لز در حراست دانشگاه

    سلام اسم من روژیناست قبلا یک داستان درباره اولین تجربه لزم براتون نوشته بودم به اسم (لز با معلم ریاضی) از اون ماجرا تا الان حدود سه سال میگذره و زمان زیادی میشد که دیگه با کسی رابطه ای نداشتم تا ماه گذشته. صبح از خواب بیدار شدم و بعد از صبحانه رفتم یه دوش گرفتم و کارامو کردم که برم دانشگاه اونجا پزشکی میخونم. یه شلوار جین نسبتا تنگ پوشیدم با یک تاپ مشکی و یک مانتو جلوباز و کفش اسپورت.اسنپ گرفتم و رفتم. وارد دانشگاه که شدم دیدم بیشتر پسر ها بهم زل زدن. توجهی بهشون نکردم و به راهم ادامه دادم که یه دفه دستی شونم رو از پشت گرفت و گفت کجا با این عجله. برگشتم دیدم یه زن چادری بود با یک قیافه خوشکل و قد نسبتا بلند که مسئول حراست دانشگاهمون بود. گفتم کلاسم الان شروع میشه باید زود برم. گفت نه با این وضع. گفتم مگه من چمه. گفت بیا تو اتاقم. باهاش رفتم داخل اتاقش. درو پشت سرمون بست و گفت خودتو توی آینه دیدی. گفتم برای چی. گفت با این شلوار تنگی که پوشیدی و اون دو تا که از بالا کامل معلومه پسرای دانشگاه که خوبه من رو هم از راه به در میکنی. دنبال یه بهونه بودم گفتم لباس های دیگم کثیف بود و فقط همین ها رو داشتم. گفت یعنی تو هیچ لباسی جز اینا نداشتی. گفتم من باید به کلاسم برسم. گفت وقت برای اون هم هست. چادرش رو در آورد و من هیکل زیباش رو دیدم نسبتا لاغر بود ولی ممه و کون درشت و خوش فرمی داشت. رفت نشست به من هم اشاره کرد که بشینم منم نشستم. گفت ازت یه چیزی میخام. گفتم چی. گفت اگه بزاری یه نگاه دقیق تری به اون ممه های سفیدت داشته باشم میزارم بری و تخلفت رو هم ثبت نمیکنم. درجا خشکم زد آخه مثلا حراست یک دانشگاه دستش بود. گفت چرا ساکتی از من خجالت نکش دکتر به مریضش محرمه الان تو دکتری و من بیمارم.مات و مبهوت نگاهش میکردم. گفت اگه خجالت میکشی اول من به تو نشون میدم. لباسش رو در آورد و من دو تا ممه سفید بزرگ و خوش فرمشو دیدم که صاف روبه روی چشمام بود. گفت خب حالا نوبت توهست گفتم آخه... پرید تو حرفم و گفت آخه نداره تو مال منو دیدی پس منم باید مال تو رو ببینم. بزار کمکت کنم. بلند شد و اومد سمتم بلندم کرد و مانتوم رو در آورد بعد اومد لباسم رو در بیاره که بهش گفتم بس کن. البته خودم هم بدم نمیومد که دوباره لز رو تجربه کنم اونم با یک همچین کسی. گفت آروم باش و لبش رو نزدیک لبم کرد و دستم رو گرفت و گزاشت روی سینش. منم دیگه مقاومت نمیکردم. لبا‌شو جدا کرد و لباسم رو در آورد. یه لب ازم گرفت و رفت سراغ ممه هام و شروع کرد به خوردن بدنم داشت داغ میشد. برگشت بالا و دوباره شروع کرد به لب گرفتن و من رو برد عقب و نشوند روی صندلی شلوار و شورتش رو با هم رو در آورد یه کس تمیز و صورتی داشت اومد سمتم. رفت سراغ ممه هام و یکم اونارو خورد بعد نوک سینم رو آروم گاز گرفت و شلوارم رو در آورد زیرش شورت نپوشیده بودم و همون صبح هم داخل حمام شیو کرده بودم با دیدن کسم چشماش برق زد و آروم چوچولمو ماچ کرد و شروع کرد به خوردن کوسم همزمان با دستاش رونمو ماساژ میداد. حس فوق‌العاده ای بود. بعد دوباره اومد بالا و گفت نوبت توهست جاهامون رو عوض کردیم و من اول ازش لب گرفتم بعد گردنش رو لیس زدم و رفتم پایین تر ممش رو گذاشتم توی دهنم و شروع به مکیدن کردم. چشماش خمار شده بود آروم با زبونم از نوک سینش تا نافش رو لیس زدم بعد دور کوسش رو با دست ماساژ دادم و بعد با زبونم آروم کسش رو از پایین تا بالا یه لیس محکم زدم و شروع کردم. زبونم رو داخل و بیرون می کردم و چوچولش رو میخوردم بعد از دو یا سه دقیقه لرزید و ارضا شد و تمام آبش رو ریخت توی دهنم و من همه رو با ولع خوردم. دوباره جاهامون رو با هم عوض کردیم و مستقیم رفت سراغ کسم بهم گفت اوپن هستی گفتم آره دو تا انگشتش رو کر توی دهنش و بعد آروم فرو کرد تو کسم یکم دردم اومد ولی چون نمیتونستم صدا بدم چیزی نگفتم. انگشتاش رو آروم عقب و جلو می‌کرد و کم‌کم سرعتش رو زیاد کرد که یهو لرزیدم و به ارگاسم رسیدم انگار رو ابرا بودم. بلندشدیم و یکم از هم لب گرفتیم و تمیز کردیم اونجارو و بعد گفت برو که به کلاست برسی ازش تشکر کردم و رفتم واقعا اون یکی از بهترین تجربه هایی بود که تاحالا داشتم.
    ممنون که وقت گذاشتید.


    نوشته: روژینا

  • 9

  • 25




  • نظرات:
    •   miladrj
    • 4 ماه،1 هفته
      • 0

    • اول


    •   Xknight.1
    • 4 ماه،1 هفته
      • 2

    • خواستی تلافی سر حراست در بیاری اینو نوشتی؟ بابا تو دیگه کی هستی؟ (rose)


    •   saeeed25
    • 4 ماه،1 هفته
      • 0

    • کسشر محض...


    •   reza1023
    • 4 ماه،1 هفته
      • 1

    • فانتزی خودتو اینجا نوشتی؟کوس خول مالیاتی!


    •   Captain_sexy_man
    • 4 ماه،1 هفته
      • 1

    • راستشو بگو لباس دکتر پوشیده بودی که بهت گفته تو دکترم شو من بیمارت


    •   Enchanterkamranali
    • 4 ماه،1 هفته
      • 0

    • باشه


    •   Pesar.ass
    • 4 ماه،1 هفته
      • 1

    • تو اصلا دانشگاه رفتی لز با حراست اونم به همین سادگی که نوشتی اصلا تو مخیلاتم نمیگنجه من چندین سال عمرمو تو دانشگاه تلف کردم هر چیزی که فکرشو بکنی تو اون خرابشده دیدم اینی که میگی نوبره و خیلی چرت واقعا با کیا شدیم ۸۰میلیون نفر خدا دیگه از دست کسی کاری بر نمیاد خودت ظهور کن......


    •   Faelqom26
    • 4 ماه،1 هفته
      • 0

    • فک کن داری تو خیابون میری یهو یکی بیاد بگه بریم خونمون بکنمت توام بگی باشه


    •   Abnabatam
    • 4 ماه
      • 3

    • حراست دانشگاه ما کارت دانشجوییمونو ضبط میکرد
      حراست شما براتون میخورد


      تبعیض تا کجا؟


      کمااینکه مسئولین حراست دانشگاه های مختلط آقا هستن
      ازون تخمی پشمالوهای سگ بو :)
      حالا اگه اوشون کردتت من حرفی ندارم


    •   sali.boy.kqz
    • 4 ماه
      • 1

    • داستان اینم بگو چیشد اوپن شدی


    •   توت.فرنگی
    • 4 ماه
      • 0

    • روژینا کم نریدیا


    •   fesharaki
    • 4 ماه
      • 0

    • باورش سخته ...
      ... کون واسه خودش دنیاییه ...


    •   sext
    • 4 ماه
      • 0

    • اصلا واقعي نبود. حيف اين وقت نبود كه گذاشتي پاش


    •   چیکوو
    • 4 ماه
      • 1

    • ارزو به دل موندم توی یه داستان لز، نویسنده شرت پاش باشه :(


    •   bhzd-fantasies
    • 4 ماه
      • 0

    • آفرین آدم باید همیشه تمیز و پایه حرکت فوری باشه


    •   Jessy-jeams
    • 4 ماه
      • 1

    • اونجا پزشکی بودی؟ یعنی اینجا جقی هستی؟ آره کصمغز


    •   kiredivoone
    • 4 ماه
      • 1

    • برگرفته از كتاب پرواز فيل ها


    •   Odimidit
    • 4 ماه
      • 0

    • ناموسا حراست زنم داریم؟یا تو جنده ای ؟عجب


    •   aramesh39n@
    • 4 ماه
      • 0

    • هر چی بود کوسمو خیس کردی تصورشم شیرینه


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو