قربانی همجنس بازی

    با سلام
    من رامینم 25 ساله
    داستانم بر میگرده به 9 سالگی خودم از خودم بگم سفید پوست و تپل بودم با بچه های هم سن سال خودم خیلی بودیم تو کوچه مون باهم دوست بودیم و میرفتیم تو خونه هم بازی یه سری دوستم تو خونشون همراه دوست دیگم سر شوخی گفتن شلوارمون عوضی کنیم منم که نمیدونستم جریان چیه شلوارمو در اوردم دیدم یهو پریدن روم و منو کردن تا چند دقیقه گریه میکردم ولی بعدش نوبت من شد به کون اونا بذارم در حالی که نمیدوستم جریان چیه اصلا این چیه بعدش گذشت کم کم جنبه سرگرمی پیدا کرده بود شوخی میکردیم کیرامون بهم نشون میدادیم شاید برای خیلی ها اتفاق افتاده باشه اما بد قضیه از اینجا شروع میشه که یکسالی گذشت یه روز با برادر یکی از اون دوستام که حدود 10 سال بزرگتر بود دوست بودیم میگفت خونمون ماهواره داریم از این فیلم سکسی ها داره منم نداشتیم اون موقع گوشی نبود با این امکانات کنجکاو شدم رفتم خونشون یهو در خونشون بست بهم زد و به زور شلوارمو در اورد هر چی میگفتم ولم کن ول نمیکرد یکم رو کیرش تف زد اون کیر گندش کرد توم اونقدر محکم کرد که تا یه هفته از درد کیرش نمیتونستم راه برم یه یک ماهی گذشت دیدم میامد طرفم منم فرار میکردم تا اینکه یه روز اومد دم مدرسه مون گفت یا میای بکنمت یا تو مدرسه پخش میکنم منم ترسیده بودیم رفتم خونه عصر شد یه خونه خرابه بود منو برد اونجا شلوار در اوردم منو حل داد کیرشو در اورد خشک کرد توم این دفعه از دردش گریه ام گرفته بعدش ابشو ریخت داخلم اون کارش تمام شد و رفت و من داشتم گریه میکردم طولی نکشید هفته دیگه هم گفت بیا بده ولا تو مدرسه پخش میکنم کون میدی منم میترسیدم رفتم تو خونشون که دیدم دوستاش اورده ادمای بزرگ بودن شاید یه 5 نفر میشدن من گریه کردم خواستم فرار کنم دستمو کشید بردم تو اتاقشون اولش خودش کرد اسمش میثم بود شروع کرد به کردن مثل قبل درد نداشت ویکم لذت داشت دیگه مثل قبل درد تحمل نمیکردم یه یک ساعت گذشت همشون منو کردن احساس میکردم کونم میخواد بپوکه ولی تازه اول کار بود یه چاقو گذاشتن سر گلوم گفتن چیزی بگی زندت نمیزاریم گذشت کم کم با دوستای هم سن خودم سکس میکردم پنجاه پنجاه برام لذت داشت خیلی حس خوبی داشت کون دادن تا اینکه یه روز دوباره اومد سراغم گفتم بیا بده این دفعه رفتم دیدم خودش و یکی از اون پنج نفر هم اونجاست شلوارمو کشید پایین یکم تف زد شروع کرد به تلمبه زدن اون یکی هم ساک میزدم این کارش تمام شد اون یکی منو کردن رفتم خونه یه مدت گذشت شروع کردم به خود ارضایی اولین بار یه حسی دست داست خیلی خوب بود دیگه موقع کون دادن جلق میزدم تا اینکه گذشت معتاد شدم به جلق نمیتونستم با دخترا دوست بشم اصلا تنها تر میشدم کم کم احساس گناه اومد سراغم چندبار خواستم خودکشی کنم دست خودم نیست منم دوست داشتم مثل بچه ها بازی کنم مثل بچه ها زندگی کنم ولی منو قربانی کردن الانم معتاد به خودارضایی هستم و منزوی و نمیتونم حاطرات فراموش کنم امیدوارم برای کسی رخ نده


    نوشته: رامین 061

  • 3

  • 13




  • نظرات:
    •   sashaarian
    • 8 ماه،4 هفته
      • 0

    • خلاصه و موجز نوشتی و اسیر شدنت در رفتارهای اجتماعی نامناسب رو خوب توضیح دادی :))


    •   loverider
    • 8 ماه،4 هفته
      • 0

    • معلوم بود الکیه داش اخه بچه ۱۰ ساله چی داره که بخوان توش هم بکنن


    •   Kosdat
    • 8 ماه،4 هفته
      • 0

    • یعنی پنج نفر حدودا 20ساله تو 10ساله رو کردن خیلی کس شعره


    •   Annahita
    • 8 ماه،4 هفته
      • 6

    • قربون بچه های سایت برم اصلا کیرتون تو دهن و کون من و لایه سینه هام اینقدر شما فعالید اونقدر که شما تو گی موفق شدید برازرز و بنگ بروس سره هم نتونستن اینقدر کارو با این سرعت بهتون بدم کم کم میخوام تو روسیه از ایران به عنوان سرزمین گی ها رونمایی کنم اینقدر که همه تو ایران دادن راستی مناسبت هشتاد وپنجمین پستم و رسوندن تعداد پست هام به سایز سینه هام رو به همه تبریک میگم (dash)


    •   royaei
    • 8 ماه،4 هفته
      • 1

    • عجب ؛ باز باید بگم چی بگم ؛
      یه دکتر برو بعد روانپزشک مشکلت رو حل کن ؛ موفق باشی


    •   Emperatoorxxx
    • 8 ماه،4 هفته
      • 0

    • یچی بگو بگنجه خا


    •   Afrozia
    • 8 ماه،4 هفته
      • 0

    • سعید ۲۳ ساله مفعول عاشق کون دادن
      خصوصی پیام بدید


    •   aminrezvani
    • 8 ماه،4 هفته
      • 0

    • خاک تو سرت بریزن گفته بیا بکونمت تو هم ترسیدی رفتی؟ وقتی که بچه بودم اگه یکی به من از این حرفها ميزد سنگ رو پرت میکردم تو کلش بی عرضه ها


    •   پروفسور بالتازار
    • 8 ماه،3 هفته
      • 1

    • این که همجنس ‌‌‌‌‌‌بازی نیست این پدوفیلیاست و در کل دنیا محکومه، این که خودارضایی می‌کنی که اشکالی ندارد پسر خوب، بیخود به خودت سخت نگیر


    •   Mohsenin
    • 8 ماه،3 هفته
      • 0

    • واقعا سخته حق داری.هرکی رسیده گرفته کردت.
      ولی خودارضایی یا خودکشی جواب درستی نیست براش.
      باید گذشته هارو پشت سر بزاری و به اینده نگاه کنی.
      یه دوس دختر خوب پیدا کن وبه گذشتت فکر نکن اینطوری نمیتونی زندگی کنی.


    •   ک ی ر کلفت
    • 8 ماه،3 هفته
      • 0

    • نمیدونم داستانت واقعی بود یا نه ولی من تو همین بد بختی اسیرم


    •   Sxx0
    • 8 ماه،3 هفته
      • 0

    • ما همه معتاد به خودارضاییم ولی خودکشی نمیکنیم عمو


    •   babak313
    • 8 ماه،2 هفته
      • 0

    • ریدم به این به این داستان نویسیت :|
      انگار صفحه حوادث خوندم :/


    •   Mb_dark
    • 2 ماه،3 هفته
      • 0

    • اخی دلم سوخت ناموسا☹


    •   محمد۷۴
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • بنظر داستانت واقعی بود متاسفم برا اونچیزی که پیش اومده برات ولی خودارضایی ضرری نداره باش راحت باش


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو