لز زوری نینا و تانیا

    1393/11/7

    نمیدونم گفتن اسم و مشخصات یا هرچیز دیگه ای مهمه یا نه ولی خوب میگم من تانیام..قدم 172 و وزنم هم 68 ولی اصلا چاق نیستم چون ورزش میکنم و به هیکلم خیلی اهمیت میدم که ای کاش نمی دادم پوستم سفید سفیده بعضی وقتا دوستام به شوخی بهم میگن روح چشمام مشکیه و موهامم بلند و صاف هم رنگ چشمامه. من و نینا چهار ساله که با هم دوستیم از دبیرستان تا الان که دانشگاهی هستیم با کاری که یک ماه پیش انجام داد ازش متنفر شدم و ولی از طرفی عاشقشم نمیدونم چی کار کنم یعنی من واقعا لزبین هستم؟ خواهش میکنم بهم بگید که چی کار کنم یک ماه پیش طبق معمول رفته بودم خونشون. تازگیا متوجه رفتار عجیبش شده بودم ..درسته ما خیلی بهم نزدیک بودیم و انقدر تو هم می لولیدیم که همه می دونستن. حتی داداشه نینا که پنج سالش بود به شوخی به ما می گفت عروس و داماد ولی هیچ وقت فکر نمی کردم واقعی بشه وقتی وارد خونشون شدم در باز بود و خونه تاریک تاریک بود ساعت هشت شب بود بهم زنگ زده بود تا سریع بیام یه اتفاق بد براش افتاده و کسی هم خونه نیست منم نگران شده بودم و مدام صداش میزدم درو بستم و کلید برقو زدم ولی برقا انگار رفته بود دیگه واقعا ترسیده بودم که یکی از پشت بغلم کرد برگشتم عقب با لبخند
    - دیوونه تو که منو زهر ترک کردی! حالت خوبه؟ (با چشماش زل زده بود به چشام و هیچی نمی گفت. قدش ازم سه سانتی بیشتر بود) بازوهاشو گرفتم و تکونش دادم
    - نینا؟ حالت خوبه؟ چت شد.. نذاشت بقیه حرفمو بزنم منو محکم کوبوند به ستون پشت سرم
    - آخ! سریع بدنشو بهم چسبوند.یه شلوارک کوتاه و نیم تنه پوشیده بود.
    - چته دیوونه؟ (کم کم داشتم عصبی می شدم)
    - خفه شو تانی چشاشو بست و لباشو رو لبام گذاشت و مجکم کمرمو نگه داشت تا تکون نخورم شکه شده بودم نمی دونین چه حسیه وقتی اعتمادا از بین بره اشک به چشام هچوم اورد من نینا رو خیلی دوست داشتم اون احمق داره چی کار می کنه؟ لاغر بود ولی این همه زورو از کجا اورده بود؟ نمی تونستم کاری کنم لبامو محکم گاز گرفت که مزه ی خونو تو دهنم حس کردم انگار سست شده بودم. ناله کردم
    - نه اصلا گوش نمیداد یه لحظه ازم جدا شد نفس نفس می زدیم. یه قطره اشک از چشام اومد رفت آشپزخونه صداشو می شندیم
    - تانی من امشب یکم حالم بده ببخشید عزیزم یه لیوان آب آورد و رفت تو اتاقش
    - فقط برو! آبو با دستای لرزون خوردم و یکم نشستم بلند شدم برم بیرون ولی انگار خمار شده بودم سرم درد می کرد نینا با یه پارچه به سمتم اومد
    - متاسفم نباید اون آب رو میخوردی دهنمو محکم با پارچه بست و کمکم کرد بلند شم..به زور منو برد توی اتاقش و روی تخت ولم کرد نمی تونستم تکون بخورم چشام خمار بود..جیغ می کشیدم و فحش میدادم ولی پارچه جلوی دهنم بود اومد روی تخت و پاهاشو دو طرف پهلوهام گذاشت و به سمت صورتم خم شد شالمو با خشونت کشید و موهای بلندم از تخت آویزون شد اون میخواد...میخواد چی کار کنه؟ میخواد بهم تجاوز کنه؟؟؟ ولی من و مهرداد چی میشیم؟ ( مهرداد دوست پسرم بود و هیچ وقت از مرزش بیرون نیومده بود و میخواست این هفته بیاد خواستگاریم ) دکمه های مانتومو یک دفعه کشید که مانتوم پاره شد .زیر مانتو هیچ چی نپوشیده بودم جز لباس زیر شلوارم رو هم درورد. در حال سکته زدن بودم یه نوع ترس عجیب داشتم همه جا تاریک بود فقط با نور ماه می تونستم این فضای رفت انگیزو ببینم سوتینمو باز کرد
    - اوه...عجب سینه هایی داری..جووون یکی از سینه هامو کرد توی دهنش اول گر گرفتم و بعدش داشتم لذت می بردم انگار کور شده بودم یه ضربه به اون یکی سینم زد
    - آه انگار دید دیگه مخالفت نمی تونم بکنم که پارچرو از رو دهنم برداشت نمی دونم توی اون آب چی ریخته بود که بزور می تونستم حرف بزنم.اون به راحتی می تونست هرکاری میخواد بکنه.نمی تونستم چیزی بگم رخوت داشتم یکی از سینه هام تو مشتش بود و فشار میداد ولی چون سینه هام درشت بود از لای انگشتاش بیرون زده بود. اون یکی سینم توی دهنش بود ومک میزد یه گاز از سینم گرفت که خیلی دردم اومد یه ناله ی کوچیک از دهنم بیرون اومد
    - جووون عزیزم..آروم باش هنوز خیلی کار دارم باهات سینه هامو با دو تا دستش نزدیک کرد به هم و زبونشو لاش می کشید داشتم لذت می بردم و عذاب می کشیدم نمی دونم یعنی چی! یه دستشو برد تو شرتم که یه تکون کوچیک خوردم یه خنده کرد
    - آخی! نمی دونم اگه اون دارورو نمی خوردی چجوری باید می کردمت جنده خانوم شرتمو درورد و یه بوس روی دو لبه ی کسم زد
    - جووون..اووف چرا زودتر ندیده بودمش این لعنتی رو انگشتشو لاش کشید وای نه من دخترم..ناله کردم..اما اصن گوش نمی کرد زبونشو گذاشت رو سر چوچولمو لیسش زد کوسم داشت خیس میشد..زبونش می کرد تو کوسم و تند تند عقب و جلو می کرد نفس نفس می زدم..پاشد.فکر کردم کارش باهام تموم شده و خوشحال شدم ولی با دیدن چیزی که تو دستش بود اشکم ریخت.یه کیر مصنوعی خیلی کلفت و دراز توی دستش بود گذاشت لای سینمو عقب جلو میکرد..کس خیسشو به کوسم میمالوند چوچولم باد کرده بود و قرمز شده بود..
    - اه من میخوام جنده ی خوشگلمو بکنم اوووفف منو بر گردوند و زیر شکمم یه بالش گذاشت
    - جووون عجب کونی داری کونده خانوم انگشتشو محکم کرد تو کوسم یه سوزش خیلی زیاد حس کردم و یه جیغ کوچولو زدم.
    - جووونم...اووف جنده پردت حلقویه که! ایول سر کیر مصنوعی رو محکم روی سوراخ کوسم می کوبوند کوسم خیس خیس شده بود و لیز میخورد توش و دردم می گرفت یه انگشتشم توی کونم کرده بود و عقب جلو می کرد..کونم می سوخت دوباره منو برگردوند و به دوربینی اشاره کرد: میبینی جنده؟ دارم میکنمت..نینا داره می گاد تورو کونی کیر مصنوعی رو با کمربند مخصوصش به کمرش و یکم پایینه کوسش بست اومد لای پامو باز کرد
    - چه خیسم شده یه لیس به کوسم زد و یه انگشتشو کرد توش و گذاشت دهنم انگشتشو تو دهنم عقب جلو می کرد.یه دفه کیر مصنوعی رو چنان تو کوسم فرو کرد که فقط پنج سانت ازون کیر بیست و چند سانتی بیرون موند خواستم جیغ بکشم از درد که لبامو گاز گرفت..سینه هامو فشار میداد و کیرو کشید بیرون کوسم اندازه ی چی باز مونده بود..خیلی درد داشتم ولی یه مایه لزج از کوسم ریخت
    - هنوز ارضا نشدی! دوباره کیرو کرد تو کوسم و محکم تلمبه میزد جوری که کونم هم می سوخت انقدر تلمبه زد که یه دفعه چشام سیاهی رفت و آب از کوسم پاشید بیرون همشو خورد و لبامو بوس کرد بگذریم ازین که صبح چقدر دعوا کردیم و با چه وضعی ازون جا رفتم ولی حرفاش تو گوشم می پیچید ( به خاطر مهرداد بود..تو نباید باهاش ازدواج کنی ..من عاشقتم احمق.تانی به خدا قسم اگه بخوای برای کس دیگه ای بشی فیلمو بهش میدم.اونوقت خیلی راحت برا من میشی..ولی میتونی فکر کنی اگه قبول کنی و بریم آمریکا چه زندگی رو باهام داری) یاد لذتم افتادم کوسم خیس شد..نمی دونم چی کار کنم همینجوری مثل خر توی گل موندم.کاش هیچ وقت با نینا آشنا نمی شدم


    نوشته:‌ آندیا

  • 8

  • 3




  • نظرات:
    •   شاعر تمام شده
    • 4 سال،9 ماه
      • None

    • گلم بنده دکتر هستم، هیچ دارویی نیست که فقط حنجره رو مختل کنه، لطفا داستان هات رو با آگاهی بنویس


    •   sunmaster7
    • 4 سال،9 ماه
      • None

    • همش ممکن بود تا اخرش که فرمودید میریم امریکا . مگه امریکا پس قلعه است که هر اسکلی سرشو بندازه پایین مینیبوس دهشون رو سوار شه مثل گاو بره اونجا؟ فکر کنم اون کیر مصنوعی رو کردن تو مخت!!


    •   Joy Bokon
    • 4 سال،9 ماه
      • None

    • کس خل زیاد پیدا میشه تو دنیا...
      اما یکیش تاتی من نمی شه


    •   undeadx
    • 4 سال،9 ماه
      • None

    • kir to maghze jeghelit


    •   tobi sex
    • 4 سال،9 ماه
      • None

    • خداييش ادمين حالش نخوشه كه اين هارو ميزاره ها biggrin


    •   nakisaa
    • 4 سال،9 ماه
      • None

    • اگه مهرداد و دوست داری که هیچ برین بهش اما اگه نه راست میگه اگه ادعای همجنس باز بودن کنین بهتون گرین کارت میدن بیشتر هم انگلیس


    •   mostoufi
    • 4 سال،9 ماه
      • None

    • مادر iman sex 1 رو خر نر پیر 11 بار بگاد (با iman sex 2 نبودما)


    •   Shaya19
    • 4 سال،9 ماه
      • None

    • زر مفت زده فيلمش كجا بود؟
      به دوس پسرت بگو
      بگو مجبورت كرده كه اينكارو بكنين
      اگه تو فيلمم دقت كنه اونجوري كه تو گفتي يه چي به خوردت داده ميفهمه زوري بوده
      پس اصلا نگران نباش و با دوس پسرت در ميون بزارش


    •   پوریا 18
    • 4 سال،9 ماه
      • None

    • نینا و تانیا کدوم پسره کدوم دختره؟کسسس شعرر نوشتی لاشی.ننویس کونده


    •   Nona-jigar
    • 4 سال،9 ماه
      • None

    • mg nmgi taarik bud ch filmi akhe tu tarikiii.....


    •   lady majic
    • 4 سال،9 ماه
      • None

    • تو یا دختر نیستی یا تا حالا لز ندیدی یا توهم ردی....با این خوزعولاتت اسم لزهارو خراب نکن لطفاٌ
      dash1


    •   lady majic
    • 4 سال،9 ماه
      • None

    • diablo


    •   lady majic
    • 4 سال،9 ماه
      • None

    • واقعاٌ...انگلیسم گرین کارت میده؟گرین کارت آمریکا رو؟ {جل الخالق}...ذوب شدیم با این پند حکیمانه dash1


    •   sarvin_22
    • 4 سال،9 ماه
      • None

    • عمرا دختر باشی


      سایت تهران موزیک


    •   Are.zo0
    • 4 سال،9 ماه
      • None

    • نینا و تانیا = سکینه و صدیقه !
      همه مزخرفاتت یه طرف معاینه پرده حلقوی با دست یه طرف
      چند سالته ؟ راستشو بگو ؟ تورو خدا ؟ 8 ؟ 9 ؟
      آخه 12 ساله های الان ماهارو درس میدن واسه همین ببشتر از این نمیتونی باشی


    •   Are.zo0
    • 4 سال،9 ماه
      • 1

    • راستی حداقل 3تا فیلم درست حسابی ببین جای تخیلی
      اما در کل مناسب سنت نیست روشون میزنه معمولا +9
      نچ نچ نچ


    •   mitraaa_tt
    • 4 سال،5 ماه
      • None

    • داستان که توهم بود ولی در کل من عاشق لزم.


    •   مه طلا
    • 4 سال،5 ماه
      • None

    • چرا دیگه داستان لز نمیذارین ؟ sorry2 boredom sad


    •   Wishmaster67
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • خیلی قشنگ بود وبه اینها که چرت وپرت میگن توجه نکن وبه پسره بگو اگر کنار اومد باهاش ازدواج کن وگرنه فعلا باهمون دختره باش من دوستدارم دختربودم میتونستم لز کنم چون هرچی دنبال دختر یازنی میگردم که لز کن باشه عاشق خوردن باشه ومن بالبام ابشو بیارم وابشو بخورم پیدانمیکنم


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو