داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

لیسیدن پای زندایی

1392/05/20

سلام به همه من شهابم آدم خوشتیپ و خوش هیکلی هستم.
لطفا اگر علاقه ای به foot fetish ندارید این داشتان رو نخونید.
قدم 180 چشامم عسلی.
برم سر اصل مطلب.
من از بچگی وقتی تو خیابون راه میرفتم همیشه سر به زیر بودم و به پای خانومایی که از جلوم رد میشدن نگاه میکردم و یه حس خیلی خوب و عجیبی بهم دست می داد. بعد که بزرگ تر شدم و به دنیای اینترنت آشنا شدم و فیلم هایی در مورد foot fetish دیدم و فهمیدم که فقط من نیستم که احساس خوبی نسبت به پای خانوما دارم. خلاصه چند روزی بود که تو کف پاهای زنداییم بودم و دوست داشتم با تمام وجودم لیسش بزنم و بوش کنم ولی نمیدونستم باید چیکار کنم. یه روز وقتی بعد از ظهر بود و همه خواب بودن رفتم داخل جا کفشی و اون کفش پاشنه بلند جلو بازشو اوردم بیرون و خوب نگاش کردم نزدیک بود آبم در بیاد بعد یه بو کشیدم وقتی بو کشیدم احساس کردم بهترین لحضه ی زندگیمه. یه بوی خاص میداد بهترین بویی بود که تا اون موقع به مشامم خورده بود. بعد یکم بهتر به کف کفش نگاه کردم دیدم از بس این کفشو پوشیده که دیگه کف کفش چرک پاش لایه لایه جمع شده بود. با وله و ترس یه لیس از اونجایی که پاشنه ی پاشو میذاره داخل کفش تا اونجایی که انگشتاش هست زدم.یعنی مزه ای که میداد قابل توصیف نیست.احساس میکردم دارم بهترین چیز لیسیدنی داخل دنیا رو لیس میزدم. یکم شور که حاصل از عرق پاش بود و یکمم دبش و بقیه ی مزش هم که قابل توصیف نیست اصلاً. حسابی اون روز دو تا کفشو لیس زدمو دلی از غذا در اوردم و بعد برای اینکه کسی شک نکنه با دستمال کاغذی خشکش کردم. روز بعد زنداییم به پیاده روی رفت و یه کتونی پوشید. حدود 3 ساعت پیاده روی کرد و به خونه برگشت البته اینم بگما من و پدر و مادرم یه چند روزی رفته بودیم خونه زنداییم داخل تهران. بعد از 3 ساعت که از پیاده روی اومد کفششو در اورد و به داخل خونه رفت و منم به بهونه ی این که میخوام برم سوپر مارکت از خونه بیرون اومدم و کفششو از جا کفشی برداشتم و رفتم داخل حیات یه جایی قایم شدم و نشستم به انجام عملیات! هنوز داخل کفشش داغ بود و بخار بو و عرق از توش میزد بیرون منم اصلاً خودمو منتظر نذاشتم و دماغمو یه راس کردم تو کفشش! یه بوی باور نکردنی میداد. داشتم بی هوش میشدم. انقدر بو کردم که دیگه بوش رفت فک کنم حدود نیم ساعت داشتم کفششو بو میکردم. بعد یواش رفتم کفششو گذاشتم تو جا کفشی و رفتم داخل خونه. داییم معلم پروازی بود و برای یه هفته رفته بود مشهد برای تدریس. خونه فقط من بودم و زنداییمو و مامانم و بابام. مامان و بابام داخل حال میخوابیدن و منم بغل دستشون و زندایمم رو تختش.چون تابستون بود منم از فرصت استفاده کردم و گرما رو بهونه کردم برای اینکه برم داخل اتاق زندایی بخوابم. چون اتاق زنداییم از همه جا خنک تر بود و ما هم که عادت نداشتیم کولر رو شب ها روشن بذاریم. خلاصه من رفتم دشکمو راس پایین تخت زندایی پهن کردم و اونم پاهاش قشنگ بالای سرم بود و بهم چشمک میزد! 1 ساعت صبر کردم تا صدای نفس های زنداییم عمیق تر و عمیق تر بشه و همچنین بابا و مامانم و بازم صبر کردم تا یخچال روشن بشه و صدای ملچ ملچ من کم تر بیاد.

خلاصه من دست به کار شدم. اول رو دوتا زانوم نشستم و بعد پتو رو یواش از روی پای زنداییم بلند کردمو برای اولین بار پاهاشو از نزدیک دیدم. لاک بنفش براق با ناخونای کشیده و نسبتاً بلند. فرم پاهاش که حرف نداشت. خوش تراش ترین پای تو جهان بود. اول یکم بوش کردم و خوب فیض بردم بعد دیگه طاقتم تموم شده بود. زبونمو پهن کردم و روی پاشنه پاش گذاشتم اول یکم شور شد ولی بعدش یه مزه دیگه به خودش گرفت. بعد زبونم و از پاشنه پا کشوندم و کشوندم تا رسیدم به انگشتاش. زبونم و برداشتم و با ترس با دستام لای انگشت کوچیکه پای سمت چپش رو باز کردم دیدم چند تا چرک کوچیک سیاه لاش گیر کرده و دارن به من میگن بیام بخورمشون منم حرفشونو قبول کردم و زبونم رو تیز کردم و لای انگشتش بردم و اون چرکارو با وله خوردم وای چه مزه ای میداد حرف نداشت. همین کارو برای انگشتای دیگه پای چپش و پای راستش انجام دادم و بعد رفتم سراغ مک زدن انگشتاش. اول زبونمو نوتیز کردم و به زیر ناخون انگشت بزرگش بردم برخلاف روی ناخنش زیر ناخنش پر چرک و کثافت بود منم از خدا خواسته جای همشو برق انداختم یعنی اون لحظه که داشتم پای زنداییمو میلیسیدم رو هیچ وقت از یادم نمیره و بهترین لحظه ی زندگیم بود.
لطفاً اگر علاقه ای به foot fetish ندارید توی نظرات بد و بیراه نگین.

نوشته: شهاب


👍 2
👎 4
281040 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

395245
2013-08-11 07:49:24 +0430 +0430

خاک بر سرت فقط یکم خوندم بازم خاک بر سرت حتما برو پیش مشاور خاک بر سرت تو بیماری و خبر نداری خاک برسرت

2 ❤️

395246
2013-08-11 08:32:42 +0430 +0430
NA

مجبورت كه نكرده بخوني ولي خاك بر سرش

0 ❤️

395247
2013-08-11 08:34:23 +0430 +0430
NA

مجبورت كه نكرده بخوني ولي خاك بر سرش

0 ❤️

395248
2013-08-11 08:35:15 +0430 +0430
NA

مجبورت كه نكرده بخوني ولي خاك بر سرش

0 ❤️

395249
2013-08-11 08:36:05 +0430 +0430
NA

مجبورت كه نكرده بخوني ولي خاك بر سرش

0 ❤️

395250
2013-08-11 08:46:52 +0430 +0430

کیر من هم عرق می کنه بد بو میشه شرمنده زحمتشو بکش

0 ❤️

395251
2013-08-11 09:03:47 +0430 +0430

کیر من هم عرق می کنه بد بو میشه شرمنده زحمتشو بکش

0 ❤️

395252
2013-08-11 10:03:34 +0430 +0430
NA

امروز به لطف ادمین رفع اسپم شدم پس فحش نمیدم.فقط ننویس دوست عزیز

0 ❤️

395253
2013-08-11 10:08:20 +0430 +0430
NA

عق عـــق عــــــق

0 ❤️

395254
2013-08-11 10:19:30 +0430 +0430
NA

آخه من نمیفهمم این فوت فتیش مادر جنده چیه که افتاده به جون جوونا فقط یه چیز میگم به قول دوستمون خاک بر سرت

0 ❤️

395255
2013-08-11 10:57:41 +0430 +0430
NA

ادمین این داستانو بذار قسمت طنز . حداقل حسنش به این هست که ملت می خندن غمهاشون یادشون میره . یک خدابیامرزی هم واسه خودت می خری :D ;)

0 ❤️

395256
2013-08-11 11:37:11 +0430 +0430
NA

آخه یکی نیست به این حرومزاده ها بگه تو کدوم داستان تا حالا دیدین که نویسنده اولش مشخصات بنویسه؟
فکر کنین مثلا
من صادق هدایت
قد 176
وزن 68

من مارگارت میچل
قد 170
وزن 56

من ر.اعتمادی
قد 178
وزن 90

گه بگیرن این داستان نوشتناتون رو

0 ❤️

395257
2013-08-11 11:38:55 +0430 +0430
NA

کاش یه کم لنگ و پاچه اون معلم کس کشت و تو دبستان بو می کشیدی که شاید اقلا مثل آدم کنترل کنه دفتر مشقتو که به جای نوشتن نرینی.

0 ❤️

395258
2013-08-11 12:17:30 +0430 +0430
NA

منم مثل دوستان واقعا خاک برسرت
کثیف چرکووووو :p

0 ❤️

395259
2013-08-11 19:44:11 +0430 +0430
NA

چرا باز تکراری امده؟!!!
:? :? :? :? :? :? :? :? :?
بعدش بیا کیر منو با پاهام بخور تو که حرفه ای هستی

0 ❤️

395260
2013-08-11 23:45:36 +0430 +0430

گر تو می گویی چرک پای جنده زندایی خوش است…در میان کس پر مویش راهپیمایی خوش است
گوش کن حرف رندان را که گفتند یکصدا…کردن ماتحت تو از نوع لاپایی خوش است

0 ❤️

395261
2013-08-12 04:27:23 +0430 +0430
NA

خاک بر سر

0 ❤️

395262
2013-08-12 04:28:25 +0430 +0430
NA

خاک بر سر

0 ❤️

395263
2013-08-12 04:36:30 +0430 +0430
NA

dostan salam
donbale karbar saina jon hastam
kasi khabar dare?

0 ❤️

395264
2013-08-12 04:47:25 +0430 +0430
NA

““اول زبونمو نوتیز کردم و به زیر ناخون انگشت بزرگش بردم برخلاف روی ناخنش زیر ناخنش پر چرک و کثافت بود منم از خدا خواسته جای همشو برق انداختم یعنی اون لحظه که داشتم پای زنداییمو میلیسیدم رو هیچ وقت از یادم نمیره و بهترین لحظه ی زندگیم بود.””
یعنی ریدی داش، پای زن دائیت تا زانو تو کونت

0 ❤️

395265
2013-08-12 07:25:29 +0430 +0430

حالم ب هم خورد مرتیکه مجتلق
این فوت فتیش دیگه چه کوفتیه ؟
کونی بودن شرف داره به فتیش , ب نظرم برو تغییر رشته بده

0 ❤️

395266
2013-08-12 11:58:23 +0430 +0430
NA

منم خاک برسرت

0 ❤️

395267
2013-08-12 12:54:16 +0430 +0430

کثیف بود، دیگه ننویس. . . . . . . . . . .
جا داره که من هم مثل اکثر دوستان یک خاک بر سر مشتی بهت بگم که ثواب داره. ظاهرا معنی فوت فتیش رو هم نمیدونی ولی من برات میگم. همه فوت فتیش‌ها بعد از اینکه پای طرف رو بوییدن و لیسیدن و تمام چرک و کثافت‌های لای انگشت‌ها و کف پاها رو خوردن و برق انداختن باید منتظر بمونن تا شوهر یا بکن طرف بیاد تا کونش بذاره. اتفاقا ما منتظر این قسمتش بودیم که چطوری کونت جر خورد ولی تو سانسور کردی. کُس‌مشنگ دیگه ننویس.

سحر گه بوی پا بود، نوش جونت
پر از عشق و صفا بود، نوش جونت
همه چرک و کثافت را که خوردی
سپس از کون جریدی، نوش جونت (جریدی=جر خوردی)

0 ❤️

395268
2013-08-12 13:12:11 +0430 +0430
NA

واقعا خاک بر سرت

0 ❤️

395269
2013-08-12 14:02:26 +0430 +0430
NA

خاک تو سر پدر پدرسوختت با این بچه ساختن خاک بر سرش

0 ❤️

395270
2013-08-12 14:03:02 +0430 +0430
NA

خاک تو سر پدر پدرسوختت با این بچه ساختن خاک بر سرش

0 ❤️

395271
2013-08-12 15:34:45 +0430 +0430
NA

زن داییت نمرده بود کلی لیسی دیش بیدار نشد؟!؟؟!

0 ❤️

395272
2013-08-12 15:49:05 +0430 +0430

کول باشوآ

0 ❤️

395273
2013-08-12 15:50:03 +0430 +0430
NA

زن داییت نمرده بود کلی لیسی دیش بیدار نشد؟!؟؟!

0 ❤️

395274
2013-08-12 16:59:27 +0430 +0430

برگرفته از قصه ی زیبای:بوی گند چرک جوراب پای یوفس…
حاج آقا ببخشید احیانا شما کیرتون جای دماغتون نیس؟!!..

0 ❤️

395275
2013-08-12 18:27:36 +0430 +0430
NA

خیلی کثیفی.زناااااااااا.سگ چرک پا نمی خوره.گفتی توهین نکن ولی واقعا چرکو کثافتی.آشغال خور.کس شعرم که میگی.پای جندرو خوردی بیدار نشده؟؟؟؟؟!!!پس زن داییت با خرسا یه نسبتی داره حتما.مرتیکه چرک خالی بند

0 ❤️

395276
2013-08-12 18:33:46 +0430 +0430
NA

خار کسه حالت تهوو گرفتم.ننه سگ.اه اه اه

0 ❤️

395277
2013-08-12 23:02:19 +0430 +0430

كس كش مادرجنده چنان با آب وتاب تعريف ميكنه انگار قله اورستو فتح كرده آخه مادرجنده كون بدي بهتراز اين كثافت خورياست. مادرتونو گائيدم اين ديگه چه صيغه ايه

0 ❤️

395278
2013-08-13 06:10:25 +0430 +0430

راستی 5 لایه از زیر پا یارو تا در کونش برداشتی بیدار نشد هیچ؟!!!.. :?

0 ❤️

395279
2013-08-14 03:45:05 +0430 +0430
NA

کثافت هال به هم زن

0 ❤️

395280
2013-08-14 16:03:44 +0430 +0430
NA

هنوز زنده ای؟!!!

0 ❤️

748912
2019-02-18 09:18:15 +0330 +0330

نظر من دوتا خطش خوندم نا توانی جنسی گرفتم بی پدر

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها






Top Bottom