كاسه انار

    1398/2/26

    از ١٧ سالگی همیشه دلم پیشش بوده و است. ٢١ سال داشتم كه تو آژانس بودم و یه كاسه انار دون شده دستم بود و هیجان داشتم و تصورسكس با او را میكردم، انار كه میخوردم توی دهنم با زبونم فشارش میدادم كه مزه آبش رو بیشتر بفهمم و تصور میكردم كه خایشو كردم دهنم و آب كیرش میپاشه تو دهنم ......so yummy. تا در خونش با تصورات خودمو رسوندم دگه داشتم روانی میشدم كه برم داخل تو اتاقش كیر و خایه هاشو دو لپی بخورم. در پایین كه باز شد بدو بدو رفتم بالا، به در آپارتمانش كه رسیدم تا كه خواستم درو باز كنم از پشت منو گرفت و برگردوند و ازم خواست كه با لباس روی پله ها براش داگی استایل بشم. من
    هم از خدا خواسته زود تند سریع شلوارم رو آوردم پایین و داگی شدم و he start fucking me ... و من همچنان كاسه انارم دستم بود و همین تور كه فشار میداد من انار میخوردم و تصور اینكه خایش تو دهنمه رو میكردم و بیشتر و بیشتر میخواستم ..... و در آخر من خوابوندمش روی پله و هر دو خایه هاشو كردم دهنم و با زبونم فشار میدادم و انگشتم رو میزدم به نوك كیرش ... و اون از وحشت لذت فقط فریاد میزد.... و در اخر مصل همیشه آبشو ریخت تو دهنم....yummy yummy ?? ? الان ١٢ سال از اون روز میگذرد و من همچنان حسرت اون انارها و خایه هارو دارم????


    نوشته: ی ز

  • 0

  • 24




  • نظرات:
    •   Amir_78
    • 3 ماه،1 هفته
      • 1

    • یه پیامک از رویاهای یه الدنگ غیر ایرانی/:


    •   majidlovem
    • 3 ماه،1 هفته
      • 2

    • کیرم تو کوس خوار مادرت با این داستان نوشتنت


    •   Quf_x
    • 3 ماه،1 هفته
      • 2

    • جایزه کوتاه ترین کوصتان شهوانی تو کونت !


    •   myous
    • 3 ماه،1 هفته
      • 1

    • خدایا این یکی رو شفا نده .. بزار همینجوری باشه بخندیم خخخخخ


    •   MASIӇA
    • 3 ماه،1 هفته
      • 2

    • لعنت بهت که چنین تصوری از انار که یکی از میوه‌های مورد علاقه‌ی منه داری احمق.
      ضمنا این تقریبا اندازه‌ی کامنتاییه که گاهی واسه داستانا میذارم و نمیدونم نوشتنش چه لزومی داشت.


    •   Nazi.mirzayi3244
    • 3 ماه،1 هفته
      • 2

    • اسمس بود یا داستان .خاک توسرت انارو هم ازچشمم انداختی


    •   Aida_moongirl98
    • 3 ماه،1 هفته
      • 4

    • اخه اناااااار؟؟؟؟؟لااقل بادمجون مثال میزدی...


    •   badboy777_shv
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • همین تور؟؟
      مصل؟؟؟!!!
      خب وقتت رو یا صرف آموزش زبان انگلیسی کردی که به زبان اونا بگی منو بکن یا صرف کون دادن. وقت نکردی املا انشا کار کنی یه کم!!


    •   Zhazha
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • بشمار ببین تو همین اس ام اس چند تا غلط داری؟ کیر همه راننده های محترم آژانس لخت بدون کاندوم تو کونت، ابنه ای.


    •   shaokahn98913
    • 3 ماه،1 هفته
      • 1

    • روحت شاد محمدرضا پهلویی ...


      نیستی ببینی جوون های عنقلاب کرامت انسانی هندی زاده فت و فراون شدن...


      به قول یه زیدی ژووووووووون..


    •   Mahsasadr
    • 3 ماه،1 هفته
      • 1

    • دیسسسسسسس۷


    •   nilajooni
    • 3 ماه،1 هفته
      • 4

    • الهم اشف کل المریض


    •   samsepg
    • 3 ماه،1 هفته
      • 1

    • باید امیدوار بود که از کاندوم استفاده شده باشه.


      سکس، هر نوعش، با هرکس، هر جنسیتی، در هر سن و با هر گرایش جنسی، باید ایمن باشه، توش رفتارهای پرخطر نباشه.


      سکس بدون کاندوم و رفتارهای پرخطر مثل ریختن آب توی سوراخ و دهن و روی صورت که ممکنه بریزه توی چشمها، احتمال انتقال ویروس اچ آی وی/ایدز رو بالا می بره.


    •   Weed-m@n
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • رکورد زود انزارلی با اختلاف برا خودته جقی کون بچه برو حالشو ببر


    •   Rama_P
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • چون داری گذشته روایت میکنی باید میگفتی He started...
      همین دیگه :D


    •   Vampex
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • این داستان اصلا گی نبود
      فقط یه کس مغز تر از خودت زیادی بهش فشار اومده نرسیدی خونش کردتت
      دیگه ننویس کونی


    •   ملكه_قلابي٢
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • شبيه اس ام اس بود نه داستان!!! الاغ!!


    •   dr.om
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • کیر سید حسن نصر الله تو کونت


    •   kokarostam
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • گُه
      ادمین، خواهش میکنم تاپیک داستانهای پسر کونیها را از سایر داستانها مجزا کن. چرا اینکار را با ما میکنی؟ همه جا را کونیان اشغال کردن. دیگه نمیشه نفس کشید.
      ها کوکا


    •   poya25080
    • 2 ماه،3 هفته
      • 0

    • کیر دهنت با این کوصتانت


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو