فوت فتیش با مینو

    سلام
    مینو هستم 17ساله از تهران.
    این داستانی که مینویسم اولین تجربه منه ولی با ترس و دلهره.


    از خودم بگم .قدم 175و وزنم 62.سایز پام 38.بیشتر تیپم اسپرته.
    من اکثر روزا البته بعد مدرسه که میام خونه و ناهار میخورم و یه دوش میگیرمو بعد میرم با دوستم الهام میرم کتابخونه درس میخونیم و گاهی وقتا میریم دور دور.تو پارک یا پاساژ.یا گاهی وقتا با دوستامون میریم درکه.


    خلاصه کنم حرفمو.زمستون قبل من یه دو سه هفته ای نتونستم بیام مدرسه .بخاطر اینکه تصادف کرده بودم و پام شکست.شکسته که نه.مو برداشته بود.تو گچ بود.الهام هر روز میومد خونمونو کارامو میرسید و جوری که لباسامو اون عوض میکردو شورتامو اون میشست.اولا خجالت میکشیدم جلوش .ولی کم کم عادت کردم و و اینکه نمیتونستم خم بشم و موهای زائد بدنمو بزنم بجاش اون برام میزد.بعد به هفته زیر دلم درد میکرد.جوری بود که دستشویی سخت میرفتم.اون باهام میومد.منو میبرد دستشویی و کلی خجالت.


    داستان از اون جایی شروع میشه وقتی اون میخواست شورتامو جورابامو بشوره اول بو میکرد.من تعجب میکرد.میگفتم الهام خر شدی.چرا بو میکنی.کثیفن.عهههه.حالمو بهم زدی
    گفت اتفاقا دارم بو میکنم که ببینم کثیفن یا نه.
    گفتم کثیفه دیگ.
    گفت نه اینطوری مشخص میشه.
    گفتم چجوری؟
    گفت نگا کن.جورابو میزاری کف دستت.چنان بو میکشی.اگه بوی عرقو حس کردی میفهمی کثیفه.
    گفتم عه عه عهههه چندشششششششش.حالم بهم خورد.
    گفت چیه
    گفتم کوفته.حالمو بهم زدی عوضی.
    گفت حالا دراز بکش ببینم پاهات بو میده یا نه
    گفتم چییییییییییی؟؟؟؟؟؟؟
    گفت دراز بکش
    گفتم خر شدی؟؟؟؟؟
    گفت نه.میخوام ببینم پات بو نیده یا نه.
    منم که هیچی نگفتم.
    اوند پایین تخت.پاهامو اول مالش داد.پای چپم درد میومد.چون گچ پام بود.
    اومد صورتشو به کف پام چسبوند هی بو میکشید هی بو میکشید.زیر لب هی میگفت آخییییش
    منم یه دفعه با پای راستم زدم تو صورتش.
    پرت شد عقب
    سرش خورد به میز آرایشم.


    ترسیدم.نکنه بیهوش شده . اروم اروم به سختی خودمو بلند کردم .خودمو رسوندم پیشش داشتم گریه میکردم.اروم نشستم کنارش.
    یه دفعه منو گرفت محکم بغل کرد.محکم محکمممممم.فشار میداد.نفسم بالا نمیومد.داد زدممم پاااااااااااااااااااااااااااام.
    توله سگ.پاااااااااااااام.
    کوس دست.پام ناقص شد.
    از روم بلند شد.عذر خواهی کرد..قرمزشد.به حالت سگی هار دستو پا .
    گفت ارباب در خدمت شمام.بشین روم سواری بدم برسونمت خونه.
    گفتم خفه شو کوسکش.کمک کن بلندشم.حیف پام درد میکنه وگرنه....


    گفت وگرنه چی؟
    گفتم به تو مربوط نیس کونی.
    بیا کمک کن.دراز بکشم پام درد میکنه.بعد نیم ساعت مامانم اومد.الهام رفت به مامانم گفت که تو تعطیلی پنجشنبه و جمعه میاد خونمون.کمک من.مامانم قبول کرد.مامانم زنگ زد به مامانش .مامانش گفت که الهام خواهر مینوعه.باید بهش کمک کنه.دربست خدمتش.مشکلی نیس.


    گفتم الهام تفففففف تو ذاتت.من کشتمت.شب شد زنگ خونمونو زدن.مامانم درو باز کرد دید الهامه با یه کیف دوشی.شامو که خوردم و بعد چای و میوه .و بعد شب بخیر کفتیم.منو برد تو اتاقم. درو قفل کرد.شک کردم .گفتم الهام چیکار میکنی
    گفت هیچی.مثلا پدرت نامحرمه ها.گفتم اها.


    اومد کمک کرد متو خوابوند رو تخت.جورابامو در اورد بو کرد.هی بو میکرد.چنان بو میکرد که سگ همکلاسیم بو نمیکنه.خخخخ.
    گفتم خوب توله سگ هنوز داری جورابامو بو میکنی
    گفت اره
    گفت پاهام چی
    گفت ای به چشم.
    اومد عین سگ دماغشو جسبوند به کف پام بو میکشید.اینقد بو میکشید


    یه دفعه دیدم انگشست شست پامو کرد تو دهنش


    گفتم کونی کثیفه توله سگ
    هیچی نگفت ادامه داد
    هی لای انگشتامو میلیسید منم فحش میدادم
    اخر سر اومد کنارم.هلش داد دوباره اومد کنارم.منم هیچی نگفتم حرفی نزدم.
    بعدش دیدم نازم میکنه


    میگفت مینو جونم.عسل من قند عسل من خوشگل من.خانم من.
    قهر نکن دیگ
    پاتو با زبونم مالش دیدم دیگ چی بهتر از این میخوای
    گفتم خر الان معده درد میگیری.خریییییییییی


    گفت نگران من نباش


    گفتم عجب خری هستیاااا


    گفت حالا بخواب منم کنارت میخوابم.


    اونشب حالم گرفته شد.ولی وقتی بهم گفت چه حسی داره.یکم یکم درکش کردم.ناز کشی کردم.بهتر حالم اون شب وقتی بود که اومد تو بغلم منو محکم فشار میداد.هی تو گوشم میگفت دوست دارم.عزیزم. و این چیزا.هی فوت میکرد تو گوشم.صب که بیدار شدن دیدم خورابام رو صورتشه.خوابیده.خخخخخ


    زدم تو صورتش گفتم خره بیدار شو.
    بیدارش کردم.رفتیم صبونه زدیم.


    این اولین داستان من بود.


    امیدواردم خوشتون بیاد
    خدانگهدار
    نوشته: مینو

  • 9

  • 10




  • نظرات:
    •   shahx-1
    • 10 ماه
      • 12

    • مرده شور خمینی رو ببرن با این نسلی که به وجود اورد....


    •   Master.Kink
    • 10 ماه
      • 2

    • وقتی هیچی از فوت فتیش نمیدونید ننویسید


    •   مهتی_پاشنه_طلا
    • 10 ماه
      • 7

    • اسکول دو سه هفته به قول خودت پات مو برداشته بود، مگه هر شب می دادی که نگران پشم کس و کونت بودی و یکی دیگه باید برات میزد ؟؟؟و اینکه تو خونه هم جوراب پاته مگه با پای تو گچت که اون خر از خودت خر تر بیاد جورابت رو درآره و بو کنه . مامان جندت میرفت دادن که یکی دیگه بیاد شورت و جورابت رو بشوره ؟؟؟ دکمه سیکتیر رو بزن گوزوی نکبت پلشت . گاو مراد انتر


    •   مهتی_پاشنه_طلا
    • 10 ماه
      • 1

    • بیست دقیقه هست میخام بفرستم پیام رو قبول نمیکرد تا اینکه جای ننه رو با مامان عوض کردم قبول کرد!!!! کسخول شدی شهوانی


    •   Jaq_And_Jones
    • 10 ماه
      • 0

    • الهام جوراباتو شرتاتو میشست؟ تو مادر نداری؟ یا مادرت اون موقع مشغول معاشقه با پدرت بود؟


    •   Gankr koy
    • 10 ماه
      • 0

    • اف سی وپنج امریکا ،
      دختر پسرهای هم نسلی شما مهندسهای طراحش بودند.


      التماس فکر .


    •   میومیووو
    • 10 ماه
      • 0

    • مگه ماشین لباس شویی ندارید اون بشوره؟ مگه نوکرته؟ چه چرت مسخره. همون جوراب رو بکش رو سرت خفه خان بگیر


    •   aaghrab
    • 10 ماه
      • 1

    • متن کسشرت به کنار من تو کف عنوان داستانم...کسخل وقتی میگی فوت فتیش با مینو ینی مینو باید طرف مقابلت باشه نه که خود کسکشت باشی


    •   Gamer_sexii
    • 10 ماه
      • 0

    • کسخول


    •   Armitapanahi
    • 10 ماه
      • 0

    • معلومه پسری خخخ


    •   kmhdymk
    • 10 ماه
      • 0

    • وقتی داستانو خوندم تانیم ساعت بعدش خندیدم، عنوان داستانت که تخمی تخیلی بود،مادرت هم که فکر کنم خاله الکسیس ما میشه چون معلوم نیس کجاست،پدرت هم داشته از مادرت فیلم میگرفته،خواهر وبرادرهم که نداری، برمیگردم سراغ بحث اول وقتی میگی فوت فتیش بامینو،بعدسروکله الهام پیدا میشه دیگه نمیدونم چی بگم.سیکتیر


    •   Arashhom
    • 9 ماه
      • 0

    • فوت فتیش عالیه


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو