داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

لز با عشقم

1398/09/12

سلام میخوام داستانمو بنویسمو این مربوط به چن وقت پیشه دیدم همه داستانای سکسی میزارن منم تجربه خودمو بزارم. من توی دبیرستان یه همکلاسی داشتم که عاشقش شدم و توی خیالم هر شب باهاش سکس میکردم. حتی وقتی بغلش میکردم و بوی عطرشو میفهمیدم خیلی آرامش بهم منتقل میشد.اون قیافش و صداش پسرونه بود و همه یه جورایی جذبش میشدن. بعد از دو سال که همو میشناختیم و خونه هم میرفتیم. یه روز پدر. و مادر و خواهرم رفته بودن بیرون و تا شبم برنمیگشتن واسه همین من زنگ زدم بیبی بیاد خونمون که تنها نباشم. یه حسی بهم میگفت اونروز قراره یه اتفاقی بیفته. من صبحش رفتم حموم و مو های پا و همه جامو زدم و لباسای قشنگمو پوشیدمو کلا صبر کردم تا بیبی بیاد. وقتی اومد یه کم با هم درس خوندیم و بعد من فیلم ترسناک گذاشتم. اونم خیلی ترسو بود. با هم فیلمو دیدیم و هی وسطش چشمشو میبست و منم بغلش میکردم و دلداریش میدادم که نترسه. عصر شد ساعت پنج و شش. دیگه هوا تاریک شده بود مام که صبح تا حالا داشتیم میخوندیم خسته بودیم. بیبی هنوزم میترسید و منم اذیتش میکردم. لامپارو خاموش کردم و یه دفعه ترسوندمش اونم جیغ زد رفت تو اتاق من رو تختم زیر پتو قایم شد. بعدش من رفتم پیشش و نوازشش کردم و گفتم که نترسه. و پیشش خوابیدم‌. و بغلش کردم. برای اولین بار حس کردم داره داغ میشه. یه نیم ساعتی دراز کشیدیم و تو بغل هم بودیم. بعد تو یه حالتی قرار گرفتیم که پیشونیمون خورد به هم من داغی دستای بیبی رو که روی کمرم بود حس کردم.منم کمرشو نوازش کردم. من خیلی میترسیدم که از دستش بدم ولی یه بار برای همیشه دلو زدم به دریا و بهش گفتم من تو رو میخوام و بعد سریع لباشو بوسیدم. اولش مقاومت کرد ولی بعد که سینه هاشو مالیدم حال کرد و باهام راه اومد. بعد که لبمو برداشتم هیچی نگفتم که بببینم اگه راضی نیست دست بردارم. ولی اون سرمو با دستش گرفت لباشو گذاشت رو لبام. لبامو بوسید. یه پنج دقیقه ای از هم لب گرفتیم. بعد من اومدم روش جوری که همه ی بدنم با بدنش برخورد داشته باشه. بعد بدنمو بالا پایین کردم رو بدنش و لباشو خوردم. بعد یه بوسه ی طولانی و که نفس هر دومون بند اومده بود یه ذره متوقف شدیم و هردمون نفس نفس زدیم. بد من دستمو از روی شلوارش گذاشتم رو کسش که خیس شده بود و گفتم من میخوامت . مال من میشی؟ اونم جواب داد من مال تو ام. منم رفتم سراغ گردنش و بوش کردم و خوردمش ولی حواسم بود کبود نکنه. بعدم سینه ها رو مالیدم و یه کم فشار دادم تا دردش بیاد اونم آه می کشید. منم عاشق آه کشیدناش. پیرهنشو درآوردم سینه هاشو خوردم و هی گاز میگرفتم و اونم آه میکشید.با آه کشیدانش من بیشتر ازش خوشم میومد.یهو وحشی شدبا دستاش منو هل داد عقب و انداخت رو تخت. بعدم دستاشو گذاشت زیر باسنم و منو به پشت خوابوند و بلند شد افتاد روم. منو به پشت خوابوند.و شلوار و شرتمو کشید پایین و باسنمو با دستاش فشار داد و بازی کرد. بعدم پیرهنمو پاره کرد و انحنای کمرمو لیس زد. بعد از روم بلند شد. و من نفس نفس میزدم. گفت برگرد ببینم خوشگله هنوز قسمت اصلی مونده. منم که تعجب کرده بودم گفتم یه دفعه خیلی حس گرفتیا.گفت: خیلی وقته منتظر همچین لحظه ای بودم. من باورم نمیشد و بهش گفتم که یه ساله عاشقشم. اون گفت منم دوستت دارم بعدم همو بغل کردیم و یه کم به خودمون استراحت دادیم. بع از حدود پنج دقیقه گفتم نمیخوای منو مال خودت کنی؟ اونم گفت خیلی وقته. بعد من گفتم تو هم کاملا باید مال من بشی و شلوار و شرتشو درآوردم.در حالیکه دراز کشیده بود. یه کم بدن لختمو انداختم روش و هر دومون باز داغ شدیم. من رفتم سراغ پاهاش از پایین پاهاش خوردم تا رسیدم به کشاله هاش ولی کسشو نمیخوردم اونم یهو سینه هامو گرفت و با ناله گفت لعنتی داری منو میکشی. منم سینه هاشو محکم تر گرفتم ومالیدم بعد سرمو بردم سمت کسش و کشاله هاشو خوردم. بعد دستامو از روی سینش برداشتم و روناشو بردم بالا باهاشو باز کردم. اونم آه کشید و گفت زودتر. منم دیگه معطل نکردم و کسشو خوردم. زبونمو بردم توش و با سرم تلمبه زدم تو کسش اونم آه میکشید و حال میکرد. بعد پنج دقیقه دهنم خسته شد. اومدم بالا و کسمو مالیدم به کسش. هر دو تاش داغ بود و لیز میخورد رو هم و دوتامون حال میکردیم. من خسته شدم . و یکمی دراز کشیدم.بعد از یه کمی اون گفت میخوام یه حالی بهت بدم عشقم. بعد یه کم بدنمو لمس کرد از سر تا پا و باسنمو از کنار مالید و ممه هامو با تموم اشتیاق خورد.منم به آه و ناله افتادم و اونم هی میگفت جووون بیشتر برام ناز کن. بعد رفت سراغ کسم و خورد و زبونشو هل میداد توش منم خیلی حال کردم خدایی. بعد باز کسمونو مالیدیم به هم و اون اونجوری که معلوم بود خیلی تو کف کون من بود. و گفت میشه بکنمت؟ منم گفتم کیرت کجا بود تو بابا و گفت زبون و انگشت که دارم. و با دستاش کسمو میمالید و میگفت. منم واقعا ازش خوشم میمومد و پشت بهش خوابیدم و گفتم عشقم میدونی که میخوامت. اونم سوراخ کونمو لیس زد. بعد انگشتشو آروم کرد توش و تکون داد. منم حال کردم. بعد درآوردش … هر دوتامون خسته بودیم واسه همین یه کم استراحت کردیم. بعد من بلند شدم لامپو روشن کردم و دیدم ای داد بیداد. والدینم کمتر از دو ساعت دیگه میرسن خونه…سریع به بیبی گفتم و اونم گفت باید هر چه زودتر بریم حموم.منم موافقت کردم تو حموم وانو سریع پر کردم و نشتستم و پاهامو باز کردم و اونم وسط پام نشست و روم لش کرد. بعد بهش گفتم که میخوای بشورمت کوچولوی من ؟ اونم یه لبخند موذیانه زد و گفت موه‍امو تازه دیروز شستم نیازی به ششتشو نداره . منم گفتم منم امروز شستمشون. هر دو تامون میدونستیم که چی میخوایم. منم شامپو بدن ریختم کف دستم و باز پاهامو باز کردمو دنیا لای پام نشست منم با شامپو ممه هاشو ماساژ دادم و اونم ناله های کوچیکی میداد بیرون. دستمو دایره وار رو سینه های میچرخوندم. بعد پامو یه ذره بیشتر باز کردم و بالای رونشو شامپو زدم و مالیدم هی گاهی با کمرم تلمبه میزدم از پشت بهش و دوتامون نفس نفس میزدیم. بعد قرار شد جامونو عوض کنیم. من تکیه داده بودم به وان دنیا رفت جلو و روبه روی من نشست. چشماشو خمار کرد و شامپو رو ریخت کف دستش بعد سریع رفت سراغ رونام و دستشو سر میداد بالای رونام اینقدر محکم که عقب جلو میشدم. بعدم محکم ممه هامو مالید . بعد من یاد پدر و مادرم افتادم. رفتم همونجوری خیس خیس تو سرما بیرون ساعتو ببینم. هنچز یه ساعت وقت بود. به دنیا گفتم یه ساعت دیگه بیشتر‌وقت نداریم. سریع دوش آبو باز کردم و دستشو گرفتم که از وان بیرون بیاد. بعداز سمت باسن چسبوندمش به خودم و اینجوری زیر دوش آب بدنشو دست کشیدم. اونم سرشو بالا گرفته بود و لبخند میزدمن تو همون حین گردنشو خوردم. بعدش اون صورتشو رو به روی صورتم قرار داد و سرشو کرد تو گردنم و با دستاش همه جامو لمس کرد و شست. بعد که خوب تمیز شدیم دنیا لبمو بوسید درحالی که دستاش رو شونه هام بودبعد بدون قطع تماس لباشو آورد رو گردنم و دستاشو رو سینه هام.بعد دستاشو بر سمت باسنم و لباشو سمت کسم.کسمو خورد با دستش باسمنمو نرم می مالید منم آهم بلند شد و ارضا شدم. بعد دنیا با لبش میومد بالا تا دستاشم هماهنگ آورد بالا تا لب من. منم که حسابی حال کرده بودم بغلش کردم و باسنشو گرفتم هی مث تلمبه زدن فشار میدادم تو خودم کل بدنشو فشار میدادم به مال خودم.بعد یه دوش کلی گرفتیم و اومدیم بیرون و با سشوار موهامونو خشک کردیم سریع. دنیا زنگ زد به پدر و مادرش اونام قبول کردن که امشب اینجا بمونه. بعد از اون اتفاق هر دو تا مون خیلی خسته بودیم واسه همین شب زود خوابیدیم و خیلی با هم حرف نزدیم. صبح زود شد حدود ساعت شش و هفت. ما باید راجع به اتفاق دیشب حرف میزدیم پس منم گفتم ببین راجع به دیشب… میدونم که انتظارشو نداشتیم. ولی در هر حال به من خیلی خوش گذشت. میتونم ازت خواهش کنم که این قدر ساکت نباشی و یه چیزی بگی؟ گفت: ببین من واقعا دیشب برام خاطره ی قشنگی‌بود و همیشه به یادش خواهم بود اما بودن ما با هم ممکن نیست. گفتم: میدونم ازت نمیخوام که دیگه حتی یه بار دیگه هم اونجوری با من باشی ولی بیا اینو برام یه خاطره. ی پررنگ تر کن. گفت: منظورت چیه؟منم به سینه هاش دست زدم و گفتم یه چیزی از خودت بهم بده. اونم فهمید. بعد سوتینشو داد به من و منم مال خودمو دادم بهش.وقتی ساعت نه شد با هم صبحونه خوردیم و رفتیم تو اتاق و توافق کردیم که دیگه همدیگرو نبیینیم. بعد همو بوسیدیم و یه یک ساعتی بغل کردیم. اون منو بو میکرد و منم اونو بود میکردم بعد از اون ارتباطمونو با هم قطع کردیم چون اگه وابسته و یا معتاد میشدیم مشکل ساز میشد. من هنوزم دوستش دارم و گاهی اوقات که دلم میگیره سوتینشو میگیرم و بو میکنم و توی ذهنم بغلش میکنم و میگم که دوسش دارم.

نوشته: سارا


👍 8
👎 12
32112 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

822784
2019-12-03 20:34:33 +0330 +0330

دوستان من فوش نمیدم حیف فوشه میسارم به ادب پر بار خودتون هرچی میلتونه بهش بچسبونید (dash)

3 ❤️

822785
2019-12-03 20:36:52 +0330 +0330

اگر واقعا همجنسگرا باشید قابل احترامه تما مشکل اینحاست که اکثر این کیس های اختلال هویت مال جدا کردن پسر از دختره. پسره از دوم دبیرستان از شدت حشر با رفیقش نوبتی کون هم میزارن باورش میشه همجنس بازه یا دختر باورش میشه لزبینه. یه جامعه به شدت بیمار… یه بمب که معلوم نیست کی منفجر بشه…


822787
2019-12-03 20:37:28 +0330 +0330

پنج خط اول و خوندم ديس

6 ❤️

822789
2019-12-03 20:40:05 +0330 +0330

به دلیل مصرف ترکیبی کراک و شیشه از ناحیه کس توهم زدی بهت بیشنهاد می کنم پیش متخصص سکسولوژی سایت یعنی اسکلت حشری بروی.

6 ❤️

822820
2019-12-03 21:01:12 +0330 +0330

حاج اکبر رو من قاش کرده
هرچی نظر میخوام بدم مینویسه
به کجا چنین شتابان!!

2 ❤️

822858
2019-12-03 21:21:58 +0330 +0330

لز توهینه بهشون لزبین درسته

2 ❤️

822871
2019-12-03 21:34:17 +0330 +0330

چه فیلیمی میدیدی حالا

0 ❤️

822956
2019-12-04 04:26:10 +0330 +0330

صدا و رفتارش پسرونه بود ولی بهش میگفت بیبی؟

2 ❤️

822959
2019-12-04 04:51:11 +0330 +0330

یه حس خیلی خیلی بدی بهم میگه پسری و سعی کردی تراوشات به نظر خودت خلاقانه یک ذهن ملجوق رو طبیعی جلوه بدی 😁 😁 😁

1 ❤️

822973
2019-12-04 05:14:00 +0330 +0330

کوس گفتی ای کوس گفتی زیاد زیاد کوس گفتی???

0 ❤️

822982
2019-12-04 05:42:26 +0330 +0330

اسم بیبی چی بود ؟ :|

0 ❤️

823029
2019-12-04 08:16:56 +0330 +0330

شاه ایکس
رفیق منفجر تر از این؟ کونی و جنده از سرکولمون داره بالا میره
گرایشای تخمیه متفرقه هم که بماند

2 ❤️

823101
2019-12-04 17:52:49 +0330 +0330

خوب تعریف کردی ولی اگه اینکاره نیستی ادامه نده ؛
اگه هوسه یه دفعه بسه ؛
موفق باشی

0 ❤️

823211
2019-12-04 23:00:49 +0330 +0330

خوب پسر گلم(یا همون سارا)این نشون میده ک شما با لز جق میزنی مغزت ک به کل تعطی.
تا همونجایی خوندم ک نوشته بودی لباسم و جر داد اصن اونجا دیگع پشمام ریخت،نخوندم? (preved)

0 ❤️






Top Bottom