داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

لز در محرم

1399/07/03

سلام منم میخوام داستانمو بنویسم.
هفده سالم بود که عاشق دختریکی از اقوام دور شدم از من چندسالی کوچکتر بود. نمیدونم چطوری شد که عاشقش شدم کم همو میدیدم عروسی ،مجلسی که بود اون شبم تو مجلس خونه یکی از اقوام دیدمش و دلمو برد شمارشو گرفتم و از فرداش بهش پیام دادم و کم کم بهش گفتم دوستش دارم اونم با اینکه از احساسم تعجب کرده بود ولی دوستم داشت. وقتی دید ابراز علاقه های من خیلی شدیده و واقعی گفت ما دوتا دختریم.گفتم دست خودم نیست دوستت دارم تو رو خدا اگر دوست پسر نداری باهام بمون من همه کار برات میکنم. اوایل باهام خیلی خوب بود و رابطمون در حد تلفن بود یه مجلسی خونمون بود ،اونم اومد دستشو گرفتم گفتم خیلی دوستت دارم.گفت ولی من یکی دیگرو دوست دارم. ناراحت شدم که زودتر بهم نگفته بود ولی نمیتونستم ازش دست بکشم اونشب باهم عکس گرفتیم و عکسشو چاپ کردم و شد همدم تنهاییام.

چند روز بعد زنگ زد و یکم صحبت کرد و گفت دوستت دارم تعجب کردم ولی گفتم منم دوستت دارم خیلی خوشحال بودم گفتم حتما فهمیده من واقعی دوسش دارم اونم وابستم شده.اما بعد فهمیدم پیش دوست پسرش بوده واسکه لج اونو دربیاره جلو اون زنگ زده بمن نمیدونست که باور کردم دوستم داره و بیشتر دلبستش شدم.گذشت و من هرروز عاشقتر میشدم و بیشتر دنبالش میرفتم و ابراز علاقه میکردم بهش وای اون همچنان با پسرا دوست میشد و دل من اتیش میگرفت و نمیتونستم ولش کنم‌.چون پسم نزده بود و حسابی وابستم کرده بود تااینکه بعد سه چهارماه از دوستیمون گفت برو من نمیخوامت و جلو چش من با دوست پسراش میرفت دور دور.ولی منم دست بردار نبودم و همش دنبالش بودم هرچی باهام بد میکرد بیشتر شیفتش میشدم هرچی بهم میگفت ازت بدم میاد متنفرم اتیش عشقم بیشتر میشد.رابطمون ادامه داشت اون هم بامن بود هم دوست پسر داشت .یه روزایی دوستم داشت خوب بود یه روزایی ازم متنفر.اون روزا دیگه تقریبا هرروز میرفتم میدیدمش حتی اگر اون نمیخواست اگر نمیدیمش دیوونه میشدم وقتیم میدیدمش دیوونه میشدم چون دوست پسراشو میدیدم.داغون میشدم میشکستم گریه میکردم ولی راضی بودم از دیدنش از بودنش کسی عاشق شده باشه میفهمه چی میگم.خلاصه باهم بودیم تااینکه ماه محرم خونه یکی از اقوام شب موندیم بخاطر نذری که صبح داشت همه شب اونجا میموندیم.بهش پیام دادم میای گفت نه نمیام تو منو اذیت میکنی اخه هروقت میدیمش پیله این میشدم که بزاره ببوسمش و بغلش کنم خیلی اذیتم میکرد و نمیذاشت .حرفای سکسی زیاد تو پیامام بهش میزدم و اونم هیچوقت جواب نمیداد ولی من خودمو تو رویاهام بااون ارضا میکردم .چون تنها ارزوم این بود که خودشو بدنش و احساش همه بشه مال من و هیچی دیگه از خدا نمیخواستم.بهش گفتم بیا قول میدم اذیت نکنم گفت نمیام منم رفتم کمک ظرف شستن یدفعه بعد ده دقیقه دیدم اومد وقتی دیدمش نزدیک بود ظرفا از دستم بریزه بشکنه بهترین احساس دنیا رو داشتم پاهام شل شد دلم ریخت لبخند نشست رو لبم دوست داشتم همونجا بغلش کنم ولی نمیشد چون این یک رابطه پنهونی بود بین ما خیلی معمولی مثل بقیه بهش سلام کردم و نشست رفتم کنارش و باهاش حرف زدم گفتم تو ک نمیخواستی بیای گفت میخواستم سورپرایزت کنم گفتم شدم دلم رفت بااومدنت.وسطای شب بود بعد از اینکه شام خوردیم و اینا گفت من خستم میرم تو اتاق بخوابم.یه حسی بهم میگفت منم برم اتفاقای خوبی میفته .شب عاشورا بود ولی من داشتم به عشقم میرسیدم اصلا نمیفهمیدم کجام موقعیت چیه کی اونجاس.گفتم اره منم خوابم میاد منم میام یکم بخوابم.رفتیم تو اتاق مانتوشو دراورد شالشو دراورد.موهاشو باز کرد.اخ موهاش .سرمو که کردم لای موهاش خودمو گم کردم .رفت از تو کمد دوتا بالشت اورد گذاشت رو زمین .منم مانتو شالمو دراوردم دراز کشیدیم کنار هم.قبلش بهم گفت به دوست پسرم لب دادم آتیش گرفتم گفتم بمن لب نمیدی گفت نه گفتم میگیرم خودم گفت نمیتونی گفتم اگر گرفتم چی گفت اگر تونستی بگیر.دستاشو گرفتم خوابیدم روش و لباشو خوردم نتونست جلومو بگیره تو اون یکسال که باهم بودیم بدجوری داغ لباشو رو دلم مونده بود امشب وقتش بود اگر بوسش نمیکردم دیگه معلوم نبود بشه یانه.نمیدونم چرا حتی یدرصدم فکر نکردیم شاید یکی دروباز کنه بیاد تو اصلا انگار جفتمون تو یه جایی بودیم که انگار هیچکی بغیر مادوتا اونجا نیست درصورتیکه حداقل شصت نفر ادم تو خونه و حیاط بود.اگر قطعا یکی تو اون وضع مارو میدید سهممون قتل بود دوتا دختر تو خانواده ای سنتی درحال لب گرفتن تو شب عاشورا.الان که فکرشو میکنم مو به تنم سیخ میشه ولی اینام از ریسکای عشقه.لبامو رو لباش گذاشتم و خوردم دستاشو گذاشت پست کمرم و فهمیدم خوشش اومده چند دقیقه لباشو خوردم بعد از روش اومدم کنارش دراز کشیدم و بوسیدمش گفتم دیدی تونستم خندید و گفت اره ولی نه اون نه من نمیدونستیم ادامه داره یدفعه دوباره شروع کردم به خوردن لباش دستمو گذاشتم رو سینش مالوندم آه کشید لباسشو دادم بالا و سینه هاشو خوردم.اونشب دنیا مال من بود و هیچ چیزی مانعم نمیشد دستمو بردم سمت کوسش بمالم که دستمو گرفت لباشو خوردم و وانمود کردم دست نمیزنم حواسش رفت سمت لب گرفتن و من سریع دستمو رسوندم به کسش و شروع کردم تندتند مالیدنش دیگه نتونست مقاومت کنه و منم دکمه و زیپشو باز کردم و باانگشت کسشو میمالیدم و رفتم پایین تر پتو رو کشیدم روسرم و شروع کردم به خوردن کسش.لحظه اخر که ارضا شد صدای در اومد و من از جام پریدم و سکته رو زدیم دوتایی ولی در پذیرایی بود ما فکر کردیم در اتاق خوابه .خلاصه ارضاش کردم خودم ارضا نشدم چون فقط دوست داشتم بدنش مال من باشه و از نزدیک شدن و لمس کردن بدنش و بوسیدنش لذت میبردم واسه ارضا شدن خودم نمیخواستمش خودمو فقط تو رویام باهاش ارضا میکردم نمیخواستم فکر کنه بخاطر خودم میخوام نزدیکش بشم.بعد از اون صحنه ها کلی گریه کرد و عذاب وجدان داشت که ما دختریم و تو این شب گناه کردیم ولی من فقط به تنها چیزی که فکر میکرد عشقم بود و ارزویی که بهش رسیده بودم و اینکه دلم میخواست همه جوره ساپورتش کنم که از پسرا زده بشه و بامن باشه فقط بخاطر نیاز جنسی سمت پسر نره.چون احساسی انقد عاشقانه بهش محبت میکردم که هیچکس نمیکرد بهش.خلاصه بعدش باهام قهر کرد و دعواهایی در پی اش داشت ولی بعد مدتی اشتی کردیم و دوباره مثل قبل دوست پسرشو رابطه های جنسی که دیگه بعد داشت و بمن گفت و میسوختم تو مدت پنج سال دوستیمون یبار دیگه ازش لب گرفتم و یه سکس دیگه که بازم فقط اونو ارضا کردم.مرسی که داستانمو میخونین .فحش آزاد .

نوشته: ا.س


👍 12
👎 23
23100 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

919221
2020-09-24 01:43:46 +0330 +0330

مطمئنی دختری ؟!.!

1 ❤️

919223
2020-09-24 01:45:54 +0330 +0330

چرا باید دختری از موهای باز شده دختری شهوتی شه
واقعا دختر هستی

3 ❤️

919225
2020-09-24 01:49:06 +0330 +0330

حال و حوصله توضیح اضافه ندارم داستان زاییده ذهن مریضه یه پسره و هیچ واقعیتی نداره.
باشد که دیگر کسشر ننویسی دوست عزیز

4 ❤️

919187
2020-09-24 01:49:13 +0330 +0330

Ye dost khob nadashti az manjelabesh bekeshatet biron,?

3 ❤️

919232
2020-09-24 02:28:31 +0330 +0330

نوش جونت. ولیحیف که دل به دلت نداد و توروهمه جوره نمیخواست

2 ❤️

919238
2020-09-24 03:40:46 +0330 +0330

حسرت فوش رو به دلت میزارم

2 ❤️

919235
2020-09-24 06:42:29 +0330 +0330

لز در محرم،یعنی جونه تو فقط همین یه فقره رو کم داشتیم که تیممون تکمیل بشه،هواسم به داداشم باشه یهو شب خوابیم منو با گی اشتباه نگیره شب بیاد رو کار ما هان بد میگم نه،برم دره اتاقم رو قفل کنم کاره دیگه،(کی میگه خر نمی پره خره دیگه یهو دیدی پرید).

4 ❤️

919258
2020-09-24 06:46:06 +0330 +0330

نمیدونم آخه تو عاشورا!!! بعدشم دنبال یکی با تمایلات خودت باش اگه بخوای راحت پناهندگی جای دیگه بهت میدن البته با این وضعیت کرونا نمی‌دونم

0 ❤️

919183
2020-09-24 06:58:29 +0330 +0330

اون داره تجربه کسب میکنه همجنسگرا نیست. آخرش بدجوری ضربه میخوری بگرد یکی مثل خودتو پیدا کن…

6 ❤️

919259
2020-09-24 07:06:22 +0330 +0330

اگه فحش آزاد که من یه کص ننت بگم برم

4 ❤️

919260
2020-09-24 07:12:44 +0330 +0330

حالا من که لز و گِی نمیخونم ولی لز کردی دیگه محرم و صفرت چیه؟

5 ❤️

919263
2020-09-24 07:52:39 +0330 +0330

امیدوارم به عشقت برسی
نشد به بهترش برسی

0 ❤️

919270
2020-09-24 08:17:42 +0330 +0330

چرا هروقت یکی گی مینیویسه همه فش میدن اما لز همه افرین و اینجور چیزا . واقعن چقدر تفاوت

1 ❤️

919275
2020-09-24 09:01:40 +0330 +0330

جالب بود

0 ❤️

919278
2020-09-24 09:37:57 +0330 +0330

کاملا کیری معلومه که دختر نیستی و این داستان زاده ذهن یک جقیه .

3 ❤️

919288
2020-09-24 12:20:35 +0330 +0330

نویسنده ؛ مخفف کرده اسهالیو ( ا س )
؛ چی بوو این کصتانننن پرتو پلا ؛؛ اه

3 ❤️

919299
2020-09-24 13:37:48 +0330 +0330

اگه نمی دیدمش دیوونه می شدم اگه می دیدمش دیوونه می شدم🤔
یکم تفکر…

4 ❤️

919304
2020-09-24 14:19:40 +0330 +0330

اخه ک لعنت ب تو بقول nastrفحش رو ب دلت زهر میکنیم اخه دیوص با مو دختره چکار داری کاش من بودم کچلتون میکنم میدادم ناصر بکنه 😛😝😜😂

0 ❤️

919314
2020-09-24 15:12:42 +0330 +0330

من واقعا از نظرات دوستان تعجب کردم!
.
.
خب از عنوان داستان مشخص هست که لز هست!
یک فرد همجنسگرا به همجنسش گرایش داره و ویژگی های جنسی همجنسش اونو شهوتی می‌کنه
لطفاً یکم تحقیق کنید
.
.
.
و اما در باره داستان:
عزیز جون تو اومدی فقط یه مشت کسشعر نوشتی با یه تیکه! یعنی خداییش فقط یک سطر سکسی!؟؟ همین تیکه رو تاپیک میکردی خب!

1 ❤️

919316
2020-09-24 15:18:42 +0330 +0330

هرچی زور زدم تورو دختر تصور کنم نشد قبل داستان جق مق هارو بزنین بلکع بشع داستانارو باور کرد

2 ❤️

919353
2020-09-24 19:45:14 +0330 +0330

“سلام. من هم میخوام داستانم رو بنویسم”

خب باهوش. نوشتی که داریم میخونیم. مگه غیر از اینه؟!

0 ❤️

919356
2020-09-24 20:04:36 +0330 +0330

متاسفانه رابطه تحقیرآمیزی رو تجربه کردی…هم زندگی خودتو تباه کردی هم زندگی و جوونی یه دختر دیگه رو.و اینکه احتمالا از زیبایی چهره و بدن کاملا بی بهره ای.خدا شفات بده.

1 ❤️

919358
2020-09-24 20:11:43 +0330 +0330

چنان کفتی لز تو محرم گفتم چه خبره دختر خوب حتی تا ختنکاه کیر بره توکوس روزه باطل نمیشه شما که هیچی ندارید محرم وغیرمحرم فرقی نداره ولی سعی کن یکی مثل خودت پیدا کنی کوس همو بخورید بمالید بهمدیگه حال کنید

0 ❤️

919360
2020-09-24 20:15:23 +0330 +0330

هَوَل بازی فقط مختص آقایون نیست ظاهرا

کلا جنس کُس یه‌جوریه ک همه رو هَوَل میکنه
دختروپسرم نداره

1 ❤️

919372
2020-09-24 21:27:32 +0330 +0330
+A

نصیحت کردن تو کامت ها معنی نداشت, نوجوونی دوره شناخت و تجربست نه دوره نصیحت برداری که دوستان میفرمایند: رابطه یک طرفه اشتباه بوده.
عشق واقعی هیچ وقت نمیذاره فکر کنی اخرش ضرر میکنی یا سود; حتی ضرر رو سود میبینی و هیچ وقت احساس پشیمون نمیکنی.
داستانت واقعی بود و ادم هایی با حس تو کم نیستن .

1 ❤️

919390
2020-09-24 23:10:15 +0330 +0330

ول معطلی خواهر !

0 ❤️

919457
2020-09-25 01:37:00 +0330 +0330

تو چقدر پیله ای!!! پشماااااااام. اصل کمبودی بخدا

0 ❤️

919483
2020-09-25 02:41:20 +0330 +0330

خیلی سخته عاشق باشی و بی محلی ببینی میفهممت اونوشب چه لذتی بردی …نوش جونت رفیق انشاله بهش برسی و‌شب و روزت تو آغوشش سپری بشه

0 ❤️

919536
2020-09-25 09:17:57 +0330 +0330

دیوث دوساعته دارم میخونمش وسطاش دیگه گفتم بیام فوشت بدم
این کسشعرا چیه فرهاد اینجوری برا شیرین رفتار نمیکرد
گلابی

1 ❤️

919864
2020-09-26 23:06:45 +0330 +0330

یک آشغال به تمام معنا
کثافت چه ربطی داره که هر چند خط یکبار باید بگی شب عاشورا
یک حروم زاده به تمام معنایی

0 ❤️







Top Bottom