قزوین نرید کونتون میزارن

    1398/11/1

    سلام . خاطرم برای تابستونه امساله . اسمم ساراعه ٢٢ سالمه . من تابستون بنا به دلایلی از خونه قهر کردم و زدم بیرون. نمیدونستم کجا برم اصن نمیدونستم تا کی بیرون بمونم. رفتم ترمینال اونجا داشتم سیگار میکشیدم که یه پسره اومد جلو و سر حرفو باز کرد منم احمقی کردم و بهش گفتم از خونه زدم بیرون اونم گفت حالا که وقت داری بیا سوار اتوبوس شیم شهرارو بگردیم منم قبول کردم و اونجا بهم گفت بچه ی قزوینه و اومده بود تهران پیشه دوستش گفت بریم قزوین. سوار اتوبوس شدیمو تو راه کلی حرف زدیم تاریخ تولدشو گفت یه ماهم از من کوچیک تر بود. رسیدیم قزوین ‌‌‌ظهر بود. رفتیم پارک ملت قزوین یکی دیگه از دوستاشم بود که اونم چند سال از من کوچیک تر بود. نشستیم سیگار کشیدیمو حرف زدیم. دوستش گفت ما دو تا خونه داریم یکیش خالیه کلیدش الان پیشم نیست میتونم برم از مامانم بگیرم بریم اونجا هم ناهار بخوریم هم استراحت کنیم. ما هم قبول کردیم بعدا فهمیدم این نقشرو خود پسر اولیه کشیده بود. سوار ماشین شدیم سه تایی رفتیم خونه پسره. برامون با سوسیس ناهار درست کرد نشستیم خوردیم. بعد ناهارم یه رول گل کشیدیمو ولو شدیم بعد چن دقیقه که سه تامون چت شده بودیم پسر اولیه دستمو گرفت بلندم کرد گفت بیا بریم تو اتاق منو ماساژ بده منم اصلا حال و حوصلشو نداشتم. رفتیم تو اتاق پیرنشو دراورد من نشستم رو کمرش شرو کردم ماساژ دادن. بعد چن دقیقه دیدم پاشد گفت حالا تو بخواب من ماساژت بدم گفتم نمیخوام هرچی بهش گفتم من ماساژ نمیخوام مرسی گفت نه باید من ماساژت بدم. با اکراه خوابیدم اونم دستشو گذاشت رو کمرم شرو کرد مالش دادن. بعد چن دقیقه دیدم داره تی شرتمو میده بالا هرچی بهش گفتم نکنه گوش نکرد. همش میگفت هیییس. تک تک لباسامو دراورد هرچی بهش التماس کردم نکن اصن توجه نمیکرد حتی دوستشو صدا زدم بیاد کمکم ولی اونم نیومد. به زور دمر خوابوند منو سر کیرشو تف زد تا آخر کرد تو کونم اونجا بود که فهمیدم میگن قزوین میری مواظب باش براچیه اونجا بود که فهمیدم تا دسته رفت تو پاچم یه پسری که اصن نمیشناختمش به همین راحتی تو قزوین کونم گذاشت. آبش اومد ریخت تو مشما بهم گفت لباسامو بپوشم بعدش رفتم دستشویی لباسامو پوشیدم از خونه زدم بیرون ماشین گرفتم واسه ترمینال از اونجا هم برگشتم تهران. با یه کون پاره رفتم خونه و اونجا بود که فهمیدم خونواده یه چیز دیگه اس.


    نوشته: سارا

  • 10

  • 39




  • نظرات:
    •   s0l2b
    • 1 ماه
      • 5

    • خیلی چرت بود واقعا چه حسی داره نفر اول نظر بدی


    •   .سامان.
    • 1 ماه
      • 23

    • بدجور ریدی، بوش سایت رو برداشته...
      اگه راست بود، باید بگم چه احمقی هستی! انتظار داشتی معادلات سفر در زمان رو یادت بده؟! (dash)


    •   miss_thetis
    • 1 ماه
      • 13

    • تمام =/
      دهانم بستی =/


    •   Ado_Den_Haag
    • 1 ماه
      • 20

    • تو خودت بی مغز بودی چه ربطی به قزوینی ها داره اشتباه خودتو تقصیر قزوینی ها ننداز.


    •   Irish..GuNNer
    • 1 ماه
      • 20

    • چطور میتونین اسم داستانم اشتباه بنویسین؟ (dash)
      ترامپ لطفا دبستانِ اینارو در صدر نقاط فرهنگی و در مرحله بعد، خونه معلمشو قرار بده.
      با تشکر .جمعی از کاربران شهوانی


    •   amir21mash
    • 1 ماه
      • 17

    • رفتی یه کون دادی برگشتی چه داستان پر محتوایی بعید نیس از طرف پلیس فتا این داستان ارسال شده باشه


    •   miss_thetis
    • 1 ماه
      • 17

    • امشبم آپ نشد هعی..
      بریم بخوابیم..
      گندشو درآوردین با این کستاناتون..
      حیف وقتی که برای کامنت گذاشتن میذارن مردم.
      دیس.


    •   شاه ایکس
    • 1 ماه
      • 26

    • بالام جان گزوینی!! ها به کیون پسر نظر دارن نه شما خانوما!! زیادی خفن سیگار کشیدی فکر کردن پسری گول خوردن!! خدا رو خوش نمیاد مردم رو فریب می دی ببم جان!! (biggrin)


    •   KING134
    • 1 ماه
      • 8

    • ملجوق روان پریش خدایی این کسشعری که نوشتی رو خودت قبول داری دست الله اکبر گویای نماز جمعه تو کونت کسکش


    •   Esfandiar49
    • 1 ماه
      • 12

    • خب الان گریه کنم برات ؟
      .
      .
      صد ساله مشهور شده قزوین بری عاقبتت چی میشه
      (dash)
      مرد باشی یا زن ، هیچ فرقی نداره ...آخر کار ، مث الان ریدی ...
      بعد تو رفتی قزوین ، جینده ؟


    •   TheBitchKing
    • 1 ماه
      • 22

    • شاید قزوین نرید، ولی توی بچه شاشو، ناجور ریدی. سنگین و غلیظ ریدی. چنون ریدی که به قول دوست عزیزمون، بوش سایت رو برداشته. حتی فونت نوشتنت به رنگ قهوه ای در اومده


    •   saeed7989
    • 1 ماه
      • 10

    • هرچی روش فی میزارم ترمینال تو کون تو بوده که با یه تف و یه فشار تا ته رفته تو


    •   Blue_Angel
    • 1 ماه
      • 11

    • چه بگویم؟که نگفته هم پیداست
      غم این سایت مگر یکیو دوتاست


    •   پسر_پررو
    • 1 ماه
      • 11

    • اخه کونده چاقال منم قزوین رفتم ولی چیزی نشد هر کی کونش بخاره تو هر نقطه ای یکی پیدا میشه کونش بزاره با احترام به قزوینیا نصف بیشتر قزوین کونه خودشون دنباتل کیرن کونده
      با ورود به این سایت بیشتر با مردم اشنا میشم خخخخ


    •   Istanbulshahvani
    • 1 ماه
      • 10

    • قابل توجه عزیزان کونی، در مرحله اول با خانواده دعوا میکنید، حالا فرق نمیکنه کدوم یکی از اعضای خانواده، در مرحله دوم از منزل فرار و به ترمینال غرب مراجعه میکنید، توجه داشته باشد اطراف تعاونی هایی بچرخید که اتگبوس برای قزوین دارند و ادامه رو از داستان بالا پیگیری کنید.


    •   Mustang.gt
    • 1 ماه
      • 8

    • اسمتون ساراعه .؟ تو که نمیتونی اسمتو درست بنویسی ، کارمندای ثبت احوال کونت بزارن تعجب نکن


    •   عشقبازمست...
    • 1 ماه
      • 4

    • حتما باید سرت به سنگ بخوره تا آدم بشی


    •   ali.kon.kon1378
    • 1 ماه
      • 3

    • اسکار زیبا ترین فیلم چن وقت اخیر
      تعلقققق میگیره بههههههه
      مارتین اسکورسیزی بابت فیلم جذاب روزی روزگاری در هالیوود
      چیه کسخل فکر کردی میخام به تو اسکار بدم؟
      کیر تو کونت کونییی
      اسکار کسشر ترین داستان تاریخ سایت به تو تعلق گرفت
      بکنش تو کونت که راه کونت باز بمونه برای سکسای بعدی


    •   saeedno15
    • 1 ماه
      • 12

    • فکر کردی میری خونه ناهار میخوری و استراحت میکنی بعد میرید تفریح؟ نه از این خبرا نیست اینجا ایرانه و همه ی مسائل بر محور سکس میچرخه.


    •   Sepehr_2000
    • 1 ماه
      • 11

    • همه باید کونشون پاره شه که درس زندگی بگیرن
      فقط بعضیا استعاری کونشون پاره میشه بعضیا واقعی


    •   hot_top_boy
    • 1 ماه
      • 9

    • به مار راستم :(


    •   ali201820
    • 1 ماه
      • 2

    • خب اشکال نداره تا اینجا زیاد ضرر نکردی برگشتی .بهترشد


    •   FuCkinGLaugh
    • 1 ماه
      • 4

    • اره از خونه زدی بیرونو رفتی دادیو برگشتی برو کصکش الکسیسم انقد راحت همراه کسی که نمیشناسه نمیره شهر و خونشون بعد تو انتظار داشتی کونتم نذاره?


    •   the_savage_
    • 1 ماه
      • 6

    • آبشو ریخت تو مشماا..وات د فاعک ..حتما گذاشتش تو فریزرم


    •   khodam2079
    • 1 ماه
      • 3

    • کصخل که باشی همه جا کونت میزارن


    •   zanbory
    • 1 ماه
      • 9

    • قزوین نکنه کوچه بغلیتون بوده رفتی دادی و برگشتی ..دنبال بهونه بودی کون بدی و دیدی اینجا گی تکراری و زیاد شده بااسم دختر شروع کردی نوشتن خاطرات کونت را
      لااقل میگفتی کونت نقلیه .پوقلیه.طاقچه ایه.باغچه ایه.سفیده .سیاهه.سبزروشن .زرد قناریه..یکم تعریف میکردی حداقل بچه ها چندتایی خشابشونو خالی میکردن.
      خب دفه بعد بگی حتما
      نمیدونم چرا همش دیس یا لایک بعداز۱۳میخوره بمن
      پووووف اینم از شانسمونه.


    •   sexybala
    • 1 ماه
      • 8

    • کوس گفتی ای کوس گفتی مثل یک کسخول گفتی. پسره جلقی


    •   mamad_trns
    • 1 ماه
      • 5

    • رفتی قزوین کونتو دادی برگشتی؟


    •   nasrin1980nn
    • 1 ماه
      • 5

    • واقعا چرا می نویسید؟


    •   ایکاروس
    • 1 ماه
      • 15

    • انگار این متن رو پلیس امنیت اخلاقی استان قزوین نوشته !
      برم به استاندار قزوین یه نامه تشکر آمیز بنویسم ...


    •   themahdj
    • 1 ماه
      • 1

    • حقیقتا راس میگه
      قزوین نیاید ک کونتون میزاریم (biggrin)


    •   f.f.life
    • 1 ماه
      • 10

    • برای یه کونی همه جا محل دادنه بیخود مختصات محل را زیر سوال نبر.
      واقعا چه انتظاری داشتی حالا اونجا که قزوین بود درست ولی هرجای دیگه هم می رفتی از انگشتر به النگو تبدیلت میکردن.
      مامانت نگفت عزیزم چرا گشادگشاد راه میری


    •   احسان با کون گنده
    • 1 ماه
      • 0

    • ما که رفتیم قزوین خبری نبود (biggrin) (biggrin)

      دریغ از یدونه کیر
      همه کون بودن


    •   .سامان.
    • 1 ماه
      • 9

    • بچه ها یه نفر زیر اکثر داستانا کامنت گذاشته که چطور میشه تاپیک زد!!! اینم کاربریش M.k@
      آشنا نیست دوستان؟؟؟!!!
      M ممد، k کونی... بهش نگید (devil)


    •   outcast-1060
    • 1 ماه
      • 8

    • تا سرش رفت داخل، تازه اونجا فهمیدی؟ لابد یه لحظه به دور دست ها خیره شدی و یه لامپ بالا سرت شبیه این کارتون ها روشن شد. تو فکر کردی همه خیلی روشن فکر شدند که دعوتت کنند خونه و بعدش با هم موزیک گوش بدید و فیلم ببینید و در مورد کتاب حرف بزنید؟
      آره ساراعه.. بیشتر مراقب کونت باش دختر


    •   shoshi-kir-koloft
    • 1 ماه
      • 2

    • موندم وجدانن پدرت وقتی داشت مادرتو میکرد به چی فکر میکرد که تو به دنیا اومدی کونییییی؟؟؟؟؟ (dash)


    •   shri78
    • 1 ماه
      • 6

    • وقتی با دوتا پسر میری تو خونه خالی
      گلم میکشی
      کونت نزارن جای تعجبه :|
      خیلی چرت بود


    •   Yavarfaaqer
    • 1 ماه
      • 0

    • من سال ۸۸ تلفنی با ۱ خانم بیوه قزوینی آشنا شدم.چون ی دختر کوچیک داشت صیغه نامه درست کردیم رفتیم رامسر ۲ شب وسه روز گاییدمش .اگه یکی بود که واسم تایپ کنه داستانش میکردم


    •   Yavarfaaqer
    • 1 ماه
      • 0

    • منظورم اینه برید قزوین.منتهی میشه به رامسر و کص کردن.نه کون دادن .این واسه پسرا صدق میکنه


    •   Caboos1
    • 1 ماه
      • 5

    • کاش بابات اونشب تو رو هم میریخت تو مشما داداش


    •   Alouche
    • 1 ماه
      • 2

    • دیس به تجاوز و متجاوز و ذهن خرابت


    •   پروفسور بالتازار
    • 1 ماه
      • 7

    • از خونه فرار کردی با دوتا پسر تو یه شهر دیگه رفتی سیگار کشیدی، گل کشیدی رفتی خونه خالی، خودت چه انتظاری داشتی؟ اگه نمی‌کردند که واسه اون دوتا آبرو نمیموند، بهشون اتهام میزدن که کونین


    •   Winston991
    • 1 ماه
      • 3

    • تا جایی که من میدونم و شنیدم کون پسر دوس دارن نه دختر
      در ضمن آبشو واسه چی ریخت تو مشما؟؟ نکنه منظورت کاندومه؟؟ حتما چت بودی اشتباهی دیدی


    •   Farid.es
    • 1 ماه
      • 2

    • اگه خیلی ناراحتی ادرسشو بده تا از اهواز برم همه قزوینو برات بکنم بیام


    •   hamid30gari
    • 1 ماه
      • 13

    • من لایک دادم بهت چون آخره داستان فهمیدی خانواده یچیز دیگست و قبل بگا رفتن به کانون خانواده برگشتی.
      ولی فقط قزوین نیست، تو هرجایی بایه پسر بری خونش یا کونت میذاره یا تو کست قزوین و کرج و تهرانم نداره.تازه اونا که دوتا هم بودن.تعجب میکنم رفیقش چرا نکردت!!!؟؟؟


    •   omidario
    • 1 ماه
      • 6

    • کسخل جان حتماّ باید یه کون می دادی تا بفهمی قزوین کون آدم می ذارن؟؟!!


      هرجا هم بری با این کسخلی تو کونت و کستو یکسره می کنن احمق جون. می خواستی با دو تا پسر بری خونه خالی، مثل بچه آدم باشن و هیچ کار باهات نکنن؟؟؟!!!!


    •   Avvaaa
    • 1 ماه
      • 11

    • ساراعه خانوم،الان بچه ۷ ساله رو نمی شه خرش کرد،بعد تو با بیست و دو سال سن،رفتی شهر دیگه،خونه دو تا نره غول،بعد ناراحتی که چرا کونت گذاشتن؟؟؟انتظار داشتی تفسیر قرآن کار کنه باتو؟یا محیط بیضی پیدا کنین؟گم شو بی خاصیت ِ کودن....


    •   kokarostam
    • 1 ماه
      • 12

    • لایک


      واقعا با خلوص نیت و با میل باطنی بهت لایک میدهم، نه به خاطر این داستان تخمی و داغونت. نه به خاطر اینکه بچه کونی هستی و خودت رو دختر جا زدی. نه به خاطر خالی‌بندی‌های داستانت که کلا شاشیدم به خودت و داستانت. فقط و فقط به خاطر اینکه روشی برای کون دادن در سایت شهوانی ارائه دادی، بلکه این همه کونی که در شهوانی ریخته، بروند ترمینال و راهی دیار قزوین بشوند و کون خود را بدهند و ما را کمی آسوده بگذارند. دستت درد نکنه کله کیریه بچه کونی.


      توی قزوین دائما گـُل میکشم
      روی دیوار عکس سـُنبل میکشم
      چون بدادم کون بر بادِ فنا
      حالیا من عکس قـُنبل میکشم


      ها کـُ‌کا


    •   he3tor
    • 1 ماه
      • 2

    • رفتی قزوین دادی برگشتی خو همون تهران میدادی


    •   Marshaall_Boss
    • 1 ماه
      • 2

    • به نظرم تو یه پسر بخت برگشته ای که بنا به دلایلی تو قزوین مورد عنایت ویژه ببم جانهای قزوین قرار گرفته و حالا این داستان و ....ننویس دیگه.


    •   Hamidarakii
    • 1 ماه
      • 3

    • خخخخخخخ. تابلو دروغ بود. ساراع که نیستی هیچ یه جقیه کون پاره ای بیش نیستی


    •   amiiir_h
    • 1 ماه
      • 1

    • ابشو ریخت رو چ؟؟؟؟؟؟؟مشما؟؟؟؟؟ دیوث مگ دوره ی قلقلی شاه زندگی میکنی؟؟مشما اخع..کیرم دهنت بااین طرز نوشتنت..من جای پسره بودم تو همون پارک میکردمت..میخواسی کون بدی خب تو همون تهران میدادی دیگ چراانقد راهتو دورکردی..برو ب درسو مشقت برس پس فردا کارنامت میاد بابات کونت میذاره


    •   Arazgh
    • 1 ماه
      • 2

    • آقا من از دیشب این داستانها رو میخونم دلپیچه شدید اومده سراغم آخه گوز توی داستانت میخوای کون بدی راحت تاپیک بزن کونم خارش داره بیاین برام خدمت کنین عجیبه ها


    •   tednaw_19ri
    • 1 ماه
      • 1

    • داستانتو خوندم الان کیرم داره دودستی میزنه تو سر خودش میگه چرااااا (dash)


    •   1979mehdiiiii
    • 1 ماه
      • 1

    • خوبه آبشو ریخته تو مشما


    •   numair
    • 1 ماه
      • 1

    • خوندم اوکی دادی به پسره و بریم شهرارو بگردیم، اونجا بود که فهمیدم کوس تفت دادی ??


    •   MoHsEN._.M
    • 1 ماه
      • 1

    • کون‌میخاره بدی بگو تعارف نکن‌چرا کس میگی سرشو کرد توت توام لذت بردی‌ رفتی قزوین‌دادی اومد تهران خسته نباشی دلاور خداقوت پهلون بازگشت شکوه مند (rose) (rose)


    •   Gozaran
    • 1 ماه
      • 2

    • آقای ساراع
      ممنون که ما رو محرم دونستی و به ما گفتی که کون پاره هستی


    •   EnTi
    • 1 ماه
      • 1

    • یعنی رییییییییدم تو اون مغز پریشونت شاشو (dash)


    •   s_is_not_a_wolf_amir
    • 1 ماه
      • 1

    • جانتَ بخورم
      بیا بریم بت سفر کردنَ یاد بدم
      سوسیس تخم مرگمم عالییِس (drooling) (drooling) (drooling)


    •   sohil356
    • 1 ماه
      • 1

    • خدا یا ما چقدر بدبختیم بیام این داستان رو بخونیم اخه چرا ما ایرانی شدیم (dash) (dash) (dash) (dash) (dash)


    •   love.yavar500
    • 4 هفته،1 روز
      • 1

    • خاک برسرت سارا خودت خودت بی چاره کردی یعنی تو نمی تونستی تصور کردی بایه بیگانه بری قزوین میبرت در امن وامان نگهت میداره و بدبخت بازم شانس اوردی که فقط کونت گذاشنتند وباکره گی رواز دست ندادی که سرمایه ات به باد می دادی اونوقت چیکار میکردی .دختره سربه هوا بهترین مکان وامن ترین جا خانه وخانواده ات ه هر چند که باهات بد رفتاری کنند باز دوستت دارند ونابودتت نمی کنند.


    •   nahana
    • 4 هفته،1 روز
      • 0

    • آبشو ریخت تو مشما ؟ جمع میکرد برای کلکسیون ؟


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو