لکه خورشیدی (۳)

1400/10/20

...قسمت قبل

بعد از رفتن نسیم، زهره گفت داداش من میرم بخوابم، واسه نهار بیدارم کن. گفتم باشه. زهره رفت تو اتاقش و منم رفتم تو اتاقم. رو ابرا بودم، احساس خاصی به زهره پیدا کرده بودم که قابل وصف نیست، عطش نزدیکترین کلمه ایه که میتونم براش پیدا کنم. اون روز مامان اومد و دور هم ناهار خوردیم. شبش سر جام دراز کشیده بودم و خوابم نمیبرد. درسته که با نسیم سکس کرده بودم، ولی فکرم همش پیش زهره بود، اون روز من و خواهرم از خطهای قرمز زیادی رد شده بودیم. حتی یاداوریش باعث میشد کیرم تکون بخوره و بخواد قد بکشه، به هر زحمتی بود بالاخره خوابیدم. صبح حدود ساعت 10 بود که بیدار شدم، از اتاقم بیرون اومدم، زهره تو اشپزخونه نشسته بود و داشت صبحونه میخورد، به هم سلام کردیم و رفتم دستشویی و وقتی برگشتم، صبحونه ی زهره تموم شده بود، من نشستم به صبحونه خوردن و زهره بلند شد و رفت تو پذیرایی و تلوزیونو روشن کرد. بعد ازاینکه صبحونه ی من تموم شد، منم رفتم و نشستم کنارش. زهره داشتن بین شبکه ها می گشت، کمی بعد گفت اینم که هیچی نداره، تو تو کامپیوترت فیلم خوب نداری؟ گفتم چرا، گفت بریم ببینیم؟ گفتم باشه، بلند شدیم و باهم رفتیم تو اتاقم، لپ تاپم رو میزم بود، رو صندلی نشستم و زهره هم رو تختم نشست، شروع کردم به گشتن بین فیلمها، میخواستم فیلمی که میذارم هم جذاب باشه و هم صحنه های سکسی زیادی داشته باشه. بنابراین فیلم اورجینال سین( گناه اصلی) انجلینا جولی رو باز کردم. وقتی برگشتم، دیدم زهره رو تختم دراز کشیده و بهم لبخند میزنه. صندلی رو کنار کشیدم و رفتم کنارش، پامو گذاشتم روی تخت و از روی زهره رد شدم و رفتم پشتش و با یه ذره فاصله ازش دراز کشیدم. شلوارک تنگ صورتی و تاپ سفیدش، به خوبی بدن رسیده و گوشتی زهره رو به نمایش میذاشت. کمی بعد از گذشت فیلم، دستمو روی بازوی لخت زهره گذاشتم و شروع کردم به نوازش کردنش. سانت به سانت پوست لطیف زهره رو با دستم لمس می کردم. وقتی اولین صحنه ی سکس فیلم شروع شد، زهره کمی خودشو عقب اورد، نصف راه رو خواهرم اومده بود و بقیه ی راه رو باید خودم میرفتم. از پشت کیرمو به کونش چسبوندم، دستمو هم از زیر دستش رد کردم و رو شکمش گذاشتم، زهره کمی کونشو جابجا کرد تا کیرم درست روی چاک کونش بیوفته. اروم دم گوشش با زمزمه گفتم چطوره؟ گفت خیلی خوبه، گفتم فیلم چطور؟ زهره خندید و گفت اونم خوبه. دستمو بالاتر بردم و گذاشتم روی پستونش، بعد به ارومی شروع کردم به نوازش سینه هاش. قلبم به شدت تو سینه ام می کوبید، تپش قلب زهره هم بالا رفته بود و میتونستم زیر دستم حسش کنم. خودمو رو ارنجم بلند کردم و لاله ی گوششو تو دهنم گرفتم و کمی مکیدم،بعد شروع کردم به بوسیدن گردنش، زهره داشت ریز می خندید. گفتم چرا می خندی؟ گفت قلقلکم میاد. یه طرف صورتشو غرق بوسه کردم همزمان پستوناشو چنگ میزدم، زهره هم داشت کونشو به کیرم فشار میداد. دیگه تماشای فیلم رو بیخیال شده بودیم و من و خواهرم در حال بازی تو فیلم گناه اصلی خودمون بودیم. همینطور که صورتشو می بوسیدم به سمت لباش حرکت کردم، وقتی به گوشه ی لباش رسیدم، زهره صورتشو چرخوند و با لبخند نگاهم کرد. یه نگاه به لبای گوشتی و قرمز زهره انداختم و لبامو بهش چسبوندم. لبامون به هم قفل شد و زبونمون به هم رسیدن. بدون اینکه لبامون از هم جدا بشن، زهره چرخید و رو به من به پهلو دراز کشید. زهره دستشو پشت سرم گذاشت و منم دستمو به کونش رسوندم. عاشق خوردن لبا و مکیدن زبون شیرین زهره شده بودم و نمیخواستم به هیچ وجه ولش کنم. زهره هم تمایلی به جدا کردن لباش نشون نمیداد. چند دقیقه لب گرفتیم و کون معرکه ی زهره رو مالیدم. کمی بعد زهره رو محکم گرفتم و با خودم چرخوندم و اوردمش روی خودم. زهره پاهاشو باز کرد و کوسشو به کیرم فشار داد، منم هر دوتا دستمو از پشت بردم توی شورتش و کون نرم و لطیفشو گرفتم و به خودم فشارش دادم. زهره خیلی یواش ناله می کرد و منم نفس نفس میزدم و خیس عرق شده بودم. کمی بعد، زهره خودشو رو دستاش بالا کشید، نگاهم کرد و گفت داداش؟ گفتم جونم؟ گفت کیرتو درمیاری؟ گفتم خودت زحمتشو بکش، زهره عقب عقب رفت و دستام از تو شورتش دراومد. زهره دستاشو انداخت زیر کش شورت و شلوارکم، کمرمو بلند کردم و تا زانوم کشیدشون پایین. کیرم از اب اولیه ام خیس شده بود. زهره دست لطیفشو دور کیرم حلقه کرد و بهم لبخند زد. کمی کیرمو مالید، بعد کیرمو به یه طرف صورتش چسبوند و گفت هم اندازه ی صورتمه. هردو خندیدیم، زهره کیرمو به شکمم چسبوند. بعد نوک زبونشو نزدیک تخمام زیر کیرم گذاشت و چندین بار با نوک زبون، زیر کیرمو لیسید. رو ابرا بودم، چون تجربه ای نداشت، ازش انتظار نداشتم کیرمو بکنه تو دهنش و ساک بزنه. بعد از چند بار لیسیدن، بهش گفتم تو هم لخت شو دیگه، زهره کیرمو ول کرد و بلند شد و ایستاد، تاپشو بالا کشید و از سرش دراورد و انداخت کنار تخت، یه سوتین سفید نازک تنش بود، قلابشو از پشت باز کرد ، درش اورد و انداختش رو صورتم و خندید. سوتینشو به صورتم فشار دادم، هنوز گرمای بدنشو داشت، با یه نفس عمیق عطرتنشو به داخل کشیدم. وقتی بالاخره کارم با سوتین تموم شد و از رو صورتم برش داشتم، دیدم زهره انگشتاشو به کش شلوارکش انداخته و منتظره تا نگاهش کنم. با نگاه من، زهره شروع کرد به پایین کشیدن شلوارکش، خیلی زود، شورت صورتیش که قلبهای قرمز روش داشت، نمایان شد، زهره دونه دونه پاهاشو بلند کرد و شلوارک رو کامل دراورد. حالا خواهرم با یه شورت صورتی ایستاده بود و نگاهم می کرد. وقتی انگشتاشو انداخت زیر کش شورتش، بهش گفتم برگرد. زهره چرخید و پشتشو کرد بهم، بعد شروع کرد به پایین کشیدن شورت، کون سفیدش کم کم نمایان شد. بعد از اینکه شورتشو هم کامل دراورد، چرخید و پاهاشو دو طرف بدنم گذاشت، اول خم شد و کیرمو صاف رو شکمم خوابوند، بعد خودشو پایین اورد و اروم کوسشو روی کیرم گذاشت، لبای کوسش از هم باز شد و دسته ی کیرم بین لبای کوسش و روی چوچوله اش قرار گرفت، میتونستم خیسی کوسشو روی کیرم حس کنم. چشمای زهره خمار شد و لب پایینشو خیلی سکسی به دندون گرفت. زهره شروع کرد به حرکت دادن کوسش رو کیرم، به ارومی ناله می کرد و گاهی اسممو می گفت. پستونای گرد زهره رو گرفتم و همزمان شروع کردم به مالیدنشون. کیرم کاملا از ترشحات کوس زهره خیس شده بود. عرق کرده بودم، نفس نفس میزدم و قلبم تو سینه مثل پتک میکوبید. جوری غرق لذت بودم که ذهنم از هر فکر دیگه ای خالی شده بود و صرفا به لذت بردن از بدن خواهرم و لذت دادن بهش فکر می کردم. بعد از چند دقیقه مالیدن کوسش رو کیرم، زهره بلند شد و چرخید، اینبار پشت به من نشست روم جوری که کیرم لای کون نرمش قرار گرفت. بعد زهره کاملا به پشت خوابید روم. صورتشو هم به صورتم چسبوند. دستامو دورش حلقه کردم و یه دستمو گذاشتم رو پستونش و دست دیگه ام رو روی شکمش گذاشتم. زهره اون دستمو که رو شکمش بود رو گرفت و کشید روی کوسش، فهمیدم باید چیکار کنم و شروع کردم به مالیدن چوچولش. ناله های زهره بلندتر شد. بدنهای خیس از عرقمون به هم چسبیده بود. زیاد طول نکشید که زهره گفت داداش بمال، کوسمو بمال، ابم الان میاد، کوسمو محکم بمال. با 4تا انگشتم محکم چوچولشو میمالیدم و میلرزوندم. چند لحظه بعد زهره با یه ناله ی کشدار گفت داداااااااااااااااااااش، و شروع کرد به لرزیدن، خواهرم به دست من ارضا شده بود، چند لحظه بغلش کردم و سفت به خودم فشارش دادم. وقتی بالاخره لرزش و ناله هاش متوقف شد، گفتم خوبی عزیزم؟ گفت عالیم، کمی مکث کرد و گفت اب تو نیومده ؟ گفتم نه هنوز. گفت میخوای بخوابی روم؟ گفتم اره، زهره از روم بلند شد، کمی خودمو کنار کشیدم و رو شکم کنارم خوابید. یه نگاه به اون کون سفید و گرد انداختم و نتونستم خودمو کنترل کنم،خم شدم و یه گاز از کونش گرفتم، زهره یه جیغ زد و شروع کرد به خندیدن، خودم هم خنده ام گرفت، زهره می خواست بلند بشه که نذاشتم، چرخیدم و روی پاهاش نشستم. لای کونشو باز کردم و یه نگاه به سوراخ کوچولو و قهوه ایش انداختم. نزدیک به نیم ساعت بود که باهم ور میرفتیم ولی حتی یه بار هم به فرو کردن کیرم توی کونش فکر نکرده بودم، از بس نخواستم غافلگیرش کنم، یه تف لای کونش انداختم، کیرمو گذاشتم روی چاکش و روش خوابیدم. شروع کردم به جلو عقب کردن کیرم روی چاک کون زهره. اینبار نوبت من بود که ناله کنم. لذتی که می بردم دست کمی از کردن یه سوراخ تنگ نداشت، صورتمو لای موهای بلند و سیاه زهره فرو کردم و یه نفس عمیق کشیدم. با ناله گفتم ابجی چه کونی داری، زهره ناله ای کرد و کونشو به بالا فشار داد. خیلی زود احساس کردم نزدیکم، گفتم ابجی، داره میاد، کجا بریزم؟ زهره گفت بریز رو کونم. خودمو رو دستام بلند کردم و به تلنبه زدن لای کونش ادامه دادم، چند لجظه بعد ابم اومد، مقداریش تو گودی کمرش جمع شد و مابقی تو چاک کونش. چرخیدم و کنارش به پشت خوابیدم، هنوز نفس نفس میزدم و ضربان قلبم اروم نشده بود. بالاخره حالم کمی سر جاش اومد و نگاهش کردم، زهره هم صورتشو چرخونده بود و با لبخند منو نگاه می کرد. صورتمو نزدیکتر کردم و گفتم یدونه ای ابجی جونم، بعد چند بار لباشو بوسیدم. زهره گفت حالا ببینیم وقتی نسیم کیرتو بخوابونه و به من احتیاج نداشته باشی هم همینو میگی؟ گفتم من همیشه همینو میگم، فرقی هم نداره که کیرم تو چه وضعیتی باشه. گفت باشه، ساعت چنده؟ گفتم 10 دقیقه به 12، گفت اوه اوه مامان گفته بود یه مقدار از کارای خونه رو انجام بدیم، دو ساعت دیگه میاد هیچ کاری هم نکردیم. گفتم الان بلند میشیم، بذار اول پشتتو تمیز کنم. رفتم و یه دستمال با اب گرم خیس کردم و اوردم، اول کمرشو تمیز کردم، بعد لای کونشو پاک کردم. بعد یدونه زدم در کونش و گفتم پاشو که دیر شده، زهره جیغی زد و گفت اخ کونم. خندیدم و بلند شدیم، لباسامونو سریع پوشیدیم و مشغول کارای خونه شدیم

نوشته: خاقان


👍 72
👎 2
51401 👁️


     
برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

852532
2022-01-10 00:59:53 +0330 +0330

به به چ داستانی …
حداقل محارم مینویسید از تخیلاتتون نویسید مثل این داستان بنویسید ک همچیش ۲۰ باشه
عالی بود


852560
2022-01-10 01:47:10 +0330 +0330

واقعا با این تعریفا احساس غرور هم میکنی؟
هی هر دفه میگم بیخیال ولی اصلا روت کم نمیشه
داستانو کپی میکنی حداقل ی ذکر منبع بگو

0 ❤️

852591
2022-01-10 07:29:25 +0330 +0330

از لوتی کپی کردی اینجا؟؟؟؟؟؟

0 ❤️

852632
2022-01-10 13:43:54 +0330 +0330

سلطان کپی از لوتی تو

0 ❤️

852655
2022-01-10 17:12:21 +0330 +0330

واقعا بی غیرتی و کپی

0 ❤️

852794
2022-01-11 08:47:56 +0330 +0330

شماره زهره رو‌بده مام یه دلی از عذا دراریم

1 ❤️

852829
2022-01-11 13:06:33 +0330 +0330

واقعا عالی،یه داستان خوب حس داستان و به خوانندش انتقال میده که قلمت این حس رو به من داد،مطمعنا بیقیه دوستان هم این حس رو گرفتن،💐💐💐

3 ❤️

852859
2022-01-11 17:05:49 +0330 +0330

کاش میتونستم این داستان رو تجربه کنم😢

2 ❤️

852935
2022-01-12 01:54:38 +0330 +0330

اسم خواهر منم زهرس
برا همین به شدت لذت بردم

5 ❤️

852997
2022-01-12 08:41:19 +0330 +0330

عالی بود ادامه بده

2 ❤️

853001
2022-01-12 08:53:51 +0330 +0330

دمتگرم پسر داستانت خیلی قشنگ بودجمله بندیش عالی بود

3 ❤️

853161
2022-01-13 05:43:22 +0330 +0330

بسیار عالی لایک ۵۸ رو من تقدیمتون کردم آقای خاقان 😷👏👏👏
قسمت به قسمت هم نگارشت بهتر شده هم ادبیات داستانویسیت البته این نظر منه 👍❤

2 ❤️

853382
2022-01-14 07:28:27 +0330 +0330

آفرین . از نظر ادبی خیلی خوب بود . ❤️

2 ❤️

853601
2022-01-16 00:26:55 +0330 +0330

چرا هر بار که ابت ریختی روشون یا حوله با آب گرم خیس کردی یا دستمال با اب گرم خیس کردی تا پشتشون تمیز کنی.؟. کونده مگه با خودکار خط کشیدی روشون 😂 😂

0 ❤️

854429
2022-01-20 14:15:22 +0330 +0330

دمت گرم عالی بود کص خواهر اونی که میخونه و به نویسنده فحش میده

1 ❤️

854469
2022-01-20 23:06:51 +0330 +0330

خیلی عالی بود. حیفه این داستانو بخوای اینجا تمومش کنی. به راحتی میشه دو سه تا قسمت دیگه ادامه بدی. مثلا یه انال کامل باهاش بکنی یا یه تریسام با نسیم و زهره. لطفا ادامه شو بنویس 👍👍👍

2 ❤️

854582
2022-01-21 14:29:26 +0330 +0330

یه سوال هم دارم این که چرا اسم داستان رو لکه خورشیدی گذاشتی؟ فکر کردم اگه داستان رو تا اخر بخونم دلیلش رو بفهمم ولی هیچ جای داستان اشاره ای به این موضوع نکردی 🤔

1 ❤️

854795
2022-01-23 00:50:06 +0330 +0330

👏

0 ❤️