لیسیدن پاهای ناز عرشیا

    سلام من اسمم حسام هست
    16 سالمه و تو تهران زندگی میکنیم
    این داستان برمیگرده به 4 ماهه پیش عرشیا 14 سالشه و خیلی پاهای نازی داره و پاهاش مثل دختراست
    یه روز که تو خونه تنها بودم بهش زنگ زدم تا بیاد باهم ps4 بازی کنیم
    زنگ زدم بهش و اونم گفت که بعد نیم ساعت میاد
    من همه چیزو اماده کردم تا اون بیاد
    بالاخره اومد تو خونه دیدم یه جوراب سفید مچی پوشده که کف جوراب از کثیفی زیاد تیره شده بود من چشمام داشت درمیومد داشتم دیوونه میشدم
    اومد نشست و چند دست بازی کردیم و دیدم که بازی زیاد هیجان نداره بهش گفتم که عرشیا هستی شرطی بازی کنیم و اونم گفت باشه شرط چیه
    من گفتم که هر کی که باخت یه سیلی محکم از برنده میخوره و اونم قبول کرد بازی کردیم و من باختم یه سیلی محکم خوردم
    دست دوم رو روی بوسیدن دست گذاشتم تمام تلاشمو کردم که شک نکنه بالاخره بردم و اون مجبور شد دستمو بوس کنه
    دست بعدی رو گذاشتم روی پابوسی و اونم قبول کرد و به من گفت که حالتو میگیرم و من بهش گفتم وایسا و نگاه کن بازی کردیم و من با اختلاف یه گل باختم و تا بازی تموم شد سریع پاهاشو گرفت جلو صورتم و با خنده گفت
    بدو بدو بدو بوس کن که باختی
    من اولش برای این که شک نکنه قبول نکردم و بعد چند بار اصرار بالاخره قبول کردم
    اون رفت روی تخت روی شکمش خوابید و من رفتم پایین تخت و شروع کردم بوس کردن پاهاش از روی جوراب
    جورابش یه بوی خوبی میداد و دوس داشتم همیشه و هر روز اون جورابو بو کنم
    بعد چند دیقه بوسیدن گفت از رو جوراب حال نمیده جورابامو در بیار بعد بوس کن منم با دندون جوراباش رو از پاهای نازش دراوردم
    شروع کردم پاهاشو بوسیدن
    بعد ده دیقه یه ربع که گذشت یهو بهم گفت میشه لیس بزی پاهامو
    من داشتم شاخ درمیاوردم از این حرفش
    منم که بدم نمیومد گفتم چشم و شروع کردم به لیس زدن پاهاش و اون داشت با گوشی بازی میکرد
    بعد نیم ساعت که قشنگ همه جای پاهاشو لیس زده بودم یهو مادرش زنگ زد و به عرشیا گفت که بره خونه
    منم پاهاشو فوت کردم که پاهاش خشک شه بعدش هم جوراباشو کردم تو پاش و دوباره جلوی پاهاش سجده کردم پاهاشو بوس کردم و اونم بهم گفت دمت گرم و خیلی حال داد بعدا میشه دوباره لیس بزنی که منم گفتم چشم و از هم خداحافظی کردیم و اون رفت خونه


    بعد اون ماجرا عرشیا خیلی با من راحت شده بود جوری که از من به عنوان واکس واسه کفشش استفاده میکرد یعنی وقتی میخواستیم بریم بیرون اون میومد تو پارکینگ ما و من مثل سگ جلو پاهاش دراز میکشیدم و شروع میکردم به لیس زدن کفشش انقدر لیس میزدم تا کفشاش برق میافتاد


    یا یه بار هم اون جوراب سفیده رو انداخت تو دهنم موقع ps4 بازی کردن من دوساعت داشتم جوراباشو تو دهنم میک میزدم انقدر که میک زده بودم چرکاش رفته بود و جوراب شده بود مثل روز اولش


    ببخشید که طولانی شد و سرتون رو درد اوردم.
    نوشته: حسام پالیس عرشیا

  • 7

  • 17




  • نظرات:
    •   mehrshad_kh
    • 4 ماه،4 هفته
      • 2

    • واااات؟؟ کفشو برق مینداختی؟ بیا کیر منم برق بنداز سگ جون . پام با جورابش تو کص ننت این چه داستانیه حالم بهم خورد


    •   Momoooam
    • 4 ماه،4 هفته
      • 6

    • ادمین چرا جلوی کاربرای منفی ۱۸ سالو نمیگیره خسته شدیم از داستانای ابکی اه


    •   loverider
    • 4 ماه،4 هفته
      • 1

    • خب حس برده بودن تو داستانت قشنگ حس میشه معلومه اینم فانتزیته خب خودت میگفتی فانتزیه دیگه که فحش نخوری عزیز.به هرحال هرکس یه جور علاقه و سلیقه ای داره


    •   sashaarian
    • 4 ماه،4 هفته
      • 2

    • این دفعه جورابهاشو بخور:)خخخ


    •   king.artoor
    • 4 ماه،4 هفته
      • 4

    • حضرت عباسی یه چیزی ب خورد این 15.16ساله ها بدید.اینا چرا اینجورین؟!به نر و ماده رحم نمیکنن.بخدا تو خیابون با30سال سن وقتی 16ساله میبینم میشاشم ب خودم میگم الانه ک بگیره کونم بزاره.دیوصا چی میخورید مگه؟؟


    •   Fe4rless
    • 4 ماه،4 هفته
      • 0

    • مضخرف و تهوع آور!
      فقط همین


    •   وب.گرد
    • 4 ماه،4 هفته
      • 1

    • فوت فتیش= فوت کردن پا بعد لیسیدن. (: حالا فوت فتیش قابل درکه تا حدودی ولی اخه با همجنس؟ عالیه تو هنوزم جا برا پیشرفت داری.


    •   Emperatoorxxx
    • 4 ماه،4 هفته
      • 1

    • فازت چیه خرچنگ.یچیزی شنیدیا


    •   gayboy1376
    • 4 ماه،4 هفته
      • 0

    • WTFFFFFFFFFFFFFFFFF?????!!


    •   royaei
    • 4 ماه،4 هفته
      • 1

    • آخه این چرندیات چیه ؟ دستمال کاغذی نداشتید پاهاشو خشک کنید ؟ با فوت حشک کردی ؟
      مزخرف بود


    •   kokarostam
    • 4 ماه،4 هفته
      • 1

    • آشغال‌کله


      اول اینکه تو هنوز بچه‌ای و باید ماست رو روی کیر بمالند و بذارند دهنت. شاشیدم توی افکارت. دو اینکه خیلی کثافت خور هستی، شاشیدم توی غذای روزانه‌ات.


      بوی جوراب سیاه آید همی
      یاد کونِ کونیان آید همی
      کار ما لیسیدن چرک و چلیق
      زیر کیر و دنبلان آید همی


      ها کـُکا


    •   kokarostam
    • 4 ماه،4 هفته
      • 2

    • اصلاحیه


      شعر اصلاح شد.


      بوی جوراب سیاه آید همی
      یاد کونِ کونیان آید همی
      کارِ تو لیسیدن چرک و چلیق
      زیر کیر و دنبلان آید همی


    •   mehrankaraj
    • 4 ماه،4 هفته
      • 0

    • منم خیلی دوست دارم کف پا بلیسم ولی واسه دخترا ن پسر


    •   Farhad_FFF
    • 4 ماه،4 هفته
      • 0

    • منم فوت فیتیشم
      بیا درموردش حرف بزنیم
      منتظرم


    •   mariii_a
    • 4 ماه،4 هفته
      • 0

    • اي كثيف :(


    •   Amin.damavandi
    • 4 ماه،4 هفته
      • 0

    • کیرم دهنت پا لیس بدبخت.کیرم تو اون ذهنیتت


    •   amiiir_h
    • 4 ماه،4 هفته
      • 1

    • ریدم دهنت بااین کستانت..جقی کونی..واقعافازت چیه همچین کارایی میکنی؟؟؟تو خیر سرت چن سال دیگ میخوای بشی مرد زندگی اون موقع چ گوهی میخوای بخوری


    •   1Overdose
    • 4 ماه،4 هفته
      • 0

    • كيرم دهنت بهت حق ميدم ادم وقتي فتيش داشته باشه هيچي حس نميكنه. ولي داستانت فانتزي بود با نگارش تخمي


    •   ممم64
    • 4 ماه،4 هفته
      • 0

    • کیر اسب رستم تو تخیلاتت مردک مجوس لجن خور لجن زار شاشیدم تو گوشت


    •   ممم64
    • 4 ماه،4 هفته
      • 0

    • کیر اسب رستم تو تخیلاتت مردک مجوس لجن خور لجن زار شاشیدم تو گوشت


    •   ممم64
    • 4 ماه،4 هفته
      • 0

    • کیر اسب رستم تو تخیلاتت مردک مجوس لجن خور لجن زار شاشیدم تو گوشت


    •   امیرخان۱۳۴۱
    • 4 ماه،4 هفته
      • 1

    • کسکش کله کیری ریدم تو داستانت
      کوونده جقی


    •   mehdisaadi
    • 4 ماه،4 هفته
      • 1

    • کیر منم لیسیدن داره بیا لیس بزن کونی


    •   پروفسور بالتازار
    • 4 ماه،3 هفته
      • 1

    • آقای ادمین نظرم عوض شد همون داستانهای کونیا رو بذاری خیلی بهتره


    •   999n9
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • خوب بود ادامه بده


    •   999n9
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • بیا حرف بزنیم منم مثل خودتم منتظرم


    •   Vahidgay2
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • خوب بود منم پالیس دوست دارم


    •   parto_banoo
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • ادمین جان واقعا اینارو میخونی و میبینی کسشرن و بازم میزاری تو سایت ؟!


    •   x.slave
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • یعنی واقعا خوش شانس ترین آدم روی کره زمینی.آرزوی همیشگیم بوده.


    •   tehranpol
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • برو تو کوچه


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو