونی چه انگشتایی بودن، شروع کردم به مکیدن و خوردن تک تک انگشتاش، بعدش هم با پای چپش اینکار رو انجام دادم، انقدر پاهاشو خورده بودمو و لیسیده بودم که دیگه خیس خالی شده بود
    به فکر یه راه دیگه برای ارضا کردن خودم با پاهاش افتادم، میدونستم که حتما دیده ویدیو هایی از پا ها رو توی لپ تاپش دیدم ولی کنجکاو بودم بدونم که ویدیویی از فوت جاب دیده یا نه. برای همین یه ایده به سرم زد؛ خیلی یهویی کیرم و دراوردم و شروع کردم به مالیدن به پای راستش که یهو گفت:"چیکار میکنی؟" منم خودمو زدم به اون راه و گفتم:" آخ آخ شرمنده انقدر تو حال و هوای پاهات بودم که کنترلمو از دست دادم و نفهمیدم دارم چیکار میکنم" مریم گفت:" این همون کاریه که بهش میگن فوت جاب؟" بهش گفتم:" آره، تاحالا کسی برام فوت حاب نکرده بود قبل از الان که داشت میشد" مریم هم بعد از چند ثانیه فکر کردن گفت:" خب چطوره که امتحانی یه فوت جاب بدم بهت؟"
    من باورم نمیشد چی شنیده بودم، گفتم:"چی؟" گفت:"خب اگه بخوای من میتونم بهت فوت جاب بدم!" من بهش گفتم:" مریم مطمعنی؟؟؟؟" که یهو مریم گفت:" اصلا ولش کن بابا" و شروع کرد که جوراباشو پاش کنه
    که من سریع جلوشو گرفتم و گفتم:"باشه باشه لطفا بهم فوت جاب بده" وقتی این رو گفتم جوراب پای راستش رو پوشیده بود، وقتی خواست درش بیاره گفتم:" نه همینجوری خوبه"
    مریم روی شکمش خوابید کیرمو بین پاهاش تنظیم کرد و شروع کرد به فوت جاب کردن، وااای عالی بود اون صحنه که یه پا جوراب داشت و یه پا نداشت واقعا جزو بهترین لحظات زندگیم بود، مریم گفت :"شاید بهتر باشه شلوارتو در بیاری" منم شلوارم رو فورا دراوردم
    مریم گفت:"شورت نپوشیدی؟"
    - نه اینجوری بهتره
    + عجب پسر کثیفی هستیا
    - اخه حس میکردم قراره خوشگل ترین پاهای دنیا برام فوت جاب بکنن


    همینجوری که داشت کیرمو میمالید فهمیدم که آبم داره میاد، پای سمت چپش رو گرفتم و جق زدم رو کف پاش که یهو آبم اومد و روی کف پاش پخش، اونجا بهترین صحنه زندگیم بود! یه دستمال برداشتم و آبم رو پاک کردم از پاهاش و یدور دیگه هم پاهاشو بوسیدم


    بهش گفتم:"چطور بود"
    + "جالب بود، خوشم اومد"
    - "میشه بعدا هم دوباره از این کارا بکنیم؟"
    + "امممم .... باشه مشکلی نداره هر وقت فوت جاب خواستی فقط بیا بهم بگو"


    در اینده هم داستان سکسم با مریم رو بهتون میگم، امیدوارم لذت برده باشید




    همونطور که گفتم داستان بالا فقط ترجمه شده بود و از واقعی بودن یا غیر واقعی بودن داستان خبر ندارم


    ترجمه: u.s.unknown

  • 7

  • 5




  • نظرات:
    •   MAX111
    • 1 هفته،3 روز
      • 1

    • عالی بود... خدا قسمت کنه واسه مام ازین کیسا ?


    •   shahin3731
    • 1 هفته،3 روز
      • 3

    • کلید اسرار:
      مترجمی که نمیخواد فخش بخوره!


    •   sikir
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • کسخول


    •   blackbeard
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • اين روشا قديمي شده واسه فوش نخوردن D: (dash) داستان تخيلي و تخماتيكي بود


    •   Hesse penhan
    • 1 هفته،2 روز
      • 1

    • متشششکرم از ترجمه ات
      یکی از زیباترین حس های دنیا فوت فتیشه البته در ایران زجر آوره بیشتر


    •   Sepehr_2000
    • 1 هفته
      • 0

    • نخوندم ولی چون خودم یه چیزایی ترجمه کردم بهت احترام میزارم


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو