لز در خواستگاری

    از مراسمات عجیب خواستگاری دوران قدیم رسوم خواستگاری در دوران قاجار بود که دستمایه شوخی ما هست . که برگرفته از واقعیات هست. برای بازگویی واقعه ما از عناصر داستانی کمک میگیریم.شخصیت ها خیالی اما رسومات واقعی بوده است،


    اسم من ، نرگس هست زنی ۳۵ ساله هستم از زندگیم راضی ام دوتا بچه دارم ، این داستان برمیگرده به دوسال پیش که برای داداشم خواستگاری میرفتیم من مسئول انتخاب یه دختر خوب براش بودم ، اغلب گزینه ها رد میشدند چون یا هیکل خوبی نداشتند یا خانم نبودند یا بدبو و کریه و زشت بودند تا اینکه خود داداشم دختری بنام زهره توی مراسم بیت الرقیه پنهانی دید پسندید . ما هم شب مراسم خواستگاری زهره خانم رفتیم ، اقایان جدا در بیرونی بودند درحال صحبت ، ما هم در اندرونی خانه ، تمام قرار ها گذاشته شد . فقط مانده بود عروس ببینیم که ایرادی و عیبی نداشته باشه ، خان داداشم بدبخت بشه و بختش سیاه بشه و تخمه اش و بچه هاش هم همینطور. مامان زیور : پاشو نرگس برو دختره را برانداز کن ببین پیسی ، عیبی میبی نداره داداشت بدبخت بشه .من هم پاشدم رفتم اتاق، که زهره خانم اومدند . یه دختر مثل تیکه ماه و الماس و جواهر بود با خجالت به خواهر شوهرش یعنی من سلام کرد . قدش متوسط بود هیکل خوب توپری داشت خوش سیما و ظاهر بود و موهای مشکی ، چشمانی نافذ داشت اما صورتش پر سرخاب سفیداب زده بود حسابی به خودش رسیده بود شبیه پری شده بود چون هیچکس موقعیتی مثل ازدواج با خان داداش من ازدست نمیده ، اومدم گفت سلام عروس خوبمون ، زنداداش ، به بهانه بوییدن دهانش که بدبو هست یا خوشبو ، روبوسی ظاهری ازش کردم. بوی خوبی میداد اما انگار شکرپنیر نعنایی خورده بود . ازمون اول را قبول شده بود زنداداش اینده دهنش بدبو نبود.
    چون مهم بود عروس بیماری دهان نداشته باشه یا بد بو نباشه چون شوهرش ازش فرار میکنه براش هوو میاره ! البته برای اق داداش من عیب نداره ، چون یه تیکه اقاست ، هرکی از خداش باشه براش هوو هم بیاره اما نمیگن خاک توسر خواهر شوهرش با این انتخابش .
    بغلش کردم گفتم عزیزم لباست درمیاری بدنت ببینم ، نترس ، خجالت میکشید میگفت آخه بی آخه ، گفتم بابا منم مثل خودت زنم نمیخورمت میخوام ببینم خانداداشم چه جواهری گرفته ، اون نامحرم هست بهت نمیتونه تو رو لخت ببینه چون نامحرمید ، من باید بهش تعریفت و کمالاتت بگم . لباسش با ترس دراورد ،سینه هاش لیمویی نبود اما خیلی گنده بودن بدن سفید بدون لک بود کمی من به خودم لرزیدم ، چون دختر به این خوشگلی ندیده بودم کم عیب و نقص بود . اگر خانواده زیاد فقیر بود خانواده پولدار به خودش اجازه میداد حتی لای پای عروس و کوسش بو کنند . اما خانواده زهره پولدار بودند باباش از بازاری بنام بود .اما من پر روتر از همه بودم عروس خان داداش من باید بدون هیچ عیبی باشه.


    گفتم عزیزم تو که هلو بلوری هست شلوارت هم میشه دربیاری ، گفت اخه ، گفتم بابا نترس ، فقط مییخوام ببینم خان داداشم چه بهشتی میخواد فتح کنه ، دیدم یه کوس و چوچول بدون مو هست صورتی خوشگل ، کمی به خود لرزیدم واقعا داداشم هوری را انتخاب کرده بود ، البته توی خوشگلی به من نمیرسید صورتم پایین بردم بو کردم بوی گلاب میداد انگار خانواده عروس پیش بینی کرده بود که تا به این مرحله میریم پیشگیری کرده بود کوس و چوچولش با گلاب شسته بودند.!
    . گفتم اوکی هست اما گفتم شاید تلخ زبون باشه داداشم اذیت کنه سوهان روحش بشه .
    اخه عروس خاله ام همینجوری باعث دق مرگ شوهرش شد . رفتم نزدیک تر حسابی به خودش جمع کرده بود زهره ، خجالت میکشید گفتم عزیزم میخوام ببینم تلخ زبان هستی یا شیرین زبان . گفت نمیدونم . گفتم داداشم دو تا حجله مغازه پشت مسجد شاه شهید داره ، خوش بحالت شده تو ریاست میکنی عزیزم الان معلوم میشه تو فقط چشات ببند سرت نزدیک من بیار دهنت بیار نزدیک ، لب هام بردم نزدیک لبهاش بوسیدم با زبانم زبانش مزه کردم ، شیرین زبان بود ! مزه نعنا میداد خودم بیشتر داشتم حال میکردم اونم اول اکراه داشت اما بعد خودش همراهی کرد.
    گفتم نکنه خانم دوشیزه نباشه ، دستم بردم لای پاش خودش قفل کرد ، گفتم عزیزم نترس من میخوام نجابتت بدونم . انگشتم داخل پاش کردم دیدم پرده داره یا نه دروازه غاره. دیدم نه پرده داره البته معلوم نمیکنه شاید خانم کونی باشند اما مهم اینه پرده دارند .
    اما دیدم زهره داره کم کم از هوش میره صدای اه و ناله بلند شده دستی پشت باسنش کشیدم انگشتم خیس کردم ببینم سوراخ کون خانوم گشاده یا تنگه ، نکنه خانم جنده باشند .انگشتم بزور میرفت تو کمی بیشتر تکان دادم ، صدای دادش دراومد .
    من هم خودم توی بغل هوری داداشم انداخته بودم دهنش اورد جلو لبهام محکم بوسید دستم نگه داشت من هم شروع مالیدن عروسمون کردم ، سینه هاش اومدم امتحان کنم ببینیم سفت هستند یا شل هستن شروع به خوردنش کردم از حال رفت دیدم اوکی هست. دل به دریا زدم ببینم خانم زود ارضا نمیشه داداشم ناکام بگذاره ، پاهایمان طبق زنی به هم قفل کردیم کوسمون بهم مالیدیم ، بعد ۵ دقیقه ارضا شد من هم اون کوس خوشگل بوسیدم . صدای مامان در اومد نرگس چی شد عروس گلم برانداز کردی . گفتم اره مبارکه ، لبش یه بوسه گذاشتم .

    حالا دوسال از اون قضیه میگذره من و زهره باهم عقد خواهرخواندگی بستیم ، بعضی وقت ها میگه نرگس خواهرشوهر بیا منو برای داداشت برانداز کن . !!! جالب عروس مهم نبود دوماد برانداز کنه ، اما عروس حسابی برانداز میشد .
    البته عروسای امروزه ، دوماد قبل خواستگاری مزه شان کرده!!! دیگه نیازی به خواهر شوهر ها نیست ، مثل زمان ما شاه شهید نیست که خواهر شوهر بدبخت مسئول برانداز کردن عروس باشه.


    داستان از رسومات واقعی اما با عنصر اغراق هست
    برگرفته از کتاب تاریخ جنسی ایران نوشته ویلم فلور
    نوشته: حامد

  • 26

  • 24




  • نظرات:
    •   Arthurmorgan.RED
    • 1 ماه،3 هفته
      • 6

    • منم در کسدرونیت بودم،این چه کسیه نوشتی جقی.صدبار گفتم قرص قرمزارو نخور.


    •   .Nazanin.
    • 1 ماه،3 هفته
      • 15

    • طنز که نبود... مگه خواهرشوهره میخواسته بذاره توش و باهاش زندگی کنه (biggrin)


    •   شاه ایکس
    • 1 ماه،3 هفته
      • 21

    • میخواید درخت کسشعر بکارید کسی جلو تونو نگرفته این شهوانی یه روزی دشت سر سبز بود حالا شده جنگل کسشعر!! اما اسکلا تو دیگه تاریخ دست نبرید اون رسمی که میگید حمام رفتن عروس با مادر و خواهر شوهر بوده که جاییش عیبو ایراد نداشته باشه تو اتاق کسیو لخت نمیکردن کس کسی رو هم لیس نمیزدن ای مناره همون مسجد شاه شهید............


    •   Meisam65
    • 1 ماه،3 هفته
      • 6

    • پسر جوون تو همون پسر باش نقش دختر پیشکش.اینجوری ممکنه تو جقت کون خودت بزاری


    •   Alouche
    • 1 ماه،3 هفته
      • 6

    • چرت مخصوصا اینکه با لهجه مینویسین ادم عقِّش میگیره


    •   hojjat.kirkolof
    • 1 ماه،3 هفته
      • 5

    • دیگه کسشعرای تاریخی هم میگن اخیرا دیگه نمیدونم چه کنم (dash) میگم کلا از شهوانی بلفتم (dash)


    •   Hamid-kirkoloft
    • 1 ماه،3 هفته
      • 2

    • کیر تو مغزت


    •   amiiir_h
    • 1 ماه،3 هفته
      • 9

    • انقد گفتی درخوردم لررزیدم منم داشت لرزم میگرفت از این کستانِ تخمیت..اخع بگو زن حسابی بیکاری بیای اینجا این چرندیاتو تحویل ما بدی؟؟؟برو ب شوهر بچه هات زندگیت برس..عجبزززز


    •   saeedno15
    • 1 ماه،3 هفته
      • 12

    • کسشر بود کاملا پس دیسلایک.
      رسومات کاملا اغراق بود, یعنی چی که انگشت میکردن توی کون دختر و سینه هاش رو بازی میدادن آخه, یه تاریخ کشور واسمون مونده بود که اونم به فنا دادید رفت.. (dash)


    •   Hysterical_man
    • 1 ماه،3 هفته
      • 7

    • با تمام احترامی که قائلم،ولی واقعا مزخرف بود
      تنها نکته مثبتش اینه که از نظر علائم‌ نگارشی به نسبت کستان ها بهتر بود


    •   L(G)BT_LIFE
    • 1 ماه،3 هفته
      • 8

    • لز خواستگاری نمیدونم والا کی به کیه یه داستانم بنویس سکس تو استادیوم ازادی جلو صد هزار نفر. همه هم باور میکنن
      یا پارکتو عوض کن یا کمتر بزن یا کلا این ساین مناسب سنت نیست برو بخواب فردا مدرست دیر نشه (angry)


    •   hot_top_boy
    • 1 ماه،3 هفته
      • 9

    • پِدَسّگا !!!! کستشرا رو نریزید تو تاریخ
      شاه شهید کونتونو کص کنه


    •   Sexybreasts
    • 1 ماه،3 هفته
      • 4

    • ديس ٩ (cool)
      و باز هم يك پسرك مجلوق با لهجه ى فوق تُخ.ى حماسه آفريد (rolling)


    •   Sepehr_2000
    • 1 ماه،3 هفته
      • 4

    • آخ آخ آخ میخواستم فحش کشت کنم پاراگراف آخرو خوندم بیخیال شدم
      خوب جستی ملخک


    •   Lucky.man
    • 1 ماه،3 هفته
      • 10

    • حامد عزیز
      قدیمی ها تقید خاصی به عفت و پاکدامنی داشتند. کس کلک بازی برای امروزی هاست. قدیمیا گاهی دختر را در حمام میدیدند و هیکلش را برانداز میکردند.


      لطفا تاریخ را دست کاری نکنید.


    •   Gozaran
    • 1 ماه،3 هفته
      • 6

    • شاه ایکس از رسوم دوره ی شاه شهید دفاع لازم را نمودند
      شما هم که دائم به خود لرزیدید
      اما ر.....ید


    •   ف+پ
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • خیلی جالب بود واینکه خوبه با تاریخ ورسم ورسومات خودمون اشنا بشیم جدا از داستان که مضمون طنز داشت مارو نسبت به ازدواج در دوره قدیم روشن کرد


    •   Caboos1
    • 1 ماه،3 هفته
      • 6

    • یا خانم نبودند؟تخمه اش؟روبوسی ظاهری؟حجله مغازه؟
      تازه برگرفته بود این از آب دراومد اگه خوده جقیت با اون مغز معیوبت مینوشتی چه گوهی میشد
      با یه بیت الرقیه و بیرونی اندرونی شد قاجاری
      پسه کلت


    •   mohammad@+1395
    • 1 ماه،3 هفته
      • 2

    • یه کس شعر نوشتی که فقط لازمه خواهر مادرتو گایید


    •   ssonna
    • 1 ماه،3 هفته
      • 3

    • واااای مردم از خنده این چه مدلش بود دیگه (rolling)


    •   sasanalavi
    • 1 ماه،3 هفته
      • 6

    • منم یه روز رفتم ارگ پادشاهی ناصرالدین شاه لخت بود یه گی حسابی با هم کردیم. داستانش( کس شعرش) و بعدأ براتون مینویسم. یواش یواش به حرمسرای تیمور لنگ هم میرسیم با این جونهای جلقی تخیلی


    •   omidreaz
    • 1 ماه،3 هفته
      • 3

    • ادمین جان از این داستانهای چرت پرتی دیگه نزار


    •   امیر1000000000
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • عالی بود ، یکم‌درکش سخت بود ولی واقعا باحال ، کسایم دیس لایک‌کردن نفهمیدن چی گفتی


    •   Boy0513
    • 1 ماه،3 هفته
      • 4

    • آق داداشت یه تیکه آقاست؟
      منظورت یه پارچه آقا بود دیگه؟ (biggrin)


    •   Zahra5236
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • جوووون
      بد نبود


    •   mamad_alone
    • 1 ماه،3 هفته
      • 3

    • (cool)


    •   sahand98
    • 1 ماه،3 هفته
      • 3

    • عزیزم قرصاتو سر وقت بخور خدا شفات بده


    •   پروفسور بالتازار
    • 1 ماه،3 هفته
      • 3

    • بد نبود اینم سبک جدیدی بود، فقط یکم بیسوادی نویسنده تو ذوق میزد اون حوریه عزیزم نه هوری!
      چندتا کامنت بالاتر اسم یه کاربر هست kosمیدم! اسم این کاربره از داستانم جالبتر بود


    •   Devil._.Girl
    • 1 ماه،3 هفته
      • 2

    • Chuchul k mu ndre asn -_- anesham test mikrdi khan dadash mikhad bkhore khosh taam bashe


    •   hamid30gari
    • 1 ماه،3 هفته
      • 3

    • حامد جان به زبون افغانستان نوشتی؟؟؟
      ادمین جان تگ طنز اون بالا چیکار میکنه؟؟؟
      الان باید بخندیم؟؟؟
      حجله؟؟؟
      غلطا ملایی هات فراوان بود که حال ندارم واست تکرار کنم.


    •   parto_banoo
    • 1 ماه،3 هفته
      • 5

    • داداش یکم دیگه تو کتاب تاریخ دبستانت بگرد ببین منبع تاریخی کون دادنم پیدا میکنی ؟؟


    •   hooman.folkan
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • جالب بود


    •   Matin.B.1995
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • رفتی ماشین بخری یا زن برای داداشت بگیری آخه کونی
      خواستم ببینم شله یا سفته!؟ حالت خوبه نترس رنگ نداره شاسی سالمه????کصخل


    •   Amin4226
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • سلام .اولین بارمه نظر میدم .دمتون گرم جرخوردم از خنده نظراتتون مستدام .جقی صفت دیوس تو دختر میشدی تو شب خاستگاری کل خانواده دومادو میداریدی.ریدی


    •   Siakav
    • 1 ماه
      • 0

    • ?


    •   Elyasmrd
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • پسرم 17 سالمه از مشهد خانم پایه رابطه جنسی هر نوع سکس ارباب برده هر نوع. پیام بده قیافمم بد نیست خوبه ایدی تل elyasmrd@


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو