قشنگ ترین تجربه زندگی من

    سلام من مهسا ( مستعار) 18 ساله قدم 170 وزنمم 60 کیلوعه و یه دوست پسر به اسم شروین داشتم ، شروین یه ادم فوق العاده هیکلی و مهربونه ، با رنگ پوست سفید قدش 195 و وزنش حدودا 100 چاق نیستا هیکلیه و من عاشق همین هیکلش شدم و 20 سالشه . راستش منو شروین دوسال پیاپی باهم رل بودیم و تقریبا یکجورهایی از همون بچگی باهم بزرگ شدیم و بهم عادت کرده بودیم تا ایشون به من خیانت کردن و رابطه ما کات شد ولی لامصب این اتیش جنسی و نمیشد خابوند و اونم حسابی روی من حشری بود به طوری کع قراری نبود اون منو ببینه و راست نکنه خلاصه یشب که خیلی دلم گرفته بود بهم اتفاقی پیام دادو فیلم فرستاد منم بیکار بودم و دانلود کردم فیلم فیفتی شیدز که اگه ندیدین پیشنهاد میکنم ببینین که توی فیلم یه رابطه خشن و طرفدارای bdsm میدونن چیه خلاصه من که حسابی حالم خراب بود پی ام دادم ک باید ببینمت اونم قبول کردو برای فرداش ما خونشون قرار گذاشتیم و همین که من از در رفتم تو منو راهی اتاقش کردو یه لب ارومو منو نشوند رو تخت یکم بدنمو مالش دادو برم گردوند به محض اینکه برگشتم دیدم دستامو با کراوات بست من که هم حشری شده بودم هم ترسیده بودم نگاش کردم گفتم چی میکنی لبخند ملیحی زدو انگشتشو توی دهنم فرو کرد منم میدونستم عاشق این کاره و برا انگشتش ساک زدم ک پاهامم بست و لباسامو
    تو تنم جر داد ، درازم کرد لبه تختو برعکس کیرشو کرد توی دهنم و تا میتونست فشار داد منم زبونمو تا میشد در می اوردم و حسابی ته حلقم میبردم کیرشو اومد برم گردونه که تخماشو میک زدم (دخترا باور کنین یکی از بهترین حسای دنیا خوردن خایست از بس نرمه ) با ولع واسش میک میزدم جوری ک رنگ عوض کرد یه اهی کشید و یه سیلی محکم روی کونم زد . عادت دارم موقع سکس کونمو سیلی میزنه. برم گردوند و دستشو برد روی کصم از رو شلوار منم خودمو بیشتر میمالیدم بهش تاپمو دراوردو سینه هامو خورد و با دستش نوکشونو گرفت و محکم میکشید و توی چشام زل میزد منم با همون حرکت بیار ابم اومد شکممو لیس زدو
    و شلوار و شرتمو باهم پایین کشید زبونشو اورد بین چوچولام که من اهم خونه رو برداشت زبونشو تو میکردو و کصمو گاز میگرفت و وحشیانه میک میزد یکم ک خورد من بی حس شده بودم ک با کمربند شروع کرد زدن کصم اونقدر زد ک رنگ خون شده بود بلندم کرد و سرپا ایستاده نگهم داشت تنها چیزی ک روی میز کامپیوترش بود یه بطری شیشه ایه نوشابه بود یه نگاه بهم کردو یه لب وحشیانه گرفت ک لبم خون اومد بطری و برداشت و گذاشتش روی صندلی و گفت بشین روش منمم ک تاحالا همچین چیزی تو کونم نرفته بود مخالفت کردم اما هولم دادو یجوری نشوندم رو صندلی ک کل شیشه نوشابه تو کونم حس میکردم یکم عقب جلوش کر
    دو کشیدش بیرون و داگی خابوندم بعدش کیرشو کرد تو کونم و تا میتونستم تلمبه میزد که ابش اومد ی نفس راحت کشیدم و لبمو دندون گرفت و گفت بلند نشو تا دو راند باهات نرم ازت سیر نمیشم خلاصه منو فرقونی برگردوند و پاهامو رو شونش گذاشتو کرد توم و لب میگرفت من ک فکنم ده باری ارضا شده بودم که با اخر اب کصم فواره میزد دیگه داشتم وحشیانه جیغ میزدم که ابش اومد و همونطری روم دراز کشیدو همه ابشو تو کونم خالی کرد ، همدیگه رو بوسیدیم و یساعت خوابیدیم بعدش منو تا خونه رسوند و من نمیتونستم یه هفته راه برم که خودشم گفت تختم شکسته و حال خودمون نبودیم ، با اینکه باهم نیستیم ولی
    خب من هنوز عاشقشم اونم هروقت وقت میکنیم یه سکس تاریخی باهم میریم که ب جرأت میتونم بگم از سکسامون تو ایران تعداد کمی هست ...


    نوشته: نینا

  • 3

  • 12




  • نظرات:
    •   Noshadi
    • 1 ماه
      • 2

    • درود بر آقا مهسای مجلوق


    •   وب.گرد
    • 1 ماه
      • 5

    • به جندگیت قسم که خیلی از اینایی رو که گفتی من بلد نبودم!
      خوب شد باز تو از گمراهی درم اوردی . (biggrin)


    •   Zhazha
    • 1 ماه
      • 4

    • گفتی دست و پات رو بست، هیچ کدوم از پوزیشن هایی که گفتی با دست و پای بسته قابل تصور نبود.


    •   jerard96
    • 1 ماه
      • 3

    • خدایا


      ساقی این کس مغرها رو یا بکش یا ب راه راست هدایت کن
      اینا میخان فردا با امریکا بجنگن
      کونی جنده خانم
      چجوری داشتی خایه هاشو میلیسیدی ک با دست زد رو کونت


      نکنه از نرم تنانی


      این بود ارمانهای خمینی جاکش


    •   اسکلخان
    • 1 ماه
      • 0

    • همنطور که گفتی فیفتی شیدز رو زیاد میبینی


    •   lovely_grl
    • 1 ماه
      • 2

    • لا مصب لبرون جیمزهم ۱۹۵ و ۱۰۰ کیلو نیست مطمئنی دوس پسرت بوفالو نیس؟


    •   MASIӇA
    • 1 ماه
      • 4

    • الهی...
      باز یکی فیلم فیفتی رو دید و به شدت جو زده شد!
      اصلا عواملش پیشمون شدن از ساخت این فیلم. بس که مردم جو زده شدن.
      هر چند که چیزی جز فانتزی‌های حین خواب شبانه‌ت نبود اما آخه تو رو چه به بی دی اس ام کوشولو؟! تو با یه بار اسپنک شدن استخونای لگن و دنده و ستون فقراتت تو هم میشکنن دیگه چرا؟!
      دختر خوبی باش و مثل همسن‌های خودت رفتار کن. مثلا فانتزیت این باشه که یهو از پنجره‌ی اتاقت یه بسته پاستیل پرت بشه تو و وقتی نگاه میکنی آقاییت باشه که سورپرایزت کرده.


      و اما اگرم نویسنده یه پسر ۱۹۵ سانتیه که فقط میگم: شاشیدم رو کراوات خیالیت.


    •   nima58teh
    • 1 ماه
      • 3

    • تا تاپمو درآورد خوندم
      یکی به من بگه با دستای بسته چجوری میشه تاپو درآورد؟
      ضمنا دخترای الان به این راحتی میان میدن؟


    •   royaei
    • 1 ماه
      • 1

    • اصلا خوب نبود ؛
      این داستان تخیلی بود ؛
      وقتی داستان رو میخواهید تخیلی بنویسید و بجای واقعی قالب کنید یجوری بنویسید که قابل باور تر باشه ؛
      خودت داستان رو بخون بعد نظر بده ؛
      لااقل به شعور خواننده احترام بگذارید ؛
      موفق باشی


    •   ehsan9705
    • 1 ماه
      • 3

    • سر جد کونیتون بخونید قبل از آپ کردن.
      سکس تاریخی یه مدل جدیده که سرباز هخامنشی نوک نیزشو فرو می‌کنه تو کس و کون طرف مقابل
      ضمنا با آداره آمار هم همکاری می‌کنن که آمار سکس بقیه رو هم دارن.


    •   amiralixyz
    • 1 ماه
      • 1

    • والا ما شروین ها رو میکردیم


    •   Zhazha
    • 1 ماه
      • 2

    • دکتر تو روحت، لبخند رو به لبمون آوردی.


    •   qasem66
    • 1 ماه
      • 0

    • حیف لباسا
      چطوری رفتی خونه
      حتما فک کردن تصادف کردی اینجوری ک تو میگی


    •   amirmiserable
    • 1 ماه
      • 0

    • بیا همدان از اون بهترشو برات انجام ندادم توف کن صورتم.
      آبه بچه خوشگله همدان رو هم تو کونت تبرکا با خود ببر
      خوبیت داره


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو