لو رفتن در پارک

    1391/11/21

    باسلام خدمت خوانندگان شهواني.داستان من مال 5ساله پيشه وقتي توي شركتي كار ميكردم كه با 20تا دختر و9تا پسر ديگه همكار بودم.البته من و بقيه پسرها متاهل بوديم ومحل كارمون ته سوله از دخترا جدا بود خوب چه ميشه كرد ديگه ايرانه واين چيزاش............بگذريم كه فقط با سابقه ترين ومسنترين دختر اونجا كه البته هنوز هم مجرده فقط حق رفت وامد به محل پسرا را داشت اونم صرفا براي مسايل كاري. حدود دو سال با هم همكار بوديم و تو اين دو سال منو بقيه تو فكر كون زهره بوديم ولي هيچ كدوم جرات سر حرفو باز كردن باهاش نداشتيم چون هم يه خايه مال بينمون بود وهم از بيكار شدن ميترسيديم تا اينكه شركت دراستانه ورشكستگي قرار گرفت و تصميم بر ان شد كه پرسنل را كم كنند.از بخت بد من هم جزو اخراجي ها بودم ووقتي خود را براي خداحافظي آماده ميكردم فكر شيطاني به سراغم آمد كه لااقل دست خالي نرو .درهمين فكر بودم كه با صداي خانومي به خود اومدم درست حدس زديد زهره بود كه داشت گريه ميكرد.اولش جا خوردم خودمو هنر پيشه فيلم هندي حس كردم آخه فكر ميكردم به خاطر اخراج من داره گريه ميكنه ولي وقتي فيش حقوقيشو تو دستش ديدم تا ته خطو خوندم.چون اونم اخراج شده بود ديگه از كارفرما ترسي نداشتيم شماره ردوبدل شد وخدا حافظي.


    تو مسير خونه مونده بودم چه طوري به زنم بگم اخراج شدم كه گوشيم زنگ خورد.خودش بود زهره براي اولين بارمنو به اسم كوچك صدا كرد و گفت مهدي جون كجايي گفتم ميرم سمت خونه ولي نميدونم با چه رويي كه گفت منم حال تورو دارم و زد زير گريه .بعد ازاينكه دلداريش دادم گفت بيا بريم پارك صحبت كنيم منم ازخدا خواسته قبول كردم .سه راه........باهاش وعده كردمو رفتيم رو چمنها نشستيم.تلافي اون دوسالي كه حرف نزده بوديمو در اورديم .منم كم كم روم باز شدو دستشو گرفتم .يادمه مهرماه بودو هوا زود تاريك شد داشتيم با هم ديگه حال ميكرديم منم سرمو گذاشته بودم روي رونش واونم داشت با موهاي من بازي ميكرد كه ناگهان (اميدوارم اين قسمت براي هيچ كسي از كاربراي شهواني چه اونايي كه فحش ميدن و چه اونايي كه نميدن اتفاق نيفته) چشم باز كردم ديدم 4تا از ماموراي وظيفه شناس با لباس پلنگي مارو گرفتن و بردند مركز ارشاد هردومونو تحويل باز داشتگاه دادند.فكر كن ا ش نخورده و كون سوخته .خلاصه فرداش كه رفتيم دادگاه به زنم گفتم مارو اشتباهي گرفتند اونم باورش نشد اومد تو اتاق قاضي نشست.اون مامور كسكش هم نامردي نكرده بود چون تو گزارشش نوشته سر من روي پاهاي دختره بوده.قاضي هم خر تر از مامور گزارشو خوند برا زنم كه ديگه ديوونه شد واون روز تاحالا شايدم تا آ خر عمرش هم از من بيزاره هم بهم شك داره.آه مقصر خودم بودم.بگذريم بعد از تعهد ازاد شدم اما چه فايده هم بيكار بودم هم آبروم پيش زنم رفته بود تا چند ماه كه اصلا محلم نميگذاشت فقط كنترلم ميكرد.رابطه سكسيمون هم صفر شد يعني اصلا روم نميشد برم سراغش.


    يه روز كه زنم خونه پدرش بود به خودم گفتم بيكار كه شدي آبروت هم كه رفت كم مونده بود زنم ازم جدا شه به خاطر پارك رفتن با زهره و هنوز كاري نكردن مجازات زيادي بود.بيمعطلي زنگش زدم و گفتم بيا خونمون با خانومم حرف بزن تا از دلش دربياري.وقتي رسيدي از خونه ميرم بيرون تا شما راحت باشيد.اولش قبول نكرد گفت از خانومت خجالت ميكشم ولي به اصرار من قبول كرد.آدرسو بهش دادمو رفتم حموم كيرمو حسابي صيقل دادم تا برسه وقتي اومد تو دوزاريش افتاد چه نقشه اي براش كشيدم ولي چون زندگيم خراب شده بود و خودشو مديون من ميدونست راحت بدنشو در اختيارم گذاشت.باورم نميشد اون زهره اي كه همه تو كفش بودند الان در اختيارمه........ آهنگي گذاشتمو با هم كمي رقصيديم.بردمش تو اطاق خوابم شروع كردم ازش لب گرفتن.خيلي با لب دادن حال ميكرد چشماش خمار شده بود معلوم بود بد جوري مست كيره .وقتي لخت شدم كيرمو كه ديد يه آهي كشيد كه هنوز بعد چند سال هوسش رو دارم.بلد نبود ساك بزنه دندونش را ميكشيد به كيرم .مشخص بود تجربه سكسي نداشته.بماند كه الان اينقدر حرفه اي شده كه با ساك زدن آب منو مياره و ميخوره.سينه ها شو مك زدمو خوردم خيلي توپ بود نرم وسفيد و گوشتي.آه آوهش بلند شده بود.رفتم سراغ كوسش خيلي خوشمزه بود زبونمو ميچرخوندم تو كسش اونم موهامو چنگ ميكرد.باكره بودو نمشد كسشو كرد خودشم ميترسيد كيرم ليز بخوره بره تو كسش .شورتشو مچاله كرد دستشو وگرفت دم كوسش و قمبل كرد گفت خدا گرببندد زحكمت دري .زرحمت گشايد درديگري خيلي با اين حرفش حال كردم چون منم تو كف كونش بودم.كونش كوني بود سفيد نرم با لمبرهاي لرزون آقايون هيز ميفهمند من چي ميگم.كمي كونشو خوردمو تف ماليش كردم زهره هم سينه هاشو ميماليد .وقتي كيرمو گذاشتم در سوراخ كونش خودشو جمع كرد آ خه اين اولين كيري بود كه ميچشيد .ديدم مقاومت ميكنه سفتر فشارش دادم رفت تو تا نصفه ولي از بس تنگ بود با سه بار تلنبه زدن آبم اومد ريختم لا پاش.وقت كم بود براي سكس مجدد چون دوميش بيشتر حال ميده و آب آدم ديرتر مياد اونم هنوز سير كير نشده بود ميگفت بزار 5دقيقه روكيرت بخوابم تا ارضا شم وگرنه سرم درد ميگيره .اين مدليشو ديگه نديده بوديم.كير من خوابيده بود حس نداشت از طرفي چاره اي نداشتم براي دفعه هاي بعدي بايد راضيش ميكردم.وقتي رفت عذاب وژدان اومد سراغم كه چرا به زنت خيانت كردي.شما اگه جاي من بوديد زن داشتيد ولي رابطه سكسي نداشتيد چه كا ر ميكرديد.هنوزم بعد از چند سال سكس با زنم ندارم اما زهره با اينكه چند سال از من بزرگتره منو به خونش دعوت ميكنه پذيرايي همه جوره حتي بر عكس اون برا من پول خرج ميكنه فقط به خاطر كيرم چون خيلي دوسش داره.منم هر بار ميرم خونشون صيغه را ميخونم لااقل گناه نباشه.اي كاش زنها ميفهميدنيد اگه از اول ازدواج سكس خوبي با شوهرشون نداشته باشند هستند كساني كه براشون جبران كنند.خوش باشيد اولين داستانم بود .ببخشيد اگه قسمت سكسيش كم بود بيشتر جنبه درد ودل داشت چون اين حرفهارا به كسي نميتونستم بگم.به جاي فحش دادن نظر بديد چه كار كنم.


    نوشته: مهدی

  • 5

  • 1




  • نظرات:
    •   ساینا جون4
    • 6 سال،3 ماه
      • None

    • خیلی پست فطرتی خیلی چیزای دیگه ای هم دوست دارم بهت بگم حیف کاربریم ارزشش بیشتر از تو احمقه
      ولی مطمئن باش زنتم به سکس احتیاج داری بیکار نمیشینه با یه کودن زندگی کنه اونم از یه طرف دیگه با دوستی فامیلی چیزی رابطه داره که دل منم خنک بشه


    •  
    • 6 سال،3 ماه
      • None

    • ساینا جون4:


      :D


      زدی باباشو اوردی جلو چشاش.


    •   trakhtur
    • 6 سال،3 ماه
      • None

    • داستان رو نخوندم
      اما از نظر 2 دوست قبلى معلومه كار خوبى كردم
      كيرم تو چشات،خايم تو ابروت (ديگه چطوريش رو نميدونم خودت يه راهى پيدا كن) :-D


    •   mojtaba48
    • 6 سال،3 ماه
      • None

    • سلام از نظر شرعی خب اگه صیغه خونده باشین اشکتلی نداره اما از نظر قانونی .خانومت اول ازدواج باهات شرط کرده? که اگه بخوای زن دوم بگیری با اجازه اون باشه?


    •   saghar.24
    • 6 سال،3 ماه
      • None

    • ازنامردایی که زن و فقط واسه سکس و شهوت میخوان حالم بهم میخوره؛لیاقت امثال تو هزارجور مرضه که از رابطه با جنده های خیابونی نصیبتون بشه؛بدبخت


    •   امیرمهدی21
    • 6 سال،3 ماه
      • None

    • سلام
      من داستانت یابهتربگم درددلتوخوندم،ازنظرنگارش بدنبودولی ضعیف بودولی برای راهنمائی
      که آخرش خواسته بودی،البته بااجازه ازپیشکسوتهاوبزرگترهای سایت،چون نمیشه یکطرفه به
      قاضی بری تاقضیه رواززبان خانومت نشنوم نمیتونم قضاوت کنم،امامطمئناسکس هم نیاززنه و
      هم مرداماقبل ازرابطه باهمکارت یه لحظه باخودت فکرکن اگربعدابفهمی که تمام این مدت
      خانومت خودشونگه داشته وسکسی نداشته،اماتوقشنگ به خودت رسیدی،شرمنده نمیشی اززنت؟
      روت میشه بازم توصورتش نگاه کنی؟البته صلاح مملکت خویش خسروان دانند.یاحق


    •   .romina.
    • 6 سال،3 ماه
      • None

    • خاک عالم تو سرت مردک عوضی،پررو پررو کارای خاک بر سری و خیانتتو اینجا مینویسی،تقصیرو گردن خانومت هم میندازی؟ روزگار همچین تو کاسه ت بذاره که خودت توش بمونی


    •   sharare1365
    • 6 سال،3 ماه
      • None

    • نقد داستان بمونه برای بعد...ساینا جون کجا بودی این مدت؟؟؟


    •   sharare1365
    • 6 سال،3 ماه
      • None

    • خفه شو عوضی نکبت...دوباره یکی پیدا شد که رو اعصاب همه راه بره خائن بالفطره...عذاب وژدان داری؟؟؟؟ بچه ها کسی میدونی این دیگه چه نوع عذابیه؟؟؟؟
      نکنه منظورن عذاب وجدانه ؟؟؟ که بعید می دونی تو وجدان داشته باشی،بی وجدان
      اما صیغه!!! تو اصلا می دونی شرایط صیغه چیه؟؟؟ خدا لعنتت کنه که هنوز نمی دونی که دختر صیغه نمی شه و اجازه پدر لازمشه؟؟؟
      فقط امیدوارم نفرین زنت پشت سرت باشه و روز خوش نبینی(البته اگه داستانت راست باشه) ولی اگه داستانت دروغه برو ذهن بیمارت رو درمان کن.شب جمع دخیل ببند یا ترکیب اسپند و گه سگ و پوست مار و بوزینه و موی اعضاء تناسلی یه مرد نابالغ رو شب چهارشنبه بسوزون تا شفا پیدا کنی


    •   sina hot1
    • 6 سال،3 ماه
      • None

    • اولا برا صیغه باید پدر زهره راضی باشه اگه بیوه نباشه و اگر میتونی با همسرت صحبت کن وبگو میخوام با زهره زندگی کنم چون اون رابطه نزدیکی با من داره و به همسرت هم محبت کن


    •   acc_nzr
    • 6 سال،3 ماه
      • None

    • الا یا میرزا جان کجائی
      چرا مشکوک میزنی با.
      مردیم از تنهائی و بی حکایتی و خودمون هم حالی نداریم. جون مادر یکی از این نویسنده ها زودتر خودتو برسون که اوضاع خیلی خیطه.
      پَ بقیه کجان اصلا بزار حرف دلمو بگم :
      گلبم از دوری طو میث غونجیش طون طون میزنه کوزائی پ میزرا ؟
      ها چیه میخندی ساوات ندارم .ایشالله بوزورک میشم دس میخونم دانوشغاه میرم ساوات یات میجیرم حالوتو میجیرم که اونوخ میفهمی یک من چره جند من شیر میده. حالا تاماشا کون ببین چه چی میشه؟


    •   do0nyatanha
    • 6 سال،3 ماه
      • None

    • vaghan ba khodet che fekri kardi? vaghan fk mikoni kare khobi kardi?bejae in k az dele zanet darario kare eshtebaheto jobran koni rafty badtaresh kardi?mage zanet moghasere to ehsasatesho leh kardi bad rafty bazam edame dadi be karet chon zanet bahat sex nakarde?man jaye zanet bodam chendesham mishod bahat harf bezanam vaghan malom nis che tarze fekrie!sighe khondi yani karet dorosteee?vaghan maskharassss yani chon sighe khondi dge gonah nadare vaghan ke.


    •   parsa g.f
    • 6 سال،3 ماه
      • None

    • منم ميخوام بايه دختر خوشگل حال کنم پيام بذاريد.داستان هم خوب بود.من بچه کرمانم.


    •   تیغ
    • 6 سال،3 ماه
      • None

    • من فقط یه سوال دارم وژدان درد یعنی چی دقیقا؟؟؟ به کدوم قسمت بدن مربوط میشه؟ افرین به زنت که تورو پشم کسش حساب نکرد نمیدونم بهت چی بگم ولی کیر پلنگ صورتی تو کونت کیر کاپیتان پرایس تو کونت دسته بیل تو کونت


    •   majoone.sex
    • 6 سال،3 ماه
      • None

    • jalebe hame mian dastano mikhunan haleshuno mikonan fosham midan bad age chand ruz dastan ro site nazaran kos sher mgin.shoma ham kos kholin


    •   majoone.sex
    • 6 سال،3 ماه
      • None

    • jalebe hame mian dastano mikhunan haleshuno mikonan fosham midan bad age chand ruz dastan ro site nazaran kos sher mgin.shoma ham kos kholin


    •   royalboy
    • 6 سال،3 ماه
      • None

    • چی بگم بهت؟خودت دلت میخواد زنت بهت خیانت کنه؟اگه بفهمی زنت با چندتا مرد دیگه رابطه داره چه حالی میشی؟اون عذاب وجدانتم بره تو کونت جر بخوری!اعصابمو داغون کردی.حیف فحش که حوالت کنم.برو بمیر مردک.


    •   hasti612
    • 6 سال،3 ماه
      • None

    • داستانتو نصفه ول کردم تا اونجاکه نوشته بودی زن داری.ریدم بهت بچه کونی


    •   EIS
    • 6 سال،3 ماه
      • None

    • بد نبود


    •   jiigh
    • 6 سال،3 ماه
      • None

    • فک کنم زنت به من مىده اخه اونم میگه به شوهرم نمیدم فقط بو میدم


    •   jiigh
    • 6 سال،3 ماه
      • None

    • فک کنم زنت به من مىده اخه اونم میگه به شوهرم نمیدم فقط بو میدم


    •   ساینا جون4
    • 6 سال،3 ماه
      • None

    • پروازی جون نه عزیزم اصلا هم بهش چیزی نگفتم حیف ادمین محدودیت گذاشته والا از اون فحشایی بهش میدادم که ساینا جون به خاطرش مجبور شد به 4 برسه :D نویسنده خیلی پس فطرته


    •   ساینا جون4
    • 6 سال،3 ماه
      • None

    • شراره جون استراحت میکردم که بتونم با انرژی بیشتری بیام :> ;)


    •   Malkam khan
    • 6 سال،3 ماه
      • None

    • آخه کیرم تو دهن همتون کدوم پدریه که اجازه بده دختر دسته گلشو صیغه یه عده شهوتران بکنن!؟ کیرم تو صیغه و شرایطش و خطبه ش


    •   Malkam khan
    • 6 سال،3 ماه
      • None

    • آخه کیرم تو دهن همتون کدوم پدریه که اجازه بده دختر دسته گلشو صیغه یه عده شهوتران بکنن!؟ کیرم تو صیغه و شرایطش و خطبه ش


    •   Madza
    • 6 سال،3 ماه
      • None

    • چقد داغ كردي ...


    •   shadow x
    • 6 سال،3 ماه
      • None

    • داستانت کمی شبیه زندگی من بود که خیلی خوشم اومد رفتارهای سردجنسی برخی از زنها باعث این میشه که مردها بفکر شریک جنسی دیگه ای بیافتند
      اگه دقت کنی تمام کسانی که بهت فحش دادن زن بودن چون عادت دارن از هم جنساشون حمایت کنن.
      چشم هم چشمی زنها گاهی زندگی رو برای ما مردها جهنم میکنه وهیچ جور نمیشه اونها رو قانع کرد چون حسادت تو ذاتشونه


    •   shadow x
    • 6 سال،3 ماه
      • None

    • داستانت کمی شبیه زندگی من بود که خیلی خوشم اومد رفتارهای سردجنسی برخی از زنها باعث این میشه که مردها بفکر شریک جنسی دیگه ای بیافتند
      اگه دقت کنی تمام کسانی که بهت فحش دادن زن بودن چون عادت دارن از هم جنساشون حمایت کنن.
      چشم هم چشمی زنها گاهی زندگی رو برای ما مردها جهنم میکنه وهیچ جور نمیشه اونها رو قانع کرد چون حسادت تو ذاتشونه


    •   افسانه۲۰
    • 6 سال،3 ماه
      • None

    • متنفرم ازمردهای اینجوری


    •   پریود روزگار------
    • 6 سال،3 ماه
      • None

    • بچه ها ناراحت نشینا،ولی خیلی کس لیسین.
      میگین داستان و نخوندم ولی با نظر فلان دختر موافقم.با نوبرشه بقرعان


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو