لحظه های شهوتناک

    سلام مهسا هستم میخوام یه خاطره که برای خودم جالب و سکسیه رو براتون تعریف کنم
    تاحالا زیاد سکس داشتم ولی تو این خاطره دقیقا سکس نکردم اما اتفاقش به شدت برام شهوتناک بود و خیلی شبا بهش فکر میکنم که باعث میشه خودمو خیس کنم.
    من کس و کونمو لیزر کردم و مو نداره اما رنگ لای کس و کونم تیرست. البته فکر میکنم بیشتر خانمهای آسیایی و ایرانی هم همین معضل رو دارن. این مشکل تیرگی رو من زیر بغلمم داشتم و یه جورایی رو اعصابم بود. وقتی لیزر میکردم اپراتور که خانم بود میگفت که به مرور رنگ پوست رو روشن میکنه اما این اتفاق نیفتاد. دکتری که متخصص پوست بود و لیزر رو تو مطب اون انجام میدادم اقا بود. یه بار تایم لیزرم ساعت دو ظهر بود و من ساعت یک و ربع رفتم اونجا. وقتی دیدم زود رسیدم به منشی گفتم میتونم خود دکترو ببینم که اونم گفت اره امروز سرش خلوته برو تو اتاقش.
    باید بگم که دکتر پوست ما به شدت خوشتیپ و زیبا بود و بر خلاف همه ی متخصص های ایران که تو رشته تخصصیشون ضعف دارن ایشون تو تخصصش یعنی پوست و موی خودش عالی بود.
    رفتم تو اتاقش و قضیه تیرگی رو براش توضیح دادم. دکتر گفت باید ببینم زیر بغلتو. حالا خوشبختانه یا متاسفانه اونروز بلوزی تنم بود که باید کلشو در میاوردم تا زیر بغلمو ببینه. لباسمو در اوردم و دستمو دادم بالا تا معاینه کنه. یهو دیدم دستشو گذاشت روی سینم و جوری که انگار داره پوست سینمو میکشه، سینمو فشار میده. من حرفی نزدم تا هر دو طرف رو معاینه کرد. وقتی کارش تموم شد بهم گفت یه داروی دست ساز برات درست میکنم ترکیبی از چند تا محلول باعث میشه رنگش روشن تر شه
    یه جورایی کرم منم بیدار شد و خواستم یکمی شهوتمو خالی کنم. بهش گفتم دکتر من تو قسمت های دیگه هم این مشکلو دارم میتونم از همین پماد بزنم؟
    گفت کجات؟ گفتم واژنم و دور سوراخ کونم. حقیقتا بین گفتن سوراخ کونم و لای باسنم دو دل بودم اما یه جورایی داغ بودم و ترجیحا گزینه ای رو بیان کردم که موتور اونو هم روشن کنه. وقتی گفتم سوراخ کونم سرشو اورد بالا که تو چشاش جرقه ی چراغ سبزو دیدم. راجع به نوع پوست و تیرگی سوال کرد که گفتم نمیدونم منکه خودم نمیتونم ببینم مگر جلو اینه که نوع پوست و تیرگی رو بلد نیستم. که دکتر جان گفت پس باید معاینت کنم برو رو تخت.
    و خودتون میدونید منم از خدا خواسته.
    تخت معاینش پشت یه پارتیشن بود که انتهای اتاقش قرار داشت رفتم اون پشت تا شلوارمو در بیارم متوجه شدم انگار در قفل شد. رو تخت دراز کشیدم که اومد. زانوهامو بلند کرد و پاهامو از هم وا کرد لبای کسمو وا کرد و شروع به مالیدن پوست کسم کرد. جوری میمالید که کاملا من تحریک شم وگرنه دکتر اینقد گاو نیس معاینش طول بکشه. منم نفس های عمیق میکشیدم و حرفی نمیزدم. بهم گفت برگرد رو شکم بخواب.
    بعد با یه دستش لای کونمو وا کرد و با انگشت هی سوراخمو میمالید. منم واسه اینکه از فرصت استفاده بهتری کنم دستمو بردم کمکش و کونمو وا نگه داشتم. دکتر همینجور سوراخ کونمو میمالید و یه جورایی انگار انگشتشو میخواست بکنه تو کونم. بهم گفت وایسا الان میام. رفت و با یه چیزی برگشت که ندیدم. یهو حس کردم کونم و کسم نرم شد و متوجه شدم احتمالا کرم یا پمادی داره میزنه. و هی دور کونم و سوراخش مانور میداد. یهو یه بند انگشتشو کرد تو کونم. من حرفی نزدم که خیلی اروم با صدای فوق العاده حشری گفت چند بار کون دادی؟
    یه کم خندیدم و گفتم زیاد رومو کردم سمتش و دیدم چشاش بدجور حشریه و داره میمیره از شهوت. انگشتشو بیشتر فرو کرد تو کونم. منم چشامو بستم و اه کشیدم. با دست دیگش دکمه شلوارشو وا کرد و کیرشو در اورد و به لبم نزدیک کرد
    کیرش واقعا بزرگ بود یه لحظه کوتاه مات نگاهش کردم که کیرشو فشار داد روی لبم و گفت بخورش. یکمی لیس زدم سر کیرش خیس شده بود و پیش اب کیرش مزه ی شوری میداد. چون دراز کشیده بودم و زاویم خوب نبود نمیتونستم تا ته کیرشو بخورم. البته فکر کنم اون حشری تر بود. انگشتشو کرد تو کسم و محکم تر عقب جلو میکرد که یهو کیرشو بیشتر فشار داد تو دهنم و سرمو نگه داشت با دستش. ابش اومد و همون لحظه فوری دستمال کاغذی برداشت و ریخت توش. یه چند ثانیه ای روی کونم دست کشید و شپلق زد رو کونم و گفت خیلی سکسی هستی. رفت اونور و منم لباسمو پوشیدم و برگشتم سمتش که گفت پمادی که بهت میدمو هر شب بزن تا رنگش روشن تر شه و هروقتم دوست داشتی بهم زنگ بزن تا واسه چیزای دیگه بهت حال بدم. خندیدمو کارت و پمادو برداشتم و اومدم بیرون از مطبش.
    با این دکتر یه بار سکس کامل کردم ولی همچین هیجانی و آس نبود ولی این اتفاق خیلی برام حشری کننده و سکسی بود. چونز اونروز بدون ترس از ابرو و چیزای دیگه شهوتمو بروز دادم و به نتیجه مثبت رسیدم.
    لطفا فکر نکنین که شاید خاطرم دروغ باشه‌ شاید قلم و بیان ضعیفی داشته باشم اما یک ماهی از اون خاطره میگذره پس شاید خیلی چیزاهم دقیق یادم نیاد.
    اگر نظر یا انتقادی دارین میخونم حتما.


    نوشته: مهسا

  • 21

  • 10




  • نظرات:
    •   Havigshoor
    • 5 ماه،2 هفته
      • 4

    • من هم مثل همه صبح جمعه پاشدم دیدم همه کسخل شدند
      این جا کسخلستان است و کون دادن افتخار شده


    •   شاه ایکس
    • 5 ماه،2 هفته
      • 8

    • نتیجه ای که از این داستان میگیریم: دکتر برید میکننتون !! (biggrin)


    •   bhzd-fantasies
    • 5 ماه،2 هفته
      • 2

    • خانم ها مثل آقایون حق دارن تحریک بشن و طرفشون تحریک کنن، آفرین به تو که سکسی هستی


    •   esijooon
    • 5 ماه،2 هفته
      • 3

    • نگفتی دکتر روی انگشتت کاندوم بذار یوخ مریض نشی؟ قشنگ دادمیزنه وقتی داشتی می نوشتی همزمان جق میزدی فقط موندم چرا دستت خط نخورده ؟ فحش نمیدم ولی می سپارم به دوستان تا بهت شاباژ بدن


    •   danialtajrobeh
    • 5 ماه،2 هفته
      • 1

    • سلام
      داستانتون واقعی بود و تمایل دارم اشنا بشم باهاتون
      دانیال ۴۲ تهران


    •   royaei
    • 5 ماه،2 هفته
      • 2

    • داستانت و نگارشت تا حدودی خوب بود ؛
      به نظر می اومد که واقعی باشه ؛
      فقط میشد و میتونستی یه کم بیشتر آب و تاب بدی و بهتر از این بنویسی ؛
      انگار یکم هول هولکی نوشتی ؛
      یه سری از دکتر ها انگار فقط برای نزدیکی و دستمالی با زنها درس خوندن و دکتر شدن ؛
      موفق باشی


    •   خوشگلخانم
    • 5 ماه،2 هفته
      • 5

    • ماچراازین دکترانمیبینیم پسسسسس


    •   ایکاروس
    • 5 ماه،2 هفته
      • 4

    • مکارم اخلاق : نویسنده چون اون روز شهوتش رو بروز داده به نتیجه ی مثبت رسیده ! آقایون شما از این بدآموزی یاد نگیرین و شهوتتون رو بروز بدین ، تجربه و علم ثابت کرده خانم ها معمولا نمی زارن به نتیجه ی مثبت برسید ، سرخورده می شید ها . از ما گفتن .
      مکارم الاخلاق ۲ : پزشک هوسباز در مطب ! بقراط کجایی که قسم پزشکی تو شکستن ...


    •   zanbory
    • 5 ماه،2 هفته
      • 3

    • قشنگ بود ..ولی هرکاری هم بکنید اون قسمتهای پوشیده بدنتون همینطور تیره باقی میماند و کاری نمیشه کرد ..زیاد بهش فکر نکنید آقایون ایرانی از روی لب و سینه ..جنس و انتخاب میکنن کاری به سفیدوسیاه بودن منطقه ممنوعه ندارن ..موفق باشید ..


    •   sarbaz.vatan
    • 5 ماه،1 هفته
      • 3

    • جنده بازی ک دیگه رو دروایسی نمیخواد، راحت باش (biggrin)


    •   saeed7989
    • 5 ماه،1 هفته
      • 2

    • منم ببینم ...!والا شاید فرجی شده✋


    •   Hooman.esf.59
    • 5 ماه،1 هفته
      • 2

    • این قسمت:دکتر خروس
      یعنی حسرت به دلم موند یه نفر بتونه با خوردن منو ارضا کنه
      واقعا دلم میخواد بدونم چه حسی داره.


    •   hamid30gari
    • 5 ماه،1 هفته
      • 2

    • دکتر نشدم ولی شغل منم یجوریه که با دکترا همکار حساب میشیم.اونا طبیب میشن و ما حکیم.
      گرچه پمادهای ما بیشتر از اوناس ولی یکی دوبار بیشتر پیش نیومده که کسی رو که نمیشناسم براش پماد بزنم و مثلا بهش یاد بدم.خخخخ
      به قول نویسنده داستان شاید اینجور اتفاقات سکس کامل نداشته باشه حداقل تو اون زمان ولی لذت وصف نشدنی داره.
      من لایک دادم چون یاده خاطراتم افتادم


    •   Vashkin
    • 5 ماه،1 هفته
      • 1

    • شما دوست داری بدی ، نوش جانت. مال خودته اختیارشو داری.
      تو راضی و دکتر راضی ،کون لق ناراضی.
      دو ساعت خوندم ببینم رنگ تیره‌ات درست شد یا نه!؟
      خمار موندم.


    •   Marshaall_Boss
    • 5 ماه،1 هفته
      • 1

    • تو جنده ای و به یه جنده نمیشه انتقاد کرد.موفق باشی عزیزم.


    •   esijooon
    • 4 ماه،3 هفته
      • 1

    • Marshaall_Boss
      موافقم بانظرتون میگن یکی با سگ هار کاری نداشته باش یکی با زن ج ن ده


      اومده داستانشم تعریف میکنه


    •   AAlone
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • esijooon
      پدر جان دیگه بزار هرکی با همسن و سال خودش باشه ما اومدیم دنبال پیرزنا همسن شما که شما میای پیش مهسا
      اعتماد بنفس ,مهسا به هر کسی پا نمیده خیالت راحت


    •   esijooon
    • 4 ماه،3 هفته
      • 1

    • AAlone


      پدرجان؟؟؟!!!?
      من اصلا ازدواج نکردم که بچه داشته باشم ولی خودمو توی خیلی از جنده جات خالی کردم تو اول اسم و مشخصات مامانت و بگو ببینم راست میگی و من پدرتم؟ اصن اونموقع که داشتن تخم تورو می کاشتن من هنوز ابم هم نمیومده بنطرم بیشتر بگرد و بیشتر حواستو جمع کن حتما پدر واقعیتو پیدا میکنی !!!
      حالا مهسا کیه ؟ این اسمو دیگه از کجا در آوردی؟ اصن به توچه مربوطه ؟من از اون خانوم عذر خواهی هم کردم! تو برو بگرد پدرتو پیداکن و بیخودی هم خایه مالی نکن


    •   AAlone
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • فقط میتونم بگم کسس ننت که تورو پس انداخت
      بابات بجای اینکه ابش بیاد گهشششش اومده
      کاشک اون شب باباتتتتتت خواب مونده بود


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو