لاپایی شیرین

1400/04/30

خاطره سکسی من مربوط به دوران سربازیمه
وقتی که مسول چک کردن سربازا دم در پادگان بودم
و اینم بگم که بخاطر همین پستی که داشتم همه سربازا ازم حساب میبردن…نه اینکه بگم خیلی ترسناکم یا بزن بهادرم… نه…فقط بخاطر پستم بود
خلاصه…تو یه اتاق مخصوص ورود خروج سربازا بود و البته جای ملاقات سربازا هم بود من و یکی دیگه باهم پست میدادیم
ورود خروج سربازا رو می‌زدیم و هرکسی برای ملاقات میومد زنگ میزدیم…البته فقط اخر هفته ملاقات بود
خلاصه
همیشه اول صبح سرمون شلوغ بود و سر ظهر تا ساعت یک اینا…بعدش دیگه خلوت میشد ساعتی یه نفرم نمیومد بره…
این ساعتا بیشتر تنها بودم
تو گرمای هوا و تنهایی و سکوت حسابی حشری میشدم
من هیچوقت گی نبودم و الانم نیستم
ولی تو خدمت واقعا فشار شهوت بالا میرفت…
یه پسره بود بچه کرج ریزه و سفید…تقریبا آمارشو داشتم میدونستم چند چنده…
یه روز که اصلا توقعشو نداشتم…تو همون اوج خلوتی وقتی تنها بودم پیداش شد…از مرخصی برگشته بود و می‌خواست بره تو…
باید پا میشدم میگشتمش و دفترچشو مهر میزدم تا بره داخل
پاشدم کیفشو گشتم
میدونستم هیچی نداره ولی خب حشری شده بودم… خیلی با حوصله میگشتم.و باهاش حرف میزدم
اومدم خودشو بگردم
یه دستی به کمر و بالا تنه کشیدمو با شوخی بهش میگفتم چی آوردی باخودت؟ سیگار گوشی مواد…
بهش گفتم بهت میخوره حشیشی چیزی آورده باشی…
اونم اصلا زبون نداشت…ساکت بود
گفتم اگه چیزی ازت پیدا کنم اذیتت میکنما…
میگفت چیزی ندارم…
یه اتاق کوچیک داشتیم مخصوص تعویض لباس سربازا بود…بردمش اونجا و درو نصفه بستم…
جیباشو گشتم دست میکشیدم رو روناش و لای پاش…پوتیناشو گفتم دربیاره… خلاصه داشتم باهاش ور میرفتم
همینجوری تکراری دستمو میکشیدم بغلاش و پشتش…
دستمو بردم لای پاش که مثلا دارم میگردم
یکم کیرشو مالیدم این یکی دستمم کشیدم رو کونش از اینور کیرشو میمالیدم
از اونور کونشو …خودمم حسابی راست کرده بودم و چندباری یه حالتی گرفتم که متوجه کیر راست من بشه و شد…حسابی قرمز شده بود پامیشدم مثلا دارم دست میکشم به کمرش خودمو از پشت میمالیدم بهش… دیگه فهمیده بود چه خبره… ولی هیچی نمیگفت…کمر و دکمه شلوارشو باز کردمو دستمو از روی شرتش گذاشتم رو کیرش این دستمم از پشت کردم زیر شلوار و کونشو مالیدم انقد بهش نزدیک میشدم دستش بخوره به کیرم که زیر شلوار راست شده بود.

صورتش حسابی قرمز شده بود
شلوارشو تو همون اتاق تعویض لباس کشیدم پایین و در حالیکه کیرشو ماساژ میدادم شورتشم از پشت دادم پایین…کمر شلوار خودمو باز کردمو کیرمو درآوردم بیرون …با آب دهن لیزش کردمو گذاشتم لای کونش … خیلی راحت کیرم لای کونش عقب جلو میشد.چند بار سر کیرمو گذاشتم رو سوراخ کونش که فرو کنم تو اما خودشو سفت کرد…منم زیاد دلم نمیخواست که حتما فرو کنم داخل کونش… همینجوری لای کونش عقب جلو کردمو آبمو ریختم لای پاهاش … خیلی زود اتفاق افتاد… ولی حال خیلی خوبی داشت…
تا آخر خدمتم چندباری دیدمش… ولی انگار نه انگار که اتفاقی افتاده…

نوشته: بهنام


👍 7
👎 7
14101 👁️


     
برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

821410
2021-07-21 01:27:04 +0430 +0430

کس کش اون کدوم پادگانه که تو تنها دژبانشی .کونی دروغگو

5 ❤️

821415
2021-07-21 01:36:11 +0430 +0430

کسخول اونجا پادگان نیس که جنده خونس بی عقل!

3 ❤️

821419
2021-07-21 01:40:51 +0430 +0430

یه عنی بنویسین که آدم بتونه باور کنه چیه آخه این کسکش

3 ❤️

821421
2021-07-21 02:02:53 +0430 +0430

پادگانهای که لب مرز هست اسمشون پادگانه فقط ن در داره ن دیوار کلا ی سیم دژبانی که برای مرور ماشین و سرباز هست یعنی اگر نخوای از اونجا بری هر طرف که بری آزاده
اینو گفتم بفهمی چخبره، اما اون جوری که تو گفتی تو اون محیط که ب جرات هر چند ساعت یکبار کسی یا ماشینی حتی شخصی رد نمیشه کسی خایه نداره از این کارا بکنه شهوت و حشر که هیچ اگر کو‌ن بده كون نميكنه، حالا تو در ورودی پادگان تنها بودی گوه اضافه خوردی این بکنار چون تنها هیچ دژبان دم در نمیزارن قانون نظام همینه
بماند که باز زر اضافه زدی کنار اتاق نگهبانی هیچ وقت اتاق تعویض لباس نمیزارنند گوز مشنگ اگر اینجور باشه اون خوابگاه سربازهای دژبانی هست که خالی نمیشه و هزار دلیل دیگه بماند
اما تو کس موتور آشخور تنها بودی دل و جرات میرزا دودول خر داشتی جاکش الدوله پاد گانی که سرباز نداره خدمت کردی راحت کون بدی بکنار ایا اون شهر مردم تو کوه زندگی میکردنند از کنار پادگان رد نمیشدن؟:
خوب بی شو رررررر دروغ میخوای بگی مثل آدم بگو نه اینکه ملت رو عین خوده کره خرت فرض کنی هرییی

5 ❤️

821422
2021-07-21 02:03:42 +0430 +0430

یه تعداد پادگانهای تخمی سپاه که دورافتاده هم هستند بود که اتفاقهای اینجوری بخاطر بی در و پیکر بودنش زیاد میفتاد، تو یکی از این پادگانها راننده کامیونی که افغانی بود داشت با بار وارد میشد و سرباز دم در هم که بهش اشاره کرد وایستا تا تشریفات انجام بشه را به کیرش هم حساب نکرد، یادمه فرمانده دژبانی اونجا بود و متوجه موضوع شد و راننده افغان را آورد پایین و بهش دستبند زد انداخت بازداشتگاه( اماکن نظامی خارجیها اصلا حق ورود ندارند این بابا هم خارجی بود هم گواهی نامه نداشت هم پررو بود و به سرباز پرخاش کرده بود و…) که بعدا معلوم شد بله پارتیش و رانتش سردار فلانیه و بقول علیفر بقیه ی ماجرا

0 ❤️

821459
2021-07-21 03:31:57 +0430 +0430

امیدوارم دروغ گفته باشی و اگرم چنین کاری کردی لاشی ترین موجودی.
آخه کثافت حروم زاده اون بدبخت اگر گی هم نبود از ترس آشغالی مثل تو وا داد.
اینکارا سگ صفتیه سگ زاده مادر ب خطا

3 ❤️

821474
2021-07-21 05:57:20 +0430 +0430

خاطرات ذهن یک جقی آبرو هرچی گی رو بردین، اون دژبان کادر نداشت، خالی بندی فقط
کیر کلفتم تو دهنت

1 ❤️

821497
2021-07-21 08:56:38 +0430 +0430

کثافت میدونی جون قذرت ذاشتیذضعیف گیر اوردی دهن بچه مردم گالییدی امیدوارم زنت و خواهرت همینجوری بگانشونم

1 ❤️

821585
2021-07-21 18:47:31 +0430 +0430

دیگه جرات نمیکنم تا در خونه هم برم😅😅😅 همه داستانها شده کونی بازی😁😅🤣
همش هم کس شعر و جفنگ و…
لاقل اول کون بدین بعد داستان بذارین… تجربه ای چیزی…

1 ❤️

821710
2021-07-22 09:04:49 +0430 +0430

بازم ی مزخرف دیگه آخه شل مغز میخوای بدی بده چرا کوسشعر میگی

1 ❤️

821776
2021-07-22 19:24:49 +0430 +0430

میشه ازش یه فیلم کوتاه ساخت و اسمش هم گذاشت«قناری کرجی» ❤️ 😀

0 ❤️

821778
2021-07-22 19:56:45 +0430 +0430

جق جق جق جق

0 ❤️

821900
2021-07-23 07:43:03 +0430 +0430

اینقدر تو پادگان کیر تو کونت کردن که رو مخت تاثیر گذاشته.
این داستانم که گفتی برعکسه

0 ❤️

822042
2021-07-23 21:38:00 +0430 +0430

شیخ پشم الدین ساک بوقی که میگنه تویی؟

0 ❤️