فیض ضربدری با باجناق

1393/03/14

من اسمم حمیدو 25 سالمه و وزنم پنجاه کیلو به تازگی با یه دختری ازدواج کردم که دو سال ازم کوچیکتره و بیست کیلو چاقتر . به اسم مونا . مونا کون بر جسته ای داشته و خیلی هم حشریه . منم خب هوسم زیادبود و دوست داشتم تا اونجایی که می تونم به زنم حال بدم . سینه هاش درشت و هیکلش توپ توپ بود . یه علتی که خیلی تپل تر نشون می داد این بود که قدش کوتاه یا کوتاه تر از من بود . دوست داشت سکس ما بیشتر طول بکشه زود انزالی من و این که کیرم پس از یه بار خالی کردن تو کوسش شل می شد سبب می شد که باید مدتی رو صبر می کردم تا کیرم دوباره شق شه . بیشتر وقتا که آبمو خالی می کردم اون هنوز ارگاسم نشده بود . حتی کیر فرو رفته تو کوسشو میذاشت تو دهنش تا دوباره اونو شق کنه … بعضی وقتا هم خودم کیرمو می شستم . با این که ساک می زد و کیرم سفت می شد ولی تا میومدم بکنم تو کوسش دوباره شل می شد و اگرم به زور می کردم داخل کوسش بهش حال نمی داد . یا باید کوسشو میک می زدم تا حال کنه یا خسته و بیخیال می شد . بهش می گفتم رو تخت دراز بکشه و کونشو به طرفم قمبل کنه . اون وقت یه هیجانات قلابی و یه فانتزیهایی واسه خودم درست می کردم که هوسم زیاد شه و موفق بشم کیرمو شق کنم و اکثرا این جوری موفق هم می شدم . تو تصورات خودم فکر می کردم که الان یه کیر غریبه رفته تو کوس زنم و داره اونو میگاد و بهش حال میده . مونا میگه جووووون کیر کلفت همونی که من آرزو شو داشتم . همونی که من می خواستم و تشنه اش بودم … زودباش . محکم تر فرو کن تو کوسم . بکن . کوسمو بکن تا ته کیرتو بفرست . به کونم بچسبون . تا حمید شوهرم نیومده سر حالم کن … با این فکرا خودمو به هیجان می آوردم و یه جورایی هوسمو با نوعی خود آزاری لذت بخش زیاد می کردم . ولی همه اینا الکی خوش بود و تاثیر زیادی نداشت .

تا این که مریلا خواهر زنم که هم وزن من و دوسال کوچیکتر از مونا بود با یه مرد همسن من به نام بابک که 40 کیلو از خودش چاق تر بود از دواج می کنه . یه بنده خدایی می گفت که که آدمای چاق اکثرا کیرشون کوچیکتره . ولی هر چه بود کیر این با جناق ما خیلی کلفت بود چون مریلا تا می تونست پیش خواهرش مونا درددل می کرد . یه شب که خونه بودیم تلفن زنگ خورد . مریلا بود . دوتا خواهر که به هم می رسیدند پر چونگیشون گل می کرد . سیم تلفن داغ می کرد . اهمیتی نمی دادم . ولی بی آن که بخوام فضولی کنم به گوشم خورد که دارن در مورد مسائل سکسی صحبت می کنن . متوجه حرفای زنم بودم . ولی نمی دونستم خواهر زنم دقیقا چی داره میگه . رفتم از یه اتاق دیگه گوشی تلفنو بر داشته تا صداشونو بشنوم . البته یا متوجه می شدند یا نه تا موقعی که صداشون در نمیومد می خواستم به حرفاشون گوش بدم . مریلا از این شکایت داشت که از دست کیر کلفت شوهرش امون نداره و خسته شده تا میاد سکس بهش مزه بده درد امونش نمیده و شوهرحشریش هم امونش نمیده و سیر مونی نداره . مونا هم بهش می گفت خواهر ناشکری نکن . خوش به حالت خواهر . کاش من جای تو بودم . آرزو داشتم که شوهرم مثل شوهر تو بود . جون می داشت و تا دلم می خواست منو می گایید . -عجب حرفی می زنی مونا . اگه دوست داری جامونو عوض کنیم -دیوونه تو هم شوخیت گرفته ها -شوخی کجا بود خواهری که این حرفا رو نداره . تازه بابک هم فکر کنم ازت خیلی خوشش بیاد . همش میگه خوش به حال حمید که یه زن آبدار و خوش گوشت نصیبش شده . کاش تو هیکل خواهرتو داشتی . .تا آخر عمرمون که نمی تونیم این جوری عذاب بکشیم و هیچکدوم از زندگی لذت نبریم … -مریلا دیوونه بهت گفتم این قدر داستانهای سکسی نخون آخرش رو مخت اثر میذاره … یه مشت از این حرفا زدند و منو هم تو فکر فرو بردند . اعصاب منم داشت خط خطی می شد . وای شوخی شوخی و این تصورات الکی من یه روزی باید جدی بشه ؟/؟ نه … ولی در عوض مریلا هم خیلی خوشگل و نازه . یه اندام دخترونه و ترکه ای خیلی با حالی داره . چه با حال می تونیم با هم حال کنیم . یه شب که خونه مریلا اینا دعوت بودیم مونا در لباس پوشیدن سنگ تموم گذاشته بود . یه دامن کیپ سکسی که تا روی زانوش هم نمی رسید پاش کرده بود با یه بلوزی که داشت تو تنش می ترکید . بازوهای تپلش که لخت بود . صورت درشت و خوشگلش هم حسابی میکاپ شده بود . در عوض مریلا خیلی معمولی تر خودشو آراسته بود . بابک چشم از خواهر زنش بر نمی داشت . اون دو تا برش کون زنمو که خیلی واضح از روی دامن مشخص بود با نگاهش خورده بود . وقتی مونا رو با اون وضعیت دیدم و این تصور در من ایجاد شد که باجناقم بابک داره اونو میگاد کیرم شق شد . نگاه مریلا به داخل شلوارم بود . اون تلفنی تمایل خودشو به نوعی به من اعلام کرده بود از طرفی می گفت که بابک هم به مونا تمایل داره … منم که یه جورایی داشتم هیجان زده می شدم . خیره تو چشای خواهر زنم نگاه کرده و به شکاف بین دو سینه اش که از بلوز ش مشخص بود خیره شدم . یه لبخندی بهم زد و رفت طرف اتاق خواب . منم دنبالش به راه افتادم . -ببخشید آقا حمید کاری داشتید .-شنیدم این باجناق ما خیلی شما رو اذیت می کنه . -شما هم خواهرمو خیلی اذیتش می کنین -باجناقم سخت آزار میده -خواهرمنم سخت دوست داره . ولی نرم آزاری شما حالشو می گیره … با توجه به این که می دونستم از نظر فکری اون آمادگی رو داره و اینو از صحبتهاش با مونا فهمیده بودم رفتم طرفش و بغلش کردم … -چیکار می کنی زشته آقا حمید -آقاشو بنداز بگو حمید ! مریلا خوشگله !.. اونومحکم به بغلم فشردم . دامنش یه خورده بلند تر از دامن مونا بود . از این که زورم بهش می رسه حال می کردم . یه خورده ناز کرد و دست و پایی زد نمی دونم واسه کی بود که تماس گرفت فقط همینو شنیدم که می گفت شماره 4 و گوشی رو قطع کرد … اونو بغلش کردم و ازش لب گرفتم . می خواستم بر گردم برم که گفت کجا ؟/؟ حمید جون اصلا از کارای نیمه کاره خوشم نمیاد –الان بابک میاد -ببینم تو که زنشو میخوای اون زنتو نخواد ؟/؟ اون از من و تو بیشتر دنباله اینه که با یه همردیفش حال کنه . بیا نترس . نترس عزیزم … -مریلا ! مونا رو چیکار کنم . اون شاید راضی نباشه -بازم نترس تا مریلا رو داری غم نخور . مریلا هیکل نداره ولی دنیایی از شیطنت تو وجودش نهفته -اصلا بهت نمیاد خیلی مظلوم نشون میدی . -بیا حمید بریم رو تخت . از همون روزی که با خواهرم ازدواج کردی دوست داشتم خودمو در اختیارت بذارم . تو مثل خواجه ها با هام رفتار می کردی . نمی فهمم چه طور شد که یهو تغییر کردی -شاید نمی دونستم که تو یه جورایی ازمن خوشت میاد -حالا واسه خودت کلاس نذار . بیفت روم منو ببوس هر کاری دوست داری انجام بده -شاید اونا سر برسن .-اتفاقا منم میخوام که سر برسن . مشکل باید حل شه . دو تا خواهر و دو باجناق . چهار تا مشکل دارن و نشه مشکلشونو حل کنن ؟/؟ آخه واسه چی . همه مون درد های مشترک داریم . از قدیم گفتن گفتن کبوتر با کبوتر باز با باز کند همجنس با همجنس پرواز …البته این هم جنسی که در این تمثیل اومده به معنای هم طرازه … -میگی من و تو همجنسیم -خب به نوعی آره -چطوره من و باجناق زنامونو عوض کنیم . طلاق بگیریم . -طلاق لازم نیست . یه جابه جایی موقت یا چند وقت در میونی و یا سکس ضربدری مثل حالا لازمه … بیفت روم بیفت روم دارن میان . دارن میان . افتادم رو مریلای شیطونی که رو تخت ولو شده بود . هنوز من به اون صورت حرکتی نکرده سرشو به این طرف و اون طرف حرکت میداد . زیر چشمی یه نگاهی هم به در ورودی اتاق خواب داشتم و در همین لحظه دست بابک و دیدم که دور کمر مونا حلقه شده و اون هنوز یه خورده دو دله که چیکار کنه -بیا ببین اینم شوهرت که بهش می نازیدی و یه خورده دلت رضا نمی داد که باهام راه بیای . حالا راضی شدی ؟/? -حمید ! باورم نمیشه … سرمو اصلا طرفش نگرفتم . هم خجالت می کشیدم و هم یه خورده هنوز اون حالت غیرتی بودن در من وجود داشت ولی به طرف صداتکون نمی خوردم فقط زیر چشمی یه نگاهی به زنم داشتم که ببینم عکس العملش چیه . دست بابک از زیر دامن مونا رفت داخل و چنگ زد کون زنمو تو دستاش گرفت -آخخخخخ بابک … -مونا حرف نباشه . شوهرتو ببین چه طور داره با زنم حال می کنه . زنمو ببین که خواهرته . میگی من چیکار کنم . ببینم تو با اون کیر می تونی حال کنی ؟/؟ شلوارشو کشید پایین و وقتی کیرکلفتشو روبروی صورت مونا گرفت چشم مونا داشت می زد بیرون . کلفتی اون و درازیش خیلی مشتی تر از کیر من بود . -خیلی نامردی بی غیرت . حمید خودت خواستی که من خودمو بندازم تو بغل یکی دیگه . مریلا : حالا این قدر ناز نکن خواهر . این کیر مخصوص هیکل توست مونا . وقتی که بخوری دیگه از این ناز و اداها در نمیاری . بابک مونا رو بغل کرد و با این که فقط بیست کیلو ازش سنگین تر بود ولی اونو رو سرش بلند کرد مریلا : برو کنار, حمید . زلزله داره میاد . زودباش … من و مریلا رفتیم اون گوشه تخت و مونا و بابک این طرف . زنامونو با هم عوض کرده بودیم . مات شده بودیم . من و مریلا فقط داشتیم اونا رو تماشا می کردیم . بابک با عجله یکی یکی لباساشودر آورد و خودشو لخت کرد و با یه حرص وولع خاصی افتاد به جون زنم . لباسای مونا رو به خشونت از تنش در می آورد . من بیشتر از صحنه زیر کیر بودن زنم داشتم حشری می شدم تا از این خواهر زنی که کنار من بود . اون که دید اوضاع این جوریه شروع کرد به لخت کردن من و منم دستمو بردم طرف لباساش ولی حواسم به اون طرف بود . بابک رونای پای گوشتی زنمو به دو طرف باز کرد دست پت و پهنشو گذاشت رو چاک کوسش و یه فشاری بهش آورد و بهم نشون داد و گفت ببین ببین این کوس زنته . هوسشو ببین از عشق این کیر کلفته . تو حالا برو سر وقت زن ناز نازوی ما . امشب من و تو باید یه کاری کنیم کارستون تا دیگه این زنای ما غرو غرو نباشن و ما بتونیم مشکلات زندگیمونو حل کنیم . هم من راحت می شم و هم تو .

نوشته:‌ حمید


👍 2
👎 2
305749 👁️


     
برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

420765
2014-06-04 05:09:21 +0430 +0430
NA

ای ریدم تو کس خواهرت…کس کش با اون داستان تخمی تخیلی ات…کیر من و نفر بعدی که کامنت میده تو کس زنت و خواهر زن جنده ات…حرومزاده جاکش…گه خوردی وقت ما رو با این اراجیف تلف کردی مرتیکه جلقوز

0 ❤️

420767
2014-06-04 06:02:26 +0430 +0430
NA

دقیقا کجاش داستان سکسی بود؟؟؟؟
ای کیر فرضیم تو سوراخا دماغت

0 ❤️

420769
2014-06-04 09:57:37 +0430 +0430
NA

مشکلت حل شد متوهم؟

0 ❤️

420770
2014-06-04 10:25:58 +0430 +0430
NA

خدا لعنتتون کنه،واقعاً انسان میتونه از سگ هم پست تر بشه
وشما مطمئن باشین روی هرچی سگه سفید کردین
اینجور موقع ها فقط باین فکر کنین که شما اشرف مخلوقاتین!!!
وقتی شما و امثال شما رو با حیوونی مثل سگ(البته حیف)مقایسه کنن اونوقت سگ باید با صدای بلند داد بزنه که من اشرف مخلوقاتم
البته شما گناهی ندارین تقصیر پدر و مادرتونه و اصلا شک نکن شما فرزندان زنا هستین توقعی جز این نیست و این راهیه که در آینده فرزندان شما میرن
خونه تون میشه خوکدونی ای که پدر به دختر،پسر به مادر وخواهر به برادرش رحم نمیکنه
انشاالله با کسایی که لایقش هستین محشور بشین

0 ❤️

420771
2014-06-04 13:05:13 +0430 +0430

خدایا آخه ببین؟؟؟ به یکی مثل من نمیدی به یکی مثل این پسرکوچولوی پنجاه کیلویی میدی اونم اینجوری میرینه توش

0 ❤️

420773
2014-06-04 15:32:57 +0430 +0430
NA

بی غیرت .لاشی صفت

0 ❤️

420774
2014-06-04 17:25:33 +0430 +0430

این داستان تکراری بود فقط آخرشو عوض کردی.خر اون بابای جاکشته.

0 ❤️

420775
2014-06-04 17:27:19 +0430 +0430
NA

این سکس ضربدری خوب چیزیه ولی داستانها همه تخمیه. شکی توش نیست.

0 ❤️

420776
2014-06-04 19:14:24 +0430 +0430
NA

منم میتونم زنتو بگام ؟؟؟
هم کیرم بابه میلشه هم دیر ارضا میشم .

0 ❤️

420777
2014-06-04 19:22:25 +0430 +0430
NA

خدا شما رو لعنت کنه که اینجوری دارین کانون گرم خانواده رو به گند میکشین اخه شما ادمین بخدا قسم هیچ قداستی به قداست افراد خانواده نمیرسه بس کنین این کثافت بازیها رو هر چیزی خودش اندازه داره اه انسان اینقدر لجن بو کثافتتون همه جا رو گرفته

0 ❤️

420778
2014-06-04 20:17:07 +0430 +0430
NA

تو…یک جلقی بسیاربسیارخطرناک هستی که نه تنهابرای خودت مضرهستی جان دیگران راهم تهدید میکنی.خاک برسرت بااین داستان نوشتنت.

0 ❤️

420779
2014-06-04 22:23:59 +0430 +0430
NA

اگه فحش بدم خوشت میاد و با فحش من حشریتر میشی میری بازم جلغ بازی ولی ای کاش این هنر نوشتاریتو خرج یه داستان زیبا میکردی ولی شما مسه خوک از توهم کس دادن زنت خودتو ارزا میکنی اگه راست میگی زنتو بیار من بکنم

0 ❤️

420780
2014-06-05 01:30:57 +0430 +0430
NA

زنتو سگ گاييد.کيرم به اول و آخرت

0 ❤️

420781
2014-06-05 03:17:07 +0430 +0430
NA

یه مشت ریقو جمع شده بودین دور هم بی ناموسای بی غیرت؟؟؟!
آخه خاک بر سر یه بار خودتو بذار جای کسی که داستان چرتتو میخونه ببین دلت میخواد نویسندشو جر بدی با اون مزخرفاتش؟؟؟!
شماها اصلا معنیه داستان سکسی رو میدونین؟؟؟ :-|

0 ❤️

420783
2014-06-05 03:41:14 +0430 +0430

damet garm hal kardam ba dastanet faghat kash bishtar be rizeh kariha tavajoh mikardi.
merci verey good

0 ❤️

420784
2014-06-05 03:46:00 +0430 +0430

عزیز من از دست این آشغالهای زالو صفت ناراحت نشویکی نیست به اینا بگه شما که دنبال آخوند بازی هستین چرا میاین تو سایتهای سکسی .اینجور آدمها هستن که ایرانو به لجن کشیدن ونمیشه نفس کشید اونقت دارن این سایت رو هم لجنی میکنن

0 ❤️

420785
2014-06-05 04:22:00 +0430 +0430

چرت محضه …همون اولش معلومه که دروغه … تو زنها رو نمیشناسی بجای این حرفها فقط در مورد لباس و کاپشن و … حرف میزنند …بعد اونقدر گوششون تیزه که با کوچکترین صدایی متوجه میشن چه خبره … برو اول روانشناسی زنها رو مطالعه کن بعد داستان سرهم کن

0 ❤️

420786
2014-06-05 04:34:15 +0430 +0430
NA

حمید ! باورم نمیشه … سرمو اصلا طرفش نگرفتم . هم خجالت می کشیدم و هم یه خورده هنوز اون حالت غیرتی بودن در من وجود داشت
کس کش ننه جنده زنتو میگائن هنوز اون حالت غیرتی بودن در تو هست!!! ننه جنده جلقی کس کش پیزوری این محتویات مغز جلقیتو تحویل ما نده. بی ناموس ، بی ناموس ، بی ناموس

0 ❤️

420787
2014-06-05 04:47:00 +0430 +0430
NA

من 120 کیلو وزن دارم 180قد کیرم 25سانت قدشه قطرش 5س اگه زند کلفت دوست داره بگو بیبا بپره روش به خودت هم میرسه ببینم خواهرتم مثل خودت 50کیلوییند اگه هستند من میمیرم برا کسشون کسشونو میترکونم مامانت چی چند کیلو کیرم تو دهنش

0 ❤️

420788
2014-06-05 05:37:48 +0430 +0430
NA

هر چی کشیده بودم پرید…
کشکش ننویش

0 ❤️

420789
2014-06-05 06:31:07 +0430 +0430
NA

هر دوتاتون دیوس تشریف دارین.

0 ❤️

420790
2014-06-05 13:00:32 +0430 +0430

من نخوندمش
از رو نظر بچه ها بهت میگم کیرم به داستانت

0 ❤️

420791
2014-06-05 14:50:43 +0430 +0430
NA

اصلا خوب نبود سر و ته نداشت ما که چیزی نفهمیدیم

0 ❤️

420792
2014-06-05 19:31:51 +0430 +0430
NA

Akhe kos kesh in kojash sexi bod

0 ❤️

420793
2014-06-23 10:50:45 +0430 +0430
NA

با قدرت میگوید:زیبا بود

0 ❤️

420794
2014-07-20 05:49:37 +0430 +0430
NA

آخه جلقی کمتر کس و شعر بنویس اون بامن کیرم تو وجود بی ناموست کس کش بده منم زنتو جر بدم

0 ❤️

420795
2014-08-30 12:13:50 +0430 +0430
NA

کس کش … حداقل اخرشو خراب نکن…میدونی اخرش چیه… بزار من بگم … باجناقت تا شونه دستشو کرد تو کس زنت بعد تو دوبار از این صحنه ابت اومد… خواهر زنتم داش با کسش ور میرفت… زنتم اخرش از ارجو ش.نه باجنتقت حامله شد … خواهرش به جاش یه دختر اورد… بعد باجناقت توی بیمارستان دختره رو کرد بعد تو رفتی از بهزیستی یه پسر اوردی … تا چهار سالگی اونا به مدت 6 سال با هم ضبدری داشتین… جاکش ملجوق… کونی حرومزاده… ریدی …بدم ریدی …خیلی خیلی بدم ریدی !!! کس عمت

0 ❤️

420796
2014-08-30 12:16:02 +0430 +0430
NA

یادم رفت … جاکش … عمدا غلط املایی نوشتم …که برینم به لیست نظرات داستانت … کس کش!!!

0 ❤️

552904
2016-08-17 20:10:22 +0430 +0430
NA

تخميه

0 ❤️

584617
2017-03-19 05:51:40 +0330 +0330

ضربدری با باجناق رو دوست دارم لذت بخشه

جون وای زنت زیر باجناقت باشه خواهرش زیر تو باشه اوف بدش باجناق چاق تو بکنی

0 ❤️

743730
2019-01-26 00:19:10 +0330 +0330

حالا بگذریم از اینکه این داستانم تخیلات ی جقی بتمام معناست
ولی اون کسمغزایی ک میان اینجا از کانون گرم خانواده و این حرفا گوهخوری میکنن
تاپیک داستان زده ضربدری اگه بدت میاد نیا بخون بعد برو بالا منبر آخوندبازی دربیار، تو اگه اهل و پایبند خانواده و این حرفایی ب کس زنت میخندی میای اینجور جاها، گمشو برو بغل زنت تا کسی ترتیبشو نداده
نمیدونم چ اصراریه بیای بخونی بعد از اینجور کسشرا تفت بدی

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها