لذت عرق پاهای دختر عمه

    با عرض سلام وقت بخیر خدمت همه دوستان. اسم من سیامک 27سال سن دارم اهل یکی از شهرهای غربی کشورم من قدم 184وزنم 79کیلوم نمیگم جداب خوشتیپ فامیلم یه هیکل قیافه معمولی دارم. خب بریم سرداستان من 2تا عمه دارم با یکیشون خیلی خوبیمو رفت امد داریم چون پسرندارن و عمه منم از بچگی خیلی منو دوست داشتو بهم براش عزیز بودم چون خودش فقط دو تا دختر داشت که به اسم الهام و زیبا الهام که ازدواج کرده خونش تهرانه و فقط زیبا مونده که داستانم درباره زیبا از اونجایی که من شانس اوردم و شوهر عمم هم میشه داییم دیگه خیلی بامن راحتن و یه جورایی توی فامیلم افتاده که من قرار دامادشون شم و خودشونم یه جورایی قبول کردن.


    خب زیبا خانوم دختر عمه من 24سال سن داره قدش 170وزنشم 64کیلویی میشه تقریبا صورت نسبتا خوشگلی داره اندام قشنگی داره من کلا توی کار پا فیتیش اینا نبودم دو سال پیش یه دوست دختر داشتم منو وارد این کارا کرد خودشم گذاش رفت.

    خب داستان.پارسال اخرای بهار بود یعنی نزدیک برج چهار بود ما با خونه عمه ام رفتیم یکی از روستاها که خونه فامیل داشتیم اخر هفته رفتمی اونجا روز جمعه تصمیم گرفتیم بریم کوه صبح ساعت 5زدیم بیرون منو زیبا عمه اینا پدرو مادرم با زن اون خونه شوهرش خلاصه زدیم رفتیم کوه زیبا من همش پیش هم حرف میزدیمو بعضی وقتام عکس میگرفتیم داشتیم بالا میرفتیم دست زیبا رو گرفتم یهو چشمم به پوتینای که پاش بود افتاد یهو یه جرقه توی سرم خوردو یاد دوست دخترم افتادم خلاصه رفتیم بالا برای نهار یه جایی دنج نشستیم سفره رو انداختیم منو زیبا نشستیم پیش هم که عکسا رو ببینم عکسا رو دیدیم برای من نهار کشیدن چشمم به جورابای زیبا افتاد یه جفت جوراب اسپورت سفید رنگ پاش بود زیرش یه خورده سیاه شده بود بخاطر توی پوتین موندن زیبا حواسش نبود نشسته بود پاش اومده بود روی سفره یه وجبی بشقاب من منم برای اینکه مثلا چیزی توی بشقاب غذامه خودمو خم کردم دماغم نزدیک پای زیبا کردم نفس کشیدم دیدم چ بو عطر خاصی میده قشنگ بوی پاهاش میومد چون توی پوتین بودو از صبح راه رفته بود یهو زیبا چشش به من افتاد گفت سیااون پایین چیکار میکنی بیا بالا نفس بکش منم خندیدمو چیزی نگفتم اونم یه چشمک زدو خندید.نهارو خوردیم برگشتیم سمت خونه عصری رسیدیم خونه هوا نسبتا تاریک شده بود رفتیم توی حیاط دستو پاهامون رو بشوریم عمه اینا پدر مادرم چون اذان داده بودن سریع شستن با صاحب خونه اینا رفتن مسجد روستا نماز بخونن.


    بعد نمازم مراسم بود شام میدادن.منو زیبا موندیم من کنار حوض توی حیاط نشسته بودم داشتم با گوشیم ور میرفتم یهو زیبا اومد گفت اول نوبت منه حوض خونشون توی حیاط پشتی خونشون بود یعنی اگه اونام میومدن مارو نمیدیدن هرچن عمه اینام کامل به من اطمینان داشتن منم گفتم نخیر اول من اونم گفت نخیر خانوما مقدم ترن منم گفتم باشه قبول من پایین حوض نشسته بودم بالای حوض نزدیک شیر اب یه سکو بود برای نشستن که زیبا نشسته بود پاشم توی حوض نزدیک من بود یهو زیبا پاشو از پوتینش دراورد عطر عرق پاهاش پیچید منم روی دماغمو گرفتم یهو زیبا گفت چیشد چیشد یعنی پاهام بو میده؟منم فرصت طلبی کردم گفتم بله اونم چه جورش یهو خودشو لوس کرد گفت دروغ نگو سیا پای خودته بو میده منم پامو از کفشم دراوردم گفتم کو اصن بونمیده یهو گفت پاتو بو کن پرو بعد نظر بده منم سریع پامو گرفتم بو کردم نفس نکشیدم گفت اومم به به زیبا گفت خر خودتی بو نکردی گفتم خب بویی نمیده یهو زیبا گفت اصلا بیا حقیقت یا جرات منم گفتم باشه گفت خب کدوم منم از خدا خواسته گفتم جرات اونم نیش خند زدو گفتم باید پاهامو بو کنی تا دیگه پرو بازی درنیاری منم اولش قبول نکردم اونم پاشو اورد بالا گفت بفرمایید شام امشبمون مهمون زیبا کمالی هستیمو زد زیر خنده گفتم درد پرو گفت زود باش سیا منم یه ذره بو کردم چراغ قوه گوشیش رو روشن کرد گفت قشنگ بو کن ببینم زیر جورابش سیاهیش بیشتر شده بود منم یه خورده دیگه بو کردم گفتم خب بسه دیگه گفت نه باید قشنگ بو کنی اصلا پامو بگیر دستت خسته شدممنم یه خورده لفتش دادم گفت سیا زود باش الان میان منم با دست پاشو گرفتم گفتم خودت خواسی باید تا تهش بریم پایه ای؟ یه چشمک زد پاش توی دستم بود دماغمو بردم زیر جورابش یه بو کشیدم نفسس عمیق کشیدم یه بوی عرق تندی میداد ولی لذت بخش بود بازم نفس کشیدم زیبا گفت افرین سیای خودم منم پرو تر شدمو پاشو بردم بالا یه زبون کشیدم زیر جورابش گفت سیا چیکار میکنی گفتم هیچی نگو زیبا چراغ قوه گوشیش رو خاموش کردو ساکت شد فک کنم اونم منتظر همیچن حرکتی بود زبونمو محکم کشیدم سینه جورابش بعدش زبونم بردم تیو دهنم دیدیم یه مزه ترشی میده جلوی پاشو جورابشو کردم توی دهنم اروم شروع کردن خوردنو مکیدن ترش و بو رو بیشتر احساس کردم زیبام انگار هیپنوتیزم شده بود میدونستم زمان کمه سریع جوراباشو دراوردم گذاشتم تیو جیبم گفتم اینا مال منن دیگه چیزی نگفت چراغ قوه گوشیمو روشن کردم پاهاشو نگاه کردم دیدیم پاشنه پاش یه خورده کم سیاه شده با سینه پاش لای انگشتاشم نگاه کردم دیدم لای انگشتاش چرک هست خب از ساعت 5صبح پاش توی جورابو پوتین بود منم چراغ قوه رو خاموش کردم زبونمو کشیدم کف پاش محکمم شروع کردم لیسیدن قشنگ چرک پاهاشو روی زبنم حس میکردم میخوردم پاشنشو گذاشتم توی دهنمو شروع کردم مکیدن انگار داشتم انار اب گرفته بودمو میخوردم تن تن میکیدمو میخوردمش ربنمو کشیدم بالا تر سمت سینه پاش چن بار زبونمو کشیدم سینه پاش با کف زبونم با سینه پاش بازی کردم خوردم یه پای سایز 38که واقعاا لذت بخشو خوردنی بود دماغمو بردم بین انگشتاش بو کشیدم بیشتر بوی چرکو عرق میدادزبونمو بیشتر کشیدم لای انگشتاش نوک زبونمو بردم لاشونو چرکو نوک زبونم حس کردمو خوردمش دونه دووه انگشتاشو لاشو زبون کشیدمو خوردم بعدش کل اننگشتاشو گذاشتم توی دهنمو تن تن مکیدنو شروع کردم پای دیگشو همزمان گذاشتم روی دماغمو شروع کردم بو کشیدنو مکیدن توی ابرا بودم نزدیک دو دقیقه اینکارو کردم یهو زیبا گفت سیا بسه دیگه الان میان شک میکنن منم گفتم اخه سیر نمیشیم زیبا اونم گفت منم همینطور ولی الان جاش نیس بذار برای بعد منم قبول کردو چشمک زدم اونم خندید گفت جرات خودتو ثابت کردی گفتم حالا کوجاشو دیدی منم پامو شستم پاهای زیبام شستم زیبا رفت توی خونه منم رفتم به بهونه دسشتویی رفتم جق زدمو رفتم بالا پیش زیبا مشغول عکس دیدن بودیم که عمه اینام برگشتن برامون غذا اوردن نظری بود منم گفتم من که سیرم اونام گفتن چی خوردی گفتم مولتی ویتامین اونام فک کردن شوخی کردم زیبام یه لبخند یواشکی تحویلم داد.


    دوستان اگه نظرا خوب باشه داستانای بعدیم میذارم باتشکر.


    نوشته: سیا

  • 6

  • 14




  • نظرات:
    •   _deniz_
    • 1 ماه
      • 1

    • بوی پایی که ساعت ها تو کفش بوده واقعا برات جذابه؟؟؟؟؟؟؟
      بنظرم بهتره یکم از جزیات بپردازی زیادی از حاشیه ها نوشته بودی و خب این حوصله ادمو سر میبرد.
      بابت نوشته ات ممنون


    •   kirshik
    • 1 ماه
      • 1

    • اینا منشاء روانی داره.یه سری اختلالات روحی و روانیه که در یک سری کمبودها یا عقده های کودکی ریشه داره.
      دکتر کیراکوسی


    •   ممدپالیس
    • 1 ماه
      • 2

    • من خودم عاشق پا و جوراب خانم ها هستم.ولی کیرم از پهنا به دهنت.خیلی عنی.


    •   Nazi.mirzayi3244
    • 1 ماه
      • 0

    • منم یه مورد فتیش بود میگفت پاهات باید موبده عرق کنه بعد عکس بدی..نمیدونستم چرا حالا فهمیدم ازکامنتای دوستان


    •   HsmHsni
    • 1 ماه
      • 1

    • من هم ب پای زنا خیلی علاقه دارم و حتی فانتزی بوسیدن و خوردن پاهای دخترا رو دارم
      ولی واقعا درک نمیکنم بوی عرق یا مزه ترش دادن یا کشیدن چرک بین انگشتا چ جذابیتی داره
      پا تمیز و شست و شو شده باشه و بهش رسیدگی بشه واسه من جذابه ن ک یه روز توو کفش بوی سگ مرده بگیره
      هیچ پسریم ندیدم ک علائق این داستان نویسا رو داشته باشن و حس میکنم این داستانا فقط واس جذابیت مصنوعی برای جوونا نوشته میشه


    •   As-pikc
    • 1 ماه
      • 0

    • بری دیگه برنگردی حرومی


    •   The-boy
    • 1 ماه
      • 1

    • نظری اوردن؟؟؟ منظورت نذری بود دیگه؟


    •   mehrankaraj
    • 1 ماه
      • 0

    • منم عاشق لیسیدن کف پای دخترام از کرجم اگه دختری میزاره براش فقط اینکارو بکنم بم پیام بده


    •   kossskooon
    • 1 ماه
      • 0

    • واقعا به کجا داریم میریم خب لامصب حداقل پاهاشو میشستی اخه این چه کصافت کاریه


    •   Thenima
    • 1 ماه
      • 0

    • عالی


    •   abolfazl90
    • 1 ماه
      • 0

    • کفه کیرم تو کفه دهنت حالمو بهم زدی کفکیری


    •   rezahot1981
    • 1 ماه
      • 0

    • سیا جان، یه سر برو کشتارگاه مرغ، قسمت سرد خونه پایان شیفت بگو بچه پاهشونا از پوتین برات در بیارن، اونجا تا اخر عمرت از بوی پا ارضا میشی، قبل رفتنت و سرکشیدن ریق رحمت بهت بگم، ریدم توی روحت


    •   Zhazha
    • 1 ماه
      • 1

    • کیر آریوبرزن تو کونت که یک تنه ریدی به غرب کشور.


    •   روحم.شاد
    • 1 ماه
      • 0

    • این جدید بود...تو ابرا بود!!!!


    •   Alihaghani
    • 1 ماه
      • 0

    • منم پا دوس دارم ولی نه با عرقی که ۱۰ ساعت تو کفش بوده. ببخشید میگم ولی تو دیگه کصخلی کصخل:||||


    •   shiraz-m-m
    • 1 ماه
      • 0

    • چه کنمت از این دعای بهتر که ایشالا با یه پای بوگندو محشور شوی در آخرت،دیس لایک


    •   Plasman
    • 1 ماه
      • 0

    • ۹۹ درصد دخترای داستان ما بالای ۱۷۰ هستن.
      این همه جهش ژنتیکی رو چطور باید هضم کرد؟
      خب لعنتی متراژ رو نگو


    •   ŇÔÝÂŇ.ĐP
    • 1 ماه
      • 0

    • داستان رو نخوندم ولی با توجه به نظرا کیرم تو علایق و سلایقت


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو